یحیی آل اسحاق در گفتگو با «نوآوران»مطرح کرد

به خاطر مردم اقتصاد نباید سیاسی شود

آل اسحاق اقتصاد دانی است که سیاست را به خوبی می شناسد ،و نگاهی واقع گرا به شرایط فعلی کشور دارد ،او می گوید قرار نبود برجام حلال همه مشکلات باشد بلکه قرار بود سامان دهنده و تثبیت کننده اقتصاد باشد.نباید توقعاتمان را از برجام بالا ببریم کما اینکه نباید بدعهدی غربی ها را نیز در اجرای بخشی از برجام فراموش کنیم.

  1. ۴ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
به خاطر مردم اقتصاد نباید سیاسی شود
نوآوران -

برجام مخالفانی دارد که سقف آرزوهایشان از اقتصاد را در آن می بینند ومیخواهند یک شبه ایران را گلستان کنند و از آن سو همان جریان 8 سال کشور را در بحران و بن بست قرار داد آل اسحاق برجام را چطور ارزیابی می کند؟
ببینید برجام دو بحث دارد یکی آنچه توافق شده است و دیگری آنچه عمل گردیده است. به هر صورت علیرغم اختلاف سلیقه  با حمایت همه دست اندرکاران  اصل مذاکرات مورد تایید قرار گرفت وو مجلس آن را تصویب کرد که . اگر شروط انجام شود اجرا شود ولی طرف مقابل تعهدات خودر را عمل کرد در فردو و مساله آب سنگین کنگره آمریکا برخلاف نظر اوباما مصوبه داده است

طرف مقابل مانع است که برجام انجام شود. بخصوص آمریکا مانع ایجاد می کند. و در حوزه عملیاتی در ظاهر موافق خود را نشان می دهد  است ولی  در عمل گونه دیگری است.

آمریکا می گوید نظام بانکی   می تواند عمل کند ولی وزرات خزانه  داری دستور دیگری می دهددر واقع کانال برقرار شده است ولی آبی درآن جاری نیست. لذا بد عهدی ها زیاد است اصل ماجرا آن است که طرف مقابل به تعهدات خود عمل نمی کند.

با این چشم انداز شما برجام عملا نقشی در اقتصاد سیاسی ایران ندارد؟
اگر فرض کنیم برجام انجام می شد هزینه ها کمتر می شد و دسترسی فنی ما به نظام اقتصادی بیشتر می گردید اما با همین شرایط فرضی هم در 30 تا 40 درصد می توانست موفق باشد 70 درصد معضلات اقتصادی ما مربوط به برجام نیست بلکه نظام برنامه ریزی،نظام مدیریتی و نیز گروه هایی که شرایط موجود کمال مطلوب شان است منافع آنها اجازه نمی دهد تغییر در اقتصاد ایجاد شود

اولویت ما در اقتصاد اساسی است،معیشت مردم فساد ،آّب و محیط زیست اینها احتیاجی به برجام ندارد ولی دست برخی جریان ها در کار است و منافعشان اجازه نمی دهد مشکلات کشور حل شود.

ما یک بحث دیگر هم داریم و آن اینکه ما در نزدیکی انتخابات قرار داریم و فضا به صورت اتوماتیک دوز سیاسی و پوپولیستی پیدا می کند و این خود یک گرفتاری برای اقتصاد است.

مقایسه تطبیقی عملکرد بین دولت بی‌تردید منجر به آگاهی بیشتر افکار عمومی و در نتیجه شناخت بیشتر توده‌های اجتماعی از گفتار و کردار دولت‌ها منجر می‌شود.

دردی که من ٣سال است داد می‌زنم این است که اقتصاد نباید سیاسی شود. بلایی که متاسفانه ظرف  سال گذشته بر سر اقتصاد ما آمده طوری است که همه از بالاترین مقامات کشور تا مردم کوچه و بازار معترفیم که در این حوزه نمره خوبی نیاورده ایم.

به نظر سیاسیت ها سوسیالیتی و چپ گرایانه مانع تحقق اقتصاد است و پوپولیم نیز از همین جا خارج می شود؟

اینکه ما در اقتصاد موفق نبودیم یک واقعیت دردآور است. من بیش از سه دهه در حوزه اقتصاد توپ زده‌ام و نقدی که دارم اول از همه به خودم بازمی‌گردد و مخاطب اول آن خودم هستم. اما اعتراف می‌کنم که گفته‌اند اقرار العقلا علی انسفهم جایز. اقرار می‌کنم که دراقتصاد ضعیف کار کرده‌ایم، همه کسانی که طی ٣٧ سال گذشته دراقتصاد توپ زده‌اند. همین است که باید گفت کشور در نمره اقتصادی پس از انقلاب نمره قبولی نیاورده. به هر حال باید با توجه به شرایط راه‌حلی مناسب داشتیم. مشکل فقط جنگ نبوده است. به نظر اینجانب عمده مشکل نظام تدبیر و نظام مدیریت کشور بوده است.

در حوزه نفت و گاز اول یا دوم هستیم. الان دعوا سر این است که نیروی انسانی تحصیلکرده بارور شده که بهترین آورده در آورده‌های اقتصادی است به معضل ما تبدیل شده. می‌گوییم ٣ تا ٥/٦ میلیون بیکار تحصیلکرده داریم، فرزندانی که این همه منابع صرف شان شده تا تحصیلکرده شوند اما حالا بیکار مانده‌اند. منابع طبیعی، موقعیت جغرافیای و ژئوپولتیک ما و موفقیت ژئواکونومیکی ما بسیار خوب است اما نتوانسته ایم برنامه‌ریزی و بهره‌برداری بهینه کنیم. در تاریخ تمدن‌های جهانی و تحلیل‌های اقتصادی بهترین‌ها برای ایران است. با ١٥ کشور همسایه هستیم که یعنی اینکه  میلیون نفر بازار است برای ایران. از طرف دیگر یک بازار ٨میلیونی داخلی داریم که فکر چاره درستی برایش نشده. با داشتن همه این موقعیت‌ها و امکانات این وضعیت اقتصادی ما است. مشکل کجا است؟ لازم نیست برای تحلیل آن بین دو دولت که دولتی در میانه راه است و تا بیاید برنامه‌اش را تمام کند زمان می‌برد. یک دولت وسط کار است، این‌طور که نمی‌توان سنجید.

ما در اقتصادمان و در استفاده بهینه از منابع محدودیت داریم. اینجا همان جایی است که کار گیر دارد. جواب آخر را اول بدهم. ما از مجموعه منابع مان در حوزه‌های مختلف منابع اقتصادی به خوبی استفاده نمی‌کنیم. ترکیب این منابع چگونه است؟

چقدر دولت در ایجاد این محدوذدیت ها نقش دارد؟

مشکل اقتصاد این است که تک‌بعدی نیست. اقتصاد را به صورت انتزاعی و جز به جز نمی‌توان تحلیل کرد. این حاصلی که می‌بینیم برآیند مجموعه بازیگری‌های مختلف است. دارایی، نیروی انسانی، سیاست‌ها و نیز به صورت خلاصه نظام تدبیر، نظام مدیریت و نظام پیگیری درست عمل نکرده است.

فرآیند تاثیرگذاری اقتصاد برای سامان‌گیری عبارت است از سیاستگذاری، تصمیم‌گیری، تصمیم سازی، نظارت، کنترل، مدیریت، مالکیت، هماهنگی آرمان‌ها با عملیات اقتصادی و دیگر موارد. همه اینها مجموعه‌ای است که خروجی خوب یا بدش را همه بازیگران اقتصاد می‌سازند. آنچه اقتصاد تا به امروز بازی کرده تحت تاثیر یک نظام تمرکزی در فرآیند اقتصادی بوده است.

مدل اقتصادی آقای روحانی چگونه است؟

آقای روحانی با استفاده از تجربیات گذشته و استفاده از مدیران با تجربه و داشتن نسخه از پیش طراحی شده، مدل اقتصاد اعتدالی و مداخله نقاط مثبت و منفی برگرفته از دوره‌های گذشته است. اما ایشان عمده راه‌حل اقتصادی را، متوجه حل مسائل خارجی کشور در حوزه برجام و رفع تحریم‌ها کرده. بر همین اساس اولویت اول اقتصادی دولت، کنترل تورم و اولویت دوم ساماندهی رکود شد. تورم در حال حاضر به خوبی کنترل شده اما اقتصاد با چالش‌های اساسی از قبیل بیکاری، معیشت مردم بالاخص مردم متوسط به پایین، مشکلات نظام بانکی و صندوق‌های بازنشستگی روبه‌رو است و با وجود تلاش‌ها و دلسوزی‌های فراوان لااقل شرایط داخلی و شرایط زمانی وضعیت سختی را طی می‌کند. اگر بخواهیم جوابی کلیدی برای آنالیز وضعیت اقتصادی کشور پیدا کنیم گمان می‌کنم ابتدا باید صورت وضعیتی از پتانسیل‌های اقتصادی کشور داشته باشیم. ظرفیت و دارایی و آورده‌های اقتصادی ایران را دسته‌بندی کنید تا به طرح این پرسش برسیم که چرا حال اقتصاد ایران بد است. ساختار اقتصادی و نظام تدبیر و نظام مدیریتی و اجرایی در حوزه اقتصادی از انسجام لازم برخوردار نیست که باید برنامه‌های بلندمدت و استراتژی لازم و مهم‌تر انضباط و پیگیری اجرایی شدن و حسابرسی از عملکرد اجرایی شدن سیاست‌ها (حسابرسی نسل‌ها) نهادینه و اجرایی شود.