سرمقاله مدیرمسوول

موج‌سواری مخالفان حسن‌روحانی با توفیقات اقتصادی برجام

  1. ۴ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
طبقه متوسط شهری و سفرهای شمالی
نوآوران -

اطلاعات منتشره جسته و گریخته در این‌جا و آن‌جا و نیز شواهد موجود در بازار، حاکی از آن است که اقتصاد ایران، یک سال پس از توافق هسته‌ای و شش ماه پس از اجرایی شدن این توافق؛ در حال ورود به مرحله جدیدی  از رونق نسبی است. مطابق اطلاعات موجود، از اوایل تیر ماه جاری ‌تزریق هفتگی بین یک تا 5/1 هزار میلیارد تومان به طرح‌های عمرانی توسط سازمان برنامه آغاز شده است که به نظر می‌رسد مهمترین خبر اقتصادی هفته‌های اخیر در ایران باشد. هم‌‌چنین، رئیس سازمان برنامه گفته است که بر خلاف همه 10 سال گذشته، امسال حدود 60 هزار میلیارد تومان اعتبار طرح‌های عمرانی مصوب مجلس، تماماً اختصاص یافته و پرداخت خواهد شد که خود نقش بسیار مهمی در رشد اقتصادی و ایجاد اشتغال و خروج اقتصاد کشور از رکود ایفا می‌کند.

هم‌چنین به نظر می‌رسد تا پیش از شروع پاییز امسال، طرحی ویژه برای ایجاد مشاغل مولد در شهرهای کوچک و روستاها به ویژه در مناطق کمتر توسعه یافته کشور آغاز و اجرا خواهد شد که تا پیش از پایان امسال، تحرکی چشمگیر در بازار کار و نیز سرعت رشد اقتصادی ایجاد خواهد کرد.

بازار مسکن نیز در چهار ماه نخست امسال در مقایسه با مدت مشابه پارسال به رونق وارد شده و رشد معاملات مسکن دو رقمی شد که با توجه به سهم «مستغلات» در ساختار تولید ناخالص داخلی ایران، تأثیر چشمگیری بر رشد اقتصادی سال 1395 خواهد گذاشت.

در بخش صنعت و به گفته معاون وزیر صنعت، امسال بین 7 تا 8 درصد رشد ارزش افزوده اتفاق خواهد افتاد. در صنایع خودروسازی آمارها حاکی از آن است که در سه ماه نخست امسال حدود یک درصد رشد تولید داشته‌ایم که تا پایان امسال به 10 الی 15 درصد خواهد رسید. در بخش فولاد و صنایع فلزی هم رشد تولید در رشد صادرات تداوم یافته و خواهد یافت.

بهبود نسبی و «تدریجی» ـ‌ نه ضربتی و یک‌شبه ـ در اوضاع اقتصادی ایران از نیمه سال 1395 قابل پیش‌بینی بود. مخالفان سیاسی دولت حسن روحانی و توافق هسته‌ای، نمی‌خواهند و نمی‌توانند آمارهای روشن اقتصادی و عملکرد دولت یازدهم را بپذیرند. از این‌رو، آنان مخاطب این نوشتار نیستند، اما اگر تمام آمارها و ارقام دیگر رسمی منتشره یا در حال وقوع را هم رها کنیم، این مقایسه بر پایه آمارهای رسمی را نمی‌توان فراموش کرد که با متوسط درآمد نفتی سالانه 85 میلیارد دلار طی سال های 1384 تا 1392، متوسط رشد اقتصادی سالانه دولت احمدی‌نژاد 5/1 درصد بود؛ اما در سه سال دولت روحانی ـ‌ با متوسط درآمد نفتی سالانه 40 میلیارد دلار و کمتر ـ‌ همین رقم به حدود دو برابر یعنی 3 درصد رشد اقتصادی سالانه می‌رسد. این آمار و عملکرد با همین اعداد و ارقام اگر در دولت قبلی در مقایسه با دولت اصلاحات یا دولت روحانی اتفاق افتاده بود،‌اکنون بوق و کرنای تبلیغاتی آن گوش فلک را کر می‌کرد.

واقعیت این است که کشور به آرامی و با وجود تداوم و حتی تشدید فشارهای داخلی و خارجی،‌در حال حاضر فاصله گرفتن از لبه پرتگاه و سقوط اقتصادی ـ ‌اجتماعی اوایل دهه 1390 است و حتی کمتر از نصف شدن درآمدهای نفتی دولت هم نتوانسته از تداوم این روند و سرعت آن بکاهد. از افزایش درآمدهای نفتی ایران بر اثر افزایش چشمگیر و مافوق انتظار صادرات نفت خام و میعانات گازی، کمتر از شش ماه گذشته و با ورود تدریجی این درآمدهای اضافی به صندوق دولت، می‌شد و می‌توان انتظار داشت که آثار عینی و احتمالی توفیقات اقتصادی «به تدریج» ظاهر شود.

همین جا، ذکر ولو تکراری این واقعیت لازم است که همه این‌ها و ارقامی حتی بهتر و سریعتر، به معنای آن نیست که اولاً وضعیت عمومی کشور سریعاً بهبود خواهد یافت و ثانیاً آثار این بهبودی فوراً در زندگی و معیشت روزمره مردم ظاهر خواهد شد.

فروپاشی اقتصادی ـ اجتماعی ایران در اواخر دهه 1380 و اوایل دهه 1390 خورشیدی ژرفتر و ویرانگرتر از آن بود که بتوان با امکانات اقتصاد کنونی در کوتاه یا حتی میان‌مدت به بازسازی کامل آن امید بست. درواقع،‌ مخالفان دولت در بزرگ‌نمایی این واقعیت که سیاست‌های اقتصادی دولت روحانی و نیز توافق هسته‌ای هنوز اثری بر معیشت مردم نداشته است، ضمن آن‌که تا حدی اغراق‌آمیز و حتی دروغ است، تلاشی برای پنهان کردن مسؤولیت اصلی و فراموش ناشدنی این مخالفان در ایجاد وضع وخیم کنونی اقتصادی ـ‌ اجتماعی کشور نیز به شمار می‌آید. با این ترفند، آنان می‌کوشند برای سوار شدن بر احساسات عمومی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده و نیز زمین‌گیر کردن دولت حسن روحانی، از وجود دردها و سرگیجه‌هایی در اقتصاد ایران شکوه و شکایت سر دهند که خود عامل اصلی ایجاد یا تشدید آن‌ها بوده‌اند.

نکته جالب‌تر اینجاست که در بدگویی از دولت و بدنمایی اوضاع، این رسانه‌ها هر چقدر که «اصولگرا» بنمایند و فریاد و فغان اصولگرایی و داغ و درد از دست رفتن ارزش‌ها ـ تحت تأثیر هجوم رسانه‌های بیگانه و در رأس آن‌ها بوق‌های استکباری غربی ـ سر بدهند، کوچک‌ترین نشانه این رسانه‌ها از بدنمایی اوضاع اقتصادی و ناامیدی مردم ایران از آثار مثبت «برجام» بر زندگی روزمره‌شان، از فرط هیجان عنان اختیار از کف می‌دهند و با تیتر درشت به بلندگوی این رسانه‌های غربی تبدیل می‌شوند و آن را با آب و تاب و تفسیر در داخل بازنشر می‌کنند. در این جا عناوینی مانند استکبار، نفوذ دشمن،‌غرب و مانند آن در برابر شهوت انتقاد از دولت و عملکرد آن رنگ می‌بازد و رسانه‌های ارزشمدار اصولگرای داخلی به هم‌نوایی و هم‌سویی شگفت‌آوری با آن «بوق‌های استکباری غربی» نایل می‌آیند و همه این‌ها،‌به امید کسب حتی چند رأی بیشتر رخ می‌دهد. در یک سالگی امضای توافق هسته‌ای که البته اجرای این توافق تازه 5 تا 6 ماه بعد آغاز شد، چنان این رسانه‌های داخلی و آن رسانه‌های خارجی و به ویژه غربی در کوچک‌نمایی دستاوردها و بی‌تأثیری آثار مثبت آن بر زندگی مردم مسابقه گذاشته‌اند و در ربودن گوی سبقت از یکدیگر کوشیدند که حتماً ابعاد و زوایای آن شایسته یک پژوهش میدانی کامل با نتایج بسیار جذاب است.

محتوا، ژرفا، استحکام و ماندگاری این «اصولگرایی» و «ارزشمداری» را از همین منظر ملاحظه و قیاس کنید. 

نوشتارهای مرتبط

تازه های سیاست داخلی