جامعه مدنی و مخالفان دولت روحانی در گفت وگوی «نوآوران» با داریوش قنبری

قانون‌گریزی دولت به مردم سرایت می‌کند

چندی است که مخالفان دولت مستقر موضوع تک دوره ای بودن روحانی را با آب و تاب مطرح می‌کنند، به نظر می رسد که بعد از انتخابات 7 اسفند مجلس، مخالفان دولت این ترس را با شدت تمام احساس کرده اند که هر گونه شکست در انتخابات سال آینده ریاست جمهوری می تواند اوضاع و آرایش سیاسی آنان را بحرانی و زمینه انزوای سیاسی آنها را فراهم کند

  1. ۳ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
قانون‌گریزی دولت به مردم  سرایت می‌کند
نوآوران -

 روی این اصل تندروها با اتخاذ تدابیری از هم اکنون تصمیم گرفته اند که با فشار آوردن به دولت و زمین گیر کردن آن مقدمه خواست خود را کلید زده باشند. به نظر می‌رسد دولت نیز با اتخاذ تدابیری و ایستادگی در مقابل مخالفان می تواند قدرتمندانه اقتدار خود را در حوزه عمومی به اثبات برساند. دکتر داریوش قنبری نماینده پیشین مجلس و از چهره های مطرح اصلاح طلب معتقد است که روحانی با ایجاد فضا و شرایط مناسب برای جریانات و گروه‌های سیاسی و حرکت در جهت خواست عمومی می تواند این تاکتیک اقتدارگرایان را از هم اکنون حنثی کند. این گفت وگو از نظرتان می گذرد.

    قانون گریزی خصیصه ای بوده که سابقه ای تاریخی بلندی در ایران دارد، علت این امر را در چه چیزهایی می دانید؟

متاسفانه در کشور ایران، تاریخ و سنت نیرومندی در مورد مباحثی همچون قانون و قانون مداری وجود ندارد. ایران تا پیش از مشروطیت، از فقدان یک قانون اساسی رنج می برد، بنابراین رویارویی ایرانیان با دنیای غرب و تعاملاتی که صورت پذیرفت، حقوق، قانون، دولت، ملت جزء مفاهیمی هستند که بعداز مشروطیت وارد واژگان ادبیات سیاسی ایران شدند. از یک قرن پیش این دانش واژه مورد توجه قرار گرفت و در حول محور قانون مباحثی مطرح و نظریه های به اقتضای زمانه صادر شد، که موجب شد تا مقررات و قوانینی شکل گیرد. اما این قوانین و مقررات توانست تا حدی از آزادی های لگام گسیخته و اقتدارات پادشاه بکاهد. اما پس از سالها ترویج قانون در ایران و با گذشتن سالها از آشنایی ایرانیان با قانون و مقررات در کشور، هنوز نتوانسته ایم قانون را در زیست اجتماعی و سیاسی خودمان لحاظ کنیم.

    در ادوار گذشته دولت هایی وجود داشته اند که به صورت کاملا قانونی شکل گرفته اند اما در هنگام عمل مشاهده می شود که به هیچ وجه قانونی عمل نمی کنند، و مجلس را در راس امور نمی پذیرند یا مصوبات قانونی مجلس را نادیده می گیرند؟ نظر شما در این مورد چیست؟

 زمانی که مردم می‌بینند دولت‌ها خود قانون گریزی می‌کنند، قانون‌گریزی نیز در بین مردم رواج پیدا می کنند. ضرب‌المثلی هست با این مضمون که، حرمت امامزاده بسته به متولی آن است. وقتی مردم مشاهده می کنند که آقای احمدی نژاد و دستگاه دولتی ایشان مجلس را قبول ندارند یا مصوبات و قوانین را نادیده می گیرند، آنها نیز شبیه دولت هایشان می شوند و باعث می شود که به قانون مقید نباشند. عدم پایبندی به قانون بی نظمی و هرج و مرج به دنبال خواهد داشت. در نتیجه موجبات خسران و آسیب های جدی به توسعه کشور در تمام زمینه های اقتصادی، فرهنگی و ... را فر اهم می کند. نقیض جوامعی که حاکمیت قانون در آنها غایب است کشورهای توسعه یافته هستند که در سایه حاکمیت قانون توانسته اند بستر پیشرفت های کشورشان را فراهم کنند. در مجموع می توان گفت که بی توجهی ها و قانون گریزی ها ریشه در تاریخی چند صد ساله دارد که باید مورد توجه بررسی های اندیشمندان و مورخین قرار بگیرد.

    با توجه به تحقیقات مبسوطی که در مورد دولت مدرن در ایران انجام داده و در این زمینه کتابی را تالیف کرده اید(کتاب دولت مدرن در ایران)، علل جدایی و بیگانگی بین دولت و ملت چیست؟ مولفه هایی که موجب جدایی و شکاف بین دولت ها و ملت ها می شوند چه چیز هایی هستند؟

آنچه که در ایران موجبات جدایی وشکاف بین دولت و ملت ها را ممکن کرده است، عدم توجه دولت ها به خواسته‌ها، نیازها و روحیات زمانه مردم است. مادامی که دولت ها از نیازهای مردمِ تحت قلمروشان، آگاهی نداشته باشند، وضعیت به همین منوال پیش خواهد رفت. نظام های دموکراتیک باید Representive (نمایندگی)باشند و همیشه بتوانند جامعه را ریپرزنتیو کنند. نباید به آنچه غیر از خواسته های مردم هست بپردازند. در کل نباید مسئولان سیاسی سخنانی به زبان بیاورند یا وعده هایی به مردم بدهند که خارج از توان آنها باشد یا برخلاف خواسته عمومی و نیازهای ملی باشد. چون باعث دلسردی و بی اعتمادی مردم نسبت به دولت می شود. این دلسردی و بی اعتمادی موجبات شکاف بین مردم و دولت خواهد شد که پر کردن این شکاف مشکلات زیادی را در پی خواهد داشت.

    چه فاکتورها یا چه شرایطی در یک جامعه بروز می دهد که مردم به پوپولیست ها رای می دهند یا به آنها روی می آورند؟

چند دلیل وجود دارد که زمینه ساز شکل گیری دولت های پوپولیست در ایران می شود؛ اولین دلیل فرهنگ سیاسی مردم و رشد پایین سیاسی جامعه در ایران است. فهم سیاسی مردم نسبت به منطق مناسبات قدرت و رابطه بین نیروها باعث پیشرفت و پسرفت یک جامعه خواهد بود و ارتباط مستقیمی با همدیگر دارند. وقتی که مردم معادلات سیاسی را درست فهم کنند، مطمئنا شعارهای پوپولیستی و غیر واقعی را از شعارهای واقعی تشخیص داده و به تبع فهم درست تصمیمات درستی نیز اخذ می کنند، در غیر این‌صورت تحت تاثیر شعارهای عوام فریبانه قرار می گیرند و فهم آنها پرده حجابی بر تصمیمات آنها خواهد شد. هر چقدر فهم سیاسی مردم از مناسبات قدرت بالاتر باشد دولت های بهتر و واقع بینی در راس قدرت به وجود می آید. اگر شخصی مثل احمدی نژاد وعده های غیر واقعی به مردم ارائه بدهد و مردم نسبت به صحت و سقم این شعارها مناقشه نکنند یا به راحتی همه وعده های وی را از مبلغ یارانه گرفته تا زمین های ویلایی و واگذاری مسکن به کودکان در آینده و... بپذیرند، دچار مردم فریبی های احمدی نژاد شده اند. مردم تنها با بالابردن سطح آگاهی خود می توانند مانع فریب خوردن خود شوند.

نبود نهادهای میانجی در ایران از جمله عواملی است که در رشد پوپولیسم تأثیرگذار بوده است. شرایط نامساعد اقتصادی در جامعه ایرانی نیز از جمله علت دیگری است که در ایران در رشد پوپولیسم تأثیرگذار بوده است. نکته دیگر اینکه مردم ما همیشه به دنبال منجی یوده اند، مردم باید خودشان معجزه را با روی کار آوردن مدیران توانمند به وجود بیاورند. مشکل دیگری نیز می توان به آن اشاره کنیم این است که ناتوانی و فقر اقتصادی که در میان مردم است این اجازه را به آنان نمی دهد که درست فکر کنند.

    با روی کار آمدن روحانی و استقرار دولت اعتدال، به صورت شفاف بفرمایید که رئیس جمهوری در طول سه سالی که از عمر ریاست جمهوری اش گذشته است چه نقشی در جهت توسعه سیاسی کشور به عنوان یکی از الزامات مهم جامعه دموکراتیک ایفا کرده است؟

در این مورد باید بگویم که اصولاً فرایند توسعه سیاسی در ایران مسأله بسیار مشکل و معماگونه ای است؛ در مورد شخص روحانی به عنوان کسی در جایگاه ریاست جمهوری است، نمی توان این انتظار را از او داشت که بتواند تنها به توسعه سیاسی در جامعه ایرانی عمق ببخشد. اما آنچه می‌توان از روحانی به عنوان کسی که مجری قانون اساسی است انتظار داشت این است که فضای مناسبی را برای فعالیت نهادی مدنی و سیاسی چون احزاب فراهم کند. از همه مهم تر اینکه میزان شاخصه های امنیتی جامعه را ارتقاء ببخشد. البته می توان گفت که در شرایط کنونی و نسبت به دوره 8 ساله احمدی نژاد شرایط بهتری حادث شده است. شرایط و بستر برای فعالیت گروه ها و جریانات سیاسی فراهم شده است.

    از سخنان شما اینگونه برمی آید موانعی هم بر سر راه روحانی وجود داشته است، این موانع محدود و محصور به چه مکانیسم هایی است؟

در ایران نهادهایی هستند که برای خودشان وجاهت قانونی در نظر گرفته اند و این نهادها به معیارهای قانونی پایبند نیستند. از سویی این گروه ها و جریانات به گونه ای مشی واپس گرایانه ای دارند که با هر گونه تغییر در جامعه مخالف هستند. تجربه سیاسی دولت هایی که در ایران بعد از انقلاب بر سر کار آمده اند به ما می گوید که فعالیت این گروه ها از چنان ژرفا و عمق برخوردار بوده که موانع جدی را بر سر راه دولت ها ایجاد کرده‌اند. مثالی در این مورد بزنم؛ در نظر بگیرید که در هفته اخیر مسائلی که در مورد برگزاری کنسرت ها به وجود آمده است، خود موید این تحلیل است. مخالفت با دولت به گونه ای سازمان دهی شده است که گویی مشهد متعلق به ایران نیست و در آنجا قوانین دیگری با دولت دیگری حاکم است. مخالفت با دولت با گونه ای است که گویی مخالفان خود دولت در دولت را شکل داده اند.

    بله همین اتفاق موجب شد که علی مطهری نماینده مجلس به آن و اکنش جدی نشان دهد و آن را دخالت شخص در امور اجرایی کشور و دولت خواند؟

بله مگر می شود مسائلی که در هر جای کشور علتی برای برگزار نشدن آن وجود ندارد و حلال است اما در مشهد امکان برگزاری آن وجود نداشته باشد و حرام است. این مسائل و وقوع اتفاقات اینچنینی نشان از آن دارد که در ایران دولت مدرن شکل نگرفته است؛ در دولت مدرن قاعده اینگونه است که همه شهروندان و نهادهای موافق و مخالف باید به دولت که توسط مردم و به شکلی قانونی سرکار آمده است، تعظیم کنند و وجاهت و اقتدار دولت را زیر سوال نبرند. در این شرایط است که هرج و مرج پیش می آید و اصولاً این شکل دخالت در کار دولت را تشکیل دولت در داخل دولت می‌دانند و این شرایط مقدمه آنارشیسم است. اینگونه مسائل نشان از آن دارد که توسعه سیاسی در کشور ما شکل نگرفته است و بنیان های مدنی بسیار سست عمل می کنند. تجریه به ما نشان داده است هر گاه دولت هایی که با معیار قانونی و در جهت خواست و مطالبات جامعه حرکت کرده اند، با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم کرده اند؛ این مشکلات در راه دولت خاتمی به شکل سنگین تری وجود داشت و این میراث اکنون به دولت روحانی رسیده است.

    اتفاقاً بسیاری ار تحلیلگران سیاسی بر این امر متفق‌القولند که شدت برخورد و موانعی که بر سر راه دولت روحانی است میران و شدت اثر آن را در زمان دولت خاتمی نبوده است. چرا با وجود اینکه دولت خاتمی کاملاً شاخصه های یک دولت اصلاح طلب بود، بحث عبور از خاتمی مطرح نبوده است و چرا در وضعیت کنونی مخالفان، بحث تک دوره ای کردن دولت روحانی را مطرح کرده اند؟

البته در دوره خاتمی هم این بحث مطرح بود اما شدت اثر آن بسیار اندک بود، اما طرح و موضوع تک دوره ای کردن روحانی توسط تندروهای اصول گرا مطرح شده است که از پایگاه اجتماعی بسیار پایینی برخوردار هستند. دلیل آن هم بسیار روشن است؛ مخالفان جایگاه سیاسی و قدرت خود را از دست داده اند. 

نوشتارهای مرتبط

تازه های سیاست داخلی