سرمقاله ویژه نامه بیست و دومین دوره نمایشگاه مطبوعات - عباس عبدی

مکمل یا جانشین؟

کارشناس

  1. ۱ ماه قبل
  2. ۰
عباس عبدی
نوآوران -

هنگامی که اینترنت و به مرور زمان شبکه‌های اجتماعی در دسترس ما قرار گرفت، بسیار ذوق‌زده و خوشحال شدیم. حق هم داشتیم. چون این فن‌آوری چند ویژگی مهم داشت که هیچ‌گاه در گذشته از رسانه‌هایی که این ویژگی‌ها را داشته باشند، بهره‌مند نشده بودیم. اول از همه اینکه آزاد بودند و می‌شد هر سخنی را کمابیش در آن زد و به هر اطلاعاتی نیز دسترسی یافت. ویژگی دوم، دو یا چند سویه بودن آنها بود. هر کس می‌توانست نسبت به هر نظر و خبری واکنش نشان دهد و یا در تولید آن نقش داشته باشد. ضمن اینکه نیازی نبود این نظرات و اخبار از صافی افراد ناظری عبور کنند و سانسور شوند. سوم اینکه فاصله زمانی میان تولید و نشر خبر، تقریباً به سمت صفر میل کرد، ضمن آنکه سرعت پخش خبر میان شبکه‌ها به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافت. چهارم اینکه قالب خبر و نظر از انحصار نسبی متن مکتوب خارج شده و امکان نشر فیلم و عکس و صوت و متن، به یک اندازه فراهم شده، حتی می‌توان گفت موارد غیر متنی نیز ساده‌تر از انتشار متن شده است.

اگر 10 یا 20 سال پیش از یک شهروند ایرانی سوال می‌کردند که به لحاظ تحول در وسایل ارتباطی چه آرزویی دارد؟ قطعاً رسیدن به چنین وضعی را یک آرمان و خیال دست‌نیافتنی توصیف می‌کرد. ولی امروز به آن دست یافته و اتفاقاً از دستاوردهای مثبت آن نیز بهره‌مند شده است. ولی به قول حافظ، فکر معقول بفرما گل بی‌خار کجاست؟ خارهای این شبکه‌ها در ایران از جهاتی بیش از جوامع توسعه‌یافته است. علت اصلی این وضع ناهنجار نیز شکل‌گیری این شبکه‌ها در زمانی بود که مطبوعات و سایر رسانه‌های ایران از نظر کارآیی و استقبال مردم از آنها و ایفای نقش و کارکرد رسانه‌ای در حضیض بودند. در نتیجه برخلاف جوامع توسعه‌یافته که این شبکه‌ها مکمل رسانه‌های جمعی مثل مطبوعات و رادیو و تلویزیون شدند و ضعف‌های آنها را پوشش دادند، در ایران شبکه‌های اجتماعی در عمل جانشین مطبوعات و صداوسیما شدند. چنین وضعی موجب عوارضی کردید. عوارضی که ریشه در همان چهار ویژگی موردنظر در ابتدای یادداشت دارد.

ویژگی اول همان آزادی بود. در عالم واقعیت و یک جامعه توسعه‌یافته، آزادی مقید به قانون است. ولی مشکل این بود که در فضای مجازی چنین قیدی چندان رعایت نمی‌شود، علت نیز روشن است، آنچه گه در گذشته به عنوان اعمال قانون برای تعیین حدود آزادی بیان اجرا می‌شد، مورد قبول جامعه نبود، لذا در شبکه‌های مجازی پای‌بندی به قانون نادیده گرفته شد. ضمن آنکه امکان اجرای قانون نیز چندان فراهم نبود.

ویژگی دوم امکان حضور همه مردم در تولید خبر و نظر بود. ولی عارضه این ویژگی، اغتشاش در بازار نظر و خبر بود. در حقیقت در یک جامعه طبیعی، تعداد نظرها و نظردهنده‌های اصلی محدود است به چند حزب و گروه یا نهاد مدنی یا شخصیت شناخته شده، و مردم در این بازار فکر و نظر است که دست به انتخاب می‌زنند و چنین نیست که هزاران فرد و نظر عرضه شود بویژه آنکه بیان‌کنندگان نیز چندان مسؤولیت‌پذیر یا شناخته شده نباشند تا بتوانند در برابر آنچه که می‌گویند مسئولانه رفتار کنند. ولی مشکل مهم این است که قریب به اتفاق این افراد صلاحیت حرفه‌ای تولید خبر را ندارند و آموزش نیز ندیده‌اند، لذا اخبار بدون فیلتر و بدون صلاحیت حرفه‌ای تولید و منتشر می‌شود و در نهایت نیز یک بازار مغشوش خبر و نظر که مخاطب را گیج می‌کند به‌وجود می‌آید، و کار به جایی می‌رسد که مردم به همه اخبار بی‌اعتماد شود و هر خبری را نادرست بدانند، مگر آنکه خلافش ثابت شود.

از میان رفتن فاصله میان تولید و نشر خبر و نیز افزایش سرعت انتشار خبر و نظر، موجب شد که از امکان بازنگری و اصلاح و... خبر محروم شویم. اخبار غیردقیق منتشر می‌گردد و امکان تصحیح اخبار نادرست و غیرواقعی نیز کم می‌شود. اگر در گذشته یک خبر نادرست در یک روزنامه نوشته می‌شد، فردای انتشار، خبر را تصحیح می‌کردند، ولی در فضای مجازی کنونی، تصحیح خبر لزوماً ابعاد انتشار اصل خبر را پوشش نمی‌دهد، و این به ضرر مردم و جامعه است که از اخبار و نظرات نادرست و غیردقیق استفاده می‌کنند. خارج شدن انحصار نشر گسترده مطلب و خبر، از حالت متن و انتشار فیلم و عکس و صوت ضمن آنکه خیلی مفید است، در عین حال امکان جعل یا مشکلات دیگری را نیز فراهم کرده است که در فضای غیرمسؤولانه و غیرقابل نظارت ایران مسأله‌ساز است.

تمام این عوارض به دلیل ضعف رسانه‌های سنتی و به طور مشخص مطبوعات به‌وجود آمده است و چون فضای مجازی جایگزین رسانه‌های سنتی و مطبوعات شده و نتوانست مکمل آن شود در نتیجه بازسازی مطبوعات در حال حاضر سخت‌تر از گذشته شده است. با وجود این گمان می‌کنم که بدون بازسازی مطبوعات و صداوسیما نمی‌توان عوارض فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی را کاهش داد. فضایی که به شدت به آن نیازمندیم، به شرطی که عوارض آن کم شود. ولی از سوی دیگر نیز گمان نمی‌کنم که مطبوعات کاغذی بتوانند مثل دهه هفتاد بازسازی شوند، لذا شاید چاره کار رشد و گسترش مطبوعات دیجیتال و از آن مهم‌تر اصلاح و کارآمدی رادیو و تلویزیون است که بدون حل مشکل این رسانه هر روز بیش از پیش شاهد مشکلات نهادهای ارتباطی و رسانه‌ای کشور هستیم. از این رو نمایشگاه مطبوعات فرصتی است برای طرح این مشکلات و راه‌های گذر از آنها و ایجاد نزدیکی و تفاهم بیشتر میان مطبوعات با خودشان با مردم و با حکومت، شاید بتوانیم از این وضعیت ناهنجار عبور کنیم.