فاطمی راکعی در گفتگو با نوآروان مطرح کرد:

احمدی نژاد در حد رقابت با روحانی نبود

گروه سیاسی- محمود احمدی نژاد رئیس جمهور "حرف" است. نقطه ی قوّت آقای رئیس جمهور عکس جلوه دادن حقایق است. به گفته منتقدان از آنجا که نه کم گوست و نه گزیده گو، سخنرانی‌های او بسیار پُر حاشیه است. خطاهای کلامی و عملی رئیس جمهور به حدی زیاد است که تمام شخصیتش را تحت الشعاع قرار داده است. فاطمه راکعی معتقد است که «احمدی نژاد با روحیه ای گستاخانه چگونه به خودش اجازه داده است که با عقبه سیاه و عملکرد منفی که در طول 8 سال داشت، باز درپی آن باشد که خودش را مطرح کند.

  1. ۲ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
راکعی
نوآوران -

در دوران 8 سال ریاست ایشان ، بیت المال مورد چپاول معتمدین و همفکران اش قرار گرفت و دیدیم که اکثر نزدیکان ایشان محاکمه شدند و یا در زندان به سر می برند». با خروج احمدی نژاد از گردونه انتخابات، انتخابات 96را چگونه ارزیابی می کنید، آیا اصولگرایان، گزینه ای دیگری برای رقابت با روحانی معرفی می کنند؟

پرواضح است که اصلاح طلبانبه این اجماع رسیده اند که بهترین گزینه برای انتخابات 96 کسی به جز حسن روحانی نیست. اگر اصولگرایان گزینه ای دیگر دارند چرا معرفی نمی کنند؟

- برخی اصولگرایان گفته اند که پیش از این هم اصولگرایان از احمدی نژاد به عنوان نامزد انتخاباتی 96 تکیه نکرده و از وی حمایت نمی کردند. و مدعی هستند که در طی جلسات آینده، گزینه احتمالی خود را معرفی خواهیم کرد و مطمئنا در انتخابات به عنوان رقیب حضور خواهد داشت، نظر شما در مورد این اظهار نظرها چیست؟

به نظر من اگر گزینه ای داشته باشند تا حالا معرفی می کردند، احمدی نژاد نیز در حدی نبود که با روحانی رقابت کند، ولی احمدی نژاد به خودش اجازه داده بود با آنهمه سابقه تاریک وارد انتخابات شود که تذکر رهبری را به همراه داشت، اما به نظر مناصولگرایان گزینه ای ندارند که بتواند در برهه کنونی با روحانی رقابت کنند.احمدی نژاد با روحیه ای گستاخانه چگونه به خودش اجازه داده است که با عقبه سیاه و عملکرد منفی که در طول 8 سال داشت، باز درپی آن باشد که خودش را مطرح کند. در دوران 8 سال ریاست ایشان ، بیت المال مورد چپاول معتمدین و همفکران اش قرار گرفت و دیدیم که اکثر نزدیکان ایشان محاکمه شدند و یا در زندان به سر می برند. بیت المال که جزء حقوق اساسی و حقوق مهم یک ملت است و به نظر من محمود احمدی نژاد هنوز به مردم پاسخی مبسوط و کامل که برای ملت ایران قانع کننده باشد ارائه نکرده اند. البته مقصر این وضعیت را کم کاری نهادهای متولی از جمله نهادهای قضائی می بایست احمدی نژاد و همفکرانشان را در جلسات علنی در دادگاه محاکمه می کردند که نکردند. ولی باز جسارت احمدی نزاد در تبلیغات و شهر گردی هایی که انجام می داد برای شرکت در انتخابات 96 قابل تامل است. اما بنده نفی احمدی نژاد در انتخابات آینده از سوی رهبری را به فال نیک می گیرم چرا که باعث شده است که اصولگرایانی که حتی از احمدی نژاد دفاع می کردند از وی فاصله بگیرند. البته اصولگرایان معتدل از دور دوم ریاست جمهوری دولت دهم، از احمدی نژاد فاصله گرفتند و باعث شد که بیش از پیش به سمت روحانی گرایش پیدا کنند. و این یک تاکتیک خوبی است که در واقع روحانی را شامل یک حمایت ملی خواهد کرد. بنابراین میتوان امیدوار بود که آن مانع تراشی ها و سد هایی که بر سر راه پیشرفت دولت وجود داشت دیگر وجود نداشته باشد.

- محمود احمدی نژاد در متن نامه خود قید کرده اند که دراین دوره شرکت نخواهم کرد، آیا نشان از این دارد که در آینده شکرت خواهد کرد؟

برای احمدی نژاد از این ستون تا ستون دیگر فرج است، حالا همین که فعلا در این دوره نخواهد آمد، تا دوره ای که ایشان برای شرکت در انتخابات اعلام وجود کنند، دستگاه های قضائی اگر به وظایف ذاتی خود عمل کنند مانع از ابراز وجود احمدی نژاد خواهند شد. وضعیت احمدی نژاد متذبذب تر از این است که برای آینده برناممه ای داشته باشند.

- برخی از تئوریسن های جریان اصولگرا این ارزیابی را دارند که عدم ورود احمدی نژاد به انتخابات موجب می شود که این جریان بر روی یک نامزد اجماع کنند، آیا امکان اجماع آنها وجود دارد؟

ما به عنوان اصلاح طلبان، اعتدال گرایان و حتی طیف هایی از اصولگرایان سنتی و معتدل برنامه خاصی مبنی بر معرفی شخصی یا گزینه ای که بتواند در کارزار انتخاباتی 96 شکرت داشته باشد نداریم و بیشتر پیرو و در تداوم همان برنامه انتخابات 92 هستیم و گام برخواهیم داشت و همان فضایی که در عرصه سیاسی کشور رخ داد دوباره تکرار خواهد شد گرچه موانعی که در گذشته وجود داشت در انتخابات 96 وجود ندارند اما کارنامه خوب و چشمگیری که روحانی و دستگاه دیپلماسی و همچنین کابینه دولت ایشان به جا گذاشته اند مطمئنا بهترین گزینه برای دور بعد نیز خواهد بود.

علیرغم همه تلاش های که دولواپسان برای بد جلوه دادن عملکرد دولت یازدهم داشتند باید عرض کنم که روحانی در دور دوم ریاست خود بر صندلی قوه مجریه، مطمئن برنامه های مبسوط تر، ایده های بهتری به کار خواهند برد و با توجه به نمایندگان مجلسی که از دیدگاه سیاسیدارای موضع گیری های معتدل و معقولی هستند به ترتیب اولی موانع کمتری بر سر راه دولت و کابینه ایجاد خواهند کرد بنابراین روحانی و همفکرانش به نسبت به دور قبل عملکرد بهتری و تغییرات مطلوب تری ایجاد و زمینه رشد و توسعه را فراهم خواهند کرد. اتفاقا به دلیل اینکه دلواپسان سودای تضعیف دولت روحانی و تیم های همکار ایشان از جمله کابینه دولت یازدهم داشتند، عملکرد دولت به گونه ای است که نشان می دهد روحانی به عهد و پیمانی که در سال 92 با مردم بسته است پایبند و متعهد، و قصد دارد در دور آینده با انرژی و پشتیبانی مردم برنامه های خود را پیگیر کند.

ملت ما هوشمندانه آگاه تر از آن هستند که به عوام فریبی های احمدی نژاد توجه کنند. چون با توجه به عقلانیت مبتننی بر خردی که در طول این چند سال شکل گرفته است، مطمئنا گزینش های آنان نیز از سر خرد جمعی همراه با عقلانیت خواهد بود. و در پناه چنین خردجمعی مانع و سدِ خطراتی خواهند شد که در دوره های گذشته کشور را تهدید می کرد، و از همه مهمتر مانع حضور افرادی خواهند شد که یک شبه وزیریا وکیل شدند و مملکت را از پیشرفت بازداشتند.

- به نظر شما نفی احمدی نژاد از سوی مقام رهبری راه را برای محکومیت احمدی نژاد(با توجه به پرونده های که در دادگاه دارد) باز نخواهد کرد؟

من معتقدم همه چیز باید از مسیر خوداش رسیدگی و حل شود. بنابراین موضوعی تحت عنوان محاکمه یا محکومیت احمدی نژاد در آینده باید از سوی محاکم قضائی صالحه صورت بگیرد، حال این محکمه می خواهد اصلاح طلب باشد یا اصولگرا.

مطمئنا قوه قضائیه در چارچوب قانونی خود عمل خواهد کرد و امیدواریم عمل کند، نهادهای قانونی و رسمی نیز باید در این امر پیش قدم باشند، و کمتر از مقام رهبری و جایگاه ایشان هزینه کنند، و نباید این نهادها در یک سری امور بدیهی به قدری تعلل کنند که از رهبری اینگونه مظلوم واقع شود و کاری را که مراجمع و نهادهای دولتی نکرده اند، را به یکباره انجام داد. و به تعبیر آقای دری نجف آبادی : رهبر انقلاب از قبل به انها تذکر داده بود که نباید جریان به کهریزک کشیده شود ولی قاضی مرتضوی تمکین نکرد و شاهد آن اتفاقات شدیم که اتفاق افتاد، و دیدیم که چه عواقبی گریبان گیر مرتضوی شد. اگر قرار باشد که تمام مسائل مهم از جانب نهادهای اجرایی بر زمین گذاشته شوند و به جایی برسد که رهبری مستقیا دستور بدهند، امری اصولی نیست چرا که نباید از شان رهبری برای ابقای خود استفاده کنند.

درسته که رهبری در مقامی هستند که دارای شان و منزلتی هستند اما نباید نهادهای مدیریتی و اجرایی وظایف خود را فراموش کنند.