اتاق های فکر شنبه تعطیل نیست

دولت روزه سیاسی خود را بشکند

آیت وکیلیان: ۱۸ دی۸۲، روزنامه‌ها به نقل از سخنگوی دولت خاتمی ـ عبدالله رمضان‌زاده ـ از تشکیل ستاد جنگ روانی در شنبه های هر هفته علیه دولت خبر می‌دهند، 13 سال بعد در ۲۶ خرداد ۹۵ باز روزنامه‌ها به نقل از سخنگوی دولت روحانی ـ محمدباقر نوبخت ـ از تشکیل اتاق فکر علیه دولت خبر می‌دهند.

  1. ۵ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
دولت روزه سیاسی خود را بشکند
نوآوران -

سرشت سیاسی هر دو دولت که دغدغه‌ تحول‌خواهی داشته و دارند، نمایانگر وضع تراژیک آنهاست. دیروز هجمه‌ها با کارناوال‌های خیابانی و امروز با هجمه سنگین رسانه‌ای، شاید کسی فکرش به آنجا قد نمی‌داد که «کد» جلسات هفتگی مخالفان دولت از زبان محمدباقر نوبخت به بمب خبری تبدیل شود که تا به امروز خوراک خبری تمامی‌ رسانه‌ها شود و مطمئناً پایان ماجرا نخواهد بود و این «همه، همه نیست.» نوبخت البته لحنش را گزنده کرد و با تعبیری کنایه‌آمیز مخالفان دولت را مورد خطاب قرار داد که: «اذهان عمومی هنوز قضیه دکل نفتی گم‌شده یا بابک زنجانی را فراموش نکرده‌ است». لحنی که البته تحول‌خواهان و رسانه‌های همسو، انتظارش را از زبان شخص رئیس جمهوری دارند؛ برای آنها مهم شده که روحانی روزه سکوت را بشکند.

تا زمانی که روحانی در سکوت به سر برد، پیش‌روی مخالفان دولت می‌تواند این موج را در جامعه ایجاد کند که دولت در مقابل تخریب‌گران حرفی برای گفتن ندارد و این یعنی زانو زدن دولت در مقابل مخالفان. 

تحریم‌کنندگان نمایشگاه مطبوعات یا تخریب‌کنندگان دولت

نشانه‌های مخالفت با دولت در قامت تشکیل اتاق فکر کم نیستند؛ تحریم‌کنندگان نمایشگاه مطبوعات سال گذشته را می‌توان به عنوان فعال‌سازی عملیات روانی علیه دولت به حساب آورد. یک اشتباه استراتژیک دست مخالفان دولت یازدهم را که برای تخریب رییس جمهور از یک اتاق فکر تغذیه می‌شوند، رو کرد تا افکار عمومی راحت‌تر اعضای این کمیته جنگ روانی را شناسایی کند. شاید جریان مخالف روحانی به فکرش خطور نمی‌کرد که تفکیک‌سازی رسانه‌ای، آن هم در نمایشگاهی که متعلق به همه رسانه‌های داخلی است، نمایانگر این است که رسانه تخریب‌گر با رسانه‌های موافق دولت همچون ریختن روغن در آب است. سربازان این اتاق فکر تخریبی، خیلی ارزان از سایه بیرون آمدند. حدود 10 رسانه، به طور هماهنگ، از حضور در نمایشگاه مطبوعات انصراف دادند و برخی هم با بیانیه هایی آن را تحریم کردند؛ از آن پس باید نام این رسانه‌ها به خاطر سپرده می‌شد و در بحران‌هایی که برای دولت طراحی گردید و طراحی خواهد شد، رد آنها گرفته شود.

چه باید کرد؟

پروژه بحران سازی علیه دولت از مدت‌ها پیش کلید خورده است و تبارشناسی آن به همان ماه‌های آغازین استقرار دولت بازمی‌گشت. اکنون سوال اینجاست که دولت چه واکنشی در برابر این تخریب‌ها نشان دهد؟ راه برون رفت از وضعیت موجود چیست که هم در دام شانتاژ رسانه‌ای جریان مخالف قرار نگیرند و هم فضای غبارآلود ایجاد شده را به نفع دولت رجعت داد؛ بازنمایی و بازگویی آنچه در هشت سال ریاست دولت‌های نهم و دهم بر کشور رفت، کارکرد، سرعت و قدرت تخریب علیه دولت را می‌کاهد.

شکست سنگینی که تندروها از دولت خوردند، اکنون به انزوای سیاسی آنها در عرصه عمومی تبدیل شده است و از سوی دیگر همگرایی سیاسی اصول‌گرایان میانه‌رو با جریان دولت در انتخابات سال آینده موجب شده که جریان مخالف دچار وحشت شود و به شکلی سازمان‌یافته‌تر عملیات تخریبی خود را طراحی کند. در راستای این هدف آنها نقاط مثبت دولت را مورد هدف قرار داده‌اند که «برجام» از جمله آنهاست.

به گفته برخی از تحلیلگران سیاسی، بخشی از علت موفقیت تندروها در القای ناکارآمدی دولت پس از برجام مربوط به ضعف دولت در اقناع سازی افکار عمومی است مبنی بر اینکه ثمرات برجام پدیده مستقل از آن چیزی است که مخالفان و تندروها القاء می‌کنند. یعنی دولت باید توضیح می‌داد که چون تحریم‌ها ساختار و سازمان پیچیده‌ای داشت نمی‌توان خیل زود شاهد ثمرات و نتایج اقتصادی برجام بود.

نکته جالب توجه در قدرناشناسی و عدم صیانت دولت از مهم‌ترین دستاورد خود در سه سال دولت‌داری است؛ دولت در بیان دستاوردهای اقتصادی برجام کوتاهی کرد و نتوانست موازی با روند مذاکرات این موضوع را جا بیاندازد که برجام نمی‌تواند دستاورهای اقتصادی کوتاه مدت داشته باشد که علت این کوتاهی نیز مربوط به انفعال تیم رسانه‌ای دولت است. این در حالی است که تیم رسانه‌ای رقیب عزم کرده که دولت روحانی را مستاصل کند و فضای جدیدی برای ناامیدی مردم از وضعیت را شکل دهد. با این حال نمی‌توان منکر شد که دولت روحانی حتی اگر فقط یک کار انجام داده باشد و آن هم ختم بحران هسته‌ای باشد برای تاریخ معاصر ایران کفایت می‌کند.

دولت باید در برابر بحران‌سازی علیه خود دست به واکنش دهد و آنگونه که رسانه‌های همسو با دولت در بوق و کرنا می‌کنند که، «دولت باید روزه سکوت خود را بشکند.» ناگفته نماند، در ابتدای شکل‌گیری دولت تقریبا نظر تمامی دوستداران روحانی این بود که وی در اولین گزارش خود به مردم شرایط کشور و آنچه را که تحویل گرفته‌اند را صریح و شفاف اعلام کنند، اما کاری که روحانی هنوز از گفتن آن امتناع کرده است و همین مقدمه انزوای سیاسی و گارد رو به عقب دولت است.

تمکین به تجربه سیاسی دولت اصلاحات

تجربه بستن مطبوعات در دوره اصلاحات نشان از رویکرد متفاوت دو دولت است؛ دولت اصلاحات که تیم رسانه‌ای آن منظم، هفتگی و منسجم کار می‌کرد، دولت یازدهم می‌توانست از این تجربه بهره ببرد، اما تیم رسانه‌ای روحانی غیرمنسجم و نامنظم است و نتوانسته از مظلومیت رئیس دولت دفاع کند. این یک واقعیت آشکار است؛ به میزانی که رئیس دولت بخواهد تمام بار را بر دوش بگیرد، موتور محرکه تخریب جریان تندروی رقیب نیز قوی‌تر می‌شود.

امروزه زهر اتاق فکر تخریب مخالفان دولت، ابعاد گسترده‌تری به خود گرفته است و نقطه اجماع آنها به یک میدان خاص نیست و نخواهد بود. همانگونه که یکی از اعضای مرکزی حزب اعتماد ملی گفته است، «مسئله تخریب فراتر از یک جلسه است.»