سرمقاله امیر عباس نخعی

درخواست از نهادهای امنیتی برای ورود به معضل مفاسد اقتصادی

  1. ۳ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
وقتی مهرجویی فرمان مرگ می دهد
نوآوران -

همایش سراسری سازمان حراست کل کشور موجب شد تا مقامات ،مسوولیت های بدیهی حراست و نهاد های امنیتی را یادآوری شوند و ازآنها بخواهند به موضوع گلوگاه های اقتصادی ، امضاهای طلایی و تخلفات اقتصادی ورود کنند.

اگر چه نهادهاو دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی به واسطه قدرت و نفوذی که دارند باید از انجام هر گونه فعالیت اقتصادی مبرا باشند (چرا که ورود مستقیم این دستگاه ها خود می تواند فساد عظیمی را به وجود آورد)اما معنایش این نیست که حراست ها و دستگاه‌های امنیتی حواس خود را معطوف چگونگی و نحوه فعالیت‌های اقتصادی نکنند و بر آنها چشم ببندند،چه آنکه این مهم از وظایف اصلی‌شان است.

شاید برای مردم و اصحاب رسانه سوال باشد که این همه افشا ی گاه و بی‌گاه مفاسد اقتصادی که برخی از آنها بیش از چند هزار میلیارد تومان است چگونه با وجود دستگاه های امنیتی توانمند در کشور صورت گرفته است و چرا این پرونده ها ی هزار هزار میلیاردی به‌جای آن‌که اول سر از قوه‌قضاییه در آورد و بعد در مورد آن اطلاع رسانی شود بیشتر جنبه افشای سیاسی و مچ‌گیری جناح های سیاسی از یکدیگر پیدا کرده است؟ چرا نهاد های امنیتی و حراست ها توان مقابله یا عزم لازم برای برخورد با امضاهای طلایی که توان جابه جایی هزاران میلیارد تومان را دارند را ندارند .

افشا (و نه اطلاع رسانی)مفاسد اقتصادی و رانت های اقتصادی تا به آنجا گسترده شده است که مردم هر توانمند اقتصادی و هر کار آفرین با انگیزه ای را در زمره چپاول گر می بینند که این حتما به آینده اقتصادی کشور لطمه خواهد زد.

علوی، وزیر اطلاعات به درستی در این همایش خواستار حرمت نگاه داشتن و ارزش قائل شدن برای سرمایه داران شده و تاکید کرده است که نظام باید ارزش سرمایه دار واقعی و کار آفرین ها را بداند. بر هم نزدن امنیت اقتصادی ، آرامش سرمایه گذاران، به دیده مجرم ننگریستن به سرمایه داران سخنان مطلوبی است و هشدارهایی که باید به آن توجه شود؛ اما چگونه امکان پذیر است؟چه کسی باید واکاوی کند که نگاه منفی به سرمایه دار از کجا ناشی می شود؟

وقتی هرروزه در رسانه ها اخبار فساد مالی گسترده از طیف های گوناگون سیاسی به گوش جامعه می رسد و آن وقت همان ها از مردم می‌خواهند به جنگ سختی ها بروند و مشکلات را با بردباری تحمل کنند نتیجه آن تنها یک چیز است ، بی اعتمادی مطلق به سرمایه و سرمایه دار .

در آن صورت است که مردم هر سرمایه داری را مساوی می کنند با مفسد اقتصادی یا دزد .

آن وقت است که مردم به اشتباه گمان می کنند هر کس به سرمایه یا ثروتی دست یافته از راه نا ثواب دست یافته است .

آن وقت است که این جمله در میان مردم شهره می شود که هیچ کس به ثروت نمی رسد مگر از راه دزدی.

گذاره هایی غلط که با خروج سرمایه داران و کار آفرین های واقعی از جامعه و سوق دادن آنها به فرار از کشور،روزی به خود می‌آییم که فقر ،فقرا در میانشان تقسیم می شود و همین اندک سرمایه دار و کار آفرین پرتلاش و زحمت کش واقعی را نیز از خود و کشور فراری داده و همه را با یک چوب رانده ایم.

اگر دستگا ه‌های نظارتی و امنیتی به موقع و درست ریشه فساد های موجود در جامعه را نشکافند این بی اعتمادی موجود درباره سرمایه ، سرمایه دار و سرمایه گذاری در جامعه ، اندک فعالیت های ضعیف موجود در عرصه اقتصادو فعالیت های بخش نحیف خصوصی را در جامعه می‌خشکاند . و این هشدار جدی است که مسوولین دولتی اگرچه دیر داده انداما قوی باید پیگیر آن باشند.