حسین انصاری راد درگفت‌وگو با «نوآوران » مطرح کرد:

تندروها گزینه‌ای به جز روحانی معرفی می‌کنند

فساد اقتصادی در دولت احمدی‌نژاد محدود به چند نفر نیست. دولت احمدی‌نژاد باید پاسخگو باشد که با پول بیت‌المال در هشت سال گذشته چگونه رفتار شده و چرا درصد رشد کشور به حدود منفی شش درصد رسیده است این آغاز بحث با حسین انصاری راد نماینده مجلس ششم است .او می گوید پرونده مرتضوی مفصل و طولانی است که باید عادلانه رسیدگی شود

  1. ۲ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
تندروها گزینه‌ای به جز روحانی معرفی می‌کنند
نوآوران -

  آیا دوقطبی یا دوگانه سازی از انتخابات ریاست جمهوری سال آینده به صلاح کشور است ؟

در کشوری که آرای عمومی حکومت می کند و پایه مشروعیت نظام، قانون اساسی آرای عمومی است همان‌طور که در کشور ما چنین است. قانون اساسی ایران توسط خبرگانی تصویب شده است که به نمایندگی مردم و از طرف مردم و با گرفتن مشروعیت از طرف مردم آن را تصیوب کردند، در قانون اساسی مبنای مشروعیت همه سمت‌ها حتی ولی فقیه آرای عمومی و انتخابات آزاد است. در عرصه جامعه مجلس، رئیس جمهور، حتی ولی فقیه با واسطه، توسط مردم انجام می شود. در مجموع این که انتخابات آینده دو قطبی باشد امری طبیعی است و در یک انتخابات باید طیف های مختلف درگیر باشند و هر کدام از طیف ها کاندیدای مورد نظر خود را معرفی کنند، در شرایط اختلاف نظر و تضارب آراست که شخص مورد تایید و وثوق مردم معلوم می شود، لازمه اختلاف به وجود آمدن قطب ها و طیف‌های مختلف است. اکنون کشور ما در وضعیتی است که دو جناح بر عرصه سیاسی جامعه تسلط دارند، و همه مردم جامعه این دو جناح را از مهمترین و تاثیرگذارترین جناح ها می دانند، و تقریبا می توان گفت سرنوشت انتخابات در دست این دو جناح است، این دو جناح از یک سو اصولگرایان و از سوی دیگر اصلاح طلبان هستند. هر کدام از این طیف ها اندیشه های خاص خود را دارند و این مرم هستند که از بین این دو سیاست و مدیریت یکی را سنجیده گزین خواهند کرد. ممکن است اصلاح‌طلبان با یکدیگر در شیوه‌ها، ‌راهبردها و سلائق اختلافاتی داشته باشند ولی به این رسیده‌اند که با یکدیگر متحد باشند و اختلافات را کنار بگذارند و یکسره در جهت اجرای قانون اساسی، آزادی انتخابات و تشکیل مجلسی که نماینده همه ملت باشد، حرکت کنند. من به شدت دوست دارم و مایل هستم که اصولگرایان نیز متحد شوند و در یک حزب واحد در انتخاباتی آزاد شرکت کنند و ایده‌ها، آرمان‌ها و اهداف خود را به ملت ارائه کنند و اگر موفق از صندوق‌های رای بیرون بیایند، من اولین کس خواهم بود که به آنها تبریک خواهم گرفت و درخدمت‌شان خواهم بود.

           آیا واکنش و مواضع اصولگرایان معتدل رسیدن به اجماع بر سر روحانی است؟

اینکه اجماع کنند یا نکنند را نمی دانم، اما در شرایط فعلی جناح اصولگرا به‌خصوص خردمندان و معتدلان آنها که در بین آنان، انسان‌های متعهد و پایبند به مصالح کشور وجود دارد، اما به نظر نمی رسد که کاندیدایی در مجموع در بیان آنها باشد، که بتواند با روحانی رقابت کند و آرای چشم گیری را به دست بیاورد. اما یک عده از اصولگرایان که تعداد آنها کم نیست، ترجیح می دهند که به آقای روحانی بسنده کنند. البته نباید فراموش شود که حسن روحانی صرف یک اصلاح طلب نیست، بلکه آرا و عقاید ایشان تا حدودی نیز به جناح و اندیشه اصولگرایی متمایل است. در مجموع شخصیتی معتدل که درست در مرز بین اصولگرایی و اصلاح طلبی در حرکت است. مواضع حسن روحانی واقع‌بینانه، دقیق، محکم، استوار و پایبند به اصول اخلاق و ادب و نزاکتی بود که در بسیاری از اشخاص کمتر دیده می‌شود.

دفاع روحانی از مصالح ملی، توضیح کافی و دقیق درباره مسأله هسته‌ای و نیز توضیح درباره مسأله رابطه ایران با جهان و همچنین با لحن دقیق، ملایم و منطقی به پرسش‌ها و ابهامات مطروحه پاسخ می دهد. روحانی درخلال این مدت تعهد خود را به وعده‌های خود اعلام کرد و نشان داد که مصمم است مسائل و مشکلات کشور و مردم را حل و فصل کند.

           با توجه به گفته های شما آیا طیف های دیگری هستند که نسبت به این دو جناح مواضع جداگانه ای داشته باشند و بخواهند وارد کارزار انتخابات شوند ؟

بله، من به این طیف تندروهای اصولگرا می گویم. البته نه تنها من بلکه به اصولگرایان تندرو معروف و مشهور هستند. منظور بنده از اصولگرایان تندرو نیز کسانی هستند، که مواضع دولت را به شدت می کوبند و تمام دست آوردهای سیاسی، اقتصادی و ... را نادیده می‌گیرند. مواضع و رفتارهای این طیف از روزی که روحانی در راس قوه مجریه قرار گرفت تا کنون تند و مخالف دیگر جناح ها بوده است. از جریان انتخابات ریاست جمهوری روحانی گرفته تا واقعه برجام، تا جریان انتخابات نمایندگان مجلس و ... این طیف مواضع شتابزده و شدیدی نسبت به برجام و مذاکرات و همچنین به تمام سیاست های دولت داشته و دارد. و هر لحظه به دنبال سنگ اندازی و تنگ کردن عرصه بر دولت و کابینه دولت هستند تا بتوانند با تخریب چهره دولت از آرای او در انتخابات ریاست جمهوری آینده بکاهند. این طیف تندرو باید عملکرد خود را در 12 سال گذشته مورد بررسی قرار دهند. باید آنها به نوع رفتارشان با دولت، با برجام، رابطه با مردم و جهان فکر کنند.  اینها افراد خاصی هستند که نمی‌توان آنها را اصولگرای واقعی دانست. آنها باید در رفتار و سیاست‌هایشان تجدید نظر کنند و جای خود را در بین جامعه باز کنند. باید به این طیف گفت که یکی از بهترین خبرهایی که همه ملت ایران را شاد کرد و بار سنگینی را از دوش ملت برداشت مساله برجام و حل پرونده هسته ای ایران بود. خوشبختانه با این توافق بخشی از تحریم ها رفع شد و احتمالاتی که پیرامون وقوع جنگ وجود داشت از سر ایران برداشته شد. در نهایت معتقدم که توافق یک خبر خوش و میمون برای ملت ایران بود. دولت حسن روحانی طی سه سال گذشته توانسته تا اندازه ای نظر هر دو جریان سیاسی کشور را جذب کند. از اصلاح‌طلبان تا اصولگرایان. در مجموع باید عرض کنم این طیف تندرو حتما گزینه ای برای کاندیداتوری در انتخابات 96 خواهند داشت.

           آقای کرباسچی در گفت وگو با ایسنا گفته اند که «کسی که در مجموع این آمادگی را داشته باشد که بتواند دور جدید ریاست جمهوری را اداره کند نداریم.» نظر شما در این باره چیست؟

در شرایط فعلی و با توجه به فیلتر های شورای نگهبان و رد‌صلاحیت هایی گسترده ای که در جریان انتخابات گذشته صورت گرفت، نمی توان گزینه دیگری غیر از روحانی را متصور بود. چه بسا اگر در یک نگاه واقع بینانه و سیاسی نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که در حال حاضر کسی آشناتر، قوی تر و مسلط تر از آقای روحانی به مسائل مختلف کشور متصور نیست. جایگاه برخی رقیبان که قبلا هم در عرصه انتخابات رقیب روحانی بودند روشن است و دیدیم که نتوانستند افکار عمومی را به خود جلب کنند . در واقعیت نزد افکار عمومی ثابت شده است. اما در مجموع به نظر من کارنامه آقای روحانی خیلی روشن است؛ منهای اینکه به همه اهدافش رسیده یا خیر. چون نمی‌توان ادعا کرد کسی در طول دوران مسوولیتش به همه اهداف خود رسیده باشد. بنابراین کسی که بتواند از مشروعیت مقامات عالی برخوردار و رضایت بزرگان کشور را جلب کند نداریم و روحانی در این شرایط بهترین گزینه است.

           چرا بسیاری از نیروها و جریانات سیاسی آمدن احمدی نژاد را به صلاح کشور نمی دانند؟

هنوز ابهام‌ها درباره پرونده‌های باقی‌مانده از دولت احمدی‌نژاد باقی مانده که پاسخ مناسبی درباره آنها به افکار عمومی داده نشده است. به نظر من آقای احمدی‌نژاد در مرحله اول باید پاسخگوی نحوه هزینه کردن۷۵۰ میلیارد دلار درآمد نفتی باشد که در دولت وی انجام شده است. باید در این زمینه اهتمام جدی شودتا تمام مسائل پشت پرده دولت احمدی‌نژاد برای افکار عمومی روشن شود. برای بنده هنوز این سوال مطرح است که حامیان احمدی‌نژاد با آن سابقه غیرقابل دفاع با چه رویی بازگشت به قدرت را مطرح می‌کنند؟ به نظر من احمدی‌نژاد یک مهره سوخته است که در صورت ورود به انتخابات ریاست‌جمهوری از هیچ شانسی برای پیروزی برخوردار نیست و مردم از وی حمایت کافی نخواهند کرد. احمدی‌نژاد کشور را شخم زد.او بازی را شروع کرد که به ضرر خودش، به ضرر ملت، به ضرر جمهوری اسلامی و به ضرر مملکت بود. ایشان حسابش جداست و پرونده‌هایی هم دارد که باید به این پرونده‌ها رسیدگی شود، از این رو بنده برای ایشان شانسی برای ورود به انتخابات قائل نیستم. در کشورهایی که برای مجموعه مدیریتی کشور حساب و کتابی قائلند و مراکزی برای نظارت، بررسی، محاسبه و بازپرسی وجود دارد، همیشه سران قوا و بالاخص مسوولان قوه مجریه مورد نظارت قرار می‌گیرند و باید آنها نسبت به رفتارها و بالاخص اعمال اقتصادی‌شان پاسخگو باشند.در قانون اساسی اصولی وجود دارد که صریحا می‌گوید قوه مجریه باید تمامی دریافتی‌ها و هزینه‌هایش مطابق با مصوبات مجلس باشد و بنابراین ارگانی که بر دخل و خرج و دریافتی‌های قوه مجریه نظارت دارد و حدود هزینه‌ها را تصویب می‌کند، مجلس است. مجلس باید نه تنها این خواسته آقای احمدی‌نژاد را مورد بررسی قرار دهد بلکه باید تمام دریافت‌های دولت قبل را مورد بررسی قرار دهد و عملکرد هشت ساله دولت ایشان را به نمایش گذارد و به مردم نشان دهد و مردم نیز توانایی طرح این سوال را داشته باشند که چگونه هزینه‌های بیت‌المال صورت گرفته است؟ دیوان محاسبات مجلس درباره دریافت‌ها و هزینه‌های دولت احمدی‌نژاد در سال 84 گزارشی داد که دولت نهم در سال اولش، دو هزار تخلف داشته که این تخلفات تا سال پایانی دولت احمدی‌نژاد ادامه داشت.

رییس دولت های نهم  و دهم باید در همه حوزه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، دانشگاهی و بالاخص حوزه اقتصادی پاسخگو باشد و مشخص شود 63 هزار میلیارد تومان نقدینگی در کشور که به 500 هزار میلیارد تومان رسید این پول‌ها کجا رفته و معوقات بانکی در اختیار چه کسانی است؟

فساد اقتصادی در دولت احمدی‌نژاد محدود به چند نفر نیست دولت احمدی‌نژاد باید پاسخگو باشد که با پول بیت‌المال در هشت سال گذشته چگونه رفتار شده و چرا درصد رشد کشور به حدود منفی شش درصد رسیده است. متاسفانه با دولت احمدی‌نژاد بیش از حد انتظار مدارا صورت گرفته است من این جمله را در چند جای دیگر گفته ام آقای باهنر در مصاحبه‌ای بیان کرد رئیس جمهوری نمی‌گفت من قانون را اجرا نمی‌کنم که آقای احمدی‌نژاد آن را بیان کرد و برای اولین بار در دولت احمدی‌نژاد رئیس جمهور بیان کرد من قانون را اجرا نمی‌کنم و یا آقای مطهری می‌گوید شاهکار دولت سابق تخلف و نقض قانون بود. این در حالی است که احمدی‌نژاد به عنوان رئیس جمهور قسم یاد کرده که قانون را اجرا کند و این عدم اجرای قانون یک بی‌قانونی است.

           طبق گفته های دادگاه سعید مرتضوی در جریانات 88 که مقام معظم رهبری اعلام کردند یک ضربه به نظام بوده ، محکوم و اعتراضات ایشان در مورد تخلفاتی که در سازمان تامین اجتماعی انجام داده است نیز رد شده است، مرتضوی به‌خاطر جریانات کهریزک از مردم عذر خواهی کردند نظر شما در این باره چیست؟

آقای مرتضوی پرونده ای بسیار مفصل و طولانی دارد که بدتر و سنگین تر از پرونده تخلفات محمود احمدی نژاد است. و باید قوه قضائیه با صراحت تمام پر.نده آن را بررسی و حکمی قطعی در این باره صادر کند. بنده به مجلس پیشنهاد کردم که تحقیق و تفحصی در مورد پرونده مرتضوی انجام بدهند، چون پرونده سعید مرتضوی بسیار مفصل است و به این راحتی ها تمام شدنی نیست، خود من در مجلس ششم درگیری های زیادی با مرتضوی داشتم که اینجا جای گفتن آن اختلافات و درگیری ها نیست. ایشان پرونده ها زیادی در زمینه مطبوعات و تامین اجتماعی و کهریزک دارد، که باید بررسی شود. حال که عذرخواهی کرده است این حق شاکیان خصوصی ایشان است که آیا قصد بخشش دارند یا قصاص. 

نوشتارهای مرتبط

تازه های سیاست داخلی