تحلیل انتخابات و ریاست مجلس

اصول‌گرایان قدرت مانور سیاسی گذشته را ندارند

اینکه 75 درصد تغییر ترکیب پارلمانی که مطلق‌العنان در دست جریان رقیب بود، اتفاق بسیار مهمی در مناسبات و معادلات کشور و پارلمان است. جریان اصول‌گرایی در انتخابات اخیر مجلس بالاخص از زمانی که علی لاریجانی بار دیگر کرسی ریاست را در اختیار گرفت، به‌گونه‌ای مارش پیروزی نواختند، کأنه تمامی پارلمان را از زیروبم تصاحب کرده‌اند.

  1. ۶ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
ناصر ایمانی
نوآوران -

گروه سیاسی - آیت وکیلیان: اینکه 75 درصد تغییر ترکیب پارلمانی که مطلق‌العنان در دست جریان رقیب بود، اتفاق بسیار مهمی در مناسبات و معادلات کشور و پارلمان است. جریان اصول‌گرایی در انتخابات اخیر مجلس بالاخص از زمانی که علی لاریجانی بار دیگر کرسی ریاست را در اختیار گرفت، به‌گونه‌ای مارش پیروزی نواختند، کأنه تمامی پارلمان را از زیروبم تصاحب کرده‌اند. این در حالی است که ماه‌ها قبل جریان اصول‌گرایی با بازیگردانی جبهه پایداری تندترین حملات را به رئیس مجلس داشتند. در قم به او حمله‌ور شدند و در اجرای برجام نیز اوج حملات آن‌ها به لاریجانی بود. ناصر ایمانی سردبیر سابق روزنامه کیهان و تحلیلگر سیاسی اصولگرا معتقد است که فراکسیون امید هم باید رأی خود را به تداوم ریاست لاریجانی می‌داد و از اینکه آن‌ها رأی خود را به عارف داده‌اند، اظهار تعجب می‌کند. بااین‌حال ایمانی اعتقاد دارد که فراکسیون اصول‌گرایان قدرت مانور گذشته را در پارلمان ندارد. همین مسئله نوید مجلسی می‌دهد که سیاست‌های دولت را همراهی خواهد کرد، اگرچه ایمانی در این گفت‌و‌گو معتقد است که موفقیت دولت، خواسته کلیت جریان اصول‌گرایی نیز هست. در ادامه مشروح این گفت‌و‌گو را می‌خوانید:

تحلیل شما به‌عنوان یک تحلیلگر سیاسی اصولگرا از انتخاب علی لاریجانی به ریاست مجلس دهم چیست؟

در آغاز باید بگویم که انتخاب آقای لاریجانی یک انتخاب جناحی نبود؛ این انتخاب متناسب باقابلیت وی بود. این درست که اصول‌گرایان مجلس به او رأی دادند، اما می‌دانید که بسیاری از نمایندگان غیر اصول‌گرا هم به او رأی دادند. این انتخاب یک انتخاب جناحی به معنای مصطلح خودش نبود. من درواقع انتظار داشتم که تعداد بیشتری از نمایندگان منتسب به «فراکسیون امید» هم به آقای لاریجانی رأی بدهند؛ اگر واقعاً ملاک، ملاک صلاحیت‌ باشد. یعنی کسی که صلاحیت کرسی ریاست داشته باشد، فارغ از دیدگاه‌های سیاسی، او را به مسئولیت این کار بگماریم. طبیعتاً باوجود احترامات زیادی که برای آقای دکتر عارف به لحاظ شخصیت، پایبندی به اخلاق و خدوم بودن وی قائل هستیم، طبیعتاً اگر معیار صلاحیت در میان باشد، صلاحیت آقای لاریجانی بالاتر بود. به این دلیل است که این انتخاب می‌توانست مضمون و ماهیت جناحی نداشته باشد.

فردای روزی که علی لاریجانی به‌عنوان رئیس پارلمان دهم انتخاب شد، کریمی قدوسی منتخب مجلس دهم و از نزدیکان پایداری در گفت‌وگویی اعلام کرد که اگر لاریجانی مواضع ما را همراهی نکند، با او همچون گذشته برخورد می‌کنیم، لاریجانی چگونه باید همراهی کند؟

من می‌خواهم این‌گونه پاسخ بدهم که شما خیلی نباید اظهارات یک فردی را که در یک موردی می‌خواهد اظهارنظر شخصی کند، بیایید یک تحلیل کلی از آن به دست دهید. شما الان می‌گویید یک فردی به نام آقای کریمی قدوسی این‌گونه گفته است؛ فقط می‌خواهید یک جواب کلی از آن بگیرید که آقای لاریجانی باید چگونه همراهی کند؟ این اظهارنظر شخصی است و اصلاً اهمیتی ندارد. شما زمانی می‌توانید استناد کنید که با نظر جمع، حزبی یا جریانی، آن‌هم درصورتی‌که مواضع آن یا این جریان مؤثر باشد.

اما سخنان کریمی قدوسی را تنها نمی‌توان تراوش‌ها ذهنی یک فرد قلمداد کرد؛ طبیعتاً او از جانب جبهه متبوع خود (جبهه پایداری) سخن می‌گوید، به‌هرحال او جمع‌بندی و مواضع درون جبهه‌ای خود را اعلام می‌کند، این مسئله هم هویداست که لاریجانی درگذشته کاملاً برخلاف سیاست ورزی‌های تند و رادیکال جبهه پایداری عمل کرده است و اصولاً مرزبندی سیاسی او با این جبهه از همین کانال است؟

نه این چیزی که شما می‌گویید غلط است و دلیلی که من می‌آورم بر دلیل شما تفوق دارد؛ ببینید جریان پایداری در انتخابات 7 اسفند کاملاً به آن تصمیم کلی که شورای وحدت اصول‌گرایی گرفته بود وفادار ماند و هیچ‌گونه تخطی نداشت. از زمان تشکیل مجلس دهم هم که درواقع شورای اصول‌گرا تشکیل شد و بعدش منجر شد به شورای فراکسیون اصول‌گرایی که اسمش شد فراکسیون ولایت، مطلقاً از این به بعد، هیچ حرکت جداگانه‌ای از سوی جبهه پایداری نمی‌بینید. شما الان دیگر خبری از رهروان ولایت نمی‌شنوید. از جبهه پیروان خط امام و رهبری و ایثارگران هم چیزی نخواهید شنید. همه این گروه‌ها پذیرفته‌اند که در مرکزیتی واحد کار کنند. طوری برآورد می‌کنید، کأنه جبهه پایداری الان درکل فراکسیون ولایت مستحیل هستند. اظهارنظرهای شخصی به این شکل نمی‌تواند اهمیت داشته باشد و اگر کسی به دنبال بزرگنمایی این‌گونه گمانه‌زنی‌ها باشد، مشخص است که به دنبال اهداف سیاسی دیگری است. شما هم به‌عنوان یک ژورنالیست نباید اهمیت دهید مگر اینکه به دنبال منافع شخصی و جناحی خود باشید.

با این تفاسیر تمامی کسانی که با پرچم اصول‌گرایی به مجلس راه پیداکرده‌اند، درواقع ذیل کلیت جریان یا فراکسیون اصول‌گرایان عمل خواهند کرد، درست است؟

فعلاً بنا بر همین منوال است؛ من تصور می‌کنم که همین استراتژی ادامه خواهد داشت. به علت اینکه فراکسیون اصول‌گرایان حاضر در مجلس دهم دیگر قدرت مانور سیاسی چون ادوار گذشته را ندارد، قدرتش کمتر شده و مجبور هستند به دلیل اینکه در مجلس در مقابل با فراکسیون امید و فراکسیون‌های دیگر تأثیرگذار باشند، با انسجام بیشتری حرکت کنند. بنابراین تصور می‌کنم که ما شاهد حرکت‌های جداگانه‌ای در داخل این فراکسیون نیستیم، همچنان که شما می‌بینید که این فراکسیون علیرغم اختلاف‌نظرهای که قبل از انتخابات با آقای لاریجانی داشتند، اما درنهایت همه او را به‌عنوان رئیس مجلس معرفی کردند. البته آقای لاریجانی هم پذیرفته که در داخل فراکسیون ولایت نقش بازی کند. افرادی هم که در طیف لاریجانی بودند همه به این فراکسیون آمدند.

مگر گزینه‌ای غیر از لاریجانی را می‌توانستند علم کنند؟

نه نمی‌توانستد، اما کار دیگری می‌توانستند انجام دهند. می‌توانستند اعلام کنند که از لاریجانی حمایت نمی‌کنیم؛ یعنی رأی سفید بدهند. این کار را که می‌توانستند انجام بدهند.

حالا که به لاریجانی رأی دادند، به دنبال سهم‌خواهی هستند؟

نه ببینید الان اصول‌گرایان وضعیت خوبی ندارند، البته فراکسیون امید از فراکسیون اصول‌گرایان وضع بدتری دارد، فکر نکنید که وضع آن‌ها بهتر است، هر دو فراکسیون وضعیت مشابهی دارند. ببینید این فراکسیون‌ها در این دوره مجلس بسیار لب‌مرزی هستند؛ این لب مرزی آن‌ها را ملزم می‌کند خواه‌ناخواه به اینکه حرکت منسجم و یکپارچه داشته باشند. البته به شما عرض می‌کنم که اصول‌گرایان علیرغم اختلاف‌ها و عدم وحدتی که در انتخاب‌های چند دوره قبل مانند انتخابات ریاست جمهوری سال 92 و انتخابات مجلس نهم انتخابات شورای شهر قبلی اختلاف‌نظر زیادی داشتند و منجر به ارائه چند لیست شدند اما در انتخابات سال 94 کاملاً یکپارچه عمل کردند. یعنی یک حرکت توسعه‌یافته با دیسیپلین حزبی جدی. هیچ تخلفی از آن‌ها دیده نشد. کاری ندارم اینکه تا چه اندازه به کسب رأی موفق شدند، این بحث دیگری است می‌خواهم بگویم که کاملاً منسجم رفتار کردند. این رفتار الان در مجلس هم به اجرا گذاشته‌شده است؛ یعنی حرکت‌های طیفی را کنار گذاشته‌اند و در داخل یک فراکسیون واحد عمل می‌کنند و اختلاف‌نظرهای خود را به میان خود و بیرون از مجلس برده‌اند. الان در فراکسیون ولایت شما هم آقای لاریجانی را می‌بینید و هم جبهه پایداری. هم بهروز نعمتی نشسته و هم قاضی‌زاده هاشمی. حتی فراکسیون هر دو این افراد را به‌عنوان کاندیدای هیأت رئیسه پیشنهاد داده است. این تحول مهمی است. یک‌زمانی می‌شد اختلافات درون گفتمانی اصول‌گرایان را رسانه‌ای کرد اما الان دیگر این وضعیت تغییر کرده است.

پیش‌از این مجموعه اصول‌گرایان مخالفت شدید خود را با لاریجانی اعلام کرده بودند و زمانی با اعلام صریح آیت‌الله مصباح وی خط قرمز جریان مذکور بود، فکر می‌کنید در شرایط امروز، لاریجانی به حمایت خود از سیاست‌های دولت روحانی ادامه می‌دهد یا سطح سیاست ورزی خود را تا سطح حمایت از مطالبات اصول‌گرایی آن‌گونه که جبهه پایداری به دنبال آن است، نزول می‌دهد؟

این گزینه‌ای که شما کنار هم قرار می‌دهید از اساس غلط است؛ علت این است که کمک کردن به سیاست‌های دولت امر بسیار پسندیده‌ای است. مگر دولت از مجموعه مملکت جداست. یعنی هراندازه ما شاهد موفقیت دولت باشیم، کشور موفق خواهد بود. شما تردید نکنید که مجموعه اصول‌گراها به دنبال موفقیت دولت هستند. چه تفکر اشتباهی است که فکر می‌کنند اصول‌گرایان نشسته‌اند که تا آنجایی که می‌توانند این دولت را ناکارآمد کنند. این تفکر غلط است. البته اصول‌گرایان بیشتر منتقد سیاست‌های دولت بودند این طبیعی است و قابل‌قبول هم است. البته دولت هم در این سه سال گذشته غیرمنصفانه‌ترین رفتارها را نسبت به منتقدین خودش (اصول‌گرایان) داشته است؛ اما منتقد بودن به معنای کارشکنی کردن نیست. ببینید مجموعه اصول‌گرایان، خوب دقت کنید می‌گویم مجموعه اصول‌گرایان ـ شما یک جبهه پایداری می‌گویید با 10 نفر عضو، مدام این را به سر کشور می‌کوبید کانه در این کشور کودتاست، اختلاف و دوگانگی است و یک سری افراد هستند که می‌خواهند دولت را نابود کنند؛ این‌ها نیست و این تفکرها غلط است ـ کاملا با این ادله سازگاری دارند که دولت موفق باشد. همچنان که وقتی بحث برجام در مجلس مطرح شد، خوب برجام درواقع عمده اقدامات این دولت آقای روحانی را اگر در یک خط تعریف کنیم می‌شود برجام. شما در نظر بگیرید که مجموعه رفتار مجلس نهم که یک مجلس اصول‌گرا بود با برجام چگونه بود؟ بارأی بالایی به اجرای برجام رأی دادند. این یعنی مجموعه اصول‌گرایان.

سوال اینجاست که مگر جبهه رهروان، جریان منتسب به لاریجانی در مجلس نهم اساس و مبنای مرزبندی سیاسی خود با تندروها را در مخالفت‌های سازمان‌دهی شده آن‌ها با برجام و موانع و سد راه شدن دولت قرار ندادند، مگر این دو وجه به انشعاب درون‌گروهی آن‌ها نینجامید، به‌صورت مشخص بفرمایید که مجموعه اصول‌گرایان که به موفقیت‌های دولت راضی‌اند، این‌ها چگونه هویتی دارند و این تفکیک را چگونه می‌توانید تبیین کنید؟

خیر اصلا بحث این‌ها نیست و شما اشتباه تحلیل می‌کنید؛ جبهه رهروان این‌طور نبوده که در مقابل با دیگر اصول‌گرایان ایستاده باشند که این آقایان (جبهه رهروان) موافق برجام باشند و دیگر اصول‌گرایان مخالف برجام باشند. اکثر اصول‌گرایان با برجام موافق بودند؛ آقای بروجردی مگر موافق برجام نبود، آقا دکتر توکلی مگر موافق نبود، آقای باهنر مگر موافق نبود، آقای دکتر حداد عادل شما کجا شنیدید که مخالفتی با برجام داشته باشد، اصلا این‌طور نبود، اصول‌گرایان با برجام موافق بودند. فقط ما یک تعداد از آقایان جبهه پایداری داشتیم که این‌ها هم مخالف یا منتقد بودند، همه آن‌ها که مخالف نبودند. برای مثال آقای دکتر زاکانی منتقد بخش‌هایی از برجام بودند. جبهه رهروان در مقابل این جریان ایستاد نه در مقابل همه اصول‌گرایان.

بلومبرگ اخیراً در گزارشی تحلیلی آورده که انتخاب علی لاریجانی به کرسی ریاست پارلمان دهم، درواقع راه روحانی را در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده هموار خواهد کرد، فکر می‌کنید این همگرایی سیاسی نافی همه تحلیل‌های شما نیست؟

خیر، بنده فکر می‌کنم حتی اگر آقای دکتر عارف رئیس مجلس می‌شدند، این موضوع ارتباطی با انتخابات ریاست جمهوری سال آینده ندارد.

چرا؟

برای اینکه عوامل تأثیرگذار در انتخابات سال آینده ریاست جمهوری فاکتورهای دیگری است؛ فاکتور بسیار ضعیفی از آن به مجلس برمی‌گردد. آن چیزی که برای مردم عامل تأثیرگذار در انتخابات سال‌ آینده است، در وهله اول کارنامه خود دولت است. بالأخص این‌یک سال آینده. چرا این‌یک سال گذشته؟ برای اینکه مردم می‌گویند دولت به دنبال توافق برجام بود و برجام انجام شد، حال باید دید که تبعات مثبت آنچه خواهد شد. یک سال دولت فرصت دارد که افکار عمومی را اقناع کند که دیدید این‌گونه شد و یا نشد. فاکتور دوم این است که مردم باید ببینند که رقبای سال آینده روحانی چه کسانی هستند؟ چون این‌یک از عوامل تعیین‌کننده است. مردم به رقابت بین کاندیداها نگاه می‌کنند و رأی می‌دهند. یک‌زمانی فرض می‌گیریم که مردم به کارنامه دولت آقای روحانی راضی نباشند و از سوی دیگر کاندیدایی آمده که اگر مردم به او رأی دهند، وضع بدتری حادث شود؛ در اینجا بار دیگر به سراغ دکتر روحانی خواهند رفت.

اما تحلیل بلومبرگ را می‌توان این‌گونه از آن مستفاد کرد که سال آینده لاریجانی مجموعه اصول‌گرایان و گفتمان آن‌ها را همراهی نخواهد کرد و اصلاً آن را تبدیل به یک سنت سیاسی در ایران کند و خود را در قامت فردی برجسته کند که جریان ساز است و این عقبه اصول‌گرایی است که باید به دنبال او بروند، این مسئله البته دلیل مهمی هم دارد، اینکه کلیت جریان اصول‌گرایی با بحران رجل سیاسی روبه‌رو شده است؟

من تصور می‌کنم که لاریجانی در انتخابات سال آینده ریاست جمهوری، خیلی بیگانه باکلیت جریان اصول‌گرایی رفتار نخواهد کرد. دقت داشته باشید که آقای لاریجانی به‌هرحال یک اصول‌گراست و تا جاهایی ممکن است که یک اختلاف‌نظرهایی با جریان اصول‌گرایی و با جریان‌هایی خاص در درون آن داشته باشد، اما سطح خود را از جریان اصول‌گرایی جدا نخواهد کرد. اگر در انتخابات سال آینده اصول‌گرایان یک یا دو کاندیدا را معرفی کنند، لاریجانی مطمئناً در این مسیر عمل خواهد کرد و تحرکات خود را از این مسیر دنبال خواهد کرد، نه در مسیر تأیید دکتر روحانی.

نوشتارهای مرتبط

تازه های سیاست داخلی