سرمقاله روزنامه

موانع ائتلاف و اجماع اصولگرایان

  1. ۱ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
موانع ائتلاف و اجماع اصولگرایان
نوآوران -

مصطفی ایزدی- فعال سیاسی

اصولگریان در سال‌های اخیر که چند انتخابات ریاست‌جمهوری، چندین انتخابات مجلس شورای اسلامی و شورای شهر و روستاها صورت پذیرفته است، همیشه در آستانه هر انتخاباتی هیچگاه نتوانسته اند به یک اجماع یا ائتلاف دست پیدا کنند. در اینجا منظور از اجماع یا ائتلاف، ائتلاف بر سر یک شخص یا فرد خاصیز نیست، چون هر کدام از احزاب اصولگرا تنها در میان حزب خود به اجماع رسیده اند، که چه کسی از  آن حزب مطبوع کاندیدا شود، بنابراین با توجه به سیر تاریخی رفتار سیاسی اصولگرایان متوجه این امر خواهیم شد که هر حزب اصولگرا به صورت جداگانه مدعی می شود که یک کاندیدا که شاخصه های یک رئیس جمهور را داشته باشد در دستور کار دارد و به طور قطعی معرفی خواهد کرد. این شیوه از اجماع، همیشه مد نظر اصول گرایان بوده که هیچگاه هم کارساز نبوده است. آنها همواره تلاشی مبنی بر اینکه مجموع احزاب، ائتلافی یک دست و فراگیر(شامل همه طیف ها یا احزاب اصول گرا باشد) داشته باشند که یک کاندیدا (به عنوان کاندیدای واحد و اصلیِ مورد تائید همه اصولگرایان) را معرفی کنند نداشته و فقط در تلاش بوده اند که  که رقابت را به اصلاح طلبان به هر طریقی واگذار نکنند. لذا در این راستا با تشکیل جبهه‌های انتخاباتی تنها زمینه وحدت درون گروهی را فراهم کرده اند.  در دوره‌های پیشین مسوولیت به وحدت رساندن اصولگریان به صورت سنتی بر عهده مرحوم آیت الله مهدی کنی و آیت الله یزدی بود. چرا که هم نمایندگی دو حزب عمده اصولگرا یعنی جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم را برعهده داشتند و هم از اعتبار ویژه‌ای نزد اصولگرایان برخوردار بودند. با این حال تلاش این دو در به وحدت رساندن اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری گذشته نافرجام ماند و در ‌نهایت آن‌ها در انتخابات ریاست جمهوری با تعدد کاندیدا مواجه شدند که همین امر موجبات دلخوری این دو ریش سفید این اردوگاه را فراهم کرد.


مصباح‌یزدی نیز با مواضعی خاصی که دارد با عباراتی متفاوت به همه اصولگرایان فهمانده است که دل به وحدت میان جبهه پایداری با جریان اصولگرایی نبندند. چون در قبلا جایی  در پاسخ به دغدغه‎ای مبنی بر ضرورت وحدت میان اصولگرایان گفت همانطوری که توقع یکی‌بودن فتاوای همه مراجع در احکام شرعی بیجاست، توقع اینکه در مسایل اجتماعی نیز بین افراد وحدت نظر حقیقی حاصل شود، غیرواقع‌بینانه است، مخصوصا با توجه به اینکه در مسایل اجتماعی افراد با موضوعات سروکار دارند و نه فقط احکام؛ لذا اتحاد نظر در چنین مسایلی شبیه به محال است.  جبهه پایداری پیشین از این هم عدم علاقه خود به وحدت با اصولگرایان را نشان داده بود. در انتخابات مجلس نهم آیت‌الله مهدوی‌کنی که آن زمان به همراه آیت الله یزدی متولی ایجاد وحدت میان اصولگریان بود زیر پرچم جبهه متحد اصولگرایان بارها جبهه پایداری را برای پیوستن به پروسه وحدت دعوت کرد.

با این حال جبهه پایداری با بهانه‌تراشی‌های گوناگون و گذاشتن شروط همواره از پیوستن به این پروسه وحدت اجتناب کردند و در نهایت هم با فهرستی مستقل از جبهه متحد اصولگرایان که طیف سنتی اصولگریان را نمایندگی می کرد قدم به رقابت ها انتخاباتی گذاشت. در این شرایط اصولگرایان برای آنکه شانسی در این دوره داشته باشند و انتخابات 96 ریاست جمهوری را حفظ و اخذ کنند چاره ای جز وحدت ندارند(البته وحدت و احماع تنها بر سر یک کاندیدای واحد)  اصولگرایان در استراتژی اختلافی با یکدیگر ندارند اما به دلیل اختلاف در تاکتیک و نداشتن ساز و کار واحد مشخص، سر بزنگاه هایی همچون انتخابات، دچار اختلاف می شوند، نبود یک رهبری کاریزماتیک، نبود یک شورای رهبری که بتواند جریان اصولگرایی را هدایت کند، نبود یک تشکیلات قوی و منسجم، و زیاده خواهی و زیاده طلبی برخی گروه ها و افراد این طیف باعث شده است که در بزنگاه هایی همچون انتخابات وحدت و ائتلاف نداشته باشند. بنابراین به نظر من برای رسیدن به وحدت ضروری است که ابتدا کسانی همچون آیت الله مصباح یزدی، آیت الله مهدی کنی و محمد یزدی و شخصیت های سیاسی مثل ولایتی، ناطق نوری، رضایی، قالیباف و حدادعادل به وحدت برسند چرا که در بدنه اصولگرایان مشکلی برای وحدت وجود ندارد

نوشتارهای مرتبط

تازه های سیاست داخلی