سرمقاله - عباس عبدی

بلبشوی گفتاری در سیاست

کنشگر سیاسی

  1. ۱ هفته قبل
  2. ۱
عباس عبدی
نوآوران -

وقتی که ترامپ انتخاب شد، انتظار می‌رفت که نیروهای سیاسی در داخل کشور در چالش‌های میان خود نوعی حزم و احتیاط را پیشه کنند و از شدت اختلافات و تنش‌ها بکاهند و پیام روشنی را به طرف مقابل دهند که در برابر منافع ملی و اساس کشور و تهدید بیگانگان یکدل و متحد هستند. بروز چنین رفتاری نشان‌دهنده سطوح توسعه‌یافتگی سیاسی در هر جامعه است. ولی متأسفانه به نظر می‌رسد که در دو هفته گذشته مسیر معکوسی را طی می‌کنیم. بجای آنکه آرامش سیاسی در دستور کار سیاست قرار گیرد، تنش و تقابل رخ می‌نماید.

در اتفاقات هفته گذشته شاهد مواردی در تایید این ادعا هستیم. از یک سو مقام قضایی مانع سخنرانی نایب رییس مجلس در شهرش می‌شود. از سوی دیگر واکنش‌های سیاسی علیه این تصمیم آغاز می‌گردد. اوضاع وقتی در هم و بلبشو می‌شود که افراد و نهادهایی که باید متولی چنین دستوری باشند یا متهم به دست داشتن در این ماجرا می‌شوند، این اتهام را تکذیب می‌کنند. نه نیروی انتظامی، نه وزارت اطلاعات و نه سپاه و نه حتی امام جمعه مشهد مسئولیت دخالت در چنین اقدامی را به عهده نمی‌گیرند و از خود سلب مسئولیت می‌کنند. در نهایت دادستان مشهد مسئولیت را رأساً می‌پذیرد. ولی این تازه آغاز ماجراست. مقامات بالاتر قضایی صریحاً از این اقدام دفاع نمی‌کنند، هرچند آن را رد یا نقد هم نمی‌کنند، ولی نسبت به واکنش‌های نمایندگان مجلس و مقامات دولتی بویژه رییس جمهوری معترض هستند و آن را متعادل نمی‌دانند. به همین دلیل رییس قوه‌قضاییه در خطابی تند و اعتراضی به رییس‌جمهور و رییس مجلس از اینکه نسبت به ایراد و اتهام علیه دستگاه قضایی در مجلس سکوت کرده‌اند ولی در برابر لغو سخنرانی موضع گرفته‌اند، به تندی انتقاد کرد. پیش از این نیز آقای رییس‌جمهور در افتتاحیه نمایشگاه مطبوعات اظهاراتی را در ضرورت آزادی قلم و بیان و رد مخالفان آن بیان کرد که آن نیز با واکنش سریع و تند ریاست دستگاه قضایی مواجه شد. پاسخی که اگر از زاویه حقوقی و غیراحتجاجی داده می‌شد به طور قطع مفید و موثر بود.

در ادامه مشاور آقای رییس‌جمهور مطالبی را در تکمیل و یا توضیح اظهارات رییس‌جمهور در نمایشگاه مطبوعات اظهار داشت که با واکنش تند دادستان تهران مواجه شد که بوی تهدید نیز از آن به مشام می‌رسید.

همه اینها یک طرف در این میان یکی از آقایان روحانیون استان گلستان اظهاراتی را علیه آقای علی مطهری نمود و در بخشی از سخنان خود گفت که: «... من که خود از طلاب دانش آموخته حوزه مقدسه قم هستم اگر چنانچه در شرایطی قرار گیرم که به شما دستی بدهم حتماً پس از آن دستان خود را خواهم شست زیرا مبتنی بر مبانی فقهی و کلامی، شما را بعد از این اهانت به معصوم (اگر در مقامی نباشم که شما را مستحق اعدام بدانم که این مقام در حاکم شرع منحصر است ؛ اما) قطعا نجس می‌دانم.» چنین اظهاراتی همیشه می‌تواند دست‌مایه خشونت قرار گیرد و مبنای بسیاری از کارهای خطرناک باشد. شاید بهتر بود که دست‌اندرکاران امور علیه این سخنان سریع‌تر وارد ماجرا می‌شدند تا نیاز به پاسخگویی دوباره بوجود نیاید. ولی پاسخی که آقای مطهری به وی داد، به جای آنکه آبی بر آتش ریخته شود، برعکس عمل کرد. وی در بخشی از پاسخ خود می‌نویسد که: « ... این سخن شما آن مثل معروف را تداعی می‌کند که خدا فلان حیوان را شناخت که به او شاخ نداد. خوشحالم که حاکم شرع نیستید و الا اکثر مردم را تکفیر و اعدام می‌کردید. روحیه شما با گروه تکفیری صهیونیستی داعش سازگار است، خوب است به جای ماندن در استان گلستان به کمک آنها در موصل بشتابید که برادران شما در آنجا سخت در خطرند». چنین پاسخی از ایشان بسیار بعید و غیرمنتظره بود و شایسته است که نسبت به اصلاح آن اقدام شود. مسأله این نیست که گوینده آن سخنان علیه آقای مطهری درست گفته یا نادرست؟ تردیدی در نادرستی آن اظهارات نیست، ولی هدف باید کاستن از تنش‌ها و یاد دادن چگونگی کاهش این تنش‌ها باشد. چنین ادبیاتی نمی‌تواند به اصلاح امور کمک کند و جز خشم و نفرت در دل دیگران چیز دیگری را ایجاد نمی‌کند.

بحث این نیست که در ایران اختلاف سیاسی نیست. هست و زیاد هم هست. ولی وقتی که آتش اختلافات از حدی بیشتر زبانه می‌کشد، و از آن مهم‌تر اینکه دیگرانی نیز مترصد آن هستند که شعله‌های این آتش را تقویت کنند، عقل اقتضا می‌کند که قدری احتیاط کرد. متأسفانه وضعیت به گونه‌ای است که دستگاه قضایی به عنوان یک طرف سیاسی معرفی شده است. شاید مقامات قضایی چنین قصدی را ندارند، ولی ادبیات غیرحقوقی به کار گرفته و نیز وجود برخی تفاوت‌ها در مواجهه قضایی با امور گوناگون این ذهنیت را ایجاد می‌کند که دستگاه قضایی را در یک سوی ماجرا قرار می‌دهد. بدون تردیدی دستگاه قضایی و مسئولین آن باید فقط و فقط به اظهارات حقوق بسنده کنند. ورود به سیاست حتی به صورت ناخواسته از طریق به کارگیری ادبیات سیاسی، بیشترین نقش را تخریب این قوه مهم جامعه دارد.

محور اساسی سیاست در شرایط کنونی باید بر آرام‌سازی و کاهش تنش باشد. افزایش آن هم برای اقتصاد و هم برای سیاست خارجی و قدرت منطقه‌ای ایران خطرناک و زیان‌آور است. طبعاً در کاهش تنش باید قدری از خواسته‌ها و انتظارات کاسته شود. بالا بردن خواسته‌ها و انتظارات کمکی به تأمین و برآورد شدن آنها نخواهد کرد. جز آنکه استهلاک بیشتر قدرت کشور را موجب خواهد شد. اولین شرط برای کاهش تنش باید تلطیف ادبیات و سخن باشد. با چنین ادبیات تند و خشنی در سطح سیاست، نمی‌توان انتظار داشت که فضا آرام شود.


نوشتارهای مرتبط

تازه های سیاست داخلی