سعید مرتضوی از وقایع کهریزک عذرخواهی کرد

در ستایش بخشش و حذف خشونت و یا اجرای مجازات

حاشیه ساز ترین چهره قضایی ایران از نحوه عملکرد خود در ماجرای دردناک کهریزک عذرخواهی کرد، او که پیش از این موضع رفع اتهام از خود را گرفته بود و با نامه نگاری حقوقی و سیاسی سعی در تبرئه خود داشت. حالا از اولیای دم تقاضای بخشش دارد، بخشش در برابر خشونتی دردناک که روح جامعه را آزار داد.

  1. ۲ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
در ستایش بخشش و حذف خشونت و یا اجرای مجازات
نوآوران -

آیا می توان بخشید؟ بخشش یا قصاص؟ با این پیش فرض که «خون ،خون می زاید و خشونت ،خشونت،» هر چند باید دید نامه مرتضوی از دیدگاه اسلامی نوشته شده که «ببخش تا رستگار شوی» و یا این‌که حربه ای سیاسی برای گذر از این روزهای سخت است؟

بخشش ساده نیست با طبیعت انسان سازگاری ندارد. اما درست همان چیزی است که روح انسان برای رهایی خود نیاز دارد تا از خشونت ها دور بماند.

ماندلا به خوبی می دانست که بخشش نه آسان است و نه یک معنی مطلق. کسی که بخشیده می شود باید از عمل خود ابراز ندامت کرده باشد، باید شرایطی ایجاد شود که امکان تکرار دوباره آنچه کرده است نداشته باشد. بخشش بسیار سخت است وقتی پیروزی حاصل شد و آپارتاید با همه زشتی‌هایش از صفحه روزگار محو شد و به تاریخ پیوست، اولین اقدام ماندلای به قدرت رسیده شریک کردن سفید پوستان در قدرت و تضمین مال و جان آن‌ها بود. او در جواب برخی معترضان به خاطر این سیاست او را متهم به سازشکاری می کردند، گفت : «ما حق خودمان را می خواهیم ، اما نمی خواهیم و نباید حق آنان را سلب کنیم .» ، او از همه سیاه پوستان آفریقای جنوبی خواست تا نژاد پرستان را ببخشند سرانجام پس از این‌که اسقف سیاه پوست و فعال مبارزات ضد نژادپرستی «دزموند توتو» اعلام کرد که بدون عذر خواهی دکلرک را بخشیده است، دکلرک که خود و خانواده اش همیشه طرفداران پر و پا قرص آپارتاید بودند، چنان شرمنده شد که آمد و رسماٌ به خاطر جانبداری از نژادپرستی خطاب به همه جهان که آن را لکه ننگی بر دامان خود می‌دانستند و به خصوص از سیاه پوستان آفریقای جنوبی، عذر خواهی کرد. چنان بخشش بزرگوارانه و چنین عذرخواهی فروتنانه ای بود که باعث شد کشور آفریقای جنوبی منزلت بسیار والائی در جامعه جهانی بیابد و دنیا به جای دیدن صحنه های کشت و کشتار مورد انتظارش مردمی را ببیند که در حال انجام رقصهای شاد با لباسهای رنگارنگ، پای صندوق‌های رای رفتند تا به دور از هرگونه خونریزی، قاطعانه و بدون هیچ کم وکاستی حق خودشان را باز ستانند. هرچند در لابلای انجام این سه مبارزه بدون خشونت، در طی سال‌های پس از جنگ دوم جهانی، خشونت‌های زیادی به وقوع پیوست و انقلابیونی دیگر باز هم به همان روش اسپارتاکوسی برای نابودی ستمگران تلاش کردند و به نتیجه رسیدند، اما مقایسه وضعیت کنونی در هند، آمریکا و آفریقای جنوبی سه کشوری که راه صلح و بخشش را برای تغییرو مبارزه انتخا ب کردند با چین، ویتنام، الجزایر، زیمبابوئه، آنگولا، نیکاراگوئه و کوبا که همگی راه خشونت انقلابی و انتقام را برگزیدند به روشنی نشان می دهد که کدام روش به سرنوشت آرمانی تری برای تحولات اجتماعی منجر می شود و باید مورد توجه آزادیخواهان عدالتجوی جهان به عنوان الگوی مبارزاتی قرار گیرد .

      مردی که می گوید پشیمان است

سعید مرتضوی، دادستان پیشین تهران، در نامه‌ای به دادگاه رسیدگی به موضوع کشته شدن چند نفر در بازداشتگاه کهریزک در سال ۱۳۸۸، از »وقوع این حادثه هولناک» عذرخواهی و ابراز شرمندگی کرده است. مرتضوی در این نامه که درروز یکشنبه ۲۱ شهریور هم‌زمان با برگزاری سومین جلسه محاکمه‌اش به دادگاه داده، از وقایع پیش‌آمده در تیرماه ۸۸ از رهبر انقلاب خانواده جانباختگان و ملت ایران عذرخواهی کرد.

با وجود این دادستان پیشین تهران در این نامه همچنان تاکید کرده است که در وقوع حوادث کهریزک «هیچ عمدی» در کار نبوده است. پرونده مرتضوی در ارتباط با پرونده تعدادی از افراد بازداشت‌شده در جریان حوادث سال ۱۳۸۸ که در بازداشتگاه کهریزک جان خود را از دست داده بودند با شکایت خانواده‌های مقتولان طی چند سال گذشته در جریان بوده است. در آن حادثه سه نفر به نام های محسن روح‌الامینی، محمد کامرانی و امیر جوادی‌فر در اثر بدرفتاری مأموران کشته شدند. در بخشی از متن نامه آقای مرتضوی که در رسانه‌ها چاپ شده، خط خورده که به نظر می‌آید در آن قسمت نوشته بوده که در واقعه کهریزک «هیچ نقشی نداشته‌ام» مرتضوی در نامه خود ابراز امیدواری کرده است که «تلخی این حادثه و هزینه‌های عظیم این خسارت معنوی» در حافظه مسوولان مربوطه باقی بماند تا چنین وقایعی تکرار نشود. دادستان سابق تهران در این پرونده با سه اتهام معاونت در قتل، بازداشت غیرقانونی و گزارش خلاف واقع روبه‌رو بوده است.

در نتیجه این محاکمه، آقای مرتضوی در آبان ۱۳۹۳ به علت «بازداشت غیرقانونی» دستگیرشدگان کهریزک به انفصال دائم از خدمات قضایی و ۵ سال انفصال از خدمات دولتی محکوم شد.

او همچین به علت تنظیم "گزارش خلاف واقع" در مورد بازداشت ها به پرداخت ۲۰۰ هزار تومان جریمه نقدی محکوم شد. دیوان عالی کشور پس از صدور این حکم، احکام انفصال سعید مرتضوی از خدمات قضایی و دولتی را تأیید کرد، اما به جریمه نقدی وضع شده ایراد گرفت. از سوی دیگر، آقای مرتضوی در آن دادگاه از اتهام معاونت در قتل بازداشت‌شدگان کهریزک تبرئه شد.

به دنبال دادگاه اول، خانواده محسن روح‌الامینی، از کشته شدگان بازداشتگاه کهریزک، شکایت دیگری را با موضوع "معاونت در قتل" فرزند خود علیه دادستان پیشین تهران ثبت کردند.

     در زمان حوادث کهریزک مرخصی بودم

مرتضوی قبل ترنامه ای به لاریجانی نوشته بود و در آن گفته بود که مسائل بازداشتگاه کهریزک، هیچ ارتباطی به من نداشته است.

کمیته وِیژه مجلس برای پیگیری حوادث پس از انتخابات، دادستان سابق تهران را به خلاف گویی متهم کرد و در گزارش این کمیته که در جلسه علنی مجلس ارائه شد، آقای مرتضوی، را به عنوان صادر کننده دستور انتقال بازداشت شدگان روز ۱۸ تیر به بازداشتگاه کهریزک معرفی کرد. در همان زمان زهره الهیان یکی از اعضای کمیته ویژه مجلس گفت که منتقل شدگان به کهریزک اراذل و اوباش نبودند و گزارش مجلس قابل تکذیب کردن نیست.

به گفته الهیان، پرونده آقای مرتضوی در قوه قضاییه مفتوح است و در دیداری که نمایندگان مجلس با رئیس قوه قضاییه داشتند از وی خواسته اند که با این موارد برخورد کنند و رئیس قوه قضاییه نیز اطمینان داده که "بدون در نظر گرفتن حاشیه امن برای افرادی خاص این موارد را بررسی می کند."


ناصر ایمانی، فعال سیاسی اصول‌گرا:

برای نگارش این نامه متاسفم

 در مورد نگارش نامه آقای مرتضوی باید بگویم که بنده از نگارش این نامه متأسفم که بعد از گذشت هفت سال نگاشته می‌شود. بعد از هفت سال که دادگاه‌های متعددی برای وی برگزار شده و محاکم قضایی در شرف رأی دادن هستند، این عذرخواهی ـ اگرچه هیچ زمانی برای عذر خواهی دیر نیست ـ اما این عذرخواهی با گذشت هفت سال که برگزاری این دادگاه در حال انجام است و با توجه به این‌که فشار دادگاهی موجب نگارش این نامه شده، می‌تواند خالی  از ارزش باشد. 

 نکته دوم این‌که این بحث بالأخص یک بحث اخلاقی نیست، بحث بر سر خون‌هایی است که به ناحق ریخته شده است و صرف این‌که در این مورد عذرخواهی صورت گیرد، نمی‌تواند این حادثه را جبران کند. بحث حق‌الناس و بحث ریخته شدن خون این موضوعی نیست که با هیچ عذرخواهی اخلاقی قابل جبران باشد.

 عذرخواهی اخلاقی صرفاً یک کار انسانی است که البته به نظر من بعد از گذشت هفت سال و با فشارهایی هم که دادگاه وارد کرده است، ارزشی نمی‌تواند  داشته باشد. 

 عذرخواهی آن هم تا حدودی در این مسائل یک جنبه انسانی و اخلاقی دارد، اما نمی‌تواند جبران قتل‌هایی که در کهریزک صورت گرفته است، باشد.

 اگرچه در نهایت می‌توان گفت که این دادگاه است که می‌تواند، قصور یا احیاناً عدم قصور در این حادثه را برای جامعه روشن کند.

 اگر آقای مرتضوی در این نامه مدعی این مسأله شده‌اند که قصوری از ناحیه وی وجود نداشته است، شاید او از نظر خود این ادعا را بیان می‌کند، اما در نهایت از نظر دادگاه که نماینده افکار عمومی است، این احتمال وجود داشته باشد که قصور صورت گرفته باشد.

گامی رو به جلو

نعمت احمدی، حقوقدان:

 همین که آقای مرتضوی به هر نیتی آمد و عذرخواهی کرد، هر چند خطاب نامه به دادگاه است و به خانواده مقتولین نیست و این خطابه به جای دیگری است، اما همین نگارش نامه را می‌توان یک گام رو به جلو تلقی کرد.  

اگر به گذشته آقای مرتضوی و نوع برخورد او به حکایت درگذشتگان کهریزک نگاه کنیم، می‌بینیم که آنچه در گذشته وی گفته است، با آنچه که در نامه آمده است، متفاوت است. وی اعلام کرده بود که در آن تاریخ من برای دفاع از رساله دکتری رفته بودم.

 یعنی عملاً به گونه‌ای این پازل را چیده بود که در آن تاریخ چه قصور وجود داشته باشد، چه قصوری در کار نباشد، در واقع به زعم او به من ربطی ندارد، اما همان موقع هم کسی این مسأله را نپذیرفت؛ در واقع اذهان عمومی نپذیرفت که مگر می‌شود حادثه‌ای چون وقایع سال 88 به وقوع بپیوندد و دادستان انقلاب تهران ـ که به باور من قاضی‌القضات تهران است و هیچ مقام قضایی حتی ریاست محترم قوه قضاییه یا رئیس کل دادگستری استان تهران به اندازه دادستان تهران توان و قدرت ندارند ـ از این موضوع بی‌خبر باشد.

صلاحیتی که در نحوه رسیدگی به جرائم وجود دارد به دادستان تهران برمی‌گردد. بیش‌ترین اختیارات را در حوزه قضایی دارد.

 می‌دانید که کلیه نمایندگان مجلس، وزراء، استانداران، مدیران کل، قضات داخل کشور، نمایندگاه کنسولی ایران، سفرای ایران در خارج از کشور، شورای نگهبان و ... در هر کجای دنیا مرتکب جرمی شوند، باید در تهران مورد رسیدگی قرار گیرد. این مسأله به معنای صلاحیت مضاعف است؛ لذا قابل قبول نیست که در آن شرایط خاص که وقایع بعد از انتخابات که احکامی باید در مورد آن صورت می‌گرفت، دادستان در مرخصی به سر ببرد. 

 این عذرخواهی در واقع برخی مباحث ناگوار گذشته را به اثبات رساند. در واقع بعد از این همه سال وجدانش به درد آمده و یک عذرخواهی کند، هر چند عذرخواهی را به خانواده قربانیان حادثه کهریزک نکرده است؛ مع الوصف به باور من با توجه به این‌که دادگاه رسیدگی به حوادث کهریزک روزهای نهایی خود را سپری می‌کند، نشان داد که عمق ضعف دادستانی را در فاجعه حوادث 88 نشان داد. 

 دادستانی می‌توانست به شیوه دیگری با این حادثه برخورد کند و به جای این‌که آتش بیار معرکه باشد و هیمه‌ای بر این آتش شعله‌ور شده گذاشت. در حالی که می‌توانست آبی را را روی این آتش  بپاشد.  

مسائل به وقوع آمده نشان می‌دهد که دادستانی در آن تاریخ به قصد برخورد با این حادثه به میان آمده بود، نه جلوگیری از اتفاق رخ داده در آن زمان. تاریخ صدور جلب و احضار افرادی که بعداً در آن دادگاه معروف به محاکمه کشیده شدند، بعضاً به قبل از اعلام نتایج آراء برمی گردد. 

 دادستانی به جای این‌که دستورالعمل یا یک یا طرح قضایی را پیاده کند که مانع از دوگانگی این داستان شود، یک طرف قضیه را خودش تعریف کرد و در نهایت آن حادثه غم‌انگیز که حتی مقام معظم رهبری هم دلشان به درد آمد و اگر مقام معظم رهبری ورود پیدا نمی‌کرد و دستور بسته شدن این مکان را نمی‌دادند، چه بسا قربانیان از این هم بیشتر می‌شدند.

 از نامه آقای مرتضوی استنباط می‌شود که دادستانی عملکرد مثبتی

 نداشته است. عذرخواهی او خود نشانه رفتار نادرست دادستانی در حوادث سال 88 است.

عذر خواهی را به یک سنت تبدیل کنیم 

محمدامین قانعی‌راد، جامعه‌شناس: آقای مرتضوی یک قاضی اقتدارگرا است و آن‌گونه که در سابقه کاری‌اش دیده می‌شود، عذرخواهی او از مردم نزد او جایگاهی ندارد. این نامه در واقع به نوعی دفاع از خود در حوزه قضایی بوده است. 

 با توجه به این‌که پرونده‌اش در حال رسیدگی قضایی است، نامه به نوعی برای تلطیف کردن روند دادرسی است. نوع عذرخواهی او هم به صورت مستقیم از افرادی نبوده که در جریان این حوادث  آسیب دیده‌اند.  

این نامه نمی‌تواند یک گفتمان مردم‌سالار بازتولید کند. این نامه در هر صورت باید به نوعی ماهیت این را داشت که از خانواده‌های قربانیان این حادثه  عذرخواهی می‌کرد. 

 درست است که هر کاری را باید با توبه شروع کرد و به سراغ خدا هم رفت و در واقع طلب بخشش کرد، اما شرایط ایجاب می‌کرد که حتی برای یک لحظه هم که شده به صورت مستقیم از خانوده‌های قربانیان  عذرخواهی می‌کرد. 

 در واقع عذرخواهی او باید از ملت می‌بود. در این صورت بود که نامه می‌توانست صاحب اعتبار شود، اما با توجه به این‌که هفت سال از آن ماجرا می‌گذرد و بعد از این همه سال ما کوچک‌ترین اضهارندامت یا ابراز ناراحتی از طرف آقای مرتضوی را ندیدیم و شاهد هم نبودیم.

 درواقع برای اولین بار است که او در مورد این قضیه ابراز نظر می‌کند که اولین خیلی دیرهنگام است و ثانیاً در جهت دفاع از خود در برابر دادگاه است و بنابراین نمی‌توان گفت که این نامه در عرصه عمومی تأثیرگذار است و موجب شود که چهره بهتری از او در اذهان عمومی مطرح شود.

طبیعتاً هم حالا انتظار می‌رود که همین اتفاق افتاده درسی برای دیگران باشد و در واقع زودتر برای عذرخواهی در مقابل اشتباهاتشان تصمیم گرفته شود.

 باید این فرهنگ طلب جلب رضایت افکار عمومی در بین مسوولان کشور رواج پیدا کند و در ادامه این مسأله را به عنوان دون شأن خود در نظر نگیرند. 

 به این دلیل که مردم صاحبان اصلی امور کشور هستند و این سنت را که در اکثر کشورها وجود دارد، رسمی کنند.

او باید توضیح دهد که محتوای این نامه به مفهوم تبرئه خود نبوده است.

 این مردم است که باید آن را قابل اعتنا تشخیص دهند.               

عذرخواهی دیرهنگام

محمود صادقی، نماینده تهران:

هرکسی که تابه حال قربانی چیزی شده باشدچه جنگ، چه تصادف یا آزارهای زمان کودکی، زندانی شدن‌های سیاسی، بازماندگان جنایات و از این قبیلباید تصمیم بگیرد که باعث و بانی آن را ببخشد یا نه. این تصمیم حد وسط ندارد: یا تصمیم می‌گیرید که کسی که به شما آزار رسانده را ببخشید یا به خشم و ناراحتی خود ادامه می دهید.

ادامه دادن خشم و ناراحتی می تواند مشکلاتی ایجاد کند به همین دلیل اگر تابه حال قربانی چیزی شده اید، بخشیدن مسبب آن بخش مهمی از شفا و التیام یافتن خودتان را تشکیل می دهد.

مثلاً خیلی افراد را می بینیم که بخاطر جنایت یکی از اعضای خانواده خود را از دست داده اند. خشم و میل بازماندگان آن برای گرفتن انتقام زندگی آن‌ها را  از بین می برد.  

آن‌ها آنقدر روی آنچه که از دست داده اند تمرکز می کنند که همه فرصت هایی که برای شناخت عشق واقعی در اختیارشان قرار داده شده را فراموش می کنند. درعوض، تصور می کنند که نفرت، حتی تا حد مجازات اعدام، عطش آن‌ها به انتقام و خونخواهی را ارضاء می کند و تاحدی التیامشان می دهد.  

نامه ای که مرتضوی نوشته است اثر حقوقی ندارد چرا که بخشش با کسی است که محکوم له است؛ و این نامه تنها یک عذرخواهی دیرهنگام و غیر منتظره است. وی افزود: کسی که نقشی در اعتشاشات داشته تا جایی که رهبری فرمودند دلم از این رفتارها خون است؛ فکر نمی کنم در افکار عمومی  بخشیده شود. 

 بنابراین پذیرش درخواست بخشش کاملا وابسته به نظر خانواده های قربانیان کهریزک بستگی دارد.

 انسان هرچقدر هم که پر مهر و با گذشت باشد، اما هستند افرادی که نمی توان دل را نسبت به آنان  پاک کرد.  

حتی پیامبر رحمة للعالمین هم که باشی، هرچند از قصاص بگذری اما نمی توانی دلت را با قاتل حمزه صاف کنی، و می گویی نمی خواهم هرگز او را ببینم برای همین هیچ شخصی نمی تواند جای خانواده ها تصمیم گیر باشد ،هر چند بخشیدن زیباست و قصاص در خودش خشونت ایجاد می کند ولی قصاص در قرآن قید شده است و حق می باشد که از جانب خدا در اختیار انسان هاست.  

خانواده آسیب دیدگان می توانند با بخشش به مرتضوی و امثال او درس بدهند، می توانند مانند گاندی باشند و یا ماندلا و یا می توانند بر حقوق خود پافشاری کنند مهم آن است که خود مرتضوی بداند که چه کرده و در برابر وجدان خود آسوده باشد.

در ستایش شرم

نزهت امیرآبادیان (روزنامه نگار):

اواخر آبان 93 بود که دیوان عالی کشور حکم انفصال دائم سعید مرتضوی را از شغل قضا اعلام کرد و اینگونه قاضی مرتضوی معروف برای همیشه از صحنه قضایی کشور حذف شد.

 در آن زمان شاهد انعکاس واکنش های گسترده ای از سوی افراد و گروه هایی بودیم که بارها از اقدامات ناصواب سعید مرتضوی آسیب دیده بودند.

 سخن گفتن در ایران ظرایف زیادی دارد. در زبان فارسی گاهی استفاده از لحنی خاص برای ادای کلمه یا عبارتی می تواند معنای آن را کاملا متفاوت کند.

درسال 1390 محمود احمدی نژاد ریاست سازمان تامین اجتماعی را به قاضی مرتضوی سپرد؛ مرتضوی که عملا مهره ای سوخته برای اصولگرایان و حتی محافظه کاران محسوب  می شد. 

 انتصاب سعید مرتضوی به عنوان ریاست سازمان تامین اجتماعی اعتراض نمایندگان مجلس را به دنبال داشت.

 اما احمدی نژاد حاضر به برکناری مرتضوی نشد. این مساله باعث شد تا مجلس استیضاح عبدالرضا شیخ‌الاسلامی، وزیر کار، را در دستور کار خود قرار دهد. 

 در جریان استیضاح وزیر کار، احمدی نژاد با پخش فیلمی در مجلس تلاش کرد پای برادران لاریجانی را به میان بکشد تا هم به رئیس مجلس ضربه وارد کند و هم پاسخ استیضاح کنندگان را بدهد. نهایتا این استیضاح به نتیجه رسید و وزیر  کار برکنار شد. 

 هنگام خروج محمود احمدی نژاد از صحن علنی مجلس، در حالی هنوز خطاب به رئیس مجلس فریاد می کشید، علی لاریجانی او را با این جملات بدرقه کرد: اتفاقا خوب شد شما که بگم بگم توی کشور راه انداختید، امروز این فیلم را پخش کردید که مردم شخصیت شما را بشناسند.

 به سلامت..... نحوه بیان عبارت «به سلامت» توسط علی لاریجانی، برای تمام کسانی که جریان استیضاح را از رادیو دنبال می کردند مشخص بود.

 منظور واقعی لاریجانی آرزوی سلامتی برای محمود احمدی نژاد نبود، این عبارت با لحن علی لاریجانی به نوعی بیرون کردن او از مجلس بود. بدرقه ای که میزبان امیدوار بود دیدار دیگری در کار نباشد.

پس از حکم دیوان عالی کشور در مورد انفصال دائم مرتضوی واکنش آسیب دیدگان «به سلامت» جانانه ای بود که گفته شد. 

نوشتارهای مرتبط

تازه های سیاست داخلی