سرمقاله ـ فیروز نعیم‌محبوبی

وضعیت ایران و منطقه پس از آزادسازی موصل

مدیرمسئول

  1. ۱ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
نعیم
نوآوران -

روز هفتم عملیات نظامی بزرگ و سرنوشت‌‌ساز نیروهای نظامی عراق و حامیان بین‌المللی آن علیه داعش برای تصرف موصل در شمال عراق را در‌حالی سپری می‌کنیم که مطابق شواهد موجود با پیشروی‌های کمابیش قابل توجه دولت در تصرف مواضع این گروه تروریستی همراه است؛ اما در عین حال و همین موضوع نشان نشان می‌دهد چنان‌که از ابتدا هم انتظار می‌رفت، پیروزی سریع و آسانی در پیش‌روی نیروهای نظامی عراق و ائتلاف بین‌المللی ضد‌داعش قابل انتظار نبوده و نیست. گروه داعش، علاوه بر تمرکز در شهر موصل به عنوان پایتخت این گروه تروریستی و استفاده از همه امکانات نظامی و از همه بالاتر سبعیت کم‌نظیر خود، یک سپر انسانی شامل حدود 2 ملیون شهروند غیرنظامی ساکن موصل را نیز میان خود و نیروهای نظامی متخاصم حائل کرده است. این عامل، از جمله مهم‌ترین موانع پیشروی سریع نظامی علیه این گروه به شمار می‌آید.

در زبان عرب؛ «موصل» یعنی نقطه وصل. تاریخ‌شناسان غرب می‌گویند این بزرگ‌ترین شهر شمال عراق و حتی پس از بغداد بزرگ‌ترین در همه عراق، از آن‌رو نام «موصل» به خود گرفته است که از بسیار پیش از میلاد مسیح، محل تلقی اعراب، ایرانیان، ساکنان فلات آناتولی یا ترکیه امروز و مردمان ساکن در شرق دریای مدیترانه بوده است. وجود و ادامه حیات بسیاری از اقوام باستانی تا امروز مانند «ایزدی‌ها» که آماج ظلم بی‌سابقه گروه داعش در سال‌های اخیر بوده‌اند و نیز کردها که از قدیمی‌ترین ساکنان شمال عراق و غرب ایران و جنوب ترکیه؛ مؤید آن است که از همان هزاره پیش از میلاد مسیح، این منطقه به مثابه نقطه تلاقی تمدن‌ها و قدرت‌های سیاسی غرب آسیا، اهمیت استراتژیک بالایی داشته است.

این اهمیت ژئوپولتیک، مطابق شواهد موجود به امروز انتقال یافته است و در سال‌های اخیر، مجموعه تحولات سیاسی ـ اقتصادی منطقه‌ای و بین‌المللی از جمله افزایش شدید قیمت‌‌ جهانی نفت خام که در موصل در شمار تولیدکنندگان و دارندگان ذخایر بزرگ آن است، بر آن افزوده است. این تحولات، هم‌چنین دو قدرت منطقه‌ای بزرگ شامل ایران و ترکیه را باز هم قدرتمندتر کرده و در عین حال، چنان بر توان سیاسی عربستان و حتی کشورهای بسیار کوچک‌تر مانند قطر افزوده است که آنان را نیز به بازیگری و دست‌اندازی در این حیاط خلوت مشترک ایران و ترکیه واداشته است.

بر این اساس، نبرد کنونی در مرزهای شمال‌غربی ایران، بیش و پیش از آن‌که یک جنگ عراقی یا حتی منطقه‌ای باشد، نبردی میان قدرت‌ها و تمدن‌های غرب آسیاست برای دستیابی به حداکثر امتیاز ارضی ـ نظامی و اقتصادی در نقطه‌ای که همواره چنین و کارکردی در تاریخ داشته است. آغاز درگیری‌ها در سوریه در سال 2012 میلادی، بازتاب مستقیم به حداکثر رسیدن درآمدهای نفتی در سراسر خاورمیانه از جمله عربستان، قطر، ایران و امارات عربی متحده بود که به پشتوانه صدها میلیارد دلار درآمد ارزی بادآورده سالانه، به قدرت‌های نظامی بزرگ تبدیل شدند و این قدرت را در جنگ‌های نیابتی، البته در سوریه و سپس عراق به کار گرفتند. در این میان، قدرت‌های بزرگ جهانی از جمله ایالات متحده آمریکا، فرانسه و روسیه نیز تقریباً همه مسائل و مناقشات کهنه و تازه دیپلماتیک و استراتژیک میان خود را در این منطقه متمرکز کردند و بازتاب دادند. در نتیجه درهم‌آمیختگی مشکلات و مناقشات رنگارنگ اعم از کهنه و نو، تاریخی و غیرتاریخی، اقتصادی و سیاسی، قومی و ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی و ملغمه پدید آمده از آن، خاورمیانه، این به قول هنری کیسینجر «دیگ همیشه جوشان جهان»، به درجاتی حتی متفاوت با گذشته خود به غلیان افتاد.

اینک به نظر می‌رسد نبرد موصل، نقطه اوج تاریخی و قطعی شدن نتیجه این کشمکش قومی، ملی، منطقه‌ای و جهانی است و با توجه به ته کشیدن منابع نفتی و ارزی کشورهای منطقه و آغاز چالش‌ها و مشکلات داخلی آن‌ها، اکنون زمان تعیین تکلیف نهایی این چالش، آن هم در موصل فرارسیده است. چنین است که مانند شهر برلین در پایان جنگ جهانی دوم، همه قدرت های منطقه‌ای، چه با دعوت مانند ایران و آمریکا و چه بی‌دعوت مانند عربستان و ترکیه، به جان می‌کوشند تا در این فرجام نهایی بحران چندین ساله و پس از صرف ده‌ها میلیارد دلار منابع و بذل هزاران هزار کشته و زخمی و آواره، به هر قیمت ممکن جای پایی بیابند و مواضع خود را مستحکم کنند تا در پایان محتوم مناقشه و آغاز محتوم‌تر مذاکرات سازش پس از آن، جایگاهی و کرسی درخور بیابند.

از این جنبه اگر چه قطعاً این پایان بحران خاورمیانه نیست و با توجه به گذرگاه‌های عمداً ایجاد شده برای فراریان داعش به سمت سوریه، آتش منازعه شاید شدیدتر از گذشته به سوریه و شمال غربی آن انتقال یابد، اما به نظر می‌رسد اکنون بحران عراق در حال نزدیک شدن به قطعیت آن است. اگر در اثر تصادفی یا عمدی، کار جنگ از کنترل بازیگردانان اصلی آن یعنی ایالات متحده و روسیه خارج نشود و بحران به سایر همسایگان عراق سرایت نیابد و آتش جنگی بزرگتر ـ ولو به احتمال بسیار ضعیف ـ شعله‌ور نشود، این تحولات و سمت و سوی نهایی آن به سود ایران خواهد بود؛ زیرا فتنه بی‌سابقه داعش را از چند ده کیلومتری خاک ایران به چندصدکیلومتری و حتی 1500 تا 2000 کیلومتری آن عقب خواهد راند.

فتنه بعدی، برخاسته از همین تحولات موصل، جنبش استقلال‌طلبی کردها به ویژه در شمال عراق خواهد بود که البته اولاً به علت همسویی منافع همه همسایگان، برخورد با آن بسیار آسانتر و با درگیری و خطرات احتمالی کمتر خواهد بود و ثانیاً آثار آن به یکسان به همه کشورهای منطقه سرایت نخواهد کرد. مثلاً شدت این جنبش، در ایران بسیار کمتر از ترکیه، عراق و حتی شمال شرقی و شرق سوریه ظاهر خواهد شد. در عین حال و به هر حال، جمهوری اسلامی ایران نمی‌تواند و نباید احتمال دسیسه‌چینی قدرت‌های فرامنطقه‌ای در صدور جنبش‌های قومی به ایران به ویژه از سوی ایالات متحده آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی را دست‌کم بیانگارد.

از این جنبه، فعالیت‌ها و کارهای بسیار مهمی در عرصه‌های گوناگون نظامی، امنیتی، اجتماعی، فرهنگی و از همه مهمتر اقتصادی برای رویارویی با این چالش احتمالی ضروری است که بی فوت لحظه‌ای باید به جریان بیافتد. به عبارتی با پایان جنگ موصل، چالش امنیتی ایران در غرب، به این زودی پایان نخواهد یافت.


نوشتارهای مرتبط

تازه های دیپلماسی