داوود سلیمانی :

دموکراسی حاکمیت اکثریت با حفظ حقوق اقلیت است

محسن فیض الهی-داود سلیمانی از اهالی اندیشه است و رسانه هارا نیز به خوبی می شناسد،وی عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت، عضو انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها و استاد تهران و مدرس دانشگاه است.وی معتقد است اصولگرایان بر این باورند که دارای یک رأی کف هستند و اگر تعدا نامزدهای انان از چهار کاندیدا به یک کاندیدا برسد حتما حرفی برای گفتن خواهند داشت و بر این اساس معتقدند که یک رای ثابت دارند و به دنبال این هستند که با آن رای ثابت و اخذ برخی رای های دیگر کاندیداها با اجماع بر روی یک نفر بتوانند انتخابات را به دور بعد بکشانند. سلیمانی با توجه به سابقه ای که در کار تشکیلاتی داشته است درباره عدم شکل گیری تحزب گرایی در جامعه ایران و موانع رشد آنها نیز مباحثی را مطرح کرد و زمینه های فرهنگی و تاریخی ، عدم وجود قانون مدون و دقیق در مورد احزاب را از مهمترین مسائل و موانع پیشگیری احزاب و سازوکار سیاسی مدرن در ایران می داند. او همچنین در این گفت‌وگو اعلام کرد که خروج احمدی نژاد از گردونه انتخابات تکلیف اصولگرایان را بیش از پیش روشن کرد که از احمدی نژادی ها فاصله بگیرند. در ادامه مشروح این گفت‌وگو را بخوانید:

  1. ۱ ماه،۴ هفته قبل
  2. ۰
داود سلیمانی
نوآوران -

با توجه به اینکه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری 96 هستیم، ساز و کار اصلاح طلبان برای انتخابات پیشرو چیست؟ 

در حالی که کمتر از چندماه تا انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده است جریان‌ها، احزاب و گروه‌های سیاسی از هم‌اکنون فعالیت‌های خود را برای این ماراتن بزرگ آغاز کرده‌اند و این مهم، حاکی از اهمیت دوچندان انتخابات ریاست جمهوری در سال 96 است. بنابراین اصلاح طلبان نیز به عنوان یکی از این احزاب مهم و تاثیر گذار خود را برای این ماراتن آماده می کنند.اگر در تاریخچه اصلاح طلبی نگاه کنید در ادامه شورای هماهنگی گروه های خط امام در سال 76 که انتخابات دوم خرداد انجام شد، این شورا تغییر نام داد، با پبوستن برخی از احزاب به عنوان شورای جبهه هماهنگی دوم خرداد که اینها هم در آفرینش دوم خرداد و هم بعد از آن بسیار موثر بودند و همین شورا در دور دوم دولت اصلاحات به نام شورای هماهنگی اصلاحات نام گذاری شد. این شورای هماهنگی از 18 حزب و تشکل تا 21 حزب و تشکل،تشکیل شده است. آنها هم در پی مسائلی که در سال 88 به وقوع پیوست و همان مجموعه محفوظ ماند، اما به دلیل فضایی که بعداز 88 به وجود آمد فعالیت برخی از این احزاب تقریبا فروکش کرد. این شورا آن فعالیت مورد انتظار را در صحنه سیاسی در دو دوره دولت نهم و دهم نداشت. تا بعداز جریاناتی که منجربه انتخاب حسن روحانی شد. در این زمان شورای هماهنگی به خوبی ورود پیدا کرد (البته با هماهنگی شخصیت های مطرح اصلاحات) رئیس دولت اصلاحات شورایی به نام شورای مشورتی تشکیل داد. که در تصمیمات اتخاذی مجموعه ها با افراد مورد نظر مشورت کنند، خود رئیس اصلاحات محل رجوع بسیاری از تشکلات و احزاب و شخصیت هاست. به دنبال وجود برخی اقدامات موازی در جریان اصلاحات به منظور حضور پررنگ اصلاح طلبان در انتخابات پیش رو و از جمله اقدام موازی کمیته انتخابات شورای هماهنگی جبهه اصلاحات و شورای راهبردی اصلاح‌طلبان و با تدبیر ریاست دولت اصلاحات، شورای‌عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبانبه عنوان تشکیلات فراگیر جریان اصلاحات ، نزدیکان دولت و حزب اعتدال و برخی افراد حقیقی شاخص جریان اصلاحات و اعتدال، برای انتخابات پیش رو تشکیل گردیده است.شورایی که با استقبال و مهر تأیید رئیس دولت اصلاحات شکل گرفته است.ترکیب این شورا شامل شورای راهبردی اصلاح‌طلبان، دبیران‌کل احزاب عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، احزاب جدیدالتأسیس که هنوز به عضویت شورا درنیامده‌اند و احزاب در شرف‌تأسیس، به اجماع رسیده و تصمیمات در شورا با ریاست محمدرضا عارف و محوریت اجرائی او شکل می‌گیرد. رهبریت معنوی رئیس دولت اصلاحات پذیرفته شده است، اما ایشان ورودی به کار اجرائی ندارند و کارها را به جمع سپرده اند. اصلاح‌طلبان تا به امروز فعالیت‌های انتخاباتی خود را از طریق تشکیل کمیته انتخابات در شورای هماهنگی جبهه اصلاحات و کمیته راهبردی در پیش گرفته بودند. این کمیته از دل شورای مشورتی رئیس دولت اصلاحات بیرون آمد و وظیفه آن هم تبیین راهبردهای انتخاباتی بود وقرار بود که چه در تهران و چه در شهرستان‌ها، احزاب نقش‌آفرین اصلی باشند، اما ظاهرا برای جلوگیری از هرگونه موازی کاری احتمالی، شورای سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان تشکیل شد تا در ماه‌های باقی‌مانده به انتخابات همه امور انتخاباتی را در یک مسیر هدایت کند.برهمین‌اساس از این به‌بعد کمیته راهبردی شورای مشورتی و کمیته انتخاباتی شورای هماهنگی جبهه اصلاحات وجود نخواهد داشت، کمیته‌های مزبور در ذیل شورای سیاست‌گذاری فعالیت خواهند کرد. استان‌ها هم به مانند سابق طبق سیاست‌گذاری‌ای که صورت گرفته، به فعالیت خود ادامه خواهند داد.ترکیب این شورا در شرایط فعلی ١١ نفر عضو حقیقی و ٢١ نفر هم عضو حقوقی است که منظور همان دبیران‌کل احزاب عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات هستند.در مجموع اصلاح طلبان پذیرفته اند که حفظ جریان اصلاح طلبی به داشتن وحدت و انسجام است، چرا که در سایه وحدت است که می توانند تاثیرگذار باشند. بنابراین اصلاح طلبان همان خطی مشی انتخابات مجلس را برای انتخابات 96 نیز پیاده خواهند کرد. بنابرانی نباید برخی احزاب و تشکلات در پی انشقاق و جدایی باشند چرا که در وضعیت کنونی نه به صلاح جریان اصلاح طلبی است نه خود تشکلاتی که قصد جدایی داشته باشند.

به نظر شما بدنه حامی روحانی در سال 96 چه کسانی خواهند بود؟

به اعتقاد من بدنه حامی حسن روحانی در 96 متشکل از سه طیف هستند، و دو طیف نیز بدنه رقیب را تشکیل خواهد داد. طیف اول خود اصلاح طلبان هستند. که با خط اعتدال که طیف دوم است ائتلاف کردند و هم نظر شدند. ولی این به معنای این نیست که اصلاح طلبان تمام اهداف و برنامه هایشان را مطابق روحانی یا جریان اعتدال پی ریزی کرده باشند. بلکه تنها در جریان انتخاب گزینه انتخاباتی و گذار از وضعیت موجود با جریان اعتدال هم ائتلاف تا بتوانند در حفظ مصالح ملی و عمومی مردم کوشا باشند. چون اصلاح طلبان تمام توانشان را بر حفظ منافع ملی خواهند گذاشت. نباید در شرایط کنونی وضعیت را برای جرزیان اصلاح طلبی سخت کنیم، چون باید زمینه را هموار کنیم تا در چارچوب قانون، مسالمت آمیز، تدریجی و گام به گام جریان اصلاحات رشد گند و به راه خود اش ادامه بدهد. حمایت اصلاح طلبان از جریان اعتدال به معنای این نیست که چشمان خود را به روی نقد و بررسی عملکرد دولت اعتدال بسته باشند. بلکه سیاست اصلاح طلبان در ائتلاف با جریان اعتدال، سیاست حمایت و نقد است. مصداق مهمش جریان فیش های حقوقی که اصلاح طلبان اولین معترض این قصه بودند. سیاست وحدت، حمایت و انتقاد، سیاست اصلاح طلبان در انتخابات 96 خواهد بود. طیف دوم جریان اعدال هستند، یا اعتدالیون. که شامل خود آقای روحانی و افرادی که با دولت کار می کنندو حتی کارگزارن که جزئی از اصلاح طلبان هستند در جریان اعتدال جای خواهند گرفت. طیف سوم اصولگرایان معتدلی هستند که جدا شده از اصولگرایان سنتی هستند. شاید به اعتدالیون یکی نباشند بلکه حامی دولت هستند، مثل آقای ناطق نوری.

طیف سوم همجریان حامیان و طرفداران لاریجانی و جریان ولایت در مجلس هستند. در حقیقت به عنوان حامی روحانی هستند. آنها نیز تابع نعل به نعل اعتدال نخواهند بود، بلکه به تعبیر آقای با هنر حمایت مشروط دارند. و برخی از توده مردم داریم که به عنوان رای خاموش هستند که منتظر شنیدن برنامه های نامزدهای انتخاباتی هستند و جریان جذب و دفع این رای های خاموش، بسته به قدرت برنامه های نامزدها و قدرت بیان آنها است، که هم می توانند جذب کنند این توده خاموش را هم دفع کنند.

با توجه به خروج احمدی نژاد از گردونه انتخابات آیا انتخابات 96 به یک ماراتن یک بعدی تبدیل نخواهد شد؟ و این وضعیت مانع نشاط سیاسی انتخابات نخواهد شد؟

نه به نظر من خروج احمدی نژاد از انتخابات شور و نشاطسیاسی را نخواهد گرفت. گرچه خروج احمدی نژاد از گردونه انتخابات تکلیف اصولگرایان را بیش از پیش روشن کرد که از احمدی نژادی ها فاصله بگیرند. جریان انتخابات باید دو قطبی باشه تا رقابتی صورت بگیرد، با توجه به اینکه احمدی نژاد از گردونه انتخاباتی خروج کرده است نباید اینگونه تلقی شود که سایر اصولگرایان بدون کاندیدا خواهند ماند، و این به معنای این نیست که کاندیدای دیگه ای وجود نخواهد داشت. مطمئنا مؤلفه‌ها، جبه پایداری و دیگر اصولگرایان کاندیداهایی را معرفی خواهند کرد و دست روی دست نخواهند گذاشت و به نظر من نباید رقیب را دست کم گرفت .

دو قطبی بودن در انتخابات مطمئنا نشاط سیاسی به دنبال خواهد داشت برخلاف دیگرانی که بر این باورند که دو قطبی در جامعه معضل آفرین است و به هرج و مرج کشیده می شود. باید اشاره کنم که نشاط سیاسی و انتخابات پرشور که همه آحاد جامعه را به پای صندوق های رای بیاورد تنها در سایه دو قطبی بودن صورت خواهد گرفت نه تک بعدی بودن.

بنابراین اصلاح طلبان رقیب خواهند داشت و البته از ذکر مصادیق خودداری میکنم. و معرفی کاندیدا از جانب طیف رقیب کمک شایانی به شور و نشاط انتخابات خواهد کرد اما نتیجه این رقابت برای هر کدام بسیار اهمیت دارد.

اصولگرایان بر این باورند که دارای یک رأی کف هستند و اگر تعدا نامزدهای انان از چهار کاندیدا به یک کاندیدا برسد حتما حرفی برای گفتن خواهند داشت و بر این اساس معتقدند که یک رای ثابت دارند و به دنبال این هستند که با آن رای ثابت و اخذ برخی رای های دیگر کاندیداها با اجماع بر روی یک نفر بتوانند انتخابات را به دور بعد بکشانند. ولی اصولگرایان معتدل مطمئنا رای خود را در سبد انتخاباتی روحانی خواهند انداخت و مثل دور قبل روحانی موفق و پیروز خواهد شد. در مجموع می توان گفت که خروج احمدی‌نژاد شاید این فرصت را به اصولگرایان بدهد که با یک کاندیدا در انتخابات شرکت کنند.

چرا ایرانیان نتوانستند به احزاب و ساز و کارهای سیاسی مدرن دست پیدا کنند؟

با توجه به مطالعاتی که دراین زمینه انجام داده ام، دو دلیل یا دو اشکال عمده را بر احزاب و سازو کارسیاسی در ایران وارد می دانم. یکی ساختار حقوقی و دیگری ساختار حقیقی است. درزمان مشروطه هنگامی که بحث تفکیک قوا مطرح شد ما چه کردیم؟ در غرب در قرن 13 و 14 در انگلیس اولین مجلسی که شکل گرفت مجلس لردها بود که در پی آن شخصی به نام کراول که سرباز هم بود خواست مجلس عوام را در مقابل لرد ها تشکیل دهد. چون لردها زمینداران، اشراف و فئودالها بودند و مطمئنا آنچه را که دراین مجلس به تصویب می رساندند، حامی و حافظ منافع آنها بود. عامه مردم در آن مصوبات حقوقی نداشتند و کراول ها در پی آن بودند که این انحصارات خاص را بشکنند.

در تاریخ دموکراسی این مجالس نمایندگان از پایین به بالا شکل گرفتند، یعنی لردها مجموعه ای بودند که با اهداف خاص دنبال یک سری منافع خود بودند، و قبل از اینکه وارد مجلس بشوند تجربه مجالس دور همی ها داشتند و به عبارتی می توان گفت که یک حزب داشتند و در دل ان حزب است که این مجالس شکل گرفت. برخی از آنها مثل عموم مردم دارای مشاغلی بودند که هر کدام مشکلات و دغدغه های شغل و پیشه خود را در این گردهمایی های گروهی مطرح و بررسی می کردند. اصولا مجالس متکی به تشکلات هستند، و این تشکلات هستند که گردانندگان اصلی مجلس هستند. در کل این مجموعه ها هستند که ریشه دار هستند و مجلس به عنوان یک برایند خواست اجتماعی متبلور می شود. کم کم حزب جایگزین فرد می شود و بجای اینکه به اشخاص رای بدهند به احزاب و مرامنامه احزاب رای می دهند. و حزب شناسنامه و معرف اشخاص و افراد هستند و فرد نماینده حزب است. مردم بدین صورت انتخاب می کنند و رای خود را به صندوق می اندازند. و این مجموعه نظامی را شکل می دهد که به ان نظام پارلمانتاریستی می گویند. بنابراین تا مجموعه ای شکل نگیرد و در کنار هم دغدغه حل مسائل و مشکلات را نداشته باشند به هیچ وجه انتظار تشکیل احزاب یا مجلس کاربردی را نمی توان داشت. و به تبع ان نمی توانند اکثریت مجلس و به دنبال آن انتخابات ریاست جمهوری را به دست بگیرند، و یا قدرت ره به دست بیاورند. چون مجموعه ای یا حزبی که اکثریت مجلس را به دست بیاورد، دولت آن نیز اکثریت می باشد. البته با حفظ حقوق اقلیت. تعریف دموکراسی در دنیای جدید حاکمیت اکثریت نیست. بلکه جدیدترین تعریف دموکراسی در دنیا حاکمیت اکثریت با حفظ اقلیت است. اگر به این تعاریف و روابط نگاه کنیم در مجموع به آن توزیع قدرت می گویند. ریشه توزیع قدرت هم تحزب گرایی و احزاب هستند. چون احزاب خواسته مردم هستند. بنابراین یکی از این عوامل عومل تاریخی و فرهنگی است. فرهنگ احزاب در ایران وجود ندارد، چون یا احزاب شعار های توخالی به مردم داده اند، یا دروغ گفته اند و یا با قدرت شکل گرفته اند مثل حزب رستاخیز، یا قصد براندازی داشتند مثل منافقین و دیگر احزاب اول انقلاب، که با توطئه و براندازیز وارد بازی سیاسی شدند. این عملکرد در ذهن و ضمیر تاریخی مردم ایران خاطره تلخ بجا گذاشته اند که وجب بی اعتماد به انها بوده و شده است. علت دوم هم این است که احزاب وقتی که به قدرت رسیدند مردم را فراموش کرده اند، چون زایده مردم نبودند و زایده قشر دیگری بودند. لذا یا تعطیل شدند یا مضمحل شدند. این دلایل زمینه تاریخ و فرهنگی دارد و اگر بخواهیم این زمینه تاریخی وفرهنگی را تغییر بدهیم باید با نوشتن، تغییر و ترمیم فرهنگ و همچنین با اطلاع رسانی می توان تحزب را در بین مردم جا انداخت. نه تنها این زمینه ها لازم هستند اما کافی نیستند، چون نخبگان، خود حاکمیت، دولت و کلیه نهادهای دولتی و غیر دولتی باید از این وضعیت پشتیبانی و حمایت کنند. دلیل دیگر ساختار حقوقی ایران است، یعنی باید در قوانین ما متبلور باشد. قوانین احزاب ایران ذیل قانونی است که هنوز مورد بازبینی قرار نگرفته است. این ساختار حقوقی باید نوع قدرتی که به لحاظ قانونی به حزب می دهند باید به گونه ای باشد که کسی نتواند تخلفی انجام بدهد. مثلا اگر در قانون نوشته است که احزاب بیاد در حضور هیئت منصفه پاسخگو باشند و یا هیئت منصفه منتخب فلان افراد با فلان ویژگی ها هستند و .... در کجای قانون رعایت می شوند یا انجام می شود. قانون باید تکلیف احزاب را روشن کند تا هیچ حزبی به راحتی حذف یا از گردونه انتخابات یا بازی سیاسی کنار نرود.