سرمقاله مدیرمسوول

احمدى‌نژاد محبوب – احمدى‌نژاد مغضوب

  1. ۲ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
شهر بدون روزنامه
نوآوران -

سرمقاله – فیروز نعیم محبوبى

حتى اگر فرض را بر تأیید و صحت خبر منتشره در یکى از رسانه هاى محافظه کاران بگیریم که بر مبناى آن محمود احمدى نژاد رئیس جمهورى سابق، در جریان ملاقات با مقامات عالیه کشور از حضور در رقابت هاى انتخابات ریاست جمهورى دوازدهم در اردیبهشت سال آینده و به مثابه یک نامزد نهى شده است، به عنوان جریان اصلاح طلب نمى توانیم از آن خرسند باشیم. این که هر یک از جریانات سیاسى چه نام هایى بر خود گذاشته اند یا به چه عنوان هایى – حتى از سوى رقیبان خود – شهرت یافته اند، در این مبحث کوچک ترین اهمیتى ندارد. مهم ترین شاخص براى « اصول گرا » شناخته شدن یک فرد یا یک جریان سیاسى، اولاً پاى بندى بى قید و شرط بر « اصول » خود است و ثانیاً آمادگى تمام عیار براى پرداختن هر نوع و مقدار هزینه بابت پیروى از آن اصول، به حساب مى آید. 

    با این حساب، اصلاح طلبان به مثابه یکى از اصول گراترین جریانات سیاسى کشور محسوب مى شوند که در مقاطع گوناگون و از جمله اکنون بابت پاى بندى شان به اصول خود، هزینه هاى کوچک و بزرگ بسیار پرداخته و مى پردازند. اصول، به ما حکم مى کند به مثابه اصلاح طلب واقعى، هرگز از رد صلاحیت هیچ کس از جمله سر سخت ترین و بد رفتارترین رقیبان سیاسى خود در صحنه مراجعه به آراء ملت خشنود نباشیم. اگر محمود احمدى نژاد – یا هر مسؤول سابق دیگرى – در دوران تصدى مدیریتى خود خلافى مرتکب شده باشد، مرجع رسیدگى آن مراجع قضایى ذى صلاح است، وگرنه خط مشى سیاسى و عقیدتى، اساساً نباید مرجعى جز آراى مردم داشته باشد. بر عکس چنین تفکرى که قاعده معمول سیر تفکر اصلاح طلبان است، جریانات سیاسى محافظه کار که نام خود را « اصول گرا » گذاشته اند، قاعدتاً نمى توانند و نباید از « شایعه » رد صلاحیت زود هنگام یار گرمابه و گلستان خود یعنى محمود احمدى نژاد پاى کوبى و شادمانى کنند که به عینه مى بینیم چنین نیست.

    هر کسى که به قانون اساسى و اصل نظام جمهورى اسلامى ایران متعهد و ملزم است، باید بتواند خود را در معرض رأى مردم قرار دهد. اگر در انتخابات پیش رو، مردم به راستى احمدى نژاد را با همه سوابق وى مجدداً بر گزیدند، همه ما باید به احترام این انتخاب بر خیزیم و از همه گونه پشتیبانى از او در صحنه اجراء دریغ نکنیم. حقیقتاً مانند همان انتظارى که اکنون یا در دور دوم ریاست جمهورى حسن روحانى از مخالفان سر سخت و بعضاً کارشکن او داریم. « میزان، رأى ملت است ».

    محمود احمدى نژاد، در میان محافظه کاران و به طور کلى جریان مخالف اصلاحات، جدى ترین و پر رأى ترین رقیب حسن روحانى در انتخابات ریاست جمهورى آتى ست. گر چه نویسنده این نوشتار تردیدى ندارد که در صورت برگزارى یک انتخابات منصفانه و آزاد، احمدى نژاد بختى براى رئیس جمهورى شدن ندارد، اما پاى کوبى و دست افشانى رفقاى سابق و دشمنان کنونى از انتشار شایعه رد صلاحیت وى، جز از اجراى یک سناریوى کامل براى حذف کسانى دیگر از صحنه رقابت به همین شیوه کنونى، خبر نمى دهد. علاوه بر این، احتمالاً شایعه پراکنان در رد صلاحیت احمدى نژاد براى نامزدى در انتخابات ریاست جمهورى آینده، دانسته یا نا دانسته در حال ترسیم تصویرى مظلومانه از دوست قدیمى خود هستند که به این ترتیب با حربه رد صلاحیت از « خدمتگزارى » به مردم محروم شده است. در سال هاى پر تلاطم و غیر قایل پیش بینى پیش روى سیاست و جامعه ایران، اى بسا این مانور « مظلومیت » براى بازگشت مرد مهر ورز سپهر سیاسى ایران به صحنه که به کمک صدها میلیارد دلار نفتى یک طبقه اجتماعى جدید خلق کرد، به کار بیاید. بنابراین، حتى به لحاظ مصالح سیاسى نیز براى اصلاح طلبان بهتر آن است که اگر احمدى نژاد در زمینه اقبال مردمى ادعایى دارد، آن را همین حالا به داورى ملت ایران بگذارد و این مدعا را به آزمون نگذاشته رها نکند. او، نماینده یک جریان اجتماعى در ساختار سیاسى ایران است که اقبال مردمى به مراتب بیشترى از محافظه کاران سنتى دارد و باید بتواند این اقبال را در انتخابات پیش رو نمایندگى کند.

    علاوه بر آینده نگرى، براى محافظه کاران سنتى مسأله مهم این است که احمدى نژاد با اطلاع کامل از ساختار درونى محافظه کاران، آرایش سیاسى و فراکسیون بندى داخلى آنان و میزان اقبال مردمى به آن ها، از هیچ گونه حرکت در چار چوب منویات این جریان استقبال و پیروى نخواهد کرد. بنا بر تجربیات پیشین و شناختى که اکنون همگان از احمدى نژاد دارند، او در انتخابات پیش رو از جریان اصلى محافظه کاران جدا عمل خواهد کرد. بنابراین، جریان راست اکنون بر سر یک دو راهى تعیین کننده ایستاده است: اگر احمدى نژاد کاندیداى ریاست جمهورى بشود، انسجام همین اکنون لرزان و بى ثبات جریان راست را از هم خواهد پاشید و اگر کاندیدا نشود یا از امکان آن محروم گردد، این جریان در میان مردم اقبالى نخواهد داشت. در هر دو حال، در یک انتخابات منصفانه، جناح راست باز هم بازنده اصلى آن خواهد بود.

    براى اصلاح طلبان اما – برنده یا بازنده – در هر حال، میزان رأى ملت است. براى ما، اصلاح طلبى بسى مهم تر و فراتر از به قدرت رسیدن یا در قدرت ماندن این و آن است. تنها با چنگ زدن به این ریسمان است که انقلاب اسلامى مأموریت تاریخى خود را به فرجام رسانده و سکان هدایت کشور در شرایط وحشتناک بین المللى را به ملتى بزرگ خواهد سپرد.

    داستان انتخابات ریاست جمهورى اردیبهشت سال ١٣٩٦ براى اصلاح طلبان این چنین است و جز این نیست.