علی صوفی:

ادامه کار با این بدنه دولت، دشوار است

معاون امور مجلس رئیس جمهوری دیروز اینگونه خبر داد که حجت الاسلام و المسلمین مجید انصاری که از ابتدای دولت یازدهم معاونت امور مجلس را بر عهده داشت، به عنوان معاون جدید امور حقوقی رییس جمهور منصوب شد. بنا به گفته وی الهام امین زاده معاون سابق امور حقوقی رییس جمهور هم از این پس به عنوان دستیار ویژه رییس جمهور در امور حقوق شهروندی فعالیت خواهند داشت.

  1. ۴ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
ادامه کار با این بدنه دولت، دشوار است
نوآوران -

اسماعیلی تصریح کرده که، سید علیرضا آوایی نیز به عنوان بازرس ویژه ریاست جمهوری منصوب شد، آوایی نیز پیش از این ریاست سازمان ثبت احوال کشور را بر عهده داشت. همچنین حسینعلی امیری نیز معاون پارلمانی دولت شد. در گفت‌و‌گویی با «علی صوفی» به تحلیل و چگونگی ابعاد این تغییرات و همچنین شرایط پیش‌روی اصلاح‌طلبان و دولت و چگونگی آمادگی آنها برای انتخابات ریاست جمهوری پرداخته‌ایم. این گفت‌و‌گو از نظر می‌گذرد.

آقای صوفی تغییرات صورت گرفته در بدنه دولت ـ مجید انصاری و الهام امین زاده ـ را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

تغییرات در بدنه دولت یک امر ضروری است؛ جهت این تغییرات خود یک موضوع مستقلی است که حائز اهمیت بسیار است. البته بعید می‌دانم که حد کلی تغییرات با خواست عمومی مردم که به هر حال تغییر با یک جهت‌گیری سیاسی اصلاح‌طلبانه باید صورت بگیرد، مغایرت داشته باشد. طبعاً آقای روحانی مواضعی که اتخاذ کرده‌اند، مواضع اصلاح‌طلبانه‌ای است که با رفتاری هم که مخالفان دولت در حق او روا داشته‌اند، این مقوله به اثبات رسیده است. ممکن است اطرافیان آقای روحانی هم نظر دیگری داشته باشند یا اینکه به هر حال در مقابل این تغییرات مقاومت‌هایی را از خود بروز داده‌اند. اما به نظر می‌رسد که آقای روحانی همانطور که خودشان در جلسه نمایندگان مجلس دهم برگزار شد، پیام انتخابات 7 اسفند 94 را پیام «تغییر» عنوان کردند و عنوان کردند که تغییر در شرایط فعلی امری ضروری است. در واقع مشی‌ای که آقای روحانی به دنبال آن هستند، در منظومه تغییر است. البته باز هم تکرار می‌کنم که این امکان وجود دارد برخی از اطرافیان یا نزدیکان رئیس جمهور با این مشی موافق نباشند. بالاخره آقای مجید انصاری نیرویی اصلاح‌طلب با شاکله‌های مشخص است و آقای امیری که به جای ایشان گمارده شده‌اند، گرایش اصول‌گرایانه دارند. البته این جابه‌جایی که را نمی‌توان در پارادایم تغییر گنجاند، به هر حال در استانداری‌ها تغییراتی انجام شد که این تغییرات تماماً تغییراتی بود که مضمون و ماهیتی اصلاح‌طلبانه داشت؛ هم در خراسان شمالی و در خراسان جنوبی. این تغییرات پالس‌های مثبتی برای همه تحول‌خواهان و اصلاح‌طلبان بوده و هست.  به هر حال آقای روحانی به این پالس‌ها نیاز داشت و این پالس‌ها پالس‌های مثبتی برای دولت بود. حالا این تغییرات جزئی که هیچگونه پس‌لرزه سیاسی نداشت را نمی‌توان در تداوم فصل تغییراتی دانست که در دستور کار رئیس جمهوری قرار گرفته است.

ـ فکر می‌کنید هر نوع رفتاری از دولت که ما از آن به عنوان تغییرات در بدنه دولت یاد کنیم، به هر شکلی و با هر شاخصه‌ای که باشد، می‌توان گفت که این تغییرات در سطوح متکثر و تمامی لایه‌های دولت در کمتر از یکسال به انتخابات ریاست جمهوری ادامه پیدا می‌کند؟

فکر می‌کنم که این مسئله به عنوان یک ضرورت در پایان چهار ساله اول ریاست جمهوری آقای روحانی باید در نظر داشته باشیم به هر حال کابینه‌ای که روحانی تشکیل داد، ملاحظات مجلس نهم در آن مدخلیت داشت. در نظر بگیریم که شرایط مجلس نهم با مجلس دهم بسیار متفاوت است. مجلس نهم نه تنها همسو و همراه با سیاست‌های دولت روحانی نبود، بلکه تا جایی که امکان داشت از هیچ تلاشی برای سنگ‌اندازی و خارج کردن دولت از مسیر توسعه فروگذار نمی‌کرد. در حالیکه مجلس دهم با توجه به ترکیب، ظرفیت و بسته به نوع تیپ تفکر نمایندگان آن، در همگرایی با سیاست‌های دولت است. روحانی در چینش کابینه‌اش از همان ابتدا و از بد حادثه، ناگزیر بود که تعدیلاتی را در کابینه خود انجام دهد و از بسیاری از خواست‌ها و نیات سیاسی خود عدول و عبور کند. در رابطه و در ارتباط با مجلس دهم روحانی قطعاً این محدودیت را نداشت. در این شرایط این هم از جمله دلایلی است که اقتضاء می‌کند که روحانی بخواهد تأثیرات مطلوب خودش را در تشکیل یک مدیریتی که افکار او را نمایندگی کند و عقبه رأی وی را دلگرم کند، روحانی به این تغییرات نیاز دارد؛ تا به هر میزان که از عمر دولت می‌گذرد، بتواند با پشتوانه و تجربه ارزنده و پخته‌ای به استقبال چهار ساله دوم خود برود. به هر میزان جامعه شمیم این تغییرات را حس کند، به هر حال آن الگوی مدیریتی آقای روحانی را به نمایش بگذارد و یک نوع امیدی را در دل مردم برای چهار سال آینده ایجاد کند، و همچنین نوع مدیریتی که او از آن استفاده خواهد کرد، چه گرایشی خواهد داشت و چه کارایی خواهد داشت.

ـ به نظر می‌رسد تغییرات دولتی در سطح فرمانداری‌ها یک امر لازم‌‌الأجرا است؟

در رابطه با مجریان انتخابات، این تغییرات بسیار جدی و مهم است. برای اینکه فرمانداران به صورت قانونی مجریان انتخابات هستند و متأسفانه در ابتدای آغاز به کار دولت روحانی بالای 70 درصد فرماندران کسانی نیستند که دلبستگی به دولت و آقای روحانی داشته باشند. این عدم وابستگی به آقای روحانی در برخی جاها با گرایش‌های فکری مخالف هم هستند. برخی هم وجود دارند که نسبت به دولت سیاست‌ها و رفتاری‌هایش بی تفاوت و موضعی خنثی دارند. عده کمی هستند که خودشان را وابسته به دولت روحانی می‌دانند و برای جلب رضایت مردم به دولت تلاش می‌کنند و در انتخابات هم سعی می‌کنند طوری عمل کنند که انتخاباتی سالم و آزاد برگزار شود. بالاخره طیف وسیعی از رقبای روحانی از حمایت هیأت‌های نظارتی برخوردار هستند و طبعاً رسالت سیاسی این نهادها در قبال حق‌الناس این است که اجازه یا فضای تخلف ندهند. بنابراین نیاز به تغییراتی است که آقای روحانی به آنها توجه ویژه و کافی دارد. اما باید با سرعت بیشتری به این تغییرات دامن زد. برای اینکه برای عقبه رأی خودشان ایجاد امید کنند و تضمین کافی برای سلامت انتخابات بدهند.

ـ آقای صوفی در مورد تغییر و تحولات درونی مجلس نظر شما چیست و چه تحلیلی در اهمیت این تغییرات می‌بینید؟

واقعیت این است که همه کسانی که را که معرفی کرده بودند را نمی‌شناختم، اما برخی از آنها را که رأی نیاورده‌اند را مثبت ارزیابی می‌کنم و برخی از اینان که رأی آوردند، از نظر اصلاح‌طلبان عملکرد مثبتی در گذشته از آنان دیده نشده است. فکر می‌کنم که ارنج همه اینها نمی‌تواند از نظر رئیس مجلس دور باشد. به نظر می‌آید که انتخاب رئیس مجلس برای انتخاب ریاست کمیسیون‌ها و انتخاب این سه عضو هم همخوانی دارند، من همه این مسائل را در یک راستا می‌دانم.

ـ کلیه نهادی‌های دولتی، اعم از استانداری‌ها، فرمانداری‌ها، بخش‌داری‌ها و ... در سراسر کشور، ارزیابی شما از همگرایی و هماهنگی این نهادها با دولت مستقر که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری قرار می‌گیریم، چیست؟ این بستر را تا چه اندازه‌ای برای کامیابی دولت مفید می‌دانید؟

پایه مجلس نهم در بدنه دولت پررنگ‌تر بود، بطوریکه توجیه عدم تغییر بدنه مدیریتی یا مدیریت‌های میانی با ملاحظات مجلس توسط مسئولین یا کابینه آقای روحانی ارزیابی می‌شده و با این ملاحظات سعی می‌کردند که تغییراتی را انجام ندهند که برای آنها در مجلس مشکلی درست کنند و احتمالاً به استیضاح بینجامد. با تغییر مجلس نهم و به روی کار آمدن مجلس دهم، انتظار این است که با کنار رفتن این ملاحظات شاید هم نه تنها کنار رفتن ملاحظاتی که هیچ انگیزه قوی برای هم خواست مردم و هم نمایندگانی که در مسیر خواست مردم هستند، این تغییرات سریعاً اتفاق بیفتد. چون به هر حال نمی‌توان انتظار داشت که با یک تغییری در رأس دستگاه اجرایی آن دستگاه در جهت امیال آن دولت هماهنگ باشد و قطعاً باید مدیران میانی هم تغییر کنند. حالا اگر احیاناً اصول‌گرایی بود که الان هماهنگ با دولت عمل می‌کند و از کارایی هم برخوردار است، مانعی وجود ندارد. اما اینکه دولتی بوده که در گذشته دولت ناکارآمدی بوده و طبعاً مدیرانی که منصوب کرده بود هم در چارچوب ضوابط و مقررات تأیید مدیران نبوده و شایسته سالاری در آن حاکم نبوده است و طرح طبقه‌بندی مشاغل هم حتی در این راستا ایجاد نشده بود و هر کسی را هوس می‌کردند و در هر کجا که می‌خواستند به کار می‌گرفتند. یک چنین دولتی را تحویل گرفتن و بعد همان دولت را در همان شرایط، حفظ کردن، قطعاً تغییرات مورد انتظار اتفاق نخواهد افتاد و خود این بدنه که بدنه لختی بود، برخلاف برنامه که قرار بود دولت کوچک‌سازی کند و نکرد و بزرگ سازی کرد و حتی خیلی از کارشناسان هم در بدنه دولت حذف شدند و جای آنها را افراد غیرکارشناس گرفتند. کار بسیار مهمی است و انتظار از آقای روحانی این بود که در همین سه سال گذشته این کار را انجام می‌داد. اما عرض کردم حالا آن ملاحظات از طرف برای توجیه این عدم تغییر وجود داشته است. من ارزیابی این است که با آن دولت برای این اهداف ساخته نشده است و هدف تغییراتی بود با این مضمون که افرادی بروند و پست‌هایی بگیرند. یعنی هدف و غایت نهایی آن دولت فقط همین بود. اساساً دولت گذشته این دولت را از کارآمدی انداخت. کار بسیار سختی آقای روحانی دارد و به نظر می‌آید که حتی اگر الان هم نتواند این تغییرات را انجام دهد، اما باید جهت را باید نشان دهد. باید برای عقبه رأی روحانی این اطمینان حاصل شود و یا برای این طبقه امید به وجود آورد. این برنامه را باید از الان شروع کرد. با تجربه کاری که من دارم، با بدنه این دولت کار کردن بسیار سخت است.

ـ بله آن هم در شرایطی که دولت در یک فقر شدید رسانه‌ای دست و پا می‌زند، دولت حتی کارهای مثبتی که در جاهای مختلف انجام داده است به دلیل همین فقر رسانه نتوانسته آن را به عرصه عمومی انتقال دهد، بهره این فقر رسانه‌ای هم به سود مخالفان دولت تمام شده است؟

در هر صورت من یک فعال سیاسی در حد و اندازه خودم هستم. در فضای مجازی خیلی تبلیغات سوء علیه برجام برای شخص من ارسال می‌شود. در واقع درصدد این هستند که حتی من را تحت تأثیر قرار دهند. مخالفان خیلی با برنامه و حساب شده مشغول به کار هستند. ما آثاری از مقابله به مثل ـ در فضای رسانه‌ای ـ از دولت نمی‌بینیم.

بله درست فرمودید، متإسفانه سیاسیون، تحلیل‌گران و رسانه‌های همسو در بسیاری مواقه به گونه‌ای عمل می‌کنند که عملاً در دام شانتاژ رسانه‌ای اصول‌گرایان و رسانه‌های همسو با آنان قرار می‌گیرند. بای مثال به گونه‌ای اخبار مربوط به احمدی‌نژاد را پوشش می‌دهند که حتی رسانه‌های طرف مقابل این کار به این شدت و حدت انجام نمی‌دهند.

دقیقاً

این فضا چه تأثیر منفی یا بار روان منفی بر جامعه، نیروهای تحول‌خواهی و مجموعه اصلاح‌طلبانی که برای انتخابات سال آینده آماده می‌شودند، داشته باشد؟

گروه‌های ‌های تلگرامی احزاب اصلاح‌طلب مسائلی را در رابطه با آقای احمدی‌نژاد مطرح می‌کنند که از آن طرف شخصی چون جوانفکر از این جو رسانه‌ای و تلگرامی استقبال می‌کند. این رسانه‌ها این مسئله را به عنوان یک خطر بزرگنمایی می‌کنند و ویژگی‌های مثبتی را برای احمدی‌نژاد تبلیغ می‌کنند و همه مخالفان دولت و هواداران او از این امر استقبال می‌کنند. یعنی حتی خود هواداران احمدی‌نژاد هم فکرش را نمی‌کردند که تا این اندازه به مسائل و اخباری که پیرامون وی مطرح می‌شود، دنبال می‌کنند. جالب اینجاست که حتی به صورتی اغراق‌آمیز این کار را انجام می‌دهند. در حالیکه به هیچ عنوان اینگونه نیست. این رسانه‌ها توجهی به این امر ندارند که تلاش آنها تا چه اندازه می‌تواند برای طرف مقابل جنبه تبلیغاتی داشته باشد حتی برای بزرگنمایی طرف. آن هم در شرایطی که ما به سوی انتخابات ریاست جمهوری می‌رویم، در واقع فضا را به گونه‌ای علیه یا له نیروهای تحول‌خواه پیش می‌برند.