انتخابات در ایران و اثرات آن بر عرصه عمومی در گفت‌وگوی «نوآوران» با دکتر احمد نقیب‌زاده

مردم راه مجازی پیدا کرده اند

در سال‌های اخیر مرز میان سیاست مدرن و سیاست سنتی در ایران تغییرات متکثری به خود دیده است. «احمد نقیب‌زاده» تحلیلگر سیاسی و استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در گفت‌وگو با «نوآوران» معتقد است؛ نتیجه‌ای که در این دوره از انتخابات رقم خورد به نفس و مطالبه «تغییرگر» مردم ایران در این دوره از انتخابات برمی‌گردد.

  1. ۴ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
مردم راه مجازی پیدا کرده اند
نوآوران -

این نظریه‌پرداز حوزه علم سیاست ابراز امیدواری کرد که روند رو به رشد سیاسی‌ای که در انتخابات با آن مواجه شدیم، غیرقابل گسست خواهد بود؛ و شبکه های اجتماعی راه تغییر را باز کرده انداین گفت‌وگو از نظر می‌گذرد.

در چند انتخابات آخر کنش سیاسی مردم بیشتر جلوه خود را در شبکه‌های اجتماعی نشان دادبه نظر دیگر جهت سیاست‌زدایی بیشتر از این ناحیه خواهد بود؟

مردم راه مجازی پیدا کرده‌اند که به خواسته‌هایشان برسند. این راه مجازی فقط یک راه کمکی است، اصل قضیه (راه واقعی) نیروهای اجتماعی هستند که در صحنه حضور دارند. حالا اگر راه دیگری پیدا کردند و کسی اگر بخواهد این راه را ببندد، من فکر می‌کنم راه دیگری را خواهند گشود و پیش خواهند رفت. اگر روزی بیاید که این راه‌ها بسته شود، معنی‌اش بستن راه‌هایی است که می‌تواند راه انفجار را باز کند. در باب اهمیت شبکه های اجتماعی و سایت های ارتباط جمعی در فضای مجازی باید عنوان کرد که جوامع در حال توسعه نظیر ایران، با تغییرات فاحش در بافت اجتماعی خود مواجهند. با افزایش پرشتاب قشر تحصیلکرده دانشگاهی، روزبه روز به میزان طبقه نوظهور متوسط افزوده می شود. پیامد ایجاد چنین طبقه اجتماعی در جوامع انسانی، تولید نخبگان جدید در سطح جامعه و تغییر در ترکیب و ساختار نخبگان قبلی می باشد. این فرآیند تدریجی در بلند مدت، منجر به تغییر ذائقه ارتباطی عموم جامعه می شود.

آیا می‌توان تئوری «فشار از پایین، چانه‌زنی از بالا» را براساس روح زمانه، به «فشار از شبکه‌های اجتماعی، چانه‌زنی از سیاسیون» تغییر دهیم و آن را متناسب با معادلات و مناسبات سیاسی کنونی کشور بازتولید کنیم؟

مسئله این است که در این جامعه واقعیاتی وجود دارد که تلنبار شده و سال‌ها نادیده گرفته شده است زمان آن رسیده، کسانی که خواهان پیروزی هستند، بیایند روی نیروهای واقعی جامعه که خواهان تغییرند، سرمایه‌گذاری کنند و موفقیت خودشان را در این راه ببینند. روی این اصل با «طرح مقابله» با آنان در طول تاریخ دیده نشده که کسی به پیروزی برسد. من که می‌گویم وقایعی که در سال‌های اخیر در کشور ما می‌گذرد، به وضعیت فرانسه بعد از انقلاب کبیر این کشور شباهت دارد، به این علت است که در آنجا هم این‌گونه مسائل صورت می‌گرفت؛ نتیجه این شد که قرن 19 اروپا سراسر قرن انقلابات بود. یعنی شورش‌ها و ناآرامی‌ها به اندازه‌ای بود که کسی نمی‌توانست در مقابل آنها ایستادگی کند و نهایتاً از پا ننشستند تا به پیروزی رسیدند. حالا اگر کسی خواهان چنین امواج توفنده و انقلابی است می‌تواند در مقابل خواست مردم بایستد، یک یا دو دور هم ممکن است که موفق شوند، اما در نهایت آب که از حد گذشت، فرد را خواهد برد.

چندی پیش تئوری «پارلمان در سایه» مطرح شد و بازتاب زیادی هم در رسانه‌های داخلی داشت. این تئوری در انطباق با معادلات و مناسبات مجلس دهم تا چه اندازه می‌تواند به مرحله عملیاتی برسد؟

در همه جا نهادهای مدنی وجود دارد که مسائل و موضوعات را به بحث می‌گذارند و مورد تامل و تعمق قرار می‌دهند و بعد به مجلس می‌فرستند. برای اینکه مجلس زمان زیادی برای بحث و جدل ندارد، در نتیجه مصوبات را دست نهادهایی که خارج از مجلس برای کمیسیون‌های مربوطه تصمیم‌گیری می‌کنند، می‌سپارند تا آنها با بررسی‌های کارشناسانه کار مجلس را سبک کنند. اما متاسفانه ما به معنای دقیق کلمه در ایران «پارلمان در سایه» یا «دولت در سایه» نداریم. اگر این نهادها وجود داشت می‌توانستیم بسیار موفقیت‌آمیز عمل کنیم. برای اینکه در این‌گونه نهادها فضا و زمان برای بحث و جدل بر سر مصوبات بیشتر است، در نتیجه با دقت بیشتری امورات پارلمان پیش می‌رفت.

با این اوصاف، موجودیت «پارلمان در سایه» ناقض مسئله «پارلمان ضعیف» است؟

مجلس دهم مجلس قوی است؛ سابق بر این نمایندگانی که تجربه سیاسی بالایی داشتند و در سطوح‌ مختلف قدرت بودند، خیلی گل به سر و روی مردم نزدند. اتفاقاً این نمایندگان جدید‌الورود پاک‌تر و شفاف‌تر هستند. از سوی دیگر موجب خوشحالی است که با ورود این نمایندگان کم‌تجربه ما شاهد نوعی «چرخش نخبگانی» نیز شده‌ایم. نباید ادوار مجلس نمایندگانی را به خود ببینند که همیشه در حال آمدورفت هستند. حتی ما به کسانی که رای دادیم، اعتقاد چندانی هم نداشتیم و آنها را از کار افتاده می‌دانستیم. ولی به هر صورت یک لیست بود و مردم مسئولیت سازمانی رای دادن داشتند. مردم این کار را کردند و امیدوارم در سال‌های آینده نیز با تکرار این روند مواجه شویم و طیف جدیدی از نخبگان سیاسی پا بگیرند، چون مجلس مکانی حرفه‌ای برای سیاست‌ورزی است. نباید نگران باشیم، در ماه‌های نخست این نمایندگان تجربه سیاسی لازم را کسب خواهند کرد و بعد از آن مشکلی یا مسئله‌ای در قبال امورات مجلس و سیاست کلان کشور نخواهند داشت. این نمایندگان چون پاک‌دامن هستند، مواضعصریح و شفافی نیز در مناسبات سیاسی کشور خواهند داشت.

پس بحث «چرخش نخبگان» با ورود این نمایندگان به مجلس، با در نظر گرفتن پتانسیل‌های علمی و تخصصی آنها در این مجلس اتفاق افتاده است؟

بله اتفاق افتاده است، یعنی در واقع یک مسئله ناخواسته‌ای بود که نهادهای نظارتی راه آن را باز کردند و گمان نمی‌کردند که این‌گونه نتیجه دهد. دیدیم که رد صلاحیت‌ها این بار نتیجه‌ای عکس داد و مردم افراد فاقد تجربه سیاسی اما دارای علم و تخصص را انتخاب کردند. این نمایندگان همین که پاک‌دامن‌تر از نمایندگانی هستند که در این دوران دچار آلودگی‌های سیاسی شدند، خودش مهم به نظر می‌رسد و به سادگی نمی‌توان از کنار این اتفاق گذشت.

آینده سیاسی اصول‌گرایان تندرو را چگونه ارزیابی می‌کنید؛ انتخابات ریاست جمهوری 92 و مجلس 94 را از دست دادند و امیدی هم برای بازگشت آنها در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده وجود ندارد. به نظر می‌رسد نوار شکست‌های متوالی و پی‌درپی آنها در آینده نیز دور از ذهن نیست. چه تحلیلی برای حیات سیاسی آینده آنها متصور هستید؟

ما دیرگاهی است که به آنها پیام داده‌ایم که زمان شما سپری شده و در واقع روزبه‌روز به حاشیه می‌روید. اینها در کوتاه‌مدت پاتک‌هایی خواهند زد که ممکن است به ضرر کشور تمام شود، اما چیزی نخواهد گذشت که به این دریافت خواهند رسید که موفقیتی در این راه نیست و چنانچه رویای رجعت در سر دارند باید با بدنه جامعه و افکار عمومی ایران همراهی کنند. این تغییراتی که در جامعه ما ایجاد شده است، در حقیقت تاثیرات خود را گذاشته و دیگر کسی نمی‌تواند جلوی آن را بگیرد. اگر خردورز باشند به این نتیجه خواهند رسید که باید تغییر مشی بدهند، اگر عکس این قضیه صادق باشد که کاملاً به حاشیه می‌روند و از مرکز دور خواهند شد. دولت روحانی همان چیزی است که ایران به آن نیاز دارد. ما هنوز به مرحله‌ای نرسیده‌ایم که بخواهیم به صورت زودرس به توسعه سیاسی دست پیدا کنیم. ما هنوز به کسی احتیاج داریم که آستین‌هایش را بالا بزند و کشور را بسازد. تا الان همه انرژی دولت روحانی روی مسئله هسته‌ای بوده و از این به بعد این دولت وقت دارد خودش را نشان دهد. باید دید اصلاحاتی را که قرار است در داخل انجام دهد، آغاز خواهد کرد یا خیر؟ که من فکر می‌کنم اصلاحات را آغاز خواهد کرد. در زمینه سیاست خارجی هم من یک نگرانی شدید داشتم و آن این بود که بعد از این توافق بگویند ما جلو جنگ را گرفتیم و روند پیشین سیاست خارجی را ادامه دهند. در این صورت خسران در خسران می‌بود. در حالی که این توافق باید سرآغاز دگرگونی‌های دیگری باشد و ایران در آن صورت واقعا برنده خواهد شد. فکر می‌کنم بر همین مبنا بود که بعد از توافق، آقای روحانی گفت باید با عربستان وارد گفت‌وگو شویم و مسئله سوریه را سیاسی حل کنیم. امیدوارم ایشان موفق شود که تغییر در سیاست خارجی باید با سیاست داخلی همراه باشد