فریدون مجلسی در گفت‌وگو با« نوآوران»مطرح کرد:

عربستان ،اسرائیل و اطرافیانشان علیه برجام کارشکنی می کنند

دیپلمات سابق کشورمان معتقد است ، ما در ایران در هر دور از مذاکره افراط و تفریط گرایی‌هایی داریم، این افراط گرایان زمینه‌های شکست را از قبل فراهم می‌کنند و دقیقا در آستانه و همزمان با مذاکرات اقدامات بازدارنده را آغاز می‌کنند.

  1. ۳ ماه قبل
  2. ۰
فریدون مجلسی
نوآوران -

البته رقیب می‌داند و خوشحال می‌شود که مذاکرات هسته‌ای بی‌نتیجه بماند! زیرا مردم ایران به همان «کلید» حل بحران رای دادند و اگر آن «کلید» راهگشا نباشد و چالش مهار نشود، ادامه ماموریت دولت متکی بر دشوار می‌شود فریدون مجلسی به «‌نوآوران‌»می‌گوید برخی در ایران نمی‌خواهند رویه ها تغییر کند.

       دولت آقای روحانی در پیشبرد برنامه مدیریتی خود در تداوم گفتمان اعتدال چقدر موفق بوده است و از نظر شما نتیجه کارنامه کلی دولت آقای روحانی تا الآن چگونه بوده است؟ (با تکیه بر شعار عقلانیت و امید)

به نظر من آقای روحانی نمی توانسته است تا زمانی طولانی برنامه مدیریتی کارآمد و مستقلی داشته باشد. ماموریتی که از طرف مردم به ایشان واگذار شد به اعتبار این ادعا بود که کلید حل بحران بین المللی و تحریم را در اختیار دارد. در نتیجه آقای روحانی فرصت پرداختن به مسائل دیگر را نداشت زیرا آثار تحریم‌ها چنان بر اقتصاد سایه افکنده بود که امید در میان مردم برای آینده اقتصادی کمرنگ شده بود. با شرایطی که رئیس‌جمهور دولت را در دست گرفت، بیشتر می‌توانست کارها و فعالیت‌های ترمیمی و تسکینی انجام دهد، زیرا اجرای برنامه جدید نیاز به درآمد جدی و سیاست بین المللی و روابط بین‌المللی جدی دارد که هیچ کدام در زمانی که دولت فعلی بر مسند قدرت نشست فراهم نبود. این موارد رفته‌رفته در حال فراهم شدن است.ضمن اینکه دولت با برخی کار‌شکنی‌ها روبه‌رو بود. گروهی که در سیاست هسته‌ای در دولت گذشته رویکرد مطلوبی نداشتند خواهان ادامه همان رویه بودند. واقعیت این است که ایشان به وعده و قول خود به خوبی عمل کرده است. اینکه در دنیا چگونه با توافق رفتار خواهد شد حرف دیگری است. خوشبختانه با عملکرد خوب دولت نوعی اطمینان به وجود آمده است و مردم امید به آینده در سایر تصمیم‌گیری‌ها دارند. متاسفانه به وجود آمدن برخی مفسدان اقتصادی اطمینان مردم را کمرنگ کرده است و مهم‌ترین  کاری که آقای روحانی باید انجام دهند این است که اطمینان را به آنها بازگردانند. همچنین مشکلات زیادی بر عهده دولت است؛ باید در ابتدا درآمد‌هایی حاصل شود تا بتوانند برنامه‌های توسعه صنعتی و بین‌المللی را عملیاتی کنند. باید امیدوار بود تا دولت محترم بتواند در این زمینه فعالیت‌هایی انجام دهد و به روند توسعه کشور سرعت بخشد. برای مردم رفع آن بحران و بن بست و رفع خطر جنگ مهم بود و به ایشان اعتماد کردند و رأی دادند. انجام آن مأموریت نیاز به گفتمان اعتدال چه در داخل و چه در خارج داشت. اعتدال و عقلانیت شرط اعتماد و امانت مردم بود. ایشان با وجود انواع کارشکنی های داخلی و خارجی توانست با کمک یک تیم اعتدالی و عقلانی دیپلماتیک با وجود تأخیر نسبی ایفای به عهد کند. ایفای به عهد ایشان نشانه مثبت بودن کارنامه کلی اوست. عقلانیت در مذاکرات 1+5 و امید رسیدن به توافق بود که عجالتاً هردو محقق شده است.

       انتخابات ریاست جمهوری آینده آمریکا و ایران در راه است و برخی بر این باورند که گرچه رئیس جمهوری آینده آمریکا نمی تواند برجام را فسخ کند اما احتمال این‌که از طرق دیگری به برجام ضربه بزند و برای ایران مانع تراشی کند، وجود دارد، و با ایجاد تحریم های جدیدتر یا هر بهانه ای مفاد برجام را دور بزند، نظر شما چیست؟

وقتی که تفاهم سیاسی بر مبنای حسن نیت طرفین به تایید می رسد و انجام می شود این تفاهم پابرجاست اما تا زمان انجام کامل این تعهدات اگر یک طرف تعهدات خود را نقض کند طرف دیگر نیز می تواند تعهدات خود را به انجام نرساند . قطعا باید سیستمی وجود داشته باشد تا بر حسن‌نیت طرفین نظارت کند. 5+1دستگاه های نظارتی خود را دارد که دارای دو دستگا نظارتی است؛ از نظر فنی آژانس انرژی اتمی به عنوان دستگاه نظارتی عمل می کند و دوم تعهدات مربوط به ساخت ، واردات و صادرات کالاست که این مورد به عهده ی کشور های 5+1است. حالا اگر اقدامات ایران مورد قبول 5+1واقع نشود باید یک سیستمی وجود داشته باشد تا ایران از حقوق خود دفاع کند. این اقدام تدافعی می‌تواند ذیل سیستم هیات نظارت بر اجرای برجام تعریف شود. در حقیقت هیات نظارت دو ماموریت مهم دارد . اول اینکه از بهانه جویی طرف مقابل جلوگیری کند و دوم اینکه در صورت اینگونه بهانه جویی ها از حقوق کشورمان دفاع کند. بنابراین ساز و کار هیات نظارت اجرای برجام برای هر دو طرف یک امر الزامی است که برای ما بیشتر حالت تدافعی دارد . بخش دیگری از وظیفه این هیات برای کشورمان نظارت بر اجرای صحیح توافق هسته ای از سوی 5+1است. نقش این هیات مخصوصا در کشور ما که بیشتر جنبه ی دفاعی دارد سبب می شود تا اعضای این هیات از ارگان ها و اشخاص فنی باشند به طورکلی ضرورت دارد از سازمان انرژی اتمی ، وزارت نیرو ، وزارت اقتصاد و وزارت امور خارجه ، شورای عالی امنیت ملی، کمیسیون امنیت ملی مجلس در هیأت نظارت بر اجرای برجام حضور داشته باشند. با وجود اینکه دو طرف علاقه ای برای برهم زدن قاعده بازی ندارند، اما سازوکاری تعیین شده است، تا بر نحوه صحیح اجرای برجام نظارت داشته باشد. بهانه جویی های طرف غربی و همچنین اختلاف در تفسیر متن اصلی توافق، پیش بینی چنین سازوکاری را الزامی می نماید. چه اینکه در صورت نبود این شورا ممکن است اختلافات بالا بگیرد و همه جیز تمام شود. ولی چون قصد طرفین عمل به این توافق است، پس ایرادات جزئی مانع از اجرای آن نخواهد شد و همین راهکار بهترین روش برای حل مسائل جزئی است. بنابراین طرف قرارداد ما یک مجموعه است. برجام فقط در امضای توافق با این کشورها متجلی نمی‌شود بلکه بزرگ‌ترین تجلی آن قطعنامه شورای امنیت است که به استناد برجام به لغو تحریم‌های ایرانی رأی داده است. بنابراین دولت آمریکا، حتی اگر به دلایل دیگری تحریم‌ها را ادامه دهد یا تحریم‌های دیگری وضع کند، نه می‌تواند آن توافق را با کشورهای دیگر درباره لغو تحریم‌هایشان به طور یک‌جانبه فسخ کند و نه می‌تواند قطعنامه سازمان ملل را در باره لغو تحریم‌ها به صورت یک‌طرفه نقض کند.اگر این کار را بکند کاری مانند دیوارنوردی سفارت کرده است. آمریکا باید تحریم‌ها را بردارد، اما برخی تحریم‌هایش ربطی به برجام ندارد. همان‌طور که ایران می‌تواند واردات از آمریکا و تجارت با آن کشور را ممنوع یا تحریم کند، آنها هم در شرایط خصمانه ممکن است چنین اقدامی کنند. آزمایش موشک دوربرد، حتی وقتی هم‌زمان با سفر ظریف و مذاکرات برای رفع تحریم‌ها باشد، حق ایران است چرا که در جنگ با صدام بزرگ‌ترین آسیب‌ها را از موشک‌هایی که همین کشورها به او داده بودند، دیده است و بسیار هم تدافعی و بازدارنده تلقی می‌شود. اما باید به این نکته توجه کرد که تیم کنونی سیاست دیپلماسی ایران که در مذاکرات هسته‌ای شرکت داشتند، بسیار با تجربه هستند و نباید از به شکست کشاندن مساعی آنان خشنود بود.

       افراط گرایان داخلی منتقد این توافق هستند و هم خود برجام را نشانه رفته اند و هم در سخنانشان از زهر برجام صحبت می کنند.

به هر حال این افراط گرایان امر تازه‌ای نیست، ما در ایران در هر دور از مذاکره ها این افراط و تفریط گرایی ها داریم، این افراط گرایان زمینه‌های شکست را از قبل فراهم می‌کنند و دقیقا در آستانه و همزمان با مذاکرات اقدامات بازدارنده را آغاز می‌کنند. البته رقیب می‌داند و خوشحال می‌شود که مذاکرات هسته‌ای بی‌نتیجه بماند! زیرا مردم ایران به همان «کلید» حل بحران رای دادند و اگر آن «کلید» راهگشا نباشد و چالش مهار نشود، ادامه ماموریت دولت متکی بر «کلید» دشوار می‌شود. اکنون من دلواپسم. دلواپس دخالت‌های بیشتر و مستقیم‌تر نیروهای دلواپس که برای خودشان رسالتی فراتر از دلواپسی از رفع مشکلات قائلند. این افراد باید نگاهی به متن قطعنامه تحریم سازمان ملل بیندازند و دست‌کم از قدرت‌نمایی‌های خشم‌انگیز خودداری کنند. به‌هرحال، زیانی که ایران از ادامه بحران خواهد دید از هر تخریبی، بیشتر است. هیچ استعمار و استثمار بیگانه‌ای نمی‌توانست اینچنین 700میلیارددلار درآمد نفتی هشت‌ساله را نفله کند، که با ما هرچه کرد آن آشنا کرد.

       اگر سیاست خارجی هر حکومت را ادامه سیاست داخلی آن دانست، نظر شما در مورد نسبت سیاست داخلی و سیاست خارجی آقای روحانی چیست؟ آیا آقای روحانی توانسته است حرکتی جدید یا متدی جدید در سیاست خارجی خود داشته که نمود عینی داشته باشد؟

درست است که سیاست خارجی بخشی از سیاست داخلی است، اما اگر اجرای سیاست داخلی معقول و معتدل وابسته و منوط به رفع بحران و انسداد خارجی باشد چاره ای جز اولویت دادن به رفع انسداد نیست. از این رو در چارچوب همین سیاست در واقع داخلیِ دولت روحانی، رفع انسداد خارجی الزاماً اولویت داشته و مردم نیز به همین اولویت رأی دادند. ممکن است کسانی با این شیوه مخالف باشند، حق آنان است، اما نظر مردم که با رأی ابراز شده به رفع انسداد خارجی اولویت داده است. در باره جنبه های دیگر سیاست داخلی آقای روحانی باید گفت که ایشان با به ارث بردن خزانه جارو شده و اقتصادی ناکام با هزاران طرح ناتمام و زخمی شده که بسیاری از آنها در قالب برنامه های متعارف و معقول نیز نمی گنجید، و با به ارث بردن طرح غیر اقتصادی یارانه و کاهش درآمد نفت نه از امکانات مالی پیشین برای اجرای چنان برنامه ای برخوردار بوده و نه امکانات ساختاری مناسب مانند سیاست ها و برنامه‌های متمرکز در یک سازمان برنامه کار آمد و سیستم بانکی مقتدر با روابط بین‌المللی سالم داشته است. در واقع سیاست داخلی ایشان تا رفع تحریم و حرکت دوباره اقتصادی بیشتر جنبه ترمیمی و تکمیلی و اصلاحی سیاست هایی را دارد که در تنظیم و اولویت دادن و اجرای نیمه کاره آنها نقشی نداشته بسیاری از آنها از اولویتی هم برخوردار نبوده اند. همین اندازه که اوضاع را تا رسیدن به مرحله اجرایی برجام حفظ کرده و از زیان های بیشتر جلوگیری کرده و امید را بازگردانده و در حدود امکانات داخلی پیشرفت هایی هم کرده، غنیمت است.

        آقای روحانی بعدا از به سرانجام رساندن پروژه سیاست خارجی،به حوزه سیاست داخلی روی آورده است و بر روی سیاست داخلی تمرکز کرده است. سوال این است که با توجه به مبانی فکری و حوزه عملی در نظام جمهوری اسلامی ایران و با تکیه بر قانون اساسی آقای روحانی چه تغییراتی در تداول گفتمان اعتدال توانسته اند در سیاست داخلی ایجاد کنند؟ دامنه نفوذ روحانی به سیاست داخلی چقدر بود؟

پیش بینی این امر مشکل است. اولاً پروژه سیاست خارجی هنوز به سرانجام نرسیده و مخالفان داخلی و خارجی آن، خصوصاً عربستان و اسرائیل و طرفدارنشان از کارشکنی فروگذار نمی کنند. ضمناً عشق به اقتدار و حضور دائمی در موقعیت‌های تصمیم گیری و نفوذ در تریبون های مختلف طوری است که آقای روحانی را حتی پس از توفیق راه اندازی موتور برجام در ادامه سیاست های اعتدالی محدود می کند. اما اتکا به آرا مردم می تواند توفیقی نسبی حاصل کند تا تدریجاً در آینده دولت بتواند نقش اجرایی موٌثرتری بر عهده داشته باشد. احتمال می دهم اگر نگذارند ایشان به اجرای حداقلی از عهد و پیمان اولیه خود دست یابد عقلانیت و اعتدال ادعایی را تحقق بخشد چاره ای نخواهد داشت جز آنکه عنان اختیار به نیروهای مشتاق قدرت بسپارد. چنین احتمالی با مخاطراتی که از لحاظ اجنماعی و بین المللی در بر دارد بسیار ضعیف است. احتمالاً ایشان به روشی که نشان داده است می کوشد گام به گام ایران را به قرن 21 وارد کند. دامنه نفوذ روحانی در سیاست داخلی از حمایت مردم، که با توجه به تجربیات گذشته از شتاب در برآوردن توقعات خود کاسته اند، برخوردار است. البته بخشی از ظواهر مؤثر در توسعه اقتصادی خصوصاً در بخش های هنری و توریستی در مقابل پاره ای مسائل ارزشی موجب گرایش بیشتر سفرهای آتن گروه به جاهای نزدیک مانند دوبی، ترکیه، ارمنستان و آذربایجان خواهد شد که باید به آن تن داد.

       مجلس دهم آنطور که پیداست، مجلسی با اکثریت افراد یا طیف‌هایی است که تفکرشان عقلانیت و مقصدشان اعتدال است و جایی برای افراط گرایان و تند روها(چه چپ، چه راست) ندارد، و اگر روحانی را رئیس جمهور آینده فرض کنیم، چه تغییراتی در کابینه اش صورت خواهد گرفت؟

در آینده این نمایندگان مردم هستند که باید در باره اعضای کابینه تصمیم بگیرند، و صافی ها باید اعتبار عقلانی داشته باشند. اما در شرایط موجود، اگر رعایت اعتدال بشود و بتوانند به بهای سازشی از برخی حقوق گذشت شود، بعدها که دیده شود که شفافیت بی زیان و قدم نخست در مبارزه با انواع فساد است، تدریجاً با توسعه احزاب و جوامع مدنی جنبه عمومی تر و معقول‌تری هم خواهد یافت. فقط امیدوارم پیش بینی‌هایا اعتدالیون تحقق یابد و مشتاقان غیرت مدار و افراطی راه را بر اعتدال سد نکنند. تا بتوانند برنامه های خود را به پیش ببرند. همان طور که در انتخابات ریاست جمهوری نیز دیدیم، تحقق این شعار را، با وجود مقاومت های دلواپسانه، به طور نسبی اما مؤثر، قابل وقوع می دانم. به هر حال افراط گرایان باید بدانند که در پایان آن دوران هشت‌ساله مهرورزی اصولگرایانه، از میان چندین نامزد ریاست‌جمهوری، روحانی بود که کلید رهایی را نشان داد و ملت به او رأی دادند. اگر تحریم در نظر ملت خوب بود که وعده برداشتنش چنان آرایی نمی‌آورد! اما از همان لحظه برخی بنای مخالفت گذاشتند تازه بعد از امضا، با شعار وامصیبتا تلاش کردند مانع تصویب آن در مجلس شوند پس از آن دوباره به سنگ‌اندازی در مسیر اجرای برجام روی آوردند.در شرایطی که چندین هیأت اقتصادی و سیاسی اروپایی و آسیایی که مایل به بهره‌مندی از تجارت با ایران هستند راهی ایران شدند و افق‌های امیدبخشی پدید آمد،خصوصا در شرایط امنیتی که در منطقه ناامن ما وجود دارد، چه نیازی به تضعیف دولت خودمان داریم که از قضا تلاش کرده شرایط ایران را بسامان کند؟ رفع تحریم‌ها فقط شامل مسائل هسته‌ای و ترمیم بحران‌هایی بود که دولت پیشین آفریده بود. زیروبم‌های همیشگی روابط بین‌الملل ادامه دارد. نباید هرروز، نعل وارونه بزنیم و به‌جای پذیرفتن حرف خودی‌ها، به سخنان این رسانه بی‌اعتبار یا آن شخصیت مسأله‌دار استناد کنیم؛ فقط برای زدن دولتی که به‌دنبال توسعه کشورمان است.به نظر من کابینه آینده کابینه با تجربه خواهد داشت، چه بسا در رد یا تایید اعضا معرفی شده، دیگر شاهد برخورد هایی از جنس برخورد های نمایندگان مجلس پیشین نیستیم. و امید است که نمایندگان براساس مصلحت مردم دست به گزینش کابینه بزنند و مسائل و خصومت های شخصی را لحاظ نکنند.

نوشتارهای مرتبط

تازه های سیاست داخلی