سرمقاله-داوود هرمیداس باوند

قوام مکتب ایجاد نکرد

  1. ۳ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
قوام مکتب ایجاد نکرد
نوآوران -

مصوبه ملی شدن صنعت نفت از همان ابتدا با مخالفانی جدی در داخل و خارج همراه بود زیرا از آن جا که فقط به بعد اقتصادی خلاصه نمی‌شد، به یک ایدئولوژی تبدیل شده بود. در همان دوران دولت کارگری در انگلستان و دولت سوسیالسیتی فرانسه، صنایع و بانک‌ها را ملی اعلام کرده بودند و به همین خاطر ملی شدن صنعت نفت همسو با یک اراده جهانی بود. در واقع همان‌طور که خود دکتر مصدق هم عنوان می‌کند می‌توان آن را یک رنسانس سیاسی دانست. از دیگر سو، به عنوان یکی از دلایل زمینه‌ساز کودتا، می‌توان به درگیری‌ها و اختلاف‌نظرهای کشورهای غربی از جمله بریتانیا و آمریکا اشاره کرد. در کنفرانس بین‌المللی انرژی که در دهه 1940 در واشنگتن برگزار شد، آمریکایی‌ها خواستار پایان داده شدن به امتیازات انحصاری شدند. در مقابل انگلیسی‌ها حاضر به پذیرش این مساله نشدند اما متعهد شدند که مقادیر قابل‌توجهی نفت با قیمت پایین به شرکت‌های آمریکایی بفروشند. بعد از آن که آمریکا و بریتانیا بر سر مشارکت در ایران به توافق رسیدند، با سدی محکمی به نام دکتر مصدق روبرو شدند و همین مساله باعث شد تا آمریکایی‌ها طرح کودتا را پیش ببرند.

در داخل نیز عوامل مختلفی در پیروزی کودتا نقش داشتند. حزب توده بر این باور بود که یک مبارزه ضدامپریالیستی باید موردحمایت یک قدرت کمونیستی باشد. این در حالی بود که استالین به حمایت از دولت مصدق اعتقادی نداشت. از نظر استالین، بحران‌هایی که در طیف جهان غرب صورت می‌گیرد، باید در همان طیف حل‌وفصل شود بنابراین نه گاندی و نه مصدق به‌عنوان رهبران جنبش یک نهضت یا جنبش مردمی نمی‌توانستندبپذیرند. از دیگر سو شوروی، انگلستان را یک قدرت ر و به افول می‌دید و بر این باور بود که آمریکا به‌عنوان یک قدرت امپریالیستی تازه‌نفس در تلاش برای جایگزینی بریتانیاست. بنابراین شوروی‌ها طرفدار وضع موجود یعنی حضور بریتانیایی‌ها در ایران بودند تا این که با ملی شدن صنعت نفت، زمینه برای حضور شرکت‌های آمریکایی در ایران فراهم شود. از این رو حزب توده شدیدا با اقدامات مصدق مخالفت و در روند ملی شدن صنعت نفت کارشکنی می‌کرد. از طرف دیگر، احزاب وابسته به انگلیس مانند حزب عدالت جواد امامی یا حزب اراده ملی سید ضیاءالدین و احزاب درباری مانند سومکا و آریا نیز با دکتر مصدق و ملی شدن صنعت نفت مخالف بودند.

 از این گذشته، در ادامه نیز در خود نهضت ملی اختلافی پدیدار شد که در آن آیت‌الله کاشانی، بقایی و عبدالقدیر آزاد در یک جبهه قرار گرفتند و در مقابل نیز شاهد شکل گیری جبهه ایران و نیروی سوم بودیم. بنابراین آمریکا و انگلیس در نهایت به این نتیجه رسیدند که برای حل این معضل، باید دولت دیگری بر سر کار بیاید. منتهی کودتا باید از طریق عوامل داخلی صورت بگیرد چون کشورهای خارجی که نمی توانند نیرو به کشور وارد کنند. از جمله گروه‌هایی که در کودتا دخالت داشتند، می‌توان به نیروهایی که حول خیابان سیروس تمرکز داشته و به آیت‌الله بهبهانی وحبیب حاج رضایی وابسته بودند. یک گروه دیگر نیز در پامنار متمرکز بودند که تحت نیروهای وابسته به شعبان شناخته می‌شدند. این‌ها عواملی بودند که از جنوب شهر حرکت کردند و در ادامه تعدادی از ارتشیان بازنشته نیز به آن‌ها محلق شدند. دکتر مصدق نیز برای جلوگیری از تنش بیشتر و تظاهرات گسترده‌تر حزب توده، درخواستی برای تجمعات مردمی در خیابان‌ها ندادند. علاوه بر این، طرفداران نهضت ملی برخلاف دیگر گروه‌ها، نیروهای سازمان‌یافته‌ای نبودند و بیشتر حالتی مردمی داشت. البته می‌توان گفت که در این جا نوعی کوتاهی صورت گرفته زیرا وقتی تظاهراتی در جنوب شهر صورت می‌گیرد، می‌بایست یک بیانیه‌ای برای برگزاری یک تظاهرات از سوی طرفداران و در حمایت از نهضت ملی و دکتر مصدق صادر می‌شد. به هر حال با پیروز شدن کودتاچیان، مصق نیز در ادامه خود را به باشگاه افسران معرفی کرد و شاه نیز قوام‌السلطنه را مامور تشکیل کابینه جدید کرد.

قوام السلطنه نیز پیشتر در قضیه آذربایجان خدمت بزرگی به ایران کرده بود البته شرایط آن نیز فراهم بود زیرا آمریکایی‌ها به شدت مخالف حضور نیروهای شوروی در آذربایجان بودند. بنابراین نمی‌توان منکر خدمات قوام‌السلطنه شد اما رویه و منش او برخلاف دیوان‌سالارانی چون دکتر مصدق و امیرکبیر منجر به ایجاد مکتب نشد. امیرکبیر و مصدق حتی بعد از سقوط و برکنارشدن‌شان نیز نظرات و مکتب فکری‌شان الهام‌بخش جامعه بوده است.