سرمقاله - فیروز نعیم محبوبی

آینده ایران، منطقه و جهان در عصر ترامپ

مدیرمسوول

  1. ۳ هفته،۵ روز قبل
  2. ۰
نعیم
نوآوران -

   با وجود آن‌ که از چند ماه پیش به این طرف و به‌ ویژه ظرف هفته اخیر، نتایج نظر سنجى ها از رقابت بسیار نزدیک و شانه‌ به‌ شانه دو رقیب انتخاباتی ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا با یک‌ دیگر خبر می‌داد، با اعلام پیروزی دونالد ترامپ جمهوری‌ خواه بر رقیب دموکرات خود هیلاری‌ کلینتون، جهان در بهت و حیرتى عظیم فرو رفت. این حیرت از این مهم ناشى مى شد که قبل از اعلان نتیجه انتخابات، کار به جایی رسیده بود که رهبران اصلی حزب جمهوری‌ خواهان نیز از اعلام هواداری از ترامپ ابا داشتند و خجالت می‌کشیدند. حتى جرج دبلیو بوش، چهل‌ و‌سومین و پدرش چهل‌ و‌ یکمین رئیس‌ جمهور ایالات متحده و هر دو از متنفذترین رهبران حزب جمهور‌ی‌ خواه آن کشور، نیز حاضر نشدند به نفع ترامپ رأی بدهند و طبق گزارش‌ها، رأی سفید به صندوق‌ها انداختند.

    جالب این که هیچ یک از این مخالفت‌ها و امیدوارى ها در برابر روند رویدادها تاب مقاومت نیاوردند و سرانجام ناجورترین وصله به کاخ سفید – شاید از ابتدای تأسیس ایالات متحده آمریکا در سال 1776 میلادی به این سو – به آن چسبید و رئیس‌ جمهور ایالات متحده شد و رفته رفته جهان به تدریج از شوک این انتخابات بیرون می‌آید و رهبران دیگر کشورها،‌ خواه ناخواه واقعیت را می‌پذیرند و به مستأجر جدید کاخ سفید تبریک می‌گویند. شاخص‌های بین‌المللی اقتصادی مانند شاخص سهام اروپایی و آمریکایی و نیز قیمت‌های جهانی فلزات گران‌ بها و نیز مواد اولیه مانند نفت خام، پس از تلاطمی نسبتاً قابل توجه، به آهستگی به مدار جدید بازمی‌گردند و با فاصله‌ای اندک به نسبت اوایل هفته گذشته، روال سابق را از سر می‌گیرند. حتی اظهارات رئیس‌جمهوری منتخب ( در نخستین نطق پس از پیروزى ) نیز حاکی‌ست آن چریک هنجار شکن دلربا از نیمی از جمعیت خسته از سیاست هاى چند سال اخیر ایالات متحده نیز جای خود را در مجموع به مردی معقول تر و کمابیش قابل پیش‌بینی – چنان که اصول تصدى چنین شغلی ایجاب می‌کند – سپرده است.

    اما به هر حال، هم آمریکا و هم جهان می‌دانند که تغییری بزرگ در ساختار سیاسی آمریکا و به تبع آن جهان رخ داده است. صرف‌ نظر از شعارها و سخنان جنجالی‌تر ترامپ، به نظر می‌رسد ایالات متحده آمریکا بار دیگر به اندیشه‌های محافظه‌ کارانه جمهوری‌ خواهان – گرچه افراطی‌تر و شعارگونه تر – بازگشته است. بر این اساس، می‌توان پیش‌بینی کرد که بزرگ ترین قدرت اقتصادی، سیاسی، تکنولوژیک و نظامی جهان – دستِ کم طى چهار سال آینده – کمتر به مسائل خارج از قاره آمریکا و بیشتر به مشکلات داخلی توجه خواهد کرد؛ مداخلات ایالات متحده در هر سطحی در خاورمیانه، اروپای شرقی، دریای چین، حوزه اقیانوس آرام و مناطق بحرانی مانند سوریه و اوکراین کمتر از اکنون خواهد شد؛ مسائل ریز و درشت اروپا از جمله مناقشه با روسیه و بحران مهاجران بر دوش خودشان خواهد افتاد و ناتو اندکی ضعیف‌تر خواهد شد.

    در منطقه خاورمیانه و تا آن‌ جا که به جمهوری‌ اسلامی ایران مربوط می‌شود، اگر چنان‌ که هم دونالد ترامپ وانمود می‌کرد و هم کاخ کرملین در مسکو برای پنهان نگاه داشتن آن تلاش نمی‌کرد، روابط بین مسکو و واشینگتن بهتر از تشنجات سال‌های اخیر خواهد شد. این نزدیک شدن دو قدرت اتمی بزرگ و دو رقیب دیرینه، بر اوضاع ایران و نقش آن در خاورمیانه تأثیر خواهد گذاشت. روسیه، در گذشته چه در روابط با فرانسه عصر ناپلئون و چه بریتانیای دو دهه نخست قرن بیستم و چه ایالات متحده بر سر مناقشه اتمی با ایران، همواره نشان داده است که تحت هیچ شرایطی، هرگز ایران را به عنوان شریک راهبردی خود در منطقه یا جهان نمی‌دانند و بیش از یک کارت مهم بر سر میز قمار با غرب، به تهران نمی‌نگرد.

    بنابراین، دلیلی وجود ندارد که این بار نیز نزدیک کاخ‌های سفید و کرملین به خالی شدن پشت ایران در بحران سوریه، مناقشه هسته‌ای و سرانجام اوضاع به شدت بحرانی خلیج‌ فارس نیانجامد. اگر چنین شود، آن‌ گاه مناقشه سوریه شاید زودتر فرجامی بیابد و نیز تهران و ریاض و آنکارا که در سال‌های اخیر تحت‌ تأثیر مراودات بین‌المللی‌شان روابط متشنجی با یک‌دیگر داشته‌اند، سامانی دو باره به این روابط ببخشند. در این صورت – هر چند نسبی و بسیار کند – تصور بهبود تدریجی روابط تهران و ریاض ـ‌ در غیاب اثرگذاری واشینگتن و مسکو بر خاورمیانه ـ چندان دور از ذهن نیست.

    چه شعارهای دونالد ترامپ در مورد تجدید‌ نظر یا حتی پاره کردن توافق هسته‌ای با جمهوری اسلامی ایران تحقق یابد و چه نیابد، ‌از همین حالا می‌توان انتظار داشت که روند تضعیف روابط اروپا با ایالات متحده آغاز شده و بر سر تمام مسائل از روسیه و سوریه و ناتو گرفته تا پرونده هسته‌ای ایران، غرب را بر سر رفتار با تهران دوپاره خواهد کرد. فراموش نکنیم که در ریاست‌ جمهوری جرج بوش پسر و نو محافظه کاری کاخ سفید در آن زمان نیز این دو پارگى وجود داشت و تنها ا ظهارات و رفتارهای شگرف و غریب رئیس‌ جمهوری وقت ایران بود که شکاف میان دنیای غرب بر سر پرونده اتمی ایران را پر کرد و در کوتاه‌ ترین زمان ممکن اجماعی بی‌ سابقه و بی‌ همتا از نظر یکپارچگی و استحکام علیه ایران پدید آورد. اینک، در غیاب این انقلابی‌ نمایی قلابی و متقلبانه در ایران که خود را وقف دفاع از عملکرد آدولف هیتلر دیکتاتور آلمان نازی می‌کرد، اروپا با رغبت بسیار بیشتر در برابر فشارهای احتمالی واشینگتن به تهران خواهد ایستاد. مهم ترین مقوله در عرصه مراودات خارجى این است که همواره به یاد داشته باشیم «جامعه بین‌الملل» دروغ بزرگی بیش نیست که توهم آن را بیش از همه بی‌سیاستی‌های ما به واقعیت تبدیل می‌کند.

    گرچه تلاطم و تشنج بین تهران و واشینگتن در دوران تسلط ترامپ بر کاخ سفید حتماً افزایش خواهد یافت، اما به نظر نمی‌رسد اصل و اساس توافق هسته‌ای به خطر بیافتد. این توافق، بر مبناى تعامل حداکثر قدرت دو طرف شکل گرفت و تا زمانی که این موازنه قوا بین دو کشور برقرار بماند، در توافق حاصله خدشه‌ای پدید نخواهد آمد. بر خلاف گذشته، این بار اروپا از آمریکا پیروی نخواهد کرد؛ ضمن آن‌ که روسیه و چین نیز مانند گذشته لنگان‌ لنگان در پی منویات کاخ‌ سفید خود را به این سو و آن سو نخواهند کشید. چیزی که هست، رادیکالیسم جدید حاکم بر ایالات متحده، رادیکال نمایان متقابل ایرانی را از همین حالا به وجد آورده و در تقویت آنان خواهد کوشید. مانند هر جمهوری‌ خواه دیگری در دوران ریگان و بوش، ترامپ نیز خواهد کوشید تا از طریق افزایش نظامی‌گری ایالات متحده، با یک تیر دو نشان بزند. از یک سو اقتصاد آمریکا را به بهبود و تحرک بیشتر درآورد – البته با استمداد از چاپ و انتشار صدها میلیارد دلار بی‌ پشتوانه به زیان دیگر کشورها  – و از سوی دیگر با تزریق همین رویه به رقیبان و دشمنان آمریکا، آنان را مانند تجربه اتحاد جماهیر شوروی به زانو درخواهد آورد. نظامی‌‌گری، اگر برای همه دنیا سم مهلک است، حیات بخش اقتصاد ایالات متحده است و همین، خطر بزرگ بر سر راه کشورهای مستقلی چون ایران در سال‌های پیش رو است که با افتادن در مسیر خواسته واشینگتن، اعتبارات عمرانی خود را به هزینه‌های نظامی ـ به اجبار و بنابر اضطرار پدید آمده در دفاع از خود ـ اختصاص دهند.

نوشتارهای مرتبط

تازه های دیپلماسی