سرمقاله امیر عباس نخعی

دفاع از وزیر ارشاد؛ در جنگ کنسرت‌ها

  1. ۳ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
وقتی مهرجویی فرمان مرگ می دهد
نوآوران -

رها کردن مشهد به عنوان تنها شهری که آقای جنتی اعلام کرده‌اند در آن کنسرتی برگزار نخواهد شد؛ آن هم به دلیل مخالفت امام جمعه محترم این شهر انتقادات زیادی را به همراه داشته است.

حال در چنین هنگامه‌ای که تقریباً تمام یا بیشتر نیروهای اصلاح‌طلب و اعتدال‌خواه با چنین نگرشی مخالفت کرده‌اند دفاع از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی سخت می‌نماید.

آن هم اگر ندای موافقت از روزنامه‌ای سربرآورد که در این شرایط دشوار مطبوعات که همگی از بزرگ و کوچک نگاه به وزارت متبوعه دارند بوی پاچه‌خواری (به قول آقای مهران مدیری) به مشام برسد.البته اینکه جای شکر دارد اگر به معانی دیگری تعبیر نشود!

چرا که به گمانم واگذاری کنسرت‌ها در مشهد و عدم لجبازی با امام جمعه شهر دقیق‌ترین (و نه الزاماً درست‌ترین) تصمیمی بود که گرفته شد.

اگرچه این تصمیم مخالفانی داشت که می‌بایست می‌داشت و این انتقادها ادامه نیز باید داشته باشد، اما الزاماً نه از سوی یک چهره دولتی.

همگان به درستی می‌دانیم که اگر آقای جنتی بر مشی خود پافشاری هم می‌کرد تأثیر چندانی نمی‌توانست داشته باشد جز به حاشیه راندن دولت آن هم در شرایطی که درد مردم و توده‌ها در جای دیگری نهفته است.در فضایی که دولت باید تمام هم خود را برای بهبود وضعیت اقتصادی کشور بگذارد، درگیر چالشی بزرگ می‌شد که انتهای آن معلوم نبود به کجا! وصل بود و چه برنامه‌‌هایی برای دولت تدارک دیده شده بود. حال که دولت کنار آمده، سایرین به میدان آمده‌اند که ما هم کنسرت نمی‌خواهیم، اگر وزیر (دولت) مقاومت می‌کرد معلوم نبود سرانجام این چالش بی‌انتها به کجا می‌رسید.

باید دقیق بود، بعید است چنین مقاومت شدیدی در برابر دولت برنامه‌ریزی نشده باشد و اگر هم چنین بود معلوم نبود که پس از آن دولت در بحبوحه رکود عمیق اقتصادی و چالش‌های خارجی (که توسط عربستان و متحدانش برنامه‌ریزی می‌شود) باید در داخل چه می‌کرد.

تمامی اینها را بگذاریم کنار؛ بر فرض وزیر مقاومت می‌کرد مجوز می‌داد و آن مجوز توسط مقام محترم قضایی در مشهد ابطال هم نمی‌شد، آیا این پایان ماجرا بود؟ خیر. پس از آن باید منتظر دلواپسان کفن‌پوش و خودجوشی می‌بودیم که کنسرت را ازدماغ حاضرین بیرون می‌کشیدند و هر کس بلیطی خریده بود باید عطایش را به لقایش می‌بخشید و با خانواده عازم خانه می‌شد و در دل غرغری می‌کرد.

همه چیز را نباید از دولت بخواهیم؛ بالاخره اگر این چالش متوجه دولت باشد یا نباشد در این کشور نهادهای نظارتی و قانون‌گذاری هم داریم. اگر ایران فدرالی نیست که درهر گوشه‌ای قانون تازه‌ای بدون اجازه مرکز وضع شود رئیس مجلس و قوه قضائیه هم باید کنشی داشته باشند. یا این موضعی است تنها در قبال دولت که در چنین شرایط منطقه‌ای و اقتصادی و گرفتاری‌های اجتماعی بهترین تصمیم را گرفته شده است، یا تعرضی است ملی که قوای دیگر هم به سهم و اندازه خود باید نظری داشته باشند.

اگر بنا است برنامه‌های تفریحی و فرهنگی مردم مرجعی به جز قوه مجریه داشته باشد و قوانین موجود را کافی و لازم نیست، قوه مقننه هم باید سخنی داشته باشد، اگر قانونی نقض شده مدعی العموم حتماً متوجه می‌شد، اگر هم نه پس بهتر است دولت به وظایف اصلی خود بپردازد.