یادداشت سردبیر

در سیاست قهر نداریم

امیر عباس نخعی- در سیاست قهر معنا ندارد. یک روز برنده ای یک روز بازنده و هیچ قانون نوشته ای پیروزی شما را تضمین نمی کند.از اینروکنش گر سیاسی نه مسئول اهداف شخصی خود است نه می تواند بی توجه به فضای پیرامونی خود عمل کند. بلکه عملکردش وابسته به طیفی است که از آن قدرت گرفته است.

  1. ۵ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
در سیاست قهر نداریم
نوآوران -

از اینرو حرکات سیاسی اخیرمحمد رضا عارف در مجلس را به سختی می توان توجیه کرد. تحول خواهان مجلس (متشکل از اصلاح طلبان،حامیان دولت و طیفی از مستقلین) پس از قریب به دوازده سال حایز اکثریتی نسبی در مجلس شده اند که هدایت این تشکل  را آقای عارف عهده دار شدند. عارف بعنوان سرلیست اصلاح طلبان در انتخابات مجلس و با حمایت چهره های شاخص این جریان پیروزی صد در صدی در پایتخت را کسب کرد و پس از آن امید می رفت تا ایشان به بهترین شکل ممکن اصلاح طلبان و حامیان دولت و مستقلین را تحت «فراکسیون امید» گرد هم آورده و در واقع تاثیر گذاری قاطع را ایجاد نماید. اما کنش این روزهای آین مرد کهنه کار سیاست ایران نمای دیگری دارد. بنظر می رسد آقای عارف پس از واگذاری ریاست به رقیب اصولگرای خود یعنی علی لاریجانی به قهر سیاسی روی آورده و به بیان دیگر قافیه را باخته اند.

هرجا که انتظار می رود ایشان قوی ترین حضور را داشته باشند اصلا نیستند مگر آنکه به ایشان تعارف کنند که باشند. اگر همه انتظار داشتند تا ایشان ریاست کمیسیون آموزش را بر عهده بگیرند حتی نامزد ریاست هم نشدند برای مرکز پژوهش های مجلس فارغ از اینکه لاریجانی نامه ای به ایشان نگاشته باشند و ریاست را تعارف کرده باشند یا این مسئله از اساس بی بنیان باشد آقای عارف حتی نامزد ریاست مرکز پژوهش ها هم نشدند. و این به دین معنا است که در سرلیست امید و بهتر بگوییم هدایت کننده فراکسیون امید که می تواند به مهم ترین و تاثیر گذار ترین فراکسیون مجلس در تصمیم گیری ها بدل شود نوعی بی عملی و سرگشتگی دیده می شود.

سیاست عرصه چانه زنی لابی گری و پیدا کردن بهترین موقعیت ها در بدترین شرایط است. حال که آقای عارف با شجاعت نامزد ریاست مجلس شدند و اعتقاد داشتند که این عمل بنا بخواسته خود نیست بلکه مطالبه جامعه آنرا ایجاب می کند و پس از آن شکست را پذیرفته و دوستانه به رقیب تبریک گفته اند، نباید و نمی توانند همه چیز را به حال خود وانهند. چنانکه قطعا رقیب اصولگرایش نه پیش از آن و نه اکنون چیزی را واننهاده و همواره در حال لابی گری و کسب امتیاز سیاسی است.

اکنون می توان حامیان واقعی اصلاحات را پیدا کرد و با آنها در خوشبینانه ترین حالت فراکسیونی هشتاد نفره پایه ریزی کرد و بعد در مسایل مهم و و تصمیم های حیاتی با نفوذ لابی گری جهت تصمیم گیری های مجلس را به نفع مردمی که به امید رای داده اند تغییر داد. این روش که فراکسیون امید طی می کند حاصلی جر نا امیدی برای حامیانش در مردم ندارد. با توجه به یکسال باقی مانده دولت می توان حامیان دولت را به همکاری بیشتر با فراکسیون امید ترغیب کرد و این درحالی است که آنها خود تمالی به پیوستن به این جریان نداشته باشند که حتما دارند.

«امید» باید قهر سیاسی را به فراموشی بسپارد و با هماهنگی بزرگان اصلاحات در بیرون و داخل مجلس خواسته های مردم را پیگیری نماید.عمر این مجلس زودتر از آنچه که گمان کنیم به پایان خواهد رسید و آنوقت حسرت قهر و آشتی های امروز را خواهیم خورد.