سرمقاله – فیروز نعیم محبوبى

نقش تلویزیون در تطهیر احمدى نژاد و تذهیب پوپولیسم

  1. ۱ ماه،۲ هفته قبل
  2. ۰
نعیم
نوآوران -

هستند برخى که فریدریش نیچه را فیلسوف نمى دانند، اما همگان بر نقش وى در تطور و عمق بخشى به بسیارى از مقولات فلسفى متفق القولند. ریشارد واگنر از بر جسته ترین موسیقیدانان جهان است. نیچه با بیان جمله: « موسیقى واگنر فرهنگ آلمان را به اضمحلال کشانده است »، به نقد آثار وى پرداخت. یادآور مى شود نیچه خود آهنگساز بود و در مباحثى چون معرفت شناسى و زیبایى شناسى و بنیان ارزش ها و اخلاق مدارى صاحب نظر. بنابراین نمى توان انتقاد سهمگین وى از موسیقى واگنر را سطحى و غیر کارشناسانه و از سر کِین ( به واسطه برخى تألمات متأخر ایام دوستى با واگنر ) محسوب داشت. از سویى واگنر نیز علاوه بر موسیقى، نظریه پردازى مطرح، مقاله نویس و کارگردان تئاتر بود. پس نمى بایست وى و آثارش را سخیف یا به عبارتى آن چنان مبتذل به شمار آورد که توانسته باشد فرهنگ سترگ آلمان با عقبه اى چون هگل، کانت، گوته، فیشته، شوپنهاور، مارکوزه  و... که همه پیش از نیچه و واگنر یا معاصر با ایشان مى زیستند، به نابودى  سوق داده باشد.

    غرض از آن چه در فوق ذکر شد – با عرض احترام به تمامى کارکنان ساعى و زحمتکش صدا و سیماى جمهورى اسلامى ایران – تعمیم انتقاد نیچه از واگنر و نابودى فرهنگ آلمان به برنامه هاى صدا و سیما و تأثیر آن بر فرهنگ ایران زمین یا به عبارتى صریح تر، بر اقشار مردم کشورمان است. وقتى صرفاً موسیقى فاخر کلاسیک – که حتى در قرن حاضر نیز از نمادهاى روشنفکرى و بِه اندیشى به شمار مى رود – چنان بلایى بر سر اتباع آلمان قرن نوزدهم میلادى مى آورد که نیچه را به چنان واکنشى وا مى دارد، با مرورى ساده به برنامه هاى تلویزیون – از پخش فاجعه بار و گزینشى اخبار گرفته تا سریال هاى بى سر و ته که به نام واقعیت گرایى هر شرارت و شارلاتان بازى اى را به مردم آموزش مى دهند تا دکان و بازار ترغیب بیمارگونه مردم به ارسال پیامک هاى چند باره ( به منظور افزایش اقبال برنده شدن! ) و پیش بینى نتیجه هر چیز ممکن و...  نیز عدم پخش هزاران برنامه ارزشمند و به لحاظ فرهنگى بسیار مفید و مثمر – مى توان به نقش صدا و سیما در فاجعه روابط و تعامل شهروندان ایرانى با یکدیگر و نیز عدم جامعه پذیرى ایشان، پى برد. تلویزیونى که پر اقبال ترین برنامه هایش – به یمن مجریان توانمند، حجم دکوراسیون هاى فوق العاده و البته میهمانان سرشناس – خلاصه مى شود به یکى دو برنامه ورزشى و سرگرمى که فى الواقع چنین اوضاع و احوالى براى تلویزیون ملى یک کشور، تأسف بار و شرم آور است. یادآورى مثال از هزاران هزار برنامه هاى پخش شده از تلویزیون در اثبات حقانیت این نوشتار را به ملیون ها خواننده محترمى واگذار مى کنیم که خود پیش از همه واقفند کانال هاى تلویزیونى کشورشان در مقایسه با شبکه هاى ماهواره اى چند درصد از اوقات فراغت ایشان را به خود اختصاص مى دهند. صدا و سیمایى که با سانسور و نادیده انگاشتن اخبار و وقایعى متقین و شاخص که مورد توجه و علاقه توده هاى مردمند و به وفور و آسانى در فضاى مجازى و شبکه هاى اجتماعى دست به دست مى شود و نیز طرح و بر جسته سازى مواردى مبهم، مشکوک، بى اهمیت و... بیش از همه دستگاه ها و عوامل، خود سانسورى  و بیمناکى فعالیت آزاد خبرى را به سایر رسانه ها از جمله روزنامه ها تحمیل کرده و به این طریق نا صواب، توده هاى ملیونى شهروندان ایرانى را گروه گروه به پاى برنامه هاى شبکه هاى خبرى ماهواره اى نشانده است.

    چنان چه بخواهیم در یک تقسیم بندى فشرده، مهم ترین وظیفه اجتماعى تلویزیون ملى هر کشور را تبیین و تعیین نماییم، مى توان به دو نکته زیر تأکید داشت:

    ١) حفظ ارزش هاى والاى گذشته در میان اقشار جامعه و زدودن خرافات، ناهنجارى ها و... از بافت فکرى ایشان.

    ٢) آموزش هنجارهاى زندگى امروزى با عنایت به ورود اقسام تکنولوژى – آن هم غالباً به صورت پیشرفته و یک باره – به زندگى آحاد مردم.

    متأسفانه در هر دو بخش یاد شده، سیماى جمهورى اسلامى ایران فاقد کارنامه مثبت است. دلیل بسیارى از  رجعت هاى حتى قشر تحصیل کرده جامعه ما به مباحث منحط و تالى فاسدى چون رمالى و پیشگویى و... یا خوددارى مردم از کمک و مساعدت به مجروحان تصادفات، یا بد بینى و عدم اعتماد و مساعدت به یکدیگر و... حاصل سریال هاى زردى ست که صرفاً جهت پیش بردن و کش دادن شان، به گونه اى غیر کارشناسانه و اغلب مخرب، به داستان آن ها چاشنى هیجان و شوک افزوده مى شود. اوضاع و احوال تأسف بارمان در رانندگى، رویکرد وحشتناکمان به محیط زیست، برخورد غیر عرف و مغایر قوانینمان با ارباب رجوع در ادارات، انحطات و شکست اکثر روابط عرفى و اجتماعى و بسیارى دیگر از معظلات  خانمان سوزى که بر سر خانواده هاى ایرانى آوار مى شود، باز تاب طبیعى رویکرد سیماى ملى ما طى دهه گذشته است. قدر مسلم دستاورد چنین رویکردى – خواسته یا ناخواسته –

جز به آماده سازى استقبال مردم از سخنرانى ها و سیاست هاى پوپولیستى و استقبال ایشان از افراد و جریان هایى با روحیاتى مردم فریبانه به طریق دیگرى سوق داده نمى شود. از همین روست که مى توان گفت به رغم افشاى اخیر افتضاحات دونالد ترامپ که حتى به قطع حمایت بسیارى از اعضاى با نفوذ حزب متبوع وى یعنى جمهورى خواهان منجر شده است و بالطبع موجبات افزایش قابل توجه اقبال خانم کلینتون – که به حق از بسیارى جهات شایسته تر از رقیب خود است – را فراهم ساخته است. به بیانى صریح تر، چنان چه برنده نهایى انتخابات ریاست جمهورى ایالات متحده آمریکا ترامپ اعلان شد و زمام امور کاخ سفید را در دست گرفت، نباید بیش از اندازه متعجب شد؛ چرا که ترامپ و دوستانش صداها ملیون دلار صرف ساخت کلیپ هاى مفتضح و یا برنامه هاى مبتذل و هزل گونه، سخنرانى هاى پر تهمت و افتراء توأم با فحاشى و حرکات شرم آور، جلب هوادارى شخصیت هاى جنجالى داخلى و خارجى مورد توجه توده مردم آمریکا و... نموده اند. در جبهه مقابل هم ده ها هزار شبکه تلویزیونى و صدها هزار رادیوى موج کوتاه و سایر رسانه ها از جمله روزنامه هاى مطرح به همراه قشر عظیمى از روشنفکران، نویسندگان، هنرمندان، کارگردانان نامى سینما و... در تلاش هستند تا با معرفى ترامپ به عنوان موجودى لومپن، بى ادب، نافهم، ضد اجتماع، دشمن آزاد اندیشى و تفکر خلاق و... از ورود وى به ساختمان ریاست جمهورى مانع شوند، اما وعده هاى پوپولیستى، جنگ طلبانه، شعارهاى شوونیستى ساختار شکنانه، دونالد ترامپ را تا این لحظه اقبال نخست انتخابات ایالات متحده قرار داده است.

    این صحیح است که با درایت مقامات عالى رتبه نظام پرونده سیاسى احمدى نژاد براى همیشه بسته شد، اما بذر  تفکر پوپولیستى و مردم فریبى همچنان در کشتزار میهنمان جا خوش کرده است و در این میان سنگین ترین وظیفه جهت خشکاندن این آفت قحطى ساز، بر عهده رسانه هاى گروهى و به ویژه صدا و سیما به عنوان رسانه اول کشور است تا با دور اندیشى، دامان خویش را از آلودگى سیاست بازان پوپولیست مطهر ساخته و به این طریق از ورطه عدم حیص انتفاع رهایى گیرد.

نوشتارهای مرتبط

تازه های سیاست داخلی