کارشناسان در گفت و گو با نوآوران در واکنش به اظهارات دیروز جهانگیری در خصوص برخورد با مفسدان هشدار دادند

با دانه درشت ها برخورد نشود شاهد ظهور مه‌آفریدها خواهیم بود

اسحاق جهانگیری روز گذشته در آیین تودیع و معارفه وزیر آموزش و پرورش با بیان این که در بنگاه های زیرمجموعه صندوق ذخیره فرهنگیان تخلفاتی رخ داده ، گفت: از جمله این تخلفات در بانک سرمایه است.

  1. ۳ هفته،۴ روز قبل
  2. ۰
اختلاس
نوآوران -

.جهانگیری معوقات بانکی را یکی از مسائل پیش روی اقتصاد کشور و نظام بانکی برشمرد و افزود: امروز معوقات بانکی بیش از 100 هزار میلیارد تومان است و این پولی است که عده ای گرفته اند و در موعد سر رسید پس نداده‌اند.معاون اول رئیس‌جمهور اضافه کرد: کسانی که معوقات بانکی دارند دو گروه هستند اکثریت آنها فعالان اقتصادی هستند که به دلیل شرایط اقتصادی کشور نظیر تورم و نوسانات نرخ ارز در سال های گذشته نتوانسته اند برنامه های خود را با این شرایط تنظیم کنند. وی افزود: البته در این میان کسانی نیز هستند که از طریق زد و بند پول گرفته اند و وثیقه مناسب ارائه نداده اند و روزی که پول می گرفتند می دانستند که نمی خواهند پس دهند. فهرستی 500 نفری از این افراد تهیه شده و به قوه قضاییه ارائه گردیده و در ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی نیز در دستورکار قرار دارد. جهانگیری با بیان اینکه بخشی از مسائل مربوط به صندوق ذخیره فرهنگیان مربوط به بانک سرمایه است گفت: 46 درصد بانک سرمایه متعلق به این صندوق است و 8 هزار میلیارد تومان از معوقات بانکی نیز مربوط به بانک سرمایه است.به عقیده کارشناسان در شرایطی که عده ای نیازمند برای درخواست و اخذ وام های کوچک با موانع متعددی روبه رو هستند و در عین حال عده ای با انواع و اقسام لابی و بهره جویی از اقسام رانت پول های کلانی را به عنوان وام دریافت می کنند، این دولت است که از طریق برخورد جدی با انواع مفاسد اقتصادی باید از ظهور دوباره بابک زنجانی ها، مه افرید خسروی ها و غیره جلوگیری کند.  در همین خصوص به گفت و گو با کارشناسان اقتصادی پرداختیم.

به جای بانک‌محور بودن سرمایه‌محور شویم

تقسیم بندی بدهکاران بانکی به فعالان اقتصادی که به دلیل فضای اقتصاد کلان کشور دچار مشکل شدند و به دلیل رکود و بحران‌های مالی نتوانستند وام های دریافت کرده را بازگردانند و افرادی که بازد و بند و به عمد نسبت به بازپرداخت اقدام نمی کنند، تقسیم‌بندی درستی است.

نکته مهم این است که درواقع نظام بانکی ما کارآمد نیست.

مهم‌ترین اشکال این است که مشتریان اعتبارسنجی نشدند. بانک‌ها به اشخاص حقیقی یا حقوقی تسهیلات دادند که امکان نداشت آن‌ها در واقع پول را بازگردانند.

این‌طور تسهیلات بانکی دادن موجب شده که در نتیجه مطالبات معوق حدود 100هزار میلیارد تومان شود که 8 هزار میلیارد تومانش متعلق به بانک سرمایه است. این طبیعی است بازار پول ایران دچار مشکل شود. نباید شرایطی ایجاد شود که از بازار پول سوء استفاده شود. اگر به همین روال پیش رود ما شاهد ظهور مه‌آفریدها و شهرام جزایری‌ها خواهیم بود. این‌ها پدیده‌هایی هستند که مخلوق سیاست‌های نامناسب کشور هستند.

نباید شرایط برای فعالیت دانه‌درشت‌هایی که با قلدری وام دریافت کرده از بانک‌ها را پس نمی‌دهند، فراهم شود. به نظر می‌رسد برای این‌که چنین اتفاقاتی نیفتد اولاً نظام بانکی ما باید کارآمدتر باشد و نکته دوم این‌که برای کارآمدی باید اعتبار سنجی شود.

قوه قضاییه باید به کمک بانک‌ها بیاید و با دانه درشت ها برخورد جدی کند.

نکته مهم دیگر این‌ است که اقتصاد ایران بانک محور است. بیش از 80 درصد بازار کشور طرح‌های تولیدی و صنعتی و خدماتی براساس تاسیساتی که از بانک‌ها دریافت می‌کنند به سراغ فعالیت می‌روند. در سایر کشورها بخش عمده بازارها سرمایه‌محور است نه بانک‌محور. لذا این اشکال ساختاری است که متوجه اقتصاد ایران است.

بانک مرکزی متهم اصلی معوقات بانکی دانه درشت‌ها

سهل انگاری بانک مرکزی و سازمان‌های نظارتی مثل سازمان بازرسی و دیوان محاسبات موجب شده که بسیاری از دانه درشت هایی که از بانک ها وام گرفته اند از بازپرداخت آن سربازنند. متسفانه طی سالهای اخیر بسیار شاهد چنین اتفاقاتی بودیم اما اکنون خود را نشان می دهد.

متهم اصلی بروز چنین مسائلی بانک مرکزی است که نتوانسته نظارت دقیقی داشته باشد.

الان بانک‌ها سوار هستند بر بانک مرکزی نه بانک ها بر بانک مرکزی که این اتفاقی ناخوشایند است و نتیجه اش معوقات سنگین می شود.

برای عقب افتادن قسط یک وام کوچک چندین بار بانک ها تماس می گیرند و حتی برای ضامن وام نیز مشکل ایجاد می‌شود و از حقوقش کسر می‌شود. اما چگونه این بدهکاران بزرگ ‌می‌توانند چنین راحت به فعالیتشان ادامه دهند؟ پشتشان به کجا گرم است که این چنین فعالیت می‌کنند؟

باید سازوکاری تعیین شود تا امکان تخلف وجود نداشته باشد. متاسفانه بانک‌ها اکنون به جای پیگیری مطالباتشان بنگاه‌دار هستند.

مدیریت بانک مرکزی مدیریت اقتصادی نیست بلکه مدیریت حسابداری است. رئیس بانک مرکزی بیشتر حسابدار است تا یک مدیر و تبعات یک تصمیم بانک مرکزی را نمی‌تواند در متغیرهای کلان اقتصاد مورد بررسی قرار دهد. وقتی سیستم به صورت حسابداری اداره ‌شود حساب‌سازی هم صورت می‌گیرد. حساب‌سازها طوری صورت مالی بانک‌ها را درست می‌کنند که این معوقات به صورت صحیح دیده نمی‌شود.

اکنون باید بانک مرکزی اقتدار خود را نشان دهد و بانک‌ها را موظف کند که این کار را انجام دهند. الان هم دارند سرپیچی می‌کنند که نشان از آن دارد بانک‌ها سوار بر بانک مرکزی هستند.

سیر مفاسد اقتصادی روند به شدت صعودی دارد

متأسفانه طی 30 سال اخیر هر بار در مفاسد اقتصادی رکورد می‌زنیم. اولین مفسده اقتصادی که در بانک ایران اتفاق افتاد رقم 123 میلیارد تومان بوده که مربوط به فاضل خداداد بود و از آن تاریخ یعنی از اوایل دهه 70 تا به امروز ما از 123 میلیارد شروع کردیم و رقم‌ها به بالای 9 هزار میلیارد تومان رسیده است. این نشان می‌دهد که سیر مفسده اقتصادی در کشور روند به شدت صعودی دارد. علاوه بر این در همه این سال‌ها ستادهای مبارزه با مفاسد اقتصادی نیز داشتیم. بدیهی است با طرح‌های قدیمی نمی‌توان با مفاسد اقتصادی مبارزه کرد. این اقدام بیشتر شبیه یک شوخی شده یعنی اگر زمانی کسی مثل شهرام جزایری ظهور می‌کرد تا یک سال جامعه و اقتصاد تحت تأثیر این خبر قرار می‌گرفت اما الان می بینیم که هر ماه یک انفجاری از خبر فساد اقتصادی اتفاق می افتد که خبر ماه گذشته را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد.

متأسفانه اکنون به بیماری عدم شفافیت اقتصادی دچاریم. یعنی به جای این‌که به شاخه‌ها بپردازیم که بابک زنجانی چیست؟ بانک سرمایه چه کرد؟ باید به ریشه بپردازیم و ریشه این است که همه این‌ها نشان از بیمار بودن اقتصاد  است.

درحقیقت باید بگوییم که اقتصاد کشور ما 3 گمشده شفافیت، رقابت‌پذیری و آزادسازی دارد.

متأسفانه تمام مسایل اقتصادی ما تحت تاثیر مسائل سیاسی است. جهانگیری علاوه بر معاون اول رئیس‌جمهور رئیس ستاد اقتصاد مقاومتی نیز است. وظیفه او از این جهت سنگین‌تر از همه است و این وظیفه سنگین نیز با ارائه گزارشات پایان نمی‌یابد و کفایت نمی‌کند. این که در این مملکت بدهکاران بانکی چه کسانی هستند امکان دارد از نظر ما مجهول باشد اما آقای جهانگیری باید لیستش را داشته باشد که بدهکاران بانکی چه کسانی هستند باید مشخص شود چه مقدار از این بدهکاران بانکی بخش خصوصی هستند.

باید ابتدا مشخص شود که چه مقدار بخش خصوصی‌اند که قطعا رقم کمتر از 10 درصد است.

بر اساس شرایط اقتصادی و تحریم و فشار و رکودی که وجود داشت عده‌ای ورشکست و بدهکار و عاجز از پرداخت وام های دریافت کرده شدند.

اما برخی با برخی که بدهکار هستند و اعلام ورشکستگی نمی‌کنند باید برخورد جدی شود.

اکنون در بسیاری از کشورها ایرانیان در زمینه های مختلف سرمایه گذاری می‌کنند. در تمام کشورهای منطقه اعم از همسایگان شمال غرب ترکیه و همسایگان جنوبی ایرانیان هزاران هزار آپارتمان و ملک دارند. معنی ندارد که در کانادا و در آمریکا ایرانیان بزرگترین خریدار و فروشنده ملک باشند. در بخش‌هایی از اروپا ایرانیان بسیار سرمایه ‌گذاری می کنند. این ها پول های ملی است که از مملکت بیرون رفته و تبدیل به ملک در کشورهای خارجی شده است. اگر در بین این افراد کسی بدهکار بانکی است باید قطعا برخورد کنند. این مماشات با بدهکار بانکی که گردن‌کشی می‌کند و وثیقه‌ای هم در بانک ندارد ظلم به مردم است.

برخورد حقوقی بی معنی است باید  برخورد جزایی و کیفری شود. اگر جلوی این رانت‌ها گرفته نشود و عزم جدی در برخورد و پیگیری وجود نداشته باشد قطعاً باید منتظر ظهور شهرام جزایری‌ها و امیرمنصورهای آریا باشیم. متأسفانه برخورد قاطع تاکنون نبوده و اقدامات صورت گرفته بیشتر پروپاگاندا و نمایش سیاسی بوده است.

تا زمانی که با مفاسد اقتصادی برخورد نشود هیچ کس از فساد ترس ندارد

برخی فعالان اقتصادی در شرایط کنونی با مشکل نبود منابع مالی مواجه شدند و نتوانستند وام‌های دریافت کرده را بازگردانند.

اما عده‌ای همیشه از موقعیت سوء استفاده می‌کنند. آن ها با زد و بند از بانک ها منابع مالی دریافت می کنند و تعمداً نسبت به بازپرداخت وام اقدام نمی کنند.

برخی دانه‌درشت‌هایی‌ هستند که با سفارش و رانتی که دارند وام می‌گیرند و وثیقه‌ای نیز ارائه نمی‌کنندکه باید حتما برخورد شود.  

اگر واقعاً بخواهیم واکاوی کنیم بخشی ‌از این مشکلات به سیستم بانکی برمی‌گردد که استراتژی کلی در بانک نداریم و بانک‌ها فکر می کنند اگر رقم تسهیلاتشان بالا رود عملکردشان مثبت می شود در صورتی که اگر بانک‌ها فعالان اقتصادی کوچک و نوپا را بیشتر مورد حمایت قرار دهند ممکن است مشتری بیشتری داشته باشند.

بانک‌ها می‌خواهند آمار عملکردشان را بالا ببرند اما نمی‌دانند آنچه برای اقتصاد مفید است مشتریان کوچک است.

اگر بانک‌ها به مشتریان کوچتر بپردازند ریسک عملکردشان خیلی کاهش می‌یابد.

باید بپذیریم که در جامعه ما که شرایطی وجود دارد که روابط بر ضوابط حاکم است. هرکاری کنیم روابط حرف آخر را می‌زند و به این ترتیب دچار فساد اقتصادی می‌شویم. سیستم بانکی دچار مشکلات عدیده‌ای است و خلأ قانونی نیز بر این مسائل دامن زده است. سیستم باید طوری باشد که بانک مرکزی و دستگاه هایی که مقررات را تعیین می‌کنند بانک‌ها را ملزم به داشتن یک مدل اعتباری کنند. دستگاه های نظارتی نیز باید تخلفات را پیگیری کنند.

اگر اکنون دچار مفاسد اقتصادی هستیم به دلیل این است که تاکنون برخورد قانونی صورت نگرفته و هیچ کس از فساد اقتصادی ترس ندارد. در حالی‌که باید سازوکاری تعیین شود که امکان فساد وجود نداشته باشد.

سیستم بانکی باید اصلاح شود. ارتباط مشتری با کارمند بانک باید به حداقل برسد و آنلاین شود و دستگاه قضا نیز دست به کار شود تا شاهد ظهور بابک زنجانی‌ها و شهرام جزایری‌های جدید نباشیم.


خبرنگار: آرزو قادری

نوشتارهای مرتبط

تازه های سیاست داخلی