قاسم محبعلی در گفت و گو با «نوآوران»:

روسیه به دنبال منافع خودش است

انتخابات ایالات متحده آمریکا همواره برای ایران دارای اهمیت بوده، زیرا رویکردهای این کشور در مواجهه با خاورمیانه وارتباطات گسترده این کشور با شرکای اروپایی و آسیایی خود، می تواند ایران را مستقیما تحت تأثیر قرار دهد.

  1. ۳ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
قاسم محبعلی
نوآوران -

چنانچه در سال‌های تحریم هسته ای ایران، فشارهای اقتصادی زیادی از ناحیه این کشور و شرکای او بر ایران تحمیل شد. این دوره از انتخابات تفاوتی اساسی با انتخابات پیشین در این کشور دارد. نخستین انتخابات ریاست جمهوری آمریکا پس از برجام می تواند ارزیابی مناسبی از عملکرد این کشور در اجرای تعهدات خود ارائه دهد. علاوه بر آنکه نامزد حزب جمهوری خواه مردی است به گفته بسیاری از کارشناسان «کاسب مآب»، که هرچند رویکردهای تندی نسبت به ایران دارد، اما می تواند به سبب نگاه اقتصادی که دارد، روی کارآمدن او به نفع ایران تمام شود. دونالد ترامپ از بزرگ ترین زمین داران آمریکا و جهان محسوب می شود که حرف‌های ضدونقیض زیادی درباره ایران زده است. از پاره کردن توافق‌نامه برجام گرفته (در جمع یهودیان) تا پایبندی به همه بندهای این توافق نامه. در مقابل هیلاری کلینتون، نامزد حزب دموکرات، سابقه بالایی در امور دیپلماتیک دارد و برای ایرانیان چهره ای است نام آشنا که گفته می شود درحالی که بر اجرای برجام، خود را متعهد می داند، اما بر مواضع خود بسیار پایبند است و احتمالا گامی بیش از این توافق نامه برای بهبود روابط ایران و آمریکا بر نخواهد داشت. درهرحال، روی کارآمدن هر یک از این دو نامزد می تواند آثاری مستقیم و غیرمستقیم بر اقتصاد ایران داشته باشد. به صورت مستقیم بر اجرای برجام نظری دارد و به صورت غیرمستقیم می تواند اقتصاد جهانی و به تبع آن، اقتصاد ایران را تحت تأثیر قرار دهد. در این زمینه با قاسم محبعلی مدیر کل اسبق امور خاورمیانه وزارت خارجه به گفت و گو نشستیم.

تاثیرات برجام در کشور چیست؟

موافقان و مخالفان برجام هر کدام نظرات خاص خود را دارند ،اما شاید مخالفان فراموش کرده اند برجام قرار نبود باعث توسعه اقتصادی کشور شود بلکه قرار بود کشور را تازه به سال 84 بازگرداند.

تاثیرات برجام در کشور از دو رویکرد قابل بررسی است یکی اینکه اگر برجام به نتیجه نمی رسید چه اتفاقی در کشور رخ می داد و دیگر اینکه برجام چه آثاری را در مناسبات ایران و جهان خارج برجا گذاشت. در درجه اول اگر برجام به نتیجه نمی رسید مناسبات تجاری و رسمی ایران از جمله نقل و انتقالات کالا و ارز و همچنین فروش نفت در حد صفر می‌رسید که در نهایت به یک وضعیت بحرانی می رسیدیم و آنچه انجام می‌شد از طریق قاچاق و شبکه های مافیایی صورت می‌گرفت چنانچه در سال های قبل هم این اتفاق افتاده بود. کشور از سال 2010 تا 2013 بالاترین میزان تولید ناخالصی را داشته که به خاطر وجود تحریم ها این میزان کاهش یافته و از 550میلیارد دلار به 350 میلیارد دلار رسیده است.

اگر برجام به نتیجه نمی رسید شاهد رشد منفی 6 در اقتصاد کشور بودیم که آثار وحشتناکی را در زندگی مردم ایجاد می کرد. همچنین وضعیت نقل و انتقال ارز و افتتاح حساب بانکی توسط ایرانیان خارج از کشور امکان پذیر نبود اما بعد از برجام این وضعیت بهبود یافت.

بنابراین از آثار به نتیجه رسیدن برجام افزایش فروش نفت از یک میلیون بشکه در روز به بالای دومیلیون بشکه رسید لذا در صورتی که قرار دادهای جدید نفتی انجام شوند این میزان افزایش خواهد یافت. در رابطه با فروش نفت در زمان تحریم ها رقبای نفتی ما همچون عربستان بازارما را در دنیا کم‌کم گرفته بودند که در حال حاضر پس از برجام کشور به جایگاه خود بازگشته است.

پس از سال‌ها تحریم، رکود و مشکلاتی که برای نظام بانکی به صورت رشد بدهی‌‌های دولت، افزایش مطالبات معوق و بدهی بدهکاران بزرگ، کاهش سود و درآمد بانک‌ها، رشد موسسات غیرمجاز و... ایجاد شد اکنون می‌توان انتظار داشت که با اجرای برجام، اثرات کوتاه‌مدت و بلندمدت و تحولات مثبت و خوبی را برای بازار پول و بانکداری شاهد باشیم.

در کوتاه‌مدت، اثر روانی اجرای برجام به صورت کاهش نرخ ارز، بهبود شاخص بورس، کاهش هزینه نقل و انتقال پول، آزادسازی نقل‌و انتقال پول بین ایران و کشورهای طرف تجاری ایران، ایجاد رابطه بین بانک‌های ایران و همکاری سوییفت با بانک‌های ایران، آزادسازی پول‌های بلوکه شده و... باعث کاهش هزینه‌های پول و ایجاد رونق نسبی در تجارت و بازارهای مختلف می‌شود.

بنابراین برجام کشور را از یک خطر بحران نجات داد و اگر به درستی پیش رود پروژه ای است که می تواند تاثیرات مثبتی را در زمینه های مختلف سیاسی و اقتصادی  را داشته باشد. 

  روابط ایران، روسیه و ترکیه چه تأثیراتی در منطقه خواهد داشت؟

با همه همسایگان باید روابط خوبی برقرار کنیم به هر حال مشکلاتی که در میان ما و ترکیه در قبال سوریه به وجودآمده بود دلیل بر قطع روابط ندارد لذا اهمیت های این روابط نسبت به اختلافات آن بیشتر است.از طرفی دیگر روسیه همسایه آبی ما و ترکیه است که از جهات مختلف با هم در ارتباط هستیم. 

بنابراین میان سه کشور اختلاف ها، رقابت‌ها و شراکت های قابل توجهی وجود دارد؛ اینکه این مشکلات چگونه حل شود بحث قابل توجهی است که به این سادگی نمی توان در موردش اظهار نظر کرد لذا باید مفهومی که از روابط وجود دارد به سمت روابط همسایگی حرکت کرد.

  آیا بهبود روابط روسیه با ترکیه به این معنی است که ترکیه مایل به حضور در قالب اتحاد ایران و روسیه باشد؟

در ارزیابی‌ها و تحلیل‌ها باید با کدهای عینی‌ تر، کارآمدتر و ساختارگرایانه‌ تر با مسائل برخورد کرد. وقوع اتفاقاتی در منطقه، کودتای نافرجام در ترکیه و دلایل آن و برخوردهای تند آقای اردوغان ناخرسندی غرب و آمریکا و در نتیجه ناخرسندی ترکیه را نیز در پی داشت. منظور این است که باید مباحث احساسی پیرامون این قضیه را از مباحث عقل گرایانه جدا کرد. به هر حال روسیه در کنار ترکیه قادر به انجام برخی اقدامات اقتصادی، منطقه‌ای و ... می‌باشد. سفر اردوغان به روسیه حاکی از این است که ترکیه تمایل دارد مسائل خود را با روسیه حل و فصل کند. اما به نظر من فعلاً این به این معنی نیست که ترکیه کاملاً از غرب و آمریکا به سمت روسیه رفته و مایل به حضور در قالب اتحاد ایران و روسیه باشد.

   بهبود روابط ترکیه با روسیه چه تأثیری بر نوع نگاه روسیه به بازیگران منطقه‌ ای دارد؟

به این موضوع از دو جهت می ‌توان نگاه کرد. از بعد ایران می ‌توان این‌طور گفت که هماهنگی بیشتر ترکیه در مسائل منطقه به ویژه سوریه با روسیه و ایران طبیعتاً خوب است. اینکه آیا ترکیه قابلیت هماهنگی کامل و در تمام ابعاد را دارد یا نه؟ جای سؤال دارد. چرا که اختلاف کماکان به قوت خود باقی‌است و تنها یک سری همسویی ‌ها در رابطه با حل سیاسی بحران شکل گرفته ولی در حوزه تعیین گروه‌ های تروریستی و زمان ترک قدرت توسط بشار اسد یا حتی عدم ترک قدرت اختلافاتی وجود دارد. در واقع قرار گرفتن ترکیه در کنار ایران و روسیه از این جهت که وزن آن‌ها سنگین ‌تر خواهد شد خوب است، لیکن به‌این معنی نیست که این همسویی به طور کامل خواهد بود. گذشته از این البته بهبود روابط ترکیه با روسیه برای ایران از جهت دیگری می‌ تواند منفی باشد. چرا که روسیه در صورت داشتن یک فاکتور جدی ‌تر بیشتر با ایران بازی خواهد کرد؛ به دلیل این که با وجود همسویی ‌هایی میان ایران و روسیه، این کشور در مسائل زیادی با ایران بازی کرده است.

  استقرار جنگنده های روس در پایگاه نظامی نوژه چه پیامدهایی را به همراه دارد؟

استقرار هواپیماهای روسی در پایگاه هوایی شهید نوژه همدان مطرح شده است که بر اساس اصل 146 قانون اساسی استقرار هرگونه پایگاه نظامی خارجی در کشور حتی برای استفاده صلح‌آمیز ممنوع است. سیاست رهبران ملی ما همین بوده که در میان ابرقدرت ها به یکی از ابر قدرت ها تکیه نکنند. بنابر این در رابطه با این موضوع باید با احتیاط برخورد کرد چرا که روسیه به دنبال منافع خودش در سوریه است. لذا روس ها بازی را شروع کرده اند تا با آمریکایی ها وارد توافق شوند که زیاد به این مسأله خوش بین نیستم.

   انتخابات ایالات متحده آمریکا همواره برای ایران دارای اهمیت بوده، زیرا رویکردهای این کشور در مواجهه با خاورمیانه و ارتباطات گسترده این کشور با شرکای اروپایی و آسیایی خود، می تواند ایران را مستقیما تحت تأثیر قرار دهد. چرا انتخابات آمریکا می تواند برای ایران اهمیت داشته باشد؟

پیش از آنکه این پرسش را پاسخ دهم باید به خود آمریکا نگاهی داشته باشیم. سه مؤلفه امنیت ملی، منافع ملی و ارزش های آمریکایی، سیاست خارجی آمریکا را تشکیل می دهد. آمریکا تنها کشوری در دنیاست که مرزی بین امنیت داخلی و خارجی ندارد؛ یعنی به خودی خود امنیت آمریکا، امنیتی جهانی است. از نظر حضور نظامی آمریکا در دنیا و پیمان نظامی با ١٣٠ کشور، حضور شرکت ها و کمپانی ها و مؤسساتش در دنیا، درصد بالای تولید ناخالص داخلی این کشور، امنیت آمریکا با امنیت جهانی پیوند خورده است.

انتخابات آمریکا انتخابات قابل توجهی است و دو کاندیدایی که در دو حزب جدا از یکدیگر وجود دارند با ایران و با یکدیگر فاصله های بسیاری دارند.

دولت اوباما یک دولت منحصر به فردی بوده که در این دوران تلاش کرده بدون جنگ و بدون استفاده از سلاح گرم مذاکره کند بنابراین با توجه به اینکه ترامپ فاقد تجربه کاری است و قابل پیش بینی هم نیست، اگر حزب جمهوری خواه سر کار بیاید معلوم نیست که در برجام چه اتفاقی می افتد که این وضعیت نگران کننده ای است.

با این حال بالاخره نظام آمریکا یک نظام مستقر و دارای قواعد مشخصی است اما تفاوت هایی که در میان روسای جمهور اخیر در این کشور وجود داشته ، می تواند در کاندیداهای آینده هم تاثیراتی را برجا بگذارد.

    سرنوشت برجام و اقتصاد ایران به یکدیگر گره خورده است و هرگونه خدشه بر برجام، اقتصاد ما را دچار چالش خواهد کرد. هرکدام از این دو کاندیدا در این راستا چه عملکردی در پیش خواهند گرفت؟

ریاست جمهوری آمریکا را باید از سه زاویه مختلف بررسی کنیم؛ اول اینکه شخصیت فرد چطور است؛ دوم به چه جناح و سیاست هایی تعلق دارد؛ سوم قرار است به چه خواسته هایی پاسخ دهد. نظام آمریکا ساختار تعریف شده ای دارد. جمهوریخواهان قدرت نظامی را مقدم می دانند و دموکرات ها قدرت نظامی را پشتوانه دیپلماسی می دانند. ترامپ متعلق به راست ترین جریان آمریکاست که گرایش های بسیار تندی دارند. افراد با این گرایش معتقدند باید خارجی ها از آمریکا اخراج شوند یا بر سر مرز مکزیک دیوار بکشند.

این گرایش ها به گرایش های صهیونیست ها نزدیک است که می گویند پایتخت از تل آویو به بیت المقدس منتقل شود که می تواند وضعیت خاورمیانه را به هم بریزد. اینها گرایش های بسیار رادیکال و خطرناکی در دنیا هستند و ترامپ به این جریان آمریکایی نظر دارد. صحبت های ترامپ پوپولیستی است حتی سندرز هم همین طور است. این صحبت ها برای رأی جمع کردن بسیار مناسب است اما در زمان تبدیل به ساختار، هزینه دارد. به یاد داشته باشیم که طبق گزارش رسمی جمهوری اسلامی ایران، پیش از توافق هسته ای و در زمان آقای بوش، احتمال حمله نظامی به ایران بیش از ٩٠ درصد بود و فقط نیاز به اجازه رئیس جمهور آمریکا بود؛ اما با آمدن آقای اوباما و حصول برجام این احتمال از بین رفت. دو کاندیدای کنونی آمریکا هیچ کدام شخصیت برجسته ای نیستند البته دموکراسی همیشه  بین بد و بدتر است.

نوشتارهای مرتبط

تازه های دیپلماسی