یادداشت - عباس عبدی

مخالفت از داخل بشکه نفت

  1. ۳ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
مخالفت از داخل بشکه نفت
نوآوران -

اگر با دقت به محوریترین ایده مخالفان دولت نگاه کنیم به خوبی متوجه میشویم که بخش مهمی از توجهات آنان چه در گذشته و چه در حال معطوف به صادرات نفت و قیمت آن است. در واقع مثل نگاهی است که افراد به یک نقاشی با تصاویر گوناگون دارند. هر کس متناسب با نیاز یا میل یا اولویت خود، بخشی از این تصویر را میبیند در تصویر یا سفرهای که هم آب باشد و هم غذا گرسنه غذا را میبیند و تشته آب را. مخالفان دولت نیز چیزی جز اثرات نفت نیستند و جز آن امیدی و اتکایی ندارند. مهمترین منشاء تولید و سرمایهگذاری برای آنان نفت است. در حالی که مهمترین منبع سرمایه و تولید در هر جامعهای نیروی انسانی و کارشناسی آن است، ولی وقتی که نفت میآید، همان میشود که در دولت پیش دیدیم، و رییس آن دولت، بجای آنکه خودش اقتصاددانان را که سرمایههای مهم انسانی هستند دعوت به مشورت نماید، نه تنها چنین نکرد، بلکه چنان با نامه مشفقانه بیش از 50 اقتصاددان این کشور برخورد کرد تا پس از آن کسی جرأت نامهنگاری به وی را نکند و آب پاکی را روی دست همه ریخت که اساساً اقتصاد را به عنوان علم قبول ندارد. ذهنیت و اتکای به نفت بود که شعار محوری آنان در آوردن پول نفت به سر سفره مردم را شک داد. آنان هر کاری که با درآمدهای نفتی کردند جز ضرر چیز دیگری نداشت، و کمضررترین آنها توزیع یارانهها بود، چون حداقلِ آن این بود که این پول از دست آن دولت خارج میشد و به دست خود مردم میرسید، مردمی که قدری از این خوان یغما نصیب آنها میشد و آن را به زخمی از امور زندگیشان میزدند.

در دولت گذشته، افزایش قیمت نفت، امید اول آن دولت بود. یکبار رییس آن دولت گفت که نفت بالای 200 دلار میشود. وزیر نفت آن دولت تهور بیشتری به خرج داد و گفت اگر چنین و چنان کنند، نفت به بشکهای 2000 دلار میرسد، بعد یکباره چشم باز کردند و دیدند تمام آن رجزخوانیهای پوچ و توخالی باد هوا بود، و اگر قرار بود قیمت نفت با این اتفاقات به 200 دلار و 2000 دلار! برسد پیش از این و در جریان حمله به عراق و سپس لیبی به چنان ارقامی میرسید. آنان آن قدر در رجزخوانی و خیالات غرق بودند که متوجه نشدند صادرات نفت آنان به زیر یک میلیون بشکه رسیده و از آن بدتر اینکه اختیار استفاده از پولهای آن صادرات اندک را هم ندارند، و با سیاستهای خود استقلال کشور را به مخاطره انداختند. چه چیزی از این بدتر که نفت بفروشید و بدانید که امکان استفاده از پولش را جز با هدایت دیگران ندارید؟

آن جماعت هنوز هم به همان ذهنیت فاجعهبار پای میفشارد و اخیراً اعلام کردهاند که: « اینکه در زمان آقای احمدی نژاد نفت 147 دلار شد و در زمان آقای روحانی به عدد تحقیر کننده 24 دلار رسید! رابطه مستقیمی با میزان عرضه و توانایی افراد دارد. دولت احمدی نژاد لیاقت داشت و با تکیه بر سیاست خارجی فعال، نفت را با قیمت 147 دلار می فروخت، حال شما هم اگر لیاقت همچین کاری را دارید نفت را طوری بفروشید که لااقل پول بشکه اش دربیاید!» این گروه متوجه یک نکته نشده است، و آن جابجایی متغیر مستقل و وابسته است. قیمت نفت نسبت به مسایل ایران متغیر مستقل است، ممکن است در ارقام کوچک و در کوتاه مدت تحت تأثیر مسایل و سیاستهای ایران قرار بگیرد ولی در ارقام به نسبت بزرگتر و در طولانیمدت قیمت نفت نسبت به ایران متغیر مستقل است، بویژه که ایران کمتر از 4 درصد نفت صادراتی جهان را تولید میکند و این رقم در زمان تحریم نفت در دولت گذشته به حدود 5/1 درصد نیز رسید و با چنین رقمی در تولید و صادرات یک کالا نمیتوان هیچ نقشی در فرآیند قیمت داشت. بنابراین قیمت نفت متغیر مستقل است، آنچه که تابع است، رشد جایگاه گروههای سیاسی همسو با قیمت نفت است. گروه سیاسی که خود را بینیاز از سرمایه اجتماعی و انسانی بداند و تمام اتکای خود را به قیمت نفت و درآمد نفتی معطوف کند. نکته دیگری که کمتر به آن توجه میشود این است که ایجاد تشنج سیاسی با هدف افزایش قیمت نفت حتی اگر ممکن باشد، مطلوب نیست، زیرا هزینههایی که این نوع سیاست به کشور تحمیل میکند چندین برابر سود حاصل از افزایش احتمالی در قیمت نفت است. نقل میکنند که 50 سال پیش شخص مقتصدی در تهران بود که برای صرفهجویی در پرداخت هزینه حمام عمومی که آن زمان 15 ریال بود، میرفت قم و با 5 ریال حمام میکرد و برمیگشت. البته بجز اتلاف وقت و بجان خریدن خطر تصادف، فراموش میکرد که هزینه 30 ریال رفتوآمد را به رقم حمام اضافه کند! حالا حکایت آقایان است و توجه ندارد که با سیاستهای خود چه هزینههایی را برای نقل و انتقال پول، بیمه محصولات، ریسک دریافت پول و فساد و... در کشورایجاد کردند، به همین دلیل است که از آن درآمدهای افسانهای نفت در دولت احمدینژاد جز فساد و ناکارآمدی و افزایش هزینه تجارت و توقف رشد اشتغال، هیچ چیز دیگری باقی نماندهاست. این گروه آن قدر با مسایل فنی و امور نفت بیگانهاند که حتی نمیدانند نفت را با بشکه نمیفروشند، و گمان دارند که باید پول بشکه را نیز در قیمت نهایی حساب کرد!! وقتی که کسی تا این حد بیعنایت به مسایل بدیهی اقتصاد و نفت است، چگونه میتواند در مصدر کار قرار گیرد؟ فقط با بالا رفتن قیمت نفت است که پولهای بادآورده نفت جای فسفر مغز را میگیرد و در کوتاهمدت میتوانند گلیمی را از آب بکشند و پس از آن اقتصادی ویران شده را همراه با فساد و ناکارآمدی را به ارث گذاشتند و رفتند.