مصطفی درایتی :

با آمدن احمدی نژاد اتفاق خاصی روی نمی دهد

اعلام حمایت راست گرایان سنتی در وضعیت کنونی میتواند به عنوان نوعی پاتک به هم سلفان تندروی خودشان باشد. این مساله به نوعی اتمام حجت با جریانی است که در طول سه سالی که از عمر دولت روحانی از هیچ تلاشی برای به انزوا کشاندن و زمین گیر کردن آن دریغ نکرده است.

  1. ۴ ماه قبل
  2. ۰
با آمدن احمدی نژاد  اتفاق خاصی روی نمی دهد
نوآوران -

«مصطفی درایتی» در گفتوگو با «نوآوران» به واکاوی ریشهها و علتالعلل حمایت راستگرایان از روحانی پرداخته است:  

  راستگرایان سنتی به چه دریافت یا فهمی از وضعیت کنونی رسیدهاند که علم حمایت از روحانی در انتخابات سال آینده را برافراشتهاند؟

این موضعگیری از سوی راست‌‌های سنتی براساس تحقیقات آنها از وضعیت موجود صورت گرفته است. به این مساله هم توجه داشته باشیم که روحانی خاستگاهی اصولگرایانه دارد. به هر حال این انتظار وجود دارد که طیف عقلایی اصولگرایان از او حمایت کنند. روندی هم که آقای روحانی در پیش گرفته است، روند منطقی و میانهای است که جناحها و گروههای سیاسی که در منظومه سیاسی ایران به عقلانیت پهلو زدهاند، در مورد این انتخاب تردیدی به خود راه ندهند. نکته بسیار مهمی که در مورد این استراتژی راستگرایان میتوان دست روی آن گذاشت، این است؛ با توجه به اینکه ماهها به کنشگری فعال در حوزه انتخابات زمان باقی است، از الان خواستهاند این پیام را به اسلاف و اخلاف خود و جریان احمدینژادیها بدهند که بیهوده در انتظار اعلام موضع آنها نباشند. در واقع راستهای سنتی به شکلی جدی فاصله گذاشتن و مرزبندی خود را با این طیف مشخص کرده است. یک نکته که نمیتوان از آن غفلت کرد این است؛ در دوره اول انتخابات ـ یعنی سال 92 ـ راستهای سنتی این حمایت را از روحانی نداشتند، اما در این دوره از انتخابات آنها این اعلام حمایت را به صورتی صریح اعلام کردهاند.

 این اعلام مواضع از سوی «راستها» تا چه اندازه میتواند با زمزمههای ورود احمدینژاد و حواریون او به انتخابات سال آینده ارتباط پیدا کند؟

احمدینژاد و جریان حامی وی به نوعی از تفکر انحرافی خود دست برنداشتهاند. معتقدم، چنانچه عرصه سیاسی کشور شمایل شفاف و عقلانی در ماههای آینده به خود بگیرد، نه تنها او شانسی برای پیروزی در انتخابات نخواهد داشت، بلکه با شکست سنگینی روبهرو خواهد شد. اگرچه مسائل بسیار متعددی در مورد او مطرح است که با آمدنش این مسائل به شکلی جدیتر مطرح خواهد شد. مطمئناً شخص احمدینژاد هم به این مسائل فکر میکند که پیش از آمدن باید جوابگوی تمام مسائل و اتهاماتی که در مورد او مطرح است، باشد. اگر احمدینژاد تصمیم ورود به انتخابات گرفته است، این ناشی از توهمی است که او دارد و شاید به این دریافت رسیده است که مردم حافظه تاریخی ندارند و بار دیگر هم میتوان مردم را به بازی گرفت. با کنار گذاشتن همه این تحلیلها شخصاً معتقدم که با آمدن احمدینژاد اتفاق خاصی رخ نمیدهد.

 فکر میکنید آرایش و صفبندیهای سیاسی اردوگاه اصولگرایی بعد از اعلام حمایت رسمی راستهای سنتی از روحانی، نسبت به گذشته دستخوش چه تغییراتی خواهد شد؟

بخشی مهمی از این اتفاق در انتخابات اخیر مجلس نمایش داده شد؛ اختلافی که بین این طیف سیاسی با تندروها وجود دارد، این پتانسیل و این بستر را دارد که به یک اختلاف سنتی تبدیل شود. به نظر میرسد که جریان راست سنتی به این فهم از سیاست رسیده است که اگر راه خود را از تندروها جدا نکند، هم به لحاظ اجتماعی ضربه پذیر خواهد بود و هم از نظر سیاسی دچار مشکلات سنگینی خواهد شد که در طول سالیان دراز با دادن هزینههای گزاف مواجه خواهد شد.

 تصمیم تشکیلاتی راستگرایان را تا چه اندازه میتوان متأثر از افکار عمومی و وضعیت کنونی عرصه عمومی
جامعه دانست؟

هر جریان سیاسی که بخواهد خلاف افکار عمومی حرکت کند، رو به زوال خواهد رفت. تنها در رژیمهای توتالیتر است که یک جریان سیاسی بدون اتکا به افکار عمومی و مردم آن جامعه، زیست سیاسی خواهد داشت و در قدرت باقی خواهد ماند. در جمهوری اسلامی با اتکا به نقش پررنگ جمهوریت نظام هیچ جریان سیاسی نمیتواند خلاف مردم حرکت کند. در این مساله رسانهها نقش مهمی دارند. سالهاست که این هشدار از سوی اصلاحطلبان به راستهای سنتی (محافظهکاران سابق) داده میشود که بدون اتکا به مردم و گرانیگاه اجتماعی رسیدن به قدرت مشروع تقریباً ناممکن است. چرا که مردم همیشه پادزهر نیروهای خلاف خود را پیدا خواهند کرد.

 

نوشتارهای مرتبط

تازه های سیاست داخلی