عباس عبدی در گفتگو با «نوآوران»

دولت ها به دنبال نادیده گرفتن جامعه مدنی هستند

«درد ایران بی دواست» این سخن نسیم شمال قزوینی بود که بعد از مشروطیت در سروده ای بلند آن را تکرار می کرد. اما درد ایران بی دوا نیست، منتها به شرطها و شروطها.شزط اوا آن شاید تقویت جامعه مدنی باشد. به نظر هگل ، جامعه مدنی شامل دنیای خصوصی افراد و منافع و فعالیت های آنها می شود و در نتیجه خارج از حیطه دولت قرار دارد . در نظر هگل ، پیروزی انقلاب فرانسه ، پیروزی « جامعه مدنی » بر ساخت و بافت فئودالی گذشته است . لذا جامعه مدنی ، نظام وابستگی متقابل است . این وابستگی در تقسیم کار متجلی می شود که پاسخگوی نظام احتیاجات و نیازهاست و ثروت عمومی را افزایش می دهد . با توجه به تفسیر هگل بود که مارکس بر این عقیده پافشاری کرد که جامعه مدنی چیزی جز یکسری امتیازات حقوقی شکل و ظاهری برای تمام شهروندان ، اما واقعی و عینی برای تنها یک طبقه یعنی بورژوازی نیست . حقوق منتج از جامعه مدنی ، به جز آزادی عمل طبقه بورژوا و برای استثمار طبقه کارگر چیز دیگری را در خود ندارد . اندیشه جدید جامعه مدنی ، در آثار یورگن هابرماس نیز تبلور یافته است .

  1. ۵ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
دولت ها به دنبال نادیده گرفتن جامعه مدنی هستند
نوآوران -

تعریف شما از عرصه عمومی و جامعه مدنی و تفاوت این دو با هم چیست؟

هر انسانی به طور عادی در دو حوزه عمومی و خصوصی نفس می‌کشد. حوزه عمومی او که به وجه اجتماعی و مدیریت امر جمعی مربوط می‌شود در ارتباط با دیگران و بویژه دولت‌ها شکل می‌گیرد. اداره این حوزه نیازمند تعامل و گفتگو میان اعضای جامعه است. حوزه عمومی ظرفی است که این تعامل در آن شکل می‌گیرد، و ارکان اساسی آن مشارکت و گفتگوی آزاد است. این گفتگو گاه میان افراد با یکدیگر یا با حکومت است، گاه میان نهادها. اگر یک جامعه را دارای هزار عضو بدانیم، گفتگو و تعامل میان همه این افراد با یکدیگر و میان آنها با حکومت و سایر ارگان قدرت به سختی رخ خواهد داد. ولی اگر این هزار نفر در قالب 5 نهاد مدنی متشکل و منسجم شوند، در این صورت شاهد گفتگوی واقعی میان این 5 نهاد با حکومت و نهادهای دیگر آن هستیم. بنابراین جامعه مدنی شکل سازمان‌یافته مردم است که ارتباط و گفتگو و نیز مشارکت را در عرصه عمومی آسان و ممکن می‌کند. گفتگویی که میان هزاران نفر با حکومت ممکن نبود، میان این تعداد نهاد مدنی با حکومت و میان خودشان امکان‌پذیر است.

دولت رانتی چه تاثیری بر جامعه مدنی می گذارد؟

رانت نه تنها موازنه قوا میان دولت و مردم یا نهادهای مدنی را تخریب می‌کند بلکه برای حفظ تفوق قدرتِ دولت و برتری آن بر مردم، سعی می‌کند، نهادهای مدنی را نیز تخریب کند. زیرا دولت رانتی ترجیح می‌دهد که بجای این که چند نهاد مدنی روبرو باشد با صدها و هزاران فرد منفرد مواجه شود تا همواره دست بالا را در برابر آنان داشته باشد. رانت ویرانگر عرصه عمومی و مشارکت سازنده و گفتگوی آزاد است، زیرا قدرتی فراتر از حد معمول به یک طرف ماجرا که دولت باشد می‌دهد و این قدرت برای شکل‌گیریِ گفتگوی آزاد مثل سم عمل می‌کند. رانت مشارکت را نیز به بهره‌کشی تبدیل می‌کند.

ایا در دوره 8 ساله احمدی نژاد جامعه مدنی در ایران مرده بود؟

دوره آقای احمدی‌نژاد، شاهد افول نهادهای مدنی هستیم. حتی نهاد روحانیت که یکی از قدرتمندترین و تاریخی‌ترین نهادهای مدنی در کشور بوده است، در این دوره به حاشیه رفت. ولی از آنجا که اداره جامعه برخلاف عقلانیت و مشارکت عمومی عوارض خاص خود را دارد، هنگامی که عوارض آن نوع مدیریت از پرده برون افتاد و منابع عظیم رانت، که مثل چشمه جوشان پول بود، به یک‌باره خشک شد، عمر آن دولت نیز به سر آمد. و این نهادها دوباره جان گرفته‌اند؛ هر چند دوره فترت 8 ساله چابکی را از آنها گرفته است.

دولت ها در ایران چقدر به جامعه مدنی نزدیک هستند؟

علاقه و طبیعت دولت‌ها در ایران به نادیده گرفتن نهادهای مدنی و اصولاً هر قدرت غیر از خود است. این علاقه ناشی از صیانت ذات است و چون وجود دیگران را نافی خود می‌دانند، با آن مخالف هستند، ولی اگر وجود خود را در همراهی با نهادهای مدنی بدانند، آنها را خواهند پذیرفت، همچنان که در سایر نقاط جهان چنین شده است. دستی را که نمی‌توانند گاز بگیرند، خواهند بوسید.

لمپنیسم محصول چه حکومت هایی است؟

ـ گرچه بنده به دلایل خاصی علاقه چندانی به استفاده از این اصطلاح ندارم ولی اجمالاً عرض کنم که لمپنیسم محصول دولت‌ها نیست، وضعیتی خاص در جامعه است که برخی دولت‌ها از وجود آن استقبال می‌کنند و می‌کوشند با استفاده از آن بر جامعه و دیگران مهار بزنند. جامعه‌ای که نهادهای مدنی آن ضعیف است و نیروهای حاشیه‌ای و خارج از اقتصاد رسمی و تولید گسترده است و حتی به لحاظ مسکونی در مناطق خاصی از شهرها متمرکز و ساکن شده‌اند، ظرفیت زیادی برای آن دارند که این نیروها به ابزار سرکوب (از هر نوعش) تبدیل شوند

در ادبیات ایران چه جریانی حامل لمپنیسم است؟

نیروهایی که تعلق به گذشته دارند و در مدار قدرت قرار گرفته‌اند، ظرفیت و آمادگی بیشتری دارند تا از این عناصر حاشیه‌ای که رفتار و فرهنگشان با چاشنی خشونت نیز همراه است استفاده کنند

دولت ها در ایران چه مقدار لمپنیزم را تقویت کرده اند؟

البته دولت‌ها ترجیح می‌دهند که از این نیروها استفاده نکنند، مگر زمانی که خطر مخالفان زیاد شود و به اصطلاح کارد به استخوان یا گلوی آنان برسد. زیرا تقویت این نیروها برای دولت‌ها نیز دردسرآفرین است. تجربه دهه گذشته برای هر دولتی درس‌آموز است. ولی هرگاه کارد به استخوان آنان رسیده در استفاده از آنان تردید نکرده‌اند.

عباس عبدی ایاامروزمنتقدحوزه عمومی است؟ شمادرمصاحبه ای گفته ایداصلاحات کم عمق شده تردیدهاوانتقادات عباس عبدی به اصلاحات درچیست؟

تخریب حوزه عمومی، فقط محصول نابخردی و یا بدسرشتی دولت‌ها نیست، بلکه نیروهای منتقد نیز آگاهانه یا ناآگاهانه مانع شکل‌گیری آن می‌شوند و یا آن را تخریب می‌کنند. وقتی نیروی منتقد و خواهان تغییر نیز در این عرصه وارد مبارزه‌ای شود که موجودیت و حیات دولت را به چالش بکشد و خشونت را جایگزین گفتگو کند، نقش تخریبی بیشتری را در عرصه عمومی نسبت به نقش دولت ایفا می‌کند. فضای عمومی ایران مناسب برای گفتگو نیست و بخشی از این مسئولیت متوجه منتقدان است.

پاسخ به این پرسش مفصل است و نیازمند مراجعه به مجموعه نقدهای بنده است. ولی به طور خلاصه عرض کنم که اصلاح‌طلبان فاقد راهبرد قابل اتکا هستند.آنان از سال 1379 و یا از سال1381 و به طور روشن در جریان 1384 به بعد منطبق بر راهبرد اصلاح‌طلبی عمل نکرده‌اند. از سال 1392 این روند بهبود یافت ولی هنوز عمیق نشده است، به همین دلیل می‌بینیم که پس از اسفند 1394 دوباره دچار اعوجاج تحلیلی و راهبردی شدند

عباس عبدی اصلاحات پارلمان محورراتاکجاموثرمی بیند؟

نگاه بنده منطبق بر اصلاحات پارلمان‌محور نیست. بلکه معتقد به اصلاحات خشونت‌پرهیز و کوشش برای افزایش مشارکت در همه ابعاد و جلب توافق برای انجام اصلاحات در میان جناح حاکم است. شرکت در انتخابات یکی از مولفه‌های این راهبرد است و نه محور اصلی آن.