گزارش« نوآوران» از بازگشت احمدی نژاد

غسل تعمید پایداری ها برای یک اخراجی

«در قصه ریاست جمهوری 84 ماجرا این گونه بود که از اصولگراها 5،6 کاندیدا وجود داشت و کاری که ما باید می کردیم این بود که بنشینیم با اینها صحبت کنیم که یا آنها را قانع کنیم که کنار بروند یا اینکه با مکانیزمی ایجاد شود تا یکی از آنها در عرصه باقی بماند.آقای احمدی نژاد هم جزو همین کاندیدا ها بود. او می گفت:«من طرح برای اداره کشور دارم و بقیه نامزدها ندارند. شما هم اجازه نمی‌دهید من طرحم را بدهم.»

  1. ۲ ماه،۴ هفته قبل
  2. ۰
احمدی نژاد
نوآوران -

این ابتدای خاطرات ناطق نوری از احمدی نژاد است. نوری ادامه می دهد: جلسه زمانش هماهنگ شد و او به همین دلیل به دفتر بنده آمد و مرحوم آقای عسگر اولادی، باهنر، بنده و برخی دیگر از دوستان هم بودند. او در آن جلسه 2 ساعت طرحش را توضیح داد. بنا هم بود تا پایان صحبتش حرفی نزنیم. وقتی صحبتش را تمام کرد. من رئیس جلسه بودم و اگر چه منشی جلسه کس دیگری بود ولی برای اینکه مطالب یادم بماند چیزهایی را می نوشتم که خودآن نوشته ها 4 صفحه شد! قبل از اینکه من صحبت کنم، مرحوم آقای عسگر اولادی رو کرد به بنده و حرفی زد که شاید شما هم تا الان نشنیده باشیدآقای عسگر اولادی گفت: «این برادر ما احساس می کند که اسلام را فقط او می شناسد، این برادر ما احساس می کند انقلاب را فقط او درک کرده است. این برادر ما احساس می کند امام را فقط او می‌شناسد.» بنده هم خطاب به آقای احمدی نژاد گفتم:«آقای احمدی نژاد! من حرف‌های شما را خیلی دقیق گوش دادم حقیقتا هرچه دقت کردم، هیچ نفهمیدم. یا سطح معلومات شما خیلی بالا ست و ما نمی فهمیم شما چه می‌گویید یا اینکه حرفهای«بالا ابری» می زنید.» از همان جلسه بود که احمدی نژاد از اصولگرایان سنتی دل کند و با حمایت دسته دیگری از اصولگرایان همچون محمدتقی مصباح یزدی، چهره‌های نزدیک به تحول خواهان با شعار عدالت وارد گود رقابت شد و تلاش کرد تا با ایجاد سناریویی به نام«دوگانه احمدی‌نژاد-هاشمی رفسنجانی» خود را به عنوان نماد ساده زیستی و عدالت مداری در مقابل هاشمی به عنوان نماد اشرافی گرایی قرار دهد حالا از آن همه شعار چند پرونده فساد باقی مانده و اصولگرایان برای انکار او با یکدیگر در 3 سال گذشته به رقابت گذاشتند

       غسل تعمید برای بازگشت احمدی نژاد

بعد از وقایع فروردین ٩٠ و خانه‌نشینی احمدی‌نژاد، حمایت از آن دولت دیگر به صلاح نبود . اصول گرایان در بزنگاه سال 96 باز هم هوای احمدی نژاد را کرده اند ،آنها غالبا می گویند اگر او توبه کند و اطرافیانش را تسویه کند شاید گزینه نهایی باشد ،در این میان جبهه پایداری بیش از بقیه در این موضع مصر است شاگردان مصباح سعی می‌کنند نهایت اجماع را داشته باشند آقا تهرانی می‌گوید«بین خوب و خوب تر، خوب تر را انتخاب کنیم»شاگردان علامه حالا که از جامعه روحانیت نا امید شده اند سعی دارند آب تعمید بر سر احمدی نژاد بریزند تا شاید شانسی برای بازگشت به قدرت داشته باشند ،شانسی به تعبیر روح الله حسینیان بالای 90درصد است!

       صادق زیبا کلام:اصول گرایان باید اعتقاداتشان را زیر پابگذارند

صادق زیبا کلام در این باره می‌گوید: بسیاری از اصولگرایان به همان میزان که رأی احمدی‌نژاد را می‌خواهند، خود وی را نمی‌‌خواهند! برای بسیاری از اصولگرایان اگر یک معجزه‌ای می‌توانست اتفاق بیفتد که آنان می‌توانستند به آن حدود ١٠ میلیون رأی احمدی‌نژاد - بدون شخص احمدی‌نژاد- دست یابند، عالی می‌شد؛ البته فعلا اصولگرایان با مسأله گزینش احمدی‌نژاد خیلی فاصله دارند؛ اما با توجه به فقدان محبوبیت چهره‌های دیگرشان، هیچ بعید نیست یک روز مجبور شوند با وجود تمایل و حتی اعتقادات‌شان، بروند سمت احمدی‌نژاد؛ حتی اگر امروز او را نفی کنند.

 زیبا کلام ادامه می دهد: اگر عرصه کار و رقابت با روحانی بسیار حساس شود، شاید راهی برای آنان باقی نماند؛ البته در میان اصولگرایان شخصیت‌هایی هستند که تحت هیچ شرایطی (حتی خطر واگذاری مجدد پاستور به روحانی یا یک غیراصولگرای دیگر) حاضر نیستند با احمدی‌نژاد همکاری کنند. برای مثال افرادی مثل علی لاریجانی؛ اما برخی دیگر، به‌ویژه جبهه پایداری‌ها، ‌همچنان به احمدی‌نژاد به عنوان یک اسوه و یک قهرمان می‌نگرند و بالاخره تعداد دیگری مانند رهپویان و ایثارگران (علیرضا زاکانی و ...) حاضرند خبط و خطاهای گذشته او را فراموش کنند و یک بار دیگر با او دستِ دوستی و ائتلاف بدهند؛ بنابراین نفس وسوسه بازگشت به قدرت باعث می‌شود بسیاری از اصولگرایان بلاهای هشت سال احمدی‌نژاد، هم برای کشور هم برای خودشان را فراموش کنند و در برابر روحانی، حول احمدی‌نژاد بسیج شوند. اما مسأله مهم، شرایطی است که بازگشت احمدی‌نژاد را محتمل می‌کند. این شرایط عبارتند از القای حساس عدم موفقیت در عملکرد چهارساله آقای روحانی. ارزیابی عملکرد روحانی در تجزیه‌وتحلیل نهایی در دو وجه خلاصه می‌شود: سیاسی و اقتصادی. وجوه سیاسی روحانی برای اقشار و لایه‌های تحصیل‌کرده‌تر جامعه مطرح است و وجوه اقتصادی نیز برای لایه‌های دیگر.

صادق زیبا کلام معتقد است: پاشنه آشیل روحانی و چیزی که احتمال بازگشت «احمدی‌نژاد» را جدی می‌کند، اقتصاد است. وضع اقتصادی کشور آن‌گونه‌که باید مناسب نیست. اینکه چه میزان از این وضعیت ناشی از مدیریت دولت روحانی بوده بحث‌کردنی است‌؛ اما به‌هر‌حال وضع نامطلوب اقتصادی و تداوم آن باعث می‌شود احتمال برخاستن یک جریان پوپولیستی در طیف راست علیه روحانی جدی باشد. بدون ورود به جزء سیاست، کشور با چندین معضل اقتصادی اساسی روبه‌روست. بیکاری به بالای هفت میلیون رسیده. درِ کمتر خانواده‌ای را می‌توان گشود که در آن دست‌کم یک فارغ‌التحصیل بی‌کار نباشد. مشکل فقط بیکاری نیست. آنچه وضعیت را وخیم‌تر می‌کند آن است که هیچ روزنه‌ای در انتهای تونل بیکاری به چشم نمی‌خورد. دولت یازدهم سال ٩٤ را با شش میلیون بی‌کار آغاز کرد و در پایان این سال رقم بیکاری بعضا بالای شش میلیون رفته بود و چشم‌انداز چندانی هم برای سال ٩٥ به چشم نمی‌خورد. بگذارید این‌گونه بگویم: هیچ دلیل موجه یا واقع‌بینانه‌ای وجود ندارد که امیدوار باشیم یک درصد قابل‌توجهی از این هفت میلیون در سال ٩٥ برای‌شان کار پیدا خواهد شد.

رکود، معضل بعدی یا در حقیقت مادر همه مشکلات اقتصاد‌مان است. مانندِ بیکاری، نمره دولت روحانی در به‌چالش‌کشیدن رکود خیلی درخشان نبوده و واقع‌بینانه گفته باشم، او در درس «خروج کشور از رکود» نمره بالایی نگرفته است. برای نشان‌دادن رکود نیازی به این نیست که انسان کارشناس اقتصادی باشد. بسیاری از صنایع کشور انبارهای‌شان پر از محصولات و تولیدات‌شان است و هیچ روزنه‌ای هم برای فروش‌شان وجود ندارد؛ زیرا خیلی از صنایع کشور به جای سه شیفت، دو شیفت یا حتی یک شیفته دارند کار می‌کنند؛ چون خریداری برای تولیدات‌شان وجود ندارد.