رئوفیان در گفت‌وگو با «نوآوران» مطرح کرد:

جبهه پایداری باید از مواضع افراطی خود عدول کند

  1. ۱ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
جبهه پایداری باید از مواضع افراطی خود عدول کند
نوآوران -

محسن فیض‌اللهی - هفت ماه بیشتر به برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری باقی نمانده است. آن‌گونه که پیداست تجربه انتخابات 92 ریاست جمهوری و 94 مجلس شورای اسلامی به اصلاح طلبان این نوید را می دهد که در صورتی که استراتژی این دو انتخابات را تکرار کنند می توانند به پیروزی دست پیدا کنند. برخی از اصلاح طلبان معتقدند اگر به گزینه ای که اجماع میان اصلاح طلبان و سایر گروها و جناح های نزدیک به اصلاح طلبان است را انتخاب کنند، می توانند در آینده با فراهم شدن اوضاع، کاندیدای اصلی خود را معرفی کنند. این طیف که اکثریت اصلاح طلبان را تشکیل می دهند موافق حمایت دوباره از روحانی هستند. برخی از اصلاح طلبان نیز منتقد جدی عملکرد دولت روحانی در برخی از موارد هستند؛ به طوری که سعید حجاریان در اظهار نظری در این باره بیان کرد که اصلاح طلبان «حامیان منتقد» دولت هستند. اما از سوی دیگر طیف رقیب هنوز نتوانسته از سختی های ائتلاف و اجماع گذر کند که به گفته عماد افروغ «این عدم اجماع اصولگرایان نهایت بی درایتی است». از نامزدهای اصولگرا  تنها یک نفر باید در صحنه انتخابات حضور یابد و حتی حضور دو نامزد اصولگرا در عرصه انتخابات مضر است. در روزهایی که برخی از بزرگان اصولگرا، بحث حمایت از روحانی در انتخابات سال آتی را مطرح کرده اند، برخی دیگر اما، این موضوع را به شدت تکذیب می‌کنند و معتقدند که این جریان افراد و گزینه‌های بسیاری را در درون خود دارد و موضوع حمایت از روحانی منتفی است . این امر بهانه ای شد که در گفتگو با «ابوالقاسم رئوفیان دبیرکل حزب اسلامی ایران زمین و فعال سیاسی اصول گرا» به بررسی آخرین استراتژی اصولگرایان برای انتخابات 96 پرداخته شود که این گفتگو اکنون از نظر شما می‌گذرد.

-    با توجه به اینکه 7 ماه تا انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده است، این پرسش ضروری است که چرا هنوز اصولگرایان نتوانسته اند بر سر یک کاندیدای مطلوب به اجماع برسند یا ائتلاف کنند. استراتژی اصولگرایان برای عبور از این موانع و اتئلاف و اجماع در بین آنها چیست؟

استراتژی اصولگرایان برای انتخابات سال 96 وحدت و اجماع است. اصولگرایان اگر بخواهند در انتخابات دوازدهمین دور ریاست جمهوری و مهمتر در انتخابات شوراهای شهر در سراسر کشور (که البته تفاوت های فاحشی در رویکرد و استراتژی انتخابات شوراها نسبت به ریاست جمهوری وجود دارد)، شرکت فعال داشته باشند مطمئنا باید هر چه زودتر به یک اجماع نسبی برسند و کاندیدای خود را وارد کارزار انتخابات کنند.  قابل توجه است که اصولگرایان در این دوره استراتژی تازه و جداگانه ای را در دستور کار خود قرار داده اند، که به نظر من امکان پذیر  و موفق خواهد بود. اینکه هنوز به اجماع بر سر یک فرد مشخص نرسیده اند امری طبیعی در کار حزبی و تشکیلاتی است، به هر حال در جرگه اصولگرایی چهره های مطرح زیادی وجود دارد. اصولا ما کمبود شخصیتی در درون جبهه اصولگرایی برای نامزدی در انتخابت ریاست جمهوری نداریم و افراد بسیاری در این مسیر قرار دارند، لذا باید پیش از هر چیز شاخص ها و ویژگی هایی که در قد و قامت رئیس جمهوری دوازدهم لازم است را در این اشخاص مطرح بررسید، و مورد کنکاش قرار داد. نهایت این چهره های مطرح در دایره ارزیابی قرار خواهند گرفت و با توجه به امتیازی که هر یک نسبت به این شاخص ها خواهند گرفت به ترتیب آراء، اولویت با کسی خواهد بود که بیشترین امتیاز را از جدول مکانیزم ارزیابی کسب کرده باشد. و این طبیعی است که هنوز به اجماع نرسیده اند، اما این امید خواهد رفت که هر چه زودتر این اتفاق رخ بدهد. من به شخصه در این دوره (انتخابات ریاست جمهوری 96) بر این عقیده نیستم که وحدت در عین کثرت وجود داشته باشد. چون تعداد زیاد اصولگرایان در این دوره مثل سال 92 خواهد بود و قطعا حداقل ضررِ کثرت کاندیداهای اصولگرا شکست قطعی را به همراه خواهد داشت. البته تا قطعیت بنا نداریم اسامی این عزیزان را فعلا منتشر کنیم. اما گزینه های زیادی تاکنون مطرح هستند. طبیعتا این افراد رجل سیاسی هستند و نسبت به مسائل آگاهی کامل دارند  و در مناصب و پست‌های سیاسی کشور فعالیت داشته‌ و دارای ویژگی‌های‌اند که شایسته نام و نشانی که مقام یک رئیس‌جمهور نیاز دارد، هستند. البته نمی توان مطلق نیز اندیشید، در برخی مواقع خلاف این موضوع نیز رخ می‌دهد و افرادی که در حد و قواره ریاست نیستند به کرسی ریاست می‌رسند و برای نظام مشکل ساز می‌شوند.

-    به نظر شما با توجه به اشاره ای که به وجود تعدد چهره های مطرح  در بین اصولگرایان شد که در انتخابات پیشین نیز به محک گزینش مردم رسیده اند و با عدم موفقیت روبرو شدند، این پرسش به وجود می آید که آیا اصولگرایان به همان افراد تکیه می کنند و هنوز بر این عقیده اند که کسانی مثل، حداد عادل، قالیباف، جلیلی و ولایتی شانس و توان رقابت با روحانی را خواهند داشت، یا در پی معرفی چهره های جدید هستند؟

مطمئناً در انتخابات 96 هم برخی از چهره های گذشته حضور خواهند داشت و هم چهره های جدیدتری به کارزار انتخابات معرفی خواهند شد، اما پیش از معرفی در حال بررسی بر روی این کاندیدا ها هستند. بله اصولگرایان معرفی چهره های جدید با ظرفیت های بالا و تجربه های کافی، را  در دستور کار خود قرار داده اند. بنابراین، این تحلیل درست نیست که چون چهره‌های (حتی مطرح) که در انتخابات های قبل به هر دلیل نتوانسته اند نظر مردم و آراء آنها را جلب و کسب کنند، باز هم نمی‌توان از ظرفیت و تجربه آنها استفاده نکرد و به آنها مطمئن نشد. تنها در صورتی آن افراد مطرح حضور نخواهند داشت که خود شخص آنها علاقه یا میلی به شرکت در انتخابات را نداشته باشند. اما آنها که اعلام آمادگی کنند، قطعا در سبد ارزیابی قرار خواهند گرفت. مطمئناً انتخاب این شخص به خیلی از امور سیاسی داخلی(کشور ایران)، منطقه ای، فرامنطقه ای و همچنین امور بین المللی ربط وثیقی دارد، اینکه در آمریکا چه شخصیتی یا چه جریانی در رأس قدرت هستند یا چه شخصی رئیس جمهور است، اصولگرایان نیز با توجه به این تحولات و رویدادهای ذکر شده دست به انتخاب چهره ای خواهند زد که با ویژگی ها و موازین مهم سیاسی مطابقت داشته باشد. شخصیتی باشد که مقتضیات زمانه را خوب بشناسد.

-    شما در اظهاراتتون از لزوم وجود چهره های جدید گفتید، این چهره های جدید چه کسانی هستند و از چه طیفی یا با تکیه به کدام حزب اصولگرا اعلام حضور خواهند کرد؟ 

من در تمام اظهارات و مصاحبه هایی که انجام داده ام و خواهم داد به هیچ وجه به صورت مصداقی ورود نمی کنم و بسیار مایلم به اینکه اسم شخص یا فرد خاصی (چه از چهره های قدیمی و چه از چهره های جدید) را به زبان بیاورم. ولی تنها می توانم عنوان کنم که احتمال وجود و حضور چهره جدید از جانب طیف اصولگرا در انتخابات ریاست جمهوری سال 96 حتمی خواهد بود.

-    آقای باهنر چندی پیش در یک گفت وگو با این تاکید که اجماع سخت است، به یاران اصولگرا پیشنهاد داد که در تهران و شهرستانها بحث انتخابات شوراهای شهر را کلید بزنید، این طرف ما هم تلاش می کنیم درخصوص انتخابات شوراها در تهران به وحدت برسیم. آیا سخنان باهنر نشان از آن ندارد که اصولگرایان دچار موانع ائتلاف شده اند و قصد دارند تمام توان خود را بر انتخابات شورای شهرها بگذارند؟

خب هر کسی در هر کسوتی که باشد حق دارد در زمینه های مختلفی از جمله انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر اظهار نظر کند، بنده این‌گونه اظهارنظرات و سخنان آقای باهنر را شخصی قلمداد می کنم و لزومی هم ندارد که سخنان باهنر را برای همه اصولگرایان ملاک قطعی قرار بدهیم. اما این تحلیل در مورد شوراهای شهر در دستور کار برخی از احزاب اصولگرا قرار گرفته است. در انتخابات شوراهای شهر  و روستا به این نتیجه رسیده ایم که در حوزه های مختلف، شعب یا حوزه های اصولگرایان در شهرستانها و غیر از تهران به صورت مستقل اما در ادامه و هماهنگی با حزب مرکزی مربوطه اقدام کنند. چون اعضا یا مسئولین احزاب شهرستانها تسلط بیشتری بر انتخاب کاندیداهای زیرمجموعه دارند و بهتر می توانند در این زمینه تصمیم گری کنند. در انتخابات شورای شهر و روستا، اجماع امری سخت و غیر ممکن است و نمی‌توان یک تصمیم کلی از بالا گرفت و به دیگر حوزه ها ابلاغ کرد. تنها چیزی که ابلاغ خواهد شد، شاخص ها و معیارهایی است که موردنظر و وثوق احزاب مرکزی اصولگرا است.


-    آیا اصولگرایان با جبهه پایداری و در مجموع با پایداری ها به توافق، ائتلاف یا اجماع خواهند رسید؟ اگر توافقی صورت بگیرد در چه صورت و با چه شرایطی انجام می شود؟

به صورت صریح عرض می کنم:  جبهه پایدار و حامیان پایداری‌ها باید از مواضع افراط‌گرایانه و دیدگاه‌های تفریطی خود که تند است و با منطق، خردجمعی و عقلانیت سازگاری ندارد دست بکشند و قطعا باید از اینگونه سیاست ورزی عدول کنند. چون مادامی که بخواهند اصرار بر دیدگاه هایی که مغایر با فرآیند خرد جمعی است داشته باشند و با پافشاری و سر سختی احکام و عقاید خود را به صورت تحمیلی بر مردم و دیگر همراهان و همکاران روا بدارند، نه تنها در بین اصولگرایان جایگاهی نخواهند داشت بلکه مردم نیز از آنها رویگردان خواهند شد. چون همین خصایص  سبب خواهد شد تا حدود زیادی توان این جریان، صرف پاسخگویی‌ها و دفع حملات شود. در پیش گرفتن سیاست افراطی در سیاست‌های تندروانه و تفریط در خودخواهی رویه صحیحی در سیاست نخواهد بود. بنابراین به نظر من اگر این رفتار در رفتار سیاسی جبهه پایداری تداوم یابد و یا این وجهه‌های غیرعقلانی در خط و مشی پایداری ها معیار قرار بگیرد، تلاش دیگر اصولگرایان همکار ما نیز برای وحدت، انسجام، اجماع و ائتلاف دقیقا به مثابه آب در هاون کوبیدن است. در نتیجه انتظار می رود اصولگریان هوشیار باشند و مرز خود را با افراطی گری ها و تندروی های غیر عقلانی مشخص کنند و نباید اجازه بدهند که این تفکر و این نوع منطق حضور موثری در راس قدرت داشته باشد. جبهه اصولگرایی هم با توجه به تجربه‌های پیشین در انتخابات 92 و دیگر انتخابات ها، نشان خواهد داد که به سادگی حاضر نیست سپهر سیاسی آینده و یا وجهه سیاسی خود را به خطر اندازد.