سرمقاله - فیروز نعیم محبوبی

در سوک آفتاب انقلاب

مدیرمسوول

  1. ۳ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
نعیم
نوآوران -

گویى هرم وارونه بود سیر مناصب و دامنه اختیارات آیت‌الله. بى‌شک اگر انتخاب اعضاء و ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام در ید مقام معظم رهبرى نبود و نبود عنایت و علاقه خاص ایشان به آیت‌الله، دست هاشمى را از مجمع هم کوتاه مى‌کردند تا به هر آن‌چه در سر سوداى آن را دارند، با خیالى آسوده‌تر و فراختر دست یازند. همان‌ها که وجهه سیاسى و کار و کاسبى پست و مقام و مطاع دنیا را از صدقه سر آفتاب انقلاب و این اواخر پنجه کشیدن بر چهره عالم تابش به یغما دارند. همان‌ها که حتى نوک کفش‌هایشان هم بر آستانه در سیاه‌چال‌هاى قبل از انقلاب سائیده نشد. همان‌ها که در تمام حدود ٣٠٠٠ روز جنگ تحمیلى، حتى یک ثانیه هم ولو در پشت جبهه‌ها رؤیت نشدند. همان هتاکان و بى‌شرمان که عدد سال‌هاى زندگى‌شان، بسیار خردتر از تعداد سال‌هاى پیروزى انقلاب اسلامى ست. همان‌هایى که اگر دست از خیره‌سرى‌ها و وقاحت خویش باز ندارند و فقدان آیت‌الله و منش اعتدال‌آفرین و آرامش بخشش را طلیعه تاخت‌و‌تاز بى‌محاباى خود فرض نمایند، مورخان در آینده‌اى نه چندان دور هرگاه بخواهند از تاریخ انقلاب شکوهمند بهمن ٥٧ سخن بگویند یا قلم بفرسایند، از آن با عنوان دوران هاشمى و دوران پس از هاشمى یاد خواهند کرد و خداوند نیاورد چنان ایامى را که بى‌شک ایام پس از آخرالزمان نظام مقدس جمهورى اسلامى، اضمحلال و گسست تاریخ کهن ایران زمین و پایان همیشگى یکپارچگى و همدلى کشورمان و اقوام آن خواهد بود.

رحلت آیت‌الله، بیش از همه دوران‌هاى حساس و سرنوشت‌ساز، بانیان و یاران صدیق انقلاب را نگران و ملتهب ساخته است. این دلشوره و آشفتگى پر بى‌راه هم نیست؛ چراکه فقدان آیت‌الله، مترادف است با کسور حجم عظیمى از گفتمان و رفتار معتدل و تفکر معقول و منطقى از مناسبات و مراودات سیاسى کشور. بر هر مقام و مسؤول ایرانى واجب است تا با لحاظ بیش از پیش شکیبایى و درایت هوشمندانه در حوزه رفتار سیاسى خود، این کسور و ضایعه عظیم را جبران و ترمیم نماید. بر همه جناح‌ها و جریانات سیاسى واجب است تا اجازه ندهند دشمنان اسلامیت و ایرانیت و ملت ایران با پنجه کشیدن بر چهره آیت‌الله و اعتقاداتش و یا جا زدن خود به جاى یاران صدیق آیت‌الله و هجمه به دلسوزان جریان‌هاى سیاسى مقابل، بساط نفاق سیاه خود را بر سپهر سیاسى ایران بگسترانند. آیت‌الله براى ایران فقط یک مبارز پیشکسوت و سیاستمدارى کار کشته محسوب نمى‌شدند. ایشان نماد، خزانه و سنجه اعتدال و از خودگذشتگى و سفیر آرامش و ثبات در بحرانى‌ترین بزنگاه‌هاى کشور بودند. ویژگى‌هایى که در عین حفظ ثبات و اطمینان تام از مواضع سترگ خویش، هیچ‌گاه با منافع مالى نوکیسگان سیاسى و پست و مقام آنان سر سازش نگذاشت. قدر مسلم این آزمندان نالایق عرصه پول و مقام، فقدان منش و تفکر آیت‌الله را مغتنم‌ترین فرصت براى تجلى و حصول منویات منحوس خود مفروض خواهند داشت و از هیچ حیلت و خیره سرى چشم نخواهند پوشید.

تجربه سال‌هاى اخیر ثابت کرده است «پر‌رویى و بى‌شرمى»، «بى‌ادبى و هتاکى» و «بى‌پروایى و گستاخى»، سه ابزار هر چند کیفى همسان، اما به لحاظ کمى، متداول‌ترین و کاربردى‌ترین سلاح مخالفان اتمسفر آرامش و اعتدال طى سال‌هاى اخیر در کشور بوده است. از آن‌جا که اینان از بیخ‌و‌بن با منافع ملى ناآشنا و نسبت به آن ابترند، تعاریف جزمى خودشان را از مصالح نظام و مناسبات و تعاملات داخلى و روابط بین‌الملل دارند. حضرت آیت‌الله به دلیل در اختیار داشتن همیشگى پست‌هاى سیاسى حساس دولتى و حکومتى و نیز رویه اعتدال و گذشت و بزرگ‌وارى‌هایشان، دم دستى‌ترین لقمه چرب و نرمى بودند که مى‌توانستند با به کارگیرى اصول سه گانه خود و هجمه به ایشان، فضاى سیاسى حاکم بر کشور را بر هم ریزند تا خود یا اربابانشان از آب گل‌آلود، فربه‌ترین ماهى‌ها را صید نمایند. حال در غیاب آیت‌الله و شیوه‌هاى مصلحانه و آزاده‌منشانه‌اشان، اینان بسیار افسار گسیخته‌تر از پیش بر دوستداران ثبات و آرامش و توسعه کشور یورش برده و ایشان را خواهند آزرد.

مؤثرترین راه مقابله با اینان – در کنار راهکارها و ابزارهاى قانونى پیش‌بینى شده در نهادها و ارگا ن‌ها – همان طریق صبورى و اعتدال آیت‌الله است ( ان‌الله مع الصابرین). متذکر مى‌شود ایام چند ماه مانده تا انتخابات دوازدهمین دوره ریاست‌جمهورى، میدان کارزارى فراخ و بسیار مهیا براى عرض اندام سیاسیون دست دوم و دست سوم کشور و ایادى آن‌ها و نیز محل آزمونى براى میزان شیکیبایى و فراست مقامات و مسؤولین دست‌اندرکار نظام در اولین غیاب آیت‌الله از ساحت سیاسى کشور است. باشد که سر بلند و ظفرمند این کارزار نیز همچون یازدهمین دوره انتخابات؛ متضمن مصلحت، سلامت و پایدارى نظام جمهورى اسلامى و امنیت برخاسته از آن بر گستره ایران زمین و زندگى ملت رشیدمان باشد.

انشاء‌الله.