جامعه بزرگ جهانی لب پرتگاه بحران‌ های برگشت‌ ناپذیر

سناریوی جنگ سرد بین روسیه و اتحادیه اروپا

ینس یورگن نیلسن در مقاله‌ء منتشر شده‌ای در وب‌گاه اسپوتنیک نوشت که اروپا برای اولین بار بعد از جنگ جهانی دوم در حال نزدیک شدن به بحران جنگ با اروپاست.

  1. ۶ ماه قبل
  2. ۰
پوتین و مدودوف
نوآوران -

گروه بین الملل ـ فرزانه اسکندریان: بعد از جنگ جهانی دوم، و تمرکز تسلیحات بیشتر در مرزهای میان اروپا و روسیه، شرایط در جهت برآورده شدن منافع جهانی آمریکا مساعدتر شد، به طوری که اروپا و روسیه وارد چالش‌های جدی‌تری شدند.

ینس یورگن نیلسن در مقاله‌ء منتشر شده‌ای در وب‌گاه اسپوتنیک نوشت که اروپا برای اولین بار بعد از جنگ جهانی دوم در حال نزدیک شدن به بحران جنگ با اروپاست.

اخیرا، این‌طور به‌نظر می‌رسد که دیگر جنگ سرد پایان یافته و «جامعه بزرگ جهانی» لب پرتگاه درگیری‌های عمیق‌تری ایستاده‌است.

بعد از سرنگونی رژیم شوروی سابق، شهروندان روسیه آغوش خود را بیشتر برای غرب و ایدئولوژی‌های منحصربه‌فردش باز کردند.

نکته اول این است که تمرکز نظامی و تسلیحاتی اروپا در مرزهای خود با روسیه فقط توانسته میزان نگرانی این کشور را افزایش دهد. نباید فراموش شود که ممانعت آلمان از ارسال ارتش‌ نظامی به مرزهای روسیه چندان جای تعجب ندارد.

با وجود اینکه ممکن است اروپائی‌ها جنگ جهانی دوم را زیاد به خاطر نداشته باشند، اما حمله نازی‌های آلمانی دقیقا از همین مرزها که 27 میلیون کشته به‌جای گذاشت به خوبی در خاطر روس‌ها مانده است.

نکته دوم اینکه جرج بوش در سال 2002 طبق پیمان منع تولید موشک‌های بالیستیک عمل کرد اما اکنون دیگر استفاده از این تسلیحات در مرزهای روسیه ممانعتی ندارد.

پیمان منع تولید موشک‌های بالیستیک در سال ۱۹۷۲ میان ایالات متحده آمریکا و اتحاد شوروی امضا شد. بر اساس این پیمان هر دو کشور اجازه یافتند یک سامانه ضد موشکی برای مقابله با شلیک موشک‌های بالستیک احداث کنند.

در هر صورت، این تسلیحات احتمالا در کشتی‌های جنگی ناتو واقع در دریای بالتیک یا جاهای دیگری باشند که گفته می‌شود قدرت نابودی سن پترزبورگ را در عرض کمتر از 5 دقیقه دارد.  

برخی از کشورهای غربی که سلاح هسته‌ای دارند این مفهوم را به غلط اشاعه داده‌اند که «تسلیحات دفاعی» اروپا موشک‌های دوربرد هسته ای روسیه را خنثی می‌کند و سیاست انباشتن تسلیحات روشی برای مقابله با این کشور بوده‌است.  

نیلسن در مقاله خود این‌گونه نوشت که استراتژیست‌های اروپایی ممکن است به خیال موفق شدن در جنگ وسوسه شوند که به روسیه حمله کنند. اما در واقع این خیالی خام است، چرا که روسیه قدرت تسلیحاتی بسیار پیشرفته‌تری دارد.

نکته سوم اینکه روابط دیپلماتیک بین روسیه و اروپا کم‌رنگ شده‌است. نیمه دوم دهه 1980 میلادی،‌ رونالد ریگان اقدامات مهمی برای آغاز مذاکرات با گوربچف در  راستای خلع سلاح روسیه ترتیب داد اما امروزه جای تعجب دارد که چگونه رئیس جمهور دموکرات امریکا، باراک اوباما، توانسته اروپا را وارد چنین موقعیت خطرناکی کند.

به گفته نیلسن، حال وقت این است که اسکاندیناوی بفهمد که دموکرات‌ها چندان قابل اعتماد نیستند؛ برعکس، سیاست جمهوری خواهان آنطور که تصور می‌شود تند عمل نکرده‌است.

در بخش دیگری، نویسنده «جان اف کندی» عضو حزب دموکرات آمریکا را مثال می‌زند، که به دلیل راه اندازی سیستم موشکی در کوبا، به شعاع 90 مایل (144 کیلومتر) از آمریکا، توسط اتحاد جماهیر شوروی نزدیک بود جنگ هسته ای راه بیندازد.

امروزه، شرایط چندان تغییری نکرده، یا شاید کمی هم پیچیده‌تر شده‌است. این نویسنده آمریکایی در مقاله خود کشورهای اروپایی را دعوت می‌کند تا لحظه‌ای از خود بپرسند چرا اروپا  به خود اجازه داده تا بازیچه آمریکا برای برآوردن منافع جهانی‌اش شود.

ایالات متحده روسیه و چین را کشورهائی می‌داند که اگر تهدید هم نباشند، روزی هژمونی‌اش را در جهان زیر سوال می‌برند.

این در حالی است که الکساندر گروشکو، فرستاده روسیه به ناتو، پیشتر در گفت‌وگوئی گفته بود که ناتو نیاز دارد تا روسیه را یک دشمن جلوه دهد تا از این طریق خود را مرکز روابط جهانی نشان دهد و ثابت کند که اتحاد اروپا و آمریکا تنها گزینه موجود برای ایجاد ثبات در منطقه است.

مذاکرات سیاسی برای حل کشمکش بین روسیه و ناتو کافی نیست، چرا که صف‌آرائی تسلیحات و ارتش روسیه و اروپا چالش جدی‌تری را در روابط دوطرف ایجاد کرده‌است.

اما از طرفی، جریان دیگری در جهت عادی‌سازی روابط به روسیه پیش‌ گرفته ‌شده‌است. جرج فریدمن، تحلیل‌گر سیاسی نیویورک تایمز، در مقاله‌ای نوشت:‌ اگر روابط با روسیه عادی نشود، به ضرر اتحادیه اروپا تمام می‌شود.

فرانک والتر اشتاین، وزیر امورخارجه آلمان، سه‌شنبه 11 خرداد گفته بود در صورت حل بحران اوکراین، کشورش قصد دارد به‌تدریج تحریم‌ها را علیه روسیه کاهش دهد. پیشتر نیز هفته نامه اشپیگل در مقاله‌ای اعلام کرده‌بود که دولت آلمان قصد دارد تحریم‌های اولیه را علیه روسیه در قبال همکاری موسکو در انتخابات شرق اوکراین بردارد.

به هر روی،‌ اروپا به این نکته پی برده‌است که سیاست روسیه نسبت به اوکراین تغییر نخواهد کرد و کنترل بخش‌هایی از اوکراین هم دیگر به کی‌یف برنخواهدگشت. به همین ترتیب، روسیه هم دیگرنمی‌تواند مانع روابط نزدیک کی‌یف با آمریکا شود یا در شرق اوکراین شورش راه اندازد. بنابراین، سناریوی جنگ سرد بین روسیه و اتحادیه اروپا و تداخل آمریکا در این میان می‌تواند نتیجه نه چندان خوشایندی در پیش داشته باشد.