راهبرد دولت و استراتژی مخالفان روحانی در گفت و گوی «نوآوران» با مصطفی معین

روحانی نه منفعل عمل کند نه تهاجمی باشد

آیت وکیلیان: فعالان سیاسی معتقدند مخالفان دولت، در حال اجرای طرح های مختلف برای تخریب دولت در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال 96 هستند تا به زعم خود از آرای روحانی بکاهند یا در خوشبینانه ترین حالت ممکن او را به عقب برانند. از همان روزهای ابتدایی روی کار آمدن دولت تدبیر و امید سازهای مخالف برای تخریب و شکست دولت کوک شد. مخالفان دولت و جریان تندرو که در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 92 شکست خوردند از همان زمان برای زمین زدن دولت اعتدال و مهمتر از آن یک دوره‌ای کردن روحانی دست از تلاش برنداشتند.

  1. ۲ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
روحانی نه منفعل عمل کند نه تهاجمی باشد
نوآوران -

سه سال و اندی از آغاز به کار دولت روحانی می‌گذرد و دولت در این مدت با مشکلات زیادی روبه رو بوده است. اما در همین راه توانسته موفقیت‌های بسیاری از جمله عملی کردن وعده حل پرونده‌ای هسته‌ای و تک رقمی کردن نرخ تورم را به دست بیاورد. اما تازه ترین موج انتقادها از دولت به انتشار فیش های حقوقی نجومی مربوط می شود و منتقدان معتقدند دولت در این زمینه عملکرد ضعیفی داشته است و با انتشار فیش های حقوقی و ارتباط دادن آنها به دولت به نوعی می‌خواهند دولت را در اذهان عمومی بی تدبیر نشان دهند. طرحی که به گفته «مصطفی معین» با ارائه راهبردی معقول از سوی دولت و حامیان آن بی نتیجه خواهد ماند. با دکتر مصطفی معین کاندیدای اصلاح طلبان در انتخابات 84 و وزیر علوم دولت اصلاحات مسائل دولت و استراتژ های مخالفان را مورد بررسی قرار داده ایم. گپ و گفت زیر حاصل صحبت های ما با این چهره سرشناس صلاح طلب است که از نظر می گذرد.

   شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان در وضعیت کنونی تغییراتی را به خود دیده است، این تغییرات را چگونه و در چه راستایی ارزیابی می کنید؟

عملکرد این شورا را به طور متوسط مثبت ارزیابی می کنم، نتایج بدست آمده در انتخابات مجلس این قضیه را به اثبات رساند. طبیعی است که شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه یکسان نمی ماند و دائم در حال تغییر است. این نکته را هم باید اشاره کنم که متناسب با گذشته سیاسی خود شورا، می توان شاهد تغییر در این شورا بود و این تغییر در هر صورت ضروری به نظر می رسد. با توجه به اینکه انتخابات ریاست جمهوری سال آینده در پیش است، به تناسب آن هم تغییراتی را در بدنه خود اعمال خواهد کرد.

فکر می کنید تأثیرگذاری این شورا بر انتخابات سال آینده به چه صورتی خواهد بود؟

دو نوع رویکرد می توان در نظر گرفت: یکی در ارتباط با وجه درونی است که از حداکثر جامعیت و انسجام و از یک ساختار دموکراتیک برخوردار باشد که همه شخصیت های سیاسی حقیقی و حقوقی که در آنجا حضور دارند، احساس کنند که تأثیرگذار هستند و برآیند آن هم یک برآیند قوی و واقع بینانه باشد. امید است که در این اصلاح ساختار این امر به وقوع بپیوندد. رویکرد بیرونی اش به سمت آگاهی های مردم در ارتباط با مسائل کشور، شرایط اقتصادی، حتی شرایط منطقه ای و جهانی باشد. بنابراین اطلاع رسانی و ارائه تحلیل در مورد شرایط و در عین حال ایجاد امید در مردم برای حضور جدی تر مردم باید مد نظر قرار گیرد. در عین حال شورای سیاست گذاری باید ارتباط خود را با طبقه نخبگان کشور حفظ کند که بتواند دیدگاه های خود را مورد نقد و در نهایت انتقال دهد. در این شرایط است که می توان به حداکثر آمادگی در آستانه انتخابات سال آینده رسید.

در این روزها و هفته های اخیر شاهد این سناریو (عبور از روحانی) از سوی مخالفان دولت هستیم؛ این سناریو اگرچه از سوی مخالفان دولت صورت می گیرد، تا چه اندازه می تواند برای اردوگاه اصلاح طلبی مهم باشد که به سادگی از کنار آن عبور نکنند؟ تجربه نشان داده که طرح شعارهای پوپولیستی می تواند در ذهن و زبان مردم جا خوش کند، ایجاد آمادگی از سوی تحول خواهان نسبت به این بحران آفرینی ها تا چه اندازه حائز اهمیت است؟

مسئله جدی است؛ در گذشته چنین تجاربی وجود داشته است. در دولت دوم اصلاحات برخی از افراطیون همین مشی را اتخاذ می کردند و دوباره این امکان وجود دارد که این مسئله در جامعه تداعی شود. طرح عبور از روحانی در واقع اتهامی است که محافل تندرو به اصلاح طلبان نسبت می دهند. این خطر وجود دارد که افکار عمومی اطلاع درستی از اخبار و مسائل روز سیاسی نداشته باشند و این مسئله می تواند طبعات منفی را به بار آورد. دولت روحانی و شخص روحانی باید این مسئله را جدی بگیرند و با یک تعامل سازنده باید زمینه تشکیل دولتی قوی تر و منسجم تر از دولت اول را فراهم کرد. اتفاقاً دولت مصمم است که درصدی از کارهای عقب افتاده و تحقق نیافته را در دور دوم جبران کند. مهم تر از همه اینکه دولت باید عدم موفقیت خود در برخی از زمینه ها، خصوصاً عرصه داخلی را به مردم گزارش کند و برای آنها توضیح دهند که چه اتفاقی افتاد و موانع دولت در عملی نشدن این راهبردها چه بود. این توضیح باید داده شود که ارتباط تنگاتنگی بین ثبات سیاسی و توسعه اقتصادی وجود دارد. به عنوان مثال برجام زمانی تحقق پیدا خواهد کرد که ما در داخل کشور ثبات داشته باشیم. این مسئله می تواند امید را در جامعه زنده نگه دارد و مردم ثبات سیاسی را احساس کنند. بنابراین مسئله دوجانبه است؛ هم از طرف اصلاح طلبان و حامیان دولت و هم از طرف خود دولت این امر باید صورت واقعی به خود گیرد.

این نقد همچنان بر دولت ساری و جاری است که نتوانسته هم در حوزه رسانه ای موفق عمل کند و هم پاسخی شایسته براساس مناسبات سیاسی ما در عرصه جهانی به مردم دهد؟ نظر شما در این مورد چیست؟ آیا دولت از نیروهای آوانگارد و آفندی تندرو حساب می برد؟

دلائل مختلفی در این مورد مدخلیت دارد؛ یکی ساختار و بافت دولت است، که اگر منسجم تر باشد، وزراء انگیزه بیشتر و همگرایی بهتری برای ادامه کار خواهند داشت. مورد دوم خود شخص رئیس جمهور است که در واقع مصمم باشد که وعده های داده شده تحقق می یابد و در هر مرحله در صورت عدم تحقق این وعده ها به مردم توضیح دهد. بنابراین من به نوبه خودم ضعف دولت را قبول دارم. این ضعف هم در ارتباط با توده مردم، دانشگاهیان، نخبگان و ... است. به نظرم ما نمی توانیم پوپولیستی یا عوام زده عمل کنیم. سفرهای استانی نمی تواند کافی باشد، باید از طرق های مختلف به مردم آگاهی داد و وعده های عملی نشده که با سرخوردگی عمومی همراه بوده را بتوان جبران کرد. گزارش کار باید به صورت اساسی در دستور کار دولت قرار گیرد. این حق رئیس جمهور است که در هر شرایطی به مردم پاسخ دهد. دولت باید از تمامی مجاری و شبکه های جدید نقطه نظرات خود را به مردم دیکته کند. چون این فرصت ها زودگذر است، باید اقدامات را سرعت بخشید، اگر دولت از تحولات جدید عقب بیفتد، دیگر فرصت پاسخگویی به مردم را نخواهد داشت. رویه دولت باید نه انفعالی باشد نه تهاجمی.

فارغ از همه هیاهوهای سیاسی و تحلیل های بافته و ساخته شده از وضعیت کنونی، حمایت از روحانی در انتخابات سال آینده را از سر اضطرار و استیصال می دانید یا مبتنی بر عقل گرایی و دستاوردهای دولت مستقر؟

من انتخاب روحانی را واقع بینانه و براساس آگاهی ارزیابی می کنم؛ زمانی که شرایط رقابت سیاسی در کشور فراهم نیست، چه در انتخابات ریاست جمهوری و چه انتخابات مجلس و از سوی دیگر نظارت نظارت استصوابی است، بنابراین شرایط همانگونه که اشاره کردید یک شرایط اضطراری است و این یک واقعیت است. اما در همین شرایط زمانی که کاندیداها را باهم مقایسه می کنید و معیارهای انتخاب را مورد امعان نظر قرار می دهید، آقای روحانی گزینه مناسب تری است. این انتخاب را براساس شرایط کشور و وضعیت سیاسی حاکم بر کشور می تواند انتخابی آگاهانه و عقلایی باشد. اسم این شرایط را یک حرکت واقع گرا و مبتنی بر معیارهای موفقیت می گذارم.

نظر شما در مورد عملکرد آقای روحانی از بعد مناسبات داخلی چیست؟

به نظرم سامان دادن به شرایط داخلی و مسائل سیاسی و اجتماعی چه در دانشگاه ها، رسانه، احزاب و مسئله ای مانند حصر، چه در بعد اجتماعی؛ با توجه به سیل آسیب های اجتماعی که فراگیر شده و دامنگیر بسیاری از خانواده ها شده، معتقدم که حل و فصل مسائل داخلی حتی مشکل تر از مسائل خارجی است. علیرغم اینکه امنیت ملی ما در معرض خطر قرار گرفته بود و احتمال جنگ جدی بود. با توجه به چندین مصوبه شورای عالی امنیت ملی سازمان ملل بحث جنگ جدی بود. سامان دادن و رفع این بحران خود کار سترگی بود. در هر صورت ما این مراحل را پشت سر گذاشتیم و در شرایط کنونی در وضعیت پسابرجام قرار داریم. در ارتباط با مسائل داخلی دولت به طور نسبی نتوانسته موفق باشد. اما همین شرایط را هم نمی توان با عملکرد دولت گذشته یکسان دانست. به دلیل اینکه دولت گذشته خود منشأ بحران بود. دولت روحانی یک زمین سوخته را از دولت گذشته تحویل گرفت. حتی اگر کارشکنی هم از سوی مخالفان دولت در کار نبود، باز هم سامان دادن این امور کار بسیار مشکلی بوده و هست. این دولت به صورت روزمره دچار بحران می شود.

چه تفسیری از دولت کنونی به لحاظ متد، روش و سازوکارهای مختلف دارید، برآورد شما از دولتمداری روحانی در مقایسه با دولت اصلاحات چیست؟

در اینجا کار مقایسه سخت است؛ به این دلیل که آقای خاتمی قدرت را از دولت سازندگی گرفت که در ارتباط با زیرساخت های کشور سرمایه گذاری جدی صورت گرفته بود، اما آقای روحانی دولت را از پدیده هزاره سوم تحویل گرفت که در همه ابعاد کشور را متضرر کرده بود. شرایط این دولت به مراتب سخت تر از شرایطی بود که دولت اصلاحات در آن قرار داشت، اما به لحاظ آگاهی های سیاسی و البته احساس خطر می تواند تکرار شود در انتخابات ریاست جمهوری، از این نظر می توان برای انتخابات بعدی احساس بهتری داشت. خود مسئله احساس خطر نقش جدی در حضور باشکوه مردم در انتخابات مجلس اخیر داشت. زمانی که با شما به دلیل آگاهی و اختیار گزینه های اصلح وارد انتخابات می شوید و گاهی ممکن است که شما به دلیل اینکه وضع از این بدتر نشود به صحنه می آیید، سایه گزینه دوم همچنان وجود دارد.

در دنباله این مباحث می توان این نتیجه را گرفت که امروزه نیروهای آفندی تندرو نسبت به گذشته تشکیلاتی تر عمل می کنند و این مسئله کار را برای دولت دشوار کرده است، نظر شما چیست؟

بیشتر از اینکه از لحاظ تشکیلاتی قوی شده اند، فکر می کنم که به لحاظ مالی تقویت شده اند. یعنی دولت کنونی با خزانه خالی تشکیل شده است و مدیون بانک ها و موسسات مختلف شده و از آن سو صدها میلیارد دلار گم شده است. کجا رفته؟ بخشی ممکن است که در اختیار گروه های سرگردان باشد یا دزدیده شده در خزانه مردم باشد برای کارهای سیاسی و سناریوهایی که برای آینده در نظر دارند و این جدی است. از آن طرف اختلاس هایی که در موسسات و نهادهای مختلف در دولت گذشته رخ داده، خود این مسائل می تواند و توانسته که آگاهی مردم را بالا ببرد و هم دولت می تواند با روشنگری فسادهای نجومی دولت گذشته را ریشه یابی کند و به مردم اطلاع دهد. این کار برای دولت یک فرصت بزرگ است و باید از آن استفاده کند.

اردوگاه فعلی اصول گرایان را چگونه تحلیل می کنید؛ فکر می کنید که همچنان پروسه عدم اجماع گریبان آنها را رها نخواهد کرد؟ از سوی دیگر فکر می کنید با امتناعی که این اردوگاه از افشاسازی گزینه خود در انتخابات آینده دارد، می تواند معادلات را به سود خود تمام کند؟

سوال شما به نوعی پاسخ هم بود؛ به نوعی استفهام انکاری بود. معتقدم که نه این امکان برای اصول گرایان وجود ندارد که معادلات را به سود خود تمام کنند. زمانی که روشی به کار بگیرید که اخلاقی نباشد و رقابتی که با رقیب داشته باشید، محتوایی ناعادلانه داشته باشد، نمی توانید انسجام و اجماع را به دست آورید. از سوی دیگر اصلاح طلبان دستی در کانون های قدرت نداشته اند و در موضع دفاعی بوده اند. البته جریان عقل گرای اصول گرا حساب خود را از تندروها جدا کردند و این رویکرد برای آنها یک موفقیت بزرگ است. این گروه می تواند با اتخاذ مواضع نزدیک با اصلاح طلبان منافع ملی را تقویت کنند.