گزارش «نوآوران» از دیدار رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین و سرکرده گروهک تروریستی منافقین

دیدار ورشکستگان سیاسی

محمود عباس، رهبر دولت فلسطینی به دیدار با مریم رجوی رهبر گروه نگونبخت «سازمان مجاهدین خلق» در پاریس رفته است. ازجمله اصلیترین مذاکرات در این دیدار مبارزه با تروریسم و بنیادگرایی است که ازقضا خود منافقین در آن ید طولایی دارند. حال باید دید که چه چیز دولت محمود عباس را با گروهک ورشکسته منافقین پیوند میدهد.

  1. ۴ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
دیدار ورشکستگان سیاسی
نوآوران -

آیا رجوی از دیدار با محمود عباس به دنبال مشروعیت بخشیدن به گروهک متبوع خود است که سالها در فهرست گروههای تروریستی در جهان قرار داشت و تنها با صرف میلیاردها دلار و لابیگری توانست نام خود را از فهرست گروههای تروریستی آمریکا خارج کند. به نظر اگر رجوی با چنین هدفی به دیدار عباس رفته به کاهدان زده است. دولت فلسطینی در زمینه مشروعیت خود هم همین حالا نهتنها در سطح منطقهای و بینالمللی بلکه در میان خود فلسطینیها نیز با مشکلاتی اساسی روبهروست. این دولت فلسطینی تنها یکبار و آن هم با فشار جورج بوش و با نظارت اروپاییها، یک انتخابات آزاد در فلسطین برگزار کردند و در آن انتخابات شکست خوردند و سریعا با حمایت اسرائیل و امریکا بساط انتخابات و دموکراسی را برچیده و به همان وضعیت سابق برگشتند. پس محمود عباس اساسا مشروعیتی ندارد که بخواهد مشروعیتی به سازمان مجاهدین خلق ببخشد. داستان اما روشنتر از اینهاست. حامی مشترک و حلقه اتصال سازمان مجاهدین خلق و دولت فلسطینی، عربستان سعودی است؛ کشوری که این دو را به یکدیگر نزدیک کرده است.

سازمان مجاهدین خلق که چند دهه بهعنوان ابزار و مزدور در خدمت رژیم بعث صدام حسین بود و در تالار افتخارات خیانتهایش عملیاتی چون چلچراغ و فروغ جاویدان را میبیند، بهعنوان یکی از منفورترین و نگونبختترین گروههای اپوزیسیون قلمداد میشود. این گروه که در دوران جنگ تحمیلی و در شرایطی که جوانان و سربازان وطن با جانفشانی در برابر ارتش تا بن دندان مسلح صدام سینه سپر کرده بودند، از پشت خنجر میزد، امروز به دامن دشمن درجه یک ایران در منطقه یعنی عربستان سعودی غلتیده است. البته برای عربستان، سازمان مجاهدین به نفس خود هیچ ارزشی ندارد جز اینکه از آن بهعنوان ابزاری برای فشار علیه ایران استفاده کند. رهبران سازمان مجاهدین خلق هم به اینکه از آنها بهعنوان ابزاری و ملعبهای علیه ایران استفاده شود خو گرفتهاند و این حیات انگلوار برایشان عادی شده است.

 بازیچههای عربستان

عربستان سعودی قدمبهقدم، با اعتمادبهنفس و آشکارا، در حال افزایش دشمنیها با ایران و رویارویی با ایران است. عربستان سعودی که در زمان شاه محافظهکار خود و قبل از پیدایش بهار عربی، از آمریکا میخواست تا به ایران حمله نظامی کند و «سر مار را قطع کند»، نهتنها در تحریک آمریکا و غرب برای حمله به ایران توفیقی کسب نکردند بلکه بعد از توافق هستهای در عمل شاهد باز شدن بیشازپیش آغوش جامعه جهانی به روی ایران بودند. گذشته از برجام که بهنوعی زنجیر تحریمها را از پای اقتصاد، تجارت و دیپلماسی ایران گشود، رخدادهایی چون جنگ 33روزه، بهار عربی و حمله آمریکا به عراق و متعاقبا روی کار آمدن یک دولت شیعی در این کشور، عملا موازنه قدرت در منطقه را به نفع ایران تغییر داد. عربستان که میبیند که در سوریه، عراق، یمن و بحرین قافیه را به ایران باخته است، حکم شغالی زخمی را دارد که از هر فرصتی برای ضربه زدن به ایران دریغ نمیکند حتی اگر این فرصت، گروه ورشکستهای چون منافقین باشد. عربستان همزمان و همانگونه که به علت توافق هستهای میان ایران و غرب، در خصوص مسئله ایران از آمریکا دورتر میشود تلاشهای آشکاری را برای نزدیکی به اسرائیل و همکاری مشترک با این کشور علیه ایران در دستور کار قرار داده است. عربستان در قدم اول بلافاصله پس از انجام تشریفات خاکسپاری شاه سابق و قدرت گرفتن شاه جدید، دست به ائتلافی برای سرکوبی، مجازات و مقابله گسترده با آن دسته از کشورها و گروهای عربی پرداخت که در سالهای گذشته به ایران نزدیک شدهاند. تشکیل یک ائتلاف از کشورهای سنی در مقابل ایران، حمله به یمن، لشکرکشی به بحرین و مقابله با قیام مسالمتآمیز و مردمی این کشور و حمایت مالی، نظامی و اطلاعاتی از افراطیترین گروههایی تروریستی همچون جبهه النصره و داعش در سوریه عراق و تلاش برای شناساندن مرحلهبهمرحله حزبالله لبنان بهعنوان یک گروه تروریستی، همگی بخشی از آن مجازات بیوقفه و بیرحمانهای است.

 تلاش برای اپوزیسیونسازی

عربستان سعودی اما اکنون و در گام تازه خود و پسازآنکه موفق نشد تا عزم و اراده عربهای متحد خود را برای برخورد ریشهای و قهری با عربهای متحد ایران جزم کند، به سراغ گروههایی مسلحی رفته است که علیه ایران فعالیت میکنند  و اینک سازمان منافقین که عربستان بهگونهای بیپروا در تجمع آنها مشارکت میکند و به آنها وعده کمک میدهد. به نظر دیدار محمود عباس و مریم رجوی هیچچیز، جز ادامه همان حضور ترکی فیصل در نشست سازمان مجاهدین خلق نیست. پیامی جز حمایت عربستان و استفاده ابزاری عربستان از سازمان مجاهدین برای ضربه زدن به امنیت ایران ندارد زیرا محمود عباس بهخودیخود نمیتواند هیچ کمکی برای رجوی باشد، فرد ضعیفی است که عربستان به او فشار آورده است تا به دیدار مریم رجوی برود، عربستان اما میتواند رجوی را با همین دیدارها و در همین روند تبلیغات گستردهای رسانهایاش، بهعنوان اپوزیسیون ایران جا بزند و معرفی کند و خصومتش علیه ایران را تعمیق کرده و تداوم ببخشد.

 

نوشتارهای مرتبط

تازه های دیپلماسی