هاشمی:

قبل از آمدن روحانی می‌دانستم رهبری می‌خواهند مسأله هسته‌ای حل شود

آیت الله هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در مصاحبه اختصاصی به سوالات مهمی پیرامون آینده ایران بدون برجام، دلایل به ثمر رسیدن مذاکرات هسته ای در دولت روحانی، آینده روابط ایران و عربستان در دوران پسا‌برجام و نقش کلیدی برجام در انتخابات ریاست جمهوری سال 96 پاسخ داد.

  1. ۳ ماه قبل
  2. ۰
قبل از آمدن روحانی می‌دانستم رهبری می‌خواهند مسأله هسته‌ای حل شود
نوآوران -

هاشمی می گوید برای ما روشن بود و کم و بیش مستند بود که سیاست غربی‌ها این بود که ما را به نفت در برابر غذا برسانند. چون به نفت ما احتیاج بود، می‌خواستند این را حفظ کنند و داشته باشند و ما هم احتیاج به غذا داشتیم و در مقابل آن، به ما غذا بدهند. کاری که در عراق کردند. آن هم نه اینکه مستقیم به خودمان بدهند، به سازمان ملل می‌دهند و یک قطعنامه می‌گذرانند و درآمد نفت ما به حساب سازمان ملل می‌ریزد و بعد سازمان ملل برای افراد کوپن صادر می‌کند و طبق آن کوپن‌ها، چیزهایی را که می‌بایست بدهند، می‌فرستادند، برای اینکه غذایی را به دست مردم برسانند. تحقیر آن مهم است که مردم ایران به سازمان ملل بروند. عراقی‌ها هم سال‌ها بعد از اینکه صدام ساقط شد، همان سیستم اداره‌شان می‌کرد. سیاست همین بود و راهشان هم روشن بود که ما به تدریج راه فرار از تحریم‌ها را پیدا می‌کردیم و آنها دیر یا زود راه‌ها را کشف می‌کردند و به محض اینکه کشف می‌کردند، راه را می‌بستند. این حرکت تحریمی حرکت سیاسی رو به جلو بود. اولش این‌گونه نبود. افراد مؤثر را تحریم می‌کردند و راه‌های خاص را می‌بستند و برای طرفی که با ما کار می‌کرد، جریمه تعیین می‌کردند.

در موقع خوبی موفق شدیم که به طرف حل این مسأله برویم. این هم در سایه‌ انتخابات 92 شد. من از لحاظ روحیه‌ خودم دیگر آماده‌ برگشت به ریاست جمهوری نبودم. با احساس این خطرها گفتم که نامزد می‌شوم؟ ولی جلوی این را هم در داخل گرفتند. اما خداوند این راه را پیش ما گذاشت و آقای روحانی هم مانده بودند. چون زمانی که من نامزد شدم، آقای روحانی اصرار داشتند که بروند و می‌گفتند که الان لزومی ندارد که من باشم و من هم کمک می‌کنم. من گفتم: بمانید، یا شما پیروز می‌شوید و یا من و هر کدام که پیروز شدیم، از دیگری حمایت می‌کنیم. در موقع خوبی هم انجام شد. عقاید من هم با آقای روحانی نزدیک است و تفاوتی ندارد. سال‌ها با هم در جنگ، صلح، امنیت و همه زمینه‌ها کار می‌کردیم. به موقع به این نتیجه رسیدیم، هنوز در نیمه راه بودند . ما مستأصل نشده بودیم. ولی به زحمت افتاده بودیم. چون آینده‌ ما در خطر بود. حتی پیش‌بینی شده بود که اگر به جایی نرسید، جنگ شروع شود. البته اینها چیزهایی بود که به ما می‌گفتند و اسنادی بود که از جاهای مختلف به دست ما می‌رسید و ما این‌گونه حس می‌کردیم.

از زمانی که مذاکره جدی شروع شد، آنها یک مقدار متوقف شدند، چون دیدند که ما جدی وارد شدیم. ولی در عین حال آرام‌ آرام ادامه می‌دادند تا به جایی برسند. این لطف خداوند بود و خداوند می‌داند که این انقلاب با فداکاری مردم که هیچ اهداف شخصی نداشتند، به وجود آمد. خدا می‌داند که مردم دفاع مقدس را با جانشان و با قربانی کردن بچه‌هایشان به نتیجه رساندند. خدا می‌داند که مردم در این مقطع خیلی صبر کردند و می‌داند که ما در شورش‌ها و این اوضاع چقدر شهید دادیم. خداوند نگذاشت که آنها موفق شوند.

البته در داخل و خارج حرف‌هایی را می‌زنند، ولی مسأله این بود که ما تیم نیرومندی را در آنجا داشتیم که مذاکره می‌کردند و پشتیبانی فکری هم می‌کردیم و کار به نقطه‌ای رسید که خیال آنها هم راحت شد. البته آنها فکر می‌کردند و یا دروغ می‌گفتند که ایران می‌خواهد سلاح هسته‌ای بسازد و اگر سلاح هسته‌ای بسازد، کسی جلودارش نیست. آنها چنین منظره‌ای لااقل در گفتارشان بود. اما اینکه در عمل هم عقیده داشتند یا نه، بحث دیگری است. چون ما دنبال بمب اتم نبودیم. ما تکنولوژی را می‌خواستیم و بحمدلله به آن رسیدیم. به نظرم در زمان خوبی در حالی که برای مردم مجسم شده که شرایط این‌گونه است، این انتخابات به نتیجه رسید.

هاشمی ادامه می دهد من با محاسبه رسیدم. اطلاعات ویژه تا این حد نداشتم. محاسبه‌ام این بود که اگر آنها بتوانند، چون آنها به این نتیجه رسیده بودند که ما به بمب هسته‌ای می‌رسیم و می‌دانستند که اگر به بمب برسیم، از دست آنها در رفته و موشک هم داریم، اینها تجربه‌شان بود و مقاومت مردم ما را در جنگ و انقلاب دیده بودند. آنها می‌خواستند به قیمت از بین بردن خطر توهمی، خودشان مسأله را حل کنند. این محاسبه‌ من بود. چون در منطقه ممکن نبود ایران را به زانو در آوردند، در حالی که آثارش همه را در بر نگیرد. این را هم می‌فهمیدند. ایران جای کوچکی نیست. من از روی محاسبه فکر می‌کردم که آنها اصرار ندارند به اینکه این موضوع بن‌بست بماند و می‌خواستند که حل شود.

به علاوه این خطر را می‌دیدند که ما مجبور شویم با روسیه و چین هماهنگ می‌شویم که در آن زمان هم برای آنها سنگین می‌شد. به هر حال من در محاسبه به این نتیجه رسیده بودم که می‌توانیم بدون اینکه منافع‌مان را از دست بدهیم و اهداف هسته‌ای را از دست بدهیم، به رفع تحریم‌ها برسیم. این یک محاسبه‌ سیاسی است.

هاشمی می گوید بنابراین قبل از اینکه آقای روحانی بیایند، می‌دانستم رهبری می‌خواهند مسأله حل شود. بالاخره اراده‌ رهبری پشت قضیه بود. علی‌رغم این همه شیطنتی که می‌شد و رهبری هم گاهی به مذاکرات انتقاد می‌کردند، ولی تا آخر از اینها حمایت کردند و گاهی هم به حالت تقدیس رسید و به این صورت درآمد. ما هم پیشقدم بودیم و می‌خواستیم حل شود و خود آقای روحانی در مذاکرات قبلی در زمان آقای خاتمی بوده و تجربه‌ای هم داشت و همه‌ زمینه‌ها مساعد شد و آقای ظریف از اوایلی که ما کار سیاسی خارجی را فعال کردیم، بوده و امکانات انسانی خوبی هم داشت. من فکر می‌کنم مثل یک تریلی بود که اینها را به دنبال خودش می‌کشید و مسیرش را عوض کرد. در هر جایی گیر می‌کرد، بن‌بست را می‌شکست، می‌خواست به جایی برسد.

هاشمی ادامه داد: اگر من رئیس‌جمهور بودم - البته نه الان، آن موقع رئیس‌جمهور بودم- مشکلی را جلوی خودم نمی‌دیدم. وقتی چیزی را می‌فهمیدم که مصلحت است، عمل می‌کردم. الان آقای روحانی به آن وضعی که من بودم، نیست. این کار عملی است و من فکر می‌کنم عربستان را خاضع کردن خیلی سخت نیست. عربستان هم می‌فهمد که مقابله با ایران برایش سودی ندارد و در همین مدت هم فهمیده است و در یمن واقعاً در گل مانده است و مرتباً در آنجا تحقیر می‌شود. کشوری که این همه تسلیحات دارد و این همه لشگرکشی و یارگیری کرده، هیچ کاری جز کشتن آدم‌ها نمی‌تواند بکند. بالاخره سر عقل می‌آیند. منتها باید رفتار و مسائل اخلاقی را در نظر گرفت و کار کرد.

هاشمی در پایان گفت من احتمال می‌دهم که ان‌شاءالله ایشان (روحانی)به دور بعدی می‌آیند و دور بعدی شجاع‌تر کارهایش را انجام می‌دهد و ما گام بلندی را در 4 سال بعدی می‌بینیم.