سر مقاله - مدیرمسئول

حضور جنگنده‌هاى روسیه در ایران فرصت یا تهدید

  1. ۳ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۲
حضور جنگنده‌هاى روسیه در ایران فرصت یا تهدید
نوآوران -

   اعلام رسمى خبر حضور جنگنده هاى ارتش روسیه در پایگاه هوایى جمهورى اسلامى ایران و استفاده روسیه از خاک و امکانات ایران براى حمله به مواضعى از یک کشور ثالث که براى نخستین بار در تاریخ معاصر ایران صورت مى گیرد، نشان دهنده سرعت گرفتن تحولات سیاسى – نظامی و ژئوپولوتیک در سطح خاورمیانه و افزایش درگیرى جمهورى اسلامى ایران در این تحولات است.

    انگیزه هاى تهران از توافق بى سابقه فوق با مسکو، روشن است: تروریسم لگام گسیخته بین المللى که تحت نام‌ها و پرچم هاى متفاوت و ظاهراً بعضاً متضاد به کارگردانى دستگاه هاى امنیتى قدرت‌هاى جهانى و به ویژه ایالات متحده آمریکا و براى پیشبرد اهداف مورد نظر آن ها در منطقه مستعد خاورمیانه طى ظرف سالیان اخیر پدید آمده است، اینک چنان بزرگ شده و گستره اى چنان جهان شمول یافته که نه تنها سر نخ آن از کنترل پدید آورندگانش خارج شده و سراسر جهان از جمله اروپا و آمریکا را به صحنه تاخت و تاز خود تبدیل کرده است، بلکه سر شاخه هاى آن اینک به مرزهاى جغرافیایى جمهورى اسلامى ایران رسیده است. گستره و حجم خطیر چنین وضعیتى تهران را ناگزیر مى سازد تا براى حفظ امنیت مثال زدنى خود در سطح جهان، از همه ابزارها از جمله همکارى‌هایى بى سابقه راهبردى با رقیب منطقه ای دیرینه خود یعنى روسیه نیز استفاده کند. در واقع، وضعیت امنیتى منطقه خاورمیانه – به ویژه براى کشورى چون ایران – هرگز تا این حد خطرناک، شکننده و مبهم نبوده است. حتى در اوج دوران جنگ سرد که جمهورى اسلامى ایران یکه و تنها مستقیماً با عراق در ١٢٠٠ کیلومتر درگیرى سنگین نظامى داشت و عملاً با همه جهان عرب و نظام سلطه بین‌المللى در برابر سکوت رضایت آمیز مسکو و هم پیمانانش نبردى نا برابر را اداره مى کرد، به لحاظ امنیتى اوضاع چنین وخیم نبود.

    مهم ترین ویژگى وضعیت کنونى، اولاً گستره آن در سراسر خاورمیانه است؛ به گونه ای که جز مرزهاى شمالى، هیچ یک از هزاران کیلومتر مرزهاى آبى و خاکى ایران در برابر آن در امان نیست. ثانیاً، تعدد و کنترل ناپذیرى گروه هاى تروریستى درگیر در منازعات است؛ به گونه اى که حتى اگر تهران بخواهد با یک یا هر یک از این گروه ها از جمله داعش مثلاً باب مذاکره اى باز کند، هیچ ساختارى در این گروه ها براى گفت و گو وجود ندارد یا دست کم براى ما شناخته شده نیست. ثالثاً، در سایه پانزده سال رونق بى سابقه نفتى در خاورمیانه طى سال هاى ١٣٧٩ تا ١٣٩٣ خورشیدى، چنان حجمى از ثروت و دلارهاى نفتى افسانه اى در این منطقه استراتژیک انباشته شده است که تقریباً همه این کشورها را به هوس جهانگیرى و جهاندارى انداخته است که نمونه آن کشور کوچک ٦٠٠ هزار نفرى قطر است که به بانک مرکزى صدور نا آرامى و تروریسم در منطقه خاورمیانه تبدیل شده است. در عین حال و به عنوان رابعاً، این کشورهاى متعدد درگیر در بحران بى‌سابقه خاورمیانه که هر یک دست در یک چند عروسک خیمه شب بازى گروه هاى تروریستى کرده و آن ها را به جان رقیبان منطقه ای خود مى‌اندازند، هیچ ثبات قدمى در دوستى ها و دشمنى هایشان ندارند و مانند مورد رفتار ماه هاى اخیر ترکیه هر لحظه ممکن است عقد هم‌پیمانى با این یا آن کشور را بگسلند و با این یا آن دشمن تا این اواخر نرد عشق ببازند یا بر عکس. خامساً، این که در این غبار بى‌همتاى تاریخى نبرد مسلمان با مسلمان، دولت اسرائیل از همه بر کنارتر و فراموش شده تر و حتى امن تر از سر تا سر اروپا شده است.

    بنابراین و از آن جا که به حق، جمهورى اسلامى ایران خود را هدف بالقوه و اخیراً بالفعل این غبار کور کننده و نفس گیر تروریسم بى رحم منطقه اى میابد، گریزى ندارد جز آن که از لاک دفاعى بیرون بیاید، اصول خدشه نا پذیر انقلابى خود و در صدر آن « عدم تعهد » را به کنار بگذارد و با استفاده از همه اهرم‌هاى موجود و ممکن، همزمان با مبارزه با سر شاخه هاى تروریستى در مرزهاى غربى و شرقى خود، سر چشمه ها و کانون ایجاد و صدور این تروریسم را در عمق خاک سوریه هدف قرار دهد. تنهایى و فقدان هر گونه شریک استراتژیک و عدم عضویت در هم پیمانى‌هاى ژئوپولیتیک، این جا نه تنها به کار نمى‌آید، که خطرناک و تحریک کننده دشمنان براى دست‌اندازى به حریم جمهورى اسلامى ایران نیز هست. امنیت ایران، آن‌چنان مهم و حیاتی است که هرگونه تسامح، کوتاهی، اغماض و‌... خدایی ناکرده وارد آمدن جزئی‌ترین آسیب به آن، گناه و خیانتی بس نابخشودنی‌ست.

    این ضرورت استفاده بهینه از منافع راهبردى مشترک با مسکو، آنکارا یا هر پایتخت دیگرى در صیانت از کیان امنیتى نظام و کشور، سویه دیگرى هم دارد. جنگ، در نظام سرمایه دارى به ویژه در مرحله امپریالیستى ایالات متحده آمریکا یک بازى دو سر برد است. در جنگ، هم اهداف امپریالیستى پیش برده مى شوند و هم به لحاظ اقتصادى و بنا به ساختار کشورى مانند ایالات متحده یا قدرت هاى اروپایى درجه یک، به شکوفایى صنایع جنگى آن کشورها که تماماً به بخش خصوصى و سرمایه داران بسیار بزرگ تعلق دارند، مى‌انجامد.

بر عکس و در نقطه مقابل – براى کشورهایى چون ایران – هرگونه افزایش تنش ملى، منطقه‌اى یا بین المللى، سم مهلکى است که نه تنها به همان‌اندازه تخصیص منابع به تسلیحات از بودجه‌هاى رفاهى – اجتماعى و اقتصادى آن‌ها مى‌کاهد، بلکه با پایین آمدن ضریب امنیت و به ازاى هر واحد از کاهش آن، در ابعادى مضاعف ترس بر بازارها سایه مى‌افکند و سرمایه گریز پا را بیش از پیش مى رماند و به این سان، فقر بر فقر مى‌افزاید. با همین ساز و کار و بر پایه همین ترفند بود که ایالات متحد آمریکا در جنگ سرد ابتدا اتحاد جماهیر شوروى را به لحاظ ایدوئولوژیک در چهار قاره جهان در گیر کرد و پس از این که این در‌گیرى ایدئولوژیک به برخوردهاى نظامى نیابتى یا بعضا مستقیم انجامید و اقتصاد سرزمین اصلى از عهده تأمین و تدارک این جنگ ها بر نیامد، با عقب نشینى، شکست و سرانجام فروپاشى اتحاد جماهیر شوروى و کل بلوک شرق پایان گرفت. براى عاقلان، همین اندازه هشدار دلسوزانه کفایت مى‌کند که جمهورى اسلامى ایران، نمى تواند و نباید بر پایه تضاد منافع میان روسیه با ایالات متحده اجازه دهد به طور نا محدود و بى‌قید و شرط به صحنه منازعات شرق و غرب در خاورمیانه کشانده شود.

    هم چنین، در منازعه اى چنین پیچیده و به همان اندازه بزرگ با بازیگرانى متعدد و مواضعى بى‌نهایت سیال، توجه بیش از هر زمان دیگر به عقبه ژئوپولتیک کشور و نظام یعنى مردم به ویژه در مناطق مرزى همجوار با کانون هاى بحران و صدور تروریسم، ضرورتى خدشه ناپذیر است. واقعیت تلخ ایران این است که بنا بر ماهیت آغشته به نفت اقتصاد ایران، تسلط دولت بر منابع و توزیع آن در کشور و بوروکراتیک بودن توزیع منابع، معمولاً و تا کنون مناطق حاشیه اى و مرزى در دوران رونق آخرین بهره مندان از آن بوده اند و در دوره هاى رکود، نخستین قربانیان آن.

    چنان چه در پى مقابله پایدار و بنیادین با تروریسم و خشکاندن همیشگى ریشه هاى آن در منطقه و نیز ایمنى کشور و نظام از پیامدهاى این هجمه شوم هستیم، جز از طریق مبارزه با فقر و تبعیض، هرگز به آن توفیق نخواهیم یافت.

نوشتارهای مرتبط

تازه های دیپلماسی