یادداشت عباس عبدی

کلمه مشترک

فرصتها چون ابر میگذرد، اگر از آن استفاده نکنیم. افشای فیشهای حقوقی میتواند «کلمه مشترکی» باشد که همه افراد علاقه مند به کشور را پیرامون یک مسأله به وحدت برساند. پیامبر هم وقتی با اهل کتاب و مخالفتهای آنان مواجه شد، به بیان این شعار بسنده کرد که بیایید به کلمه مشترک میان ما و شما چنگ بزنیم که جز خدای یگانه را نپرستیم.

  1. ۵ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
کلمه مشترک
نوآوران -

حالا باید به همه نیروها گفت که بیاییدبرای مبارزه با این موارد که اشتراک وجود دارد، درباره حق دسترسی آزاد به اطلاعات، حداقل در زمینه دریافت‌ها و پرداخت‌های دولتی وحدت کنیم و یک صدا فریاد بزنیم که خواهان شفافیت حداکثری در این زمینه هستیم. مگر کشورهایی که حقوق و دستمزد بالاترین مقام‌هایشان تا پایین‌ترین‌های آنان شفاف است و هرکس بخواهد از آن اطلاع دارد، چه مشکلی دارند که ما همچنان در سنگر حوزه خصوصی خود را پنهان کرده‌ایم و قدمی برای شفافیت آن برنمی‌داریم، سهل است که آن را جرم هم می‌دانیم. سال گذشته مجمع تشخیص مصلحت نظام مصوبه‌ای را گذراند که براساس آن انتشار این موارد مجازات هم دارد چه رسد به که کسی حق انتشار آنها را داشته باشد. اکنون هم یکی از وزرا از انتشار این فیش‌ها گلایه کرده است.

بیایید نگاهمان را به ثروت و حقوق تغییر دهیم. اگر تغییر دادیم، قضیه حل خواهد شد. اگر حقوق و سپس ثروت معرف میزان توانایی‌های فرد در تولید باشد، پس هر کسی که حقوق بیشتری می‌گیرد یا ثروت بیشتری دارد، به معنای آن است که فرد مفیدتری برای جامعه‌اش بوده است. برای مثال بیل گیتس نگران اطلاع کسی از ثروت خودش نیست زیرا دهها برابر این ثروت برای جامعه خودش ثروت تولید کرده است. سهل است که اگر ثروت و درآمد آنان را کمتر از میزان واقعی اعلام کنند، آنان به نوعی معترض هم می‌شوند. چند سال پیش یکی از ثروتمندان از اینکه رتبه او کمتر از آنچه که فکر می‌کند هست، اعلام شد، اعتراض کرد. چرا ما می‌کوشیم که خود را صاحب علم نشان دهیم و حتی بسیار بیش از آنکه علم داشته باشیم، خود را دانشمند معرفی می‌کنیم، ولی هنگامی که نوبت به ثروت و حقوق می‌رسد، آن را پنهان و کمتر از رقم واقعی اعلام می‌کنیم؟ مگر فرق این دو چیست؟ هر دو دستاورد بشر است. چرا می‌خواهیم خود را دانشمند جا بزنیم و در عین حال فقیر و تنگدست؟! چرا در حوزه هنر و ورزش و ادبیات خود را سرآمد دوران می‌دانیم و هیچ کس را هم‌پای خودنمی‌دانیم ولی هنگامی که نوبت به ارقام حقوق دریافتی می‌رسد، پنهان‌کاری پیشه می‌کنیم و با حداکثر تقیه ارقام را کمتر از آنچه که هست جلوه می‌دهیم؟ این دوگانگی چند علت دارد. که البته عدم شفافیت موجب تشدید این علل هم می‌شود.

1ـ اولین موردش، رانت است. رانت. اگر منِ نوعی در پست و مقام یا در موقعیت درآمدزایی قرار بگیرم که صلاحیت آن را ندارم، به طور طبیعی می‌کوشم که حقوق دریافتی نیز پنهان بماند. چرا حقوق‌های نظام اداری در یک جامعه توسعه‌یافته شفاف است؟ چون انتصاب‌ها رانتی نیست. چرا در آنجا دریافتی ورزشکاران شفاف است و همه می‌دانند که چه مبلغی بابت فلان ورزشکار باید پرداخت شود، ولی در ایران هنوز هم نمی‌توانیم از ارقام دقیق دریافتی حتی ورزشکاران مطلع شویم. در غرب شفاف است چون ورزشکاران قیمت بازاری دارند. کمتر پیش می‌آید که با زدوبند، قیمت صوری و غیرواقعی برای بازیکنان تعیین شود. بنابراین در آن جوامع حقوق معادل توانایی است و اگر کسانی معتقدند که توانایی آنها در تولید پول برای یک باشگاه یا کارخانه یا سازمان بیشتر است، درخواست حقوق بیشتری هم می‌کنند و نه تنها از گرفتن پول بیشتر ناراحت و شرمنده نیستند که آن را حق خود می‌دانند و به آن افتخار می‌کنند.

2ـ مشکل بعدی مالیات است. در جامعه‌ای که پرداخت مالیات حق شناخته نشود و مردم به ازای مالیاتی که می‌پردازند از خدمات دولتی بهره‌مند نشوند  و دولت نیز در هزینه کردن مالیات دریافتی پاسخگوی مردم نباشد، لذا مردم هم به انواع حیله‌ها از اعلام دریافتی‌های خود طفره می‌روند. اتفاقی که برای برخی از بازیکنان آمریکای لاتین در اروپا رخ داده از همین نوع است. فرار مالیاتی در آمریکای لاتین امری مرسوم است و حتی مردم هم حمایت می‌کنند، در حالی که در اروپا چنین نیست، لذا هنگامی که آنان در اروپا اقدام به حساب‌سازی می‌کنند دچار مشکل و حتی زندان و جریمه می‌شوند.

3ـ پول‌های سیاه و اقدامات غیرقانونی، مثل رشوه، قاچاق، عدم شفافیت در انعقاد قراردادها (رعایت نکردن تشریفات مزایده و مناقصه)، همه اینها عوامل اصلی برای زیر بار نرفتن نظام اداری نسبت به شفافیت در پرداخت‌ها و دریافت‌های این نظام است. البته این عدم شفافیت، متقابلاً نیز تقویت‌کننده مشکلات فوق نیز هست. بنابراین اگر نیروهای سیاسی می‌خواهند خیری به جامعه برسانند پیرامون شفافیت در این مسأله توافق کنند و امسال را سال شفافیت دریافت‌ها و پرداخت‌های خصوصی یا حتی عمومی قرار دهند. تا پایان سال معلوم می‌شود که چه کسانی در ادعای خود صادق هستند.