الزامات و تکوین منشور حقوق دانشجویی در گفت‌و‌گوی «نوآوران» با محمد هاشمی

منشور حقوقی نهاد قدرت را تنظیم می‌کند

آیت وکیلیان: نزدیک شدن به آغاز سال تحصیلی و گشایش دانشگاه‌ها برای دانشجویان اگرچه یک عادت دیرینه است، اما آنچه برای این طبقه حائز اهمیت است، خواسته‌ها و مطالبات دانشجویی است که دوره یا زمان خاصی را نمی‌شناسد. آنچه برای دانشجویان می‌تواند دلگرم کننده و به نوعی بازیابی هویت سیاسی و فرهنگی آنها در نهاد دانشگاست، طرح مطالبات آنها ذیل منشور حقوقی است که برای این طبقه تبیین و تکوین گردیده است. اساساً طبقه دانشجو به دلیل دارا بودن ویژگی های خاصی چون قوه فکری، استدلال، آگاهی بخشی، ایجاد نشاط در جامعه و ... نقشی اساسی بر بستر تحولات سیاسی و اجتماعی دارد.

  1. ۲ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
منشور حقوقی نهاد قدرت را تنظیم می‌کند
نوآوران -

 صنف یا طبقه دانشجویان به سان دیگر نهادهایی که امروزه حق و حقوق بر آنها مترتب شده است، باید از لوازم و اسباب این حقوق برخوردار شوند. طبیعی است، با توجه به اینکه نهاد دانشگاهی در ایران، فراگیر است و تقریباً در تمامی نقاط کشور با پدیده دانشجو و دانشگاه مواجه هستیم، هر گونه غفلت مبنی بر عدم ارائه یک برنامه منسجم و منشور حقوقی نظام مند، به فروپاشی و سرخوردگی این طبقه منجر خواهد شد. سرخوردگی در نهاد دانشگاه که به عنوان رأس هرم توسعه یافتگی و پیشرفت همه جانبه در کشور محسوب می شود، عملاً جامعه را به حالت اغما و ایستایی خواهد کشاند. اساساً تبیین و تکوین منشور حقوقی برای دانشجویان، هم می تواند به صورتی هدفدار به رشد فضای دانشگاه کمک کند و هم اینکه دانشجو با آرامش کامل و فراغ بال به احساسات، تنوع و تکثر فکری خود پاسخ مثبت دهد. «محمد هاشمی» حقوقدان مطرح و استاد دانشگاه معتقد است که تبیین منشور حقوق دانشجویی علاوه بر اینکه به دانشجو این اختیار قانونی را می دهد که نهاد قدرت را تنظیم کند یا نظم ببخشد، در واقع زمینه آزادی و استقلال او را نیز فراهم می کند، و در ادامه می تواند در پوشش این منشور از حق اعتراض نیز برخوردار شود. این گفت‌و‌گو از نظر می‌گذرد.     

- با توجه به سیستم آموزش عالی کشور، آیا می توان از طرحی به نام «منشور حقوق دانشجویی» صحبت کرد؟ اساساً امکان تدوین و تکوین این منشور در نظام آموزشی کشور وجود دارد؟

دانشجویان هم مانند دیگر انسان ها به صورتی محوری از حق و حقوقی برخوردار هستند و این حق و حقوق هم در حوزه داخلی و هم در حوزه خارجی مشخص شده است. دانشجویی از کودکی آغاز می شود و به بزرگی می رسد. در کودکی استعدادهایی در نهاد انسان گذاشته شده که وی را وادار به حرکت می کند. از طرفی این استعدادها به صورت میلی یا شخصی نیز بروز می کند. از طرف دیگر، بچه ها در آغاز مجهز به قوه فکر هستند، لزا در همان ابتدا شروع به فکر کردن می کنند و در ضمن آثار علمی و حقوقی برآن مترتب است. آنچه مسلم است دانشجویان در میانه میدان کودکی و بزرگسالی قرار دارند که یک سوی آن احساس و سوی دیگر آن منطق است. بنابراین در این منطق که رد آن تفکر و عقلانیت و تدبیر نهفته است، جوانان از حالت کودکی خارج می شوند و روبه بزرگی می روند. دانشجویان با شروع دروس دانشگاهی وارد فکر، تدبیر و انتخاب موضوع می شوند؛ به همین علت است که دانشجو پیش از آنکه وارد دانشگاه شود، باید از مرحله انتخاب رشته عبور کند. مهندسی، پزشکی، علوم انسانی و ... از جمله رشته هایی است که آنان برمی گزینند. بنابراین خود ابتکار دانشجو در ورود به اندیشه، تفکر و عقلانیت را نمی توان نادیده گرفت و این را می توان به عنوان یک استعداد در آنها در نظر گرفت. بعضی استعدادها به صورت ابتکاری در درون انسان وجود دارد؛ برای مثال می توان از نماز خواندن و روزه گرفتن نام برد که به صورتی ناخواسته بر اعمال انسان سیطره پیدا می کند. این رفتارها یا استعدادها نارسا است؛ اما به تدریج در فضای جامعه و به برکت افکار و اندیشه، رشد پیدا می کند. بنابراین در اینجا رشد بالاتر از بلوغ است. به عنوان مثال، بچه ها در سنین 7 تا 12 سالگی و مقاطع مختلف متفاوت از هم هستند. در ابتدایی حروف الفبا تمرین می کنند و در دبیرستان ریاضی و فیزیک می خوانند. اینگونه است که این استعدادها در وجودشان بارور می شود و پرورش پیدا می کند. در این خصوص باید بگویم که با ورود به دانشگاه که سن رشد فکری را به همراه دارد، دانشجو در برابر خانواده خود احساس استقلال می کند و خود همین استقلال به نوعی استعداد است. به این صورت است که حتی بین آنها و خانواده هایشان اختلاف فکری یا عقیدتی بروز می کند، حتی منجر به درگیری هم می شود. در واقع دانشجویی سن رشد است. این رشد، رشد اکتسابی هم دارد. یعنی فردی که به عقلانیت رسیده، رشید است، اما فردی که عقلانیتش را به کار انداخته و صاحب فکر شده، می نویسد، تمرین کرده است. این رشد، رشد متحرک و پویا است. لذا این دانشجو احساس خاصی پیدا می کند؛ از یک سو گفتیم که دانشجو هم انسان است، اگر از حقوق بشر صحبت می کنیم، در هر صورت این هم حقوق انسان محسوب می شود. اما حقوق بشر دانشجویان با انگاره های خاصی همراه شده است؛ اینجاست که در میانه میدان استقلال و وابستگی قرار می گیرد. به این معنا که جوانان در کارهایشان تقلید می کنند؛ برای مثال کار استاد را انجام می دهند و روشی که استادان اتخاذ می کنند، آنان نیز همین راه را می روند. ولی می بینیم که در درون دانشگاه در دانشجو روحیه، ابتکار و استعداد به وجود می آورد. این ابتکار عمل موجب می شود که در برابر استادان خود اظهار وجود کنند. یعنی خودشان حق ابتکاری جداگانه و فراتر از آموزش دیدن وجود دارد. همچنان که می بینید در دوره های دانشگاهی، استادان ضمن اینکه تدریس می کنند، به دانشجویان کار تحقیقی هم می دهند. انجام این کار تحقیقی از برکت وجود آموزش است که آنها این دوره آموزشی را طی کرده اند. به همین دلیل است که دانشجویان کتاب، مقاله، آثار هنری و ... را خلق می کنند. در این صورت است که خلاقیت ایجاد می شود و پویایی در کنار جوانی، نیروی فعالی دارد که اگر به سن بالاتر برسد، تقلیل پیدا می کند. به این دلیل است که باید از این حق ها برخوردار باشد. در این صورت می بینیم که دانشجویان به عنوان عناصر و عوامل موثر در ساماندهی فضای آموزشی یا فکری جامعه حضور دارند. جامعه موظف است که برای این قشر اقرار و تدبیر داشته باشد. اقرار یا تدبیری که فکر می کند بایستی از حقوق دانشجویی در جلوه های مختلف برخوردار باشد و از طرف دیگر مشارکت سیاسی هم داشته باشد. بنابراین چون در دانشجو آمیختگی احساس و عقل دیده می شود، ممکن است در اعمالشان با فروگذاشتن قوه عقلانی، آنها را از مسیر اصلی خودشان دور کند. به این جهت در کنار حقوق انسانی، حقوق صنفی، سیاسی، آموزشی، اجتماعی، فرهنگی و ... دانشجو نیز مد نظر قرار می گیرد. در این خصوص چون نمی توان احساس دانشجو را نادیده گرفت، حق انضباطی و مراقبت از دانشجو به نحو منطقی و عملی صورت می گیرد. در هر صورت این اقدام معاونت فرهنگی وزارت علوم مبنی بر اختصاص دادن کتابی به نام منشور حقوق دانشجویی، شایسته تقدیر است و باید ارج گذاشته شود. البته این اثر به این معنا نخواهد بود که کلیت بدنه دانشجویی را از بزرگترها منفک کنیم، بلکه مشترکاتی بین آنها وجود دارد که این مشترکات هم به دانشجویان تعلق دارد و هم به بزرگترها. ضمن اینکه نیروی جسمی بیشتری دارند، نیروی فکری پرورده ای هم دارند که می توان روی آن یک حساب جداگانه ای باز کرد. در این زمینه و در جهات مختلف باید حق هایی برایشان در نظر گرفته شود.

جایگاه حقوق دانشجویی در نظام حقوقی ما کجاست؟

زمانی که از جایگاه حقوق دانشجویی صحبت می کنیم، در واقع همان حق تحصیل است. حق بر آموزش است که در قانون اساسی ما ضمن اینکه گفته شده که آموزش و پرورش رایگان است، تحصیلات دانشگاهی را هم در بربگیرد. یعنی دانشجو هم حق مطالبه نهاد دانشگاهی دارد. در خیلی از شهرهای بزرگ دانشگاه وجود دارد، اما در شهرهای کوچک شاید دانشگاه نباشد اما مطالبه دانشجویی وجود دارد. زمانی که این دانشجویان به شهرهای دیگر می روند، مطالبه گری می کنند که چرا نباید ما دانشگاه داشته باشیم. در شهرهای کوچک دانشگاه تأسیس شود، دانشگاه به یک رضایت خاطر نسبی نائل می شود.

البته پرسش به صورت مشخص در مورد حق یا حقوق دانشجویی بود؟

بله دانشجویان دارای حقوق صنفی، سیاسی، آموزشی، فرهنگی و ... هستند. این حقوق در کنار حقوق دیگر شهروندان باید حساب ویژه ای روی آن باز شود و ملاحظات جوانی دانشجو را در نظر گرفت. در دانشگاه دانشجویان منشور دارند که در آن اعلامیه استقلال دانشگاه را مطرح می کنند. دو گونه استقلال وجود دارد؛ یکی استقلال علمی اساتید است و دیگری اینکه دانشجویان دارای انگاره های علمی متمایز هستند، بایستی مورد توجه قرار گیرند.

- چرا حقوق دانشجویی در کشور ما به گونه ای مهجور واقع شده است؟

این مسئله را از دو سو می توان مورد توجه قرار داد؛ به هر حال دانشجو یک انسان است و از آزادی بیان، آزادی اندیشه، قلم و ... برخوردار است. دیگر اینکه دانشجو حق مشارکت سیاسی هم دارد و از طرفی خود دانشجو هم تشکیل دهنده گروه های سیاسی، فکری، صنفی و فرهنگی هستند. در هر جامعه ای این حق ها مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به اینکه استعدادهای متفاوتی که در دانشجویان وجود دارد، نیروهای جنبشی قوی ظهور می کند، باید حرکت این نیروهای جنبشی را تقویت کرد که البته لازمه اش وجود تعالیم حقوق بشری است که دانشجویان را به صورت ویژه شامل می شود. به همین دلیل است که انجمن های دانشجویی به وجود می آید و دانشجویان دارای تجمع، تشکل، ادبیات خاص، نشریات، فصلنامه، روزنامه و ... هستند. در واقع منشوری به نام «منشور حقوق دانشجویی» به صورت مجزا و مستقل ضرورت دارد.

پس در واقع مهجور واقع نشده است؟

اولاً مسئله این است که دانشجویان به صورت هیجانی فعالیت می کنند. ثانیاً نوگرایی در دانشجویان بیشتر از سنت گراها است. ثالثاً دانشجویان هم برای خود شخصیت حقوقی دارند. و این غرورآفرین خواهد بود برای اینکه به نام دانشجو در صحنه جامعه متبلور خواهد شد.

مهم ترین موانع دانشجویان در دسترسی به این حقوق را در چه چیزی ارزیابی می کنید؟

این مسئله بستگی به جامعه دارد. در اینجا ناگزیر از نگرش جامعه شناختی هستیم. از نظر حقوقی، امر آموزش عالی اصلی ترین حقوق دانشجویان محسوب می شود. سهم مشارکت سیاسی، اقتصادی، صنفی و ... برای رسیدن به یک استقلال است. دانشجویان با گرایش های مختلف و متکثر فکری و سیاسی از حق تأسیس تشکل های اسلامی و دانشجویی و اتحادیه های دانشجویی برخوردارند. دانشجو می تواند به عنوان هیئت موسس به هیئت نظارت در خواست دهند و فعالیت خود را از سر بگیرند. تشکل ها در قانون هم آمده است و به عنوان یک حق شناخته شده است. اصول 26 و 27 قانون اساسی در مورد تشکیل احزاب و گروه های سیاسی تأکید دارد. حق تشکیل حزب عام است، اما با توجه به احساسات جوان ها این تشکیلات حزبی و سیاسی، فضای فکری خاصی ایجاد می کند که این فضای فکری خاص مطالبات مرتبط با جنبش دانشجویی را تضمین می کند. این نکته هم بسیار مهم است؛ بحث کار دانشجویان (استقلال از خانواده خود) فضای امیدوارانه ای را برای آنها ایجاد می کند.

چرا این حق و حقوق در دانشگاه ها به صورت عملی تکوین پیدا نکرده است؟

 دانشجویان از حق تشکیل تشکل، انجمن و ترتیب دادن تجمعات برخوردار هستند. برخی بندهای قانون اساسی در این مورد نادیده گرفته شده است. این مسئله اهمیت دارد که به آن دوباره اشاره کنم که دانشجو از احساس و تکثر فکری برخوردار است. ناگزیر هستیم که آمادگی پذیرش این ویژگی ها را داشته باشیم. نهادها باید مطالبات دانشجویی را بر اساس سن و آگاهی آنها بپذیرند.

 با توجه به این شرایط آیا می توان به استقلال حقوق دانشجویی امیدوار بود؟

از یک سو زمینه تحول اجتماعی مطرح است؛ یعنی جامعه باید متحول شود. تحول اجتماعی لوازمش را همراه خود می آورد. در ادامه، امور احتیاج به برنامه ریزی دارد. دولت باید تدبیری آموزشی اتخاذ کند. بنابراین دولت ساماندهی می کند و همین می تواند زمینه ساز شود. همین منشوری که نوشته شده، درجاتی در آن گنجانده شده است که خودش زمینه ارشادی پیدا می کند.

پس می توان امیدوار بود؟

بله زمینه اجتماعی پیدا می کند. تمامی مطالبات دانشجویان که در صنف های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ... فعال هستند به هیچ عنوان نمی شود آنها را نادیده گرفت. باید بگویم که یک حالت اختصاصی پیدا کرده است. دولت دست اندرکار این شرایط است و این موجب می شود که خود به خود این فضا ایجاد شود. خود دانشجویان هم این تأثیر را دارند. بنابراین می خواهم بگویم که این حق ها ذیل حقوق شهروندی است، می تواند انتظام بخش رابطه حکومت و مردم نیز باشد. در ضمن به این نکته هم باید اشاره کرد که دانشجو در این زمینه باید ابتکار عمل داشته باشد.