سیاست‌های پناهندگی باعث بی‌اعتمادی شده‌ است

اروپا از مشکلات همسایگان شرق مصون نیست

بحرانی که از سال گذشته در اروپا آغاز شد، یادآور این نکته بود که این قاره نسبت  به مشکلات همسایگان خود مصون نیست. با وجود اینکه خیلی قبل‌تر میلیون‌ها سوری در کشور خود آواره شده‌بودند، جمعیت زیادی نیز به ترکیه، لبنان و اردن، پناهنده شدند.

  1. ۵ ماه،۴ هفته قبل
  2. ۰
اروپا از مشکلات همسایگان شرق مصون نیست
نوآوران -

فرزانه اسکندریان: بحران مهاجرت در اروپا در سال گذشته تنها یکی از مشکلات جهان بود. دنیای سرمایه‌داری دیگر باید بحران پناهندگان را بهتر مدیریت کند.

بحرانی که از سال گذشته در اروپا آغاز شد، یادآور این نکته بود که این قاره نسبت  به مشکلات همسایگان خود مصون نیست. با وجود اینکه خیلی قبل‌تر میلیون‌ها سوری در کشور خود آواره شده‌بودند، جمعیت زیادی نیز به ترکیه، لبنان و اردن، پناهنده شدند. از حدود 13 میلیون آواره پس از جنگ (7 میلیون داخل سوریه و 6 میلیون در کشورهای دیگر)، فقط حدود 1 میلیون سوری به اروپا پناهنده شدند. لبنان در حال حاضر میزبان حدودا 1 میلیون و نیم پناهنده سوری است که نسبت به جمعیت 4 میلیون و نیمی‌اش عدد سرسام آوری است. در اردن جمعیت 1 میلیون و سیصد نفری پناهنده سوری 1 چهارم هزینه های عمومی را به‌خود اختصاص داده‌اند. اما بدون سیستمی قوی از مقررات بین المللی که بار را از دوش کشور میزبان کم کند، یا هر گونه علاقه سیاسی از طرف اروپا در راستای حل این بحران هرج و مرج به پای پناهندگان تمام می‌شود. اکنون اروپا دچار مشکل قبلی لبنان شده‌است. دیگر دنیای سرمایه‌دار فهمیده که  سیستم حمایت بین المللی از پناهندگان کارایی ندارد. و اروپا، که 65 سال است رژیم پناهندگی دارد، باید به عنوان کاتالیزوری برای تغییر عمل کند.

به لطف پناهندگان سوری، کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان (UNHCR)، تعداد جمعیت آواره جهان را 60 میلیون نفر اعلام کرده که 20 میلیون نفرشان خارج از کشورهای خود پناهنده شده‌اند. از طرفی، درگیری های جدید در کشورهایی مانند سودان نیز در حال افزودن به این بحران هستند و مسائل کهنه‌تر مانند کشمکش‌های کشور سومالی نیز بدون راه حل باقی مانده‌اند.

اما لزومی ندارد این‌طور فرض کنیم که تعداد پناهندگان باید رو به افزایش باشد، بلکه همیشه باید این احتمال را نیز در نظر داشت که احتمال دارد درگیری‌ها فروکش کند. بحران مهاجران سوری آخرین مسئله‌ای است که دیگر اروپا از آن استقبال نمی‌کند. به هر روی، مشکلاتی که در ترکیه ، اردن و لبنان به‌وجودآمد تا حدی یورش پناهندگان را به اروپا در سال گذشته توضیح می‌دهد.

اروپا ناگهان خود را در شرایطی دید که مجبور بود به پناهندگان آواره کمک کند. بنابراین، سیاست‌مداران و مقامات اروپایی هرچه سریع‌تر در کنوانسیون پناهندگان سال 1951 سازمان ملل متحد و پروتکل 1967 تجدید نظر کرد، به طوری که چارچوب اصلی برای حمایت بین المللی از آوارگان و مبنای کار برای کمیساریای عالی ملل متحد فراهم شد. در حقیقت، کنوانسیون یکی از قوی‌ترین بخش‌های قوانین بین المللی است. تعهد اولیه قوانین تجدید نظر شده بر مبنای عدم اجبار است، بدین معنی که ممکن است پناهندگان به کشورهای قبلی خود نگردند.

همان‌طور که جیمز هاتاوی، کارشناس قانون پناهندگی از دانشگاه میشیگان، در مقالهء وب‌گاه اکونومیست اشاره کرد، کنوانسیون پناهندگان اروپا کاربرهای زیادی دارد. در طول چند دهه اخیر، دامنه قوانین منطقه ای و بین المللی پناهندگان گسترش یافته و فقط منحصر به آوارگان فراری از جنگ نمی‌شود. در حال حاضر بسیاری از کشورهای جهان در حال حاضر از جنگ‌زدگان سوری استقبال می‌کنند.

در عین حال سیاستمداران اروپایی نباید جنگ جهانی دوم و بحران پناهندگان اروپایی را به باد فراموش بگذارد. ابتدا کنوانسیون شامل آوارگان اروپایی قبل از سال 1951 می‌شد. قانون اسکان مجدد و بازگشت به جمعیت پناهندگان در اروپا به کمتر از نیم میلیون کاهش داد.

در سال 1956، کمیساریای عالی اقداماتی انجام داد تا صدها هزار نفر از مجارها که از تانک های شوروی فرار کرده بودند، حتی اگر آنها که شامل قوانین کنوانسیون نمی‌شدند تحت حمایت قراربگیرند. بسیاری از پناهندگان در امریکا و یا کشورهای خارج از اروپا اسکان داده شدند. موافقت‌نامه‌هایی در آفریقا و آسیا امضا شد تا از پناهندگان محافظت بیشتری شود. در نتیجه شبکه‌ای بین المللی شکل گرفت که قوانین و نهادها در راستای کمک به آوارگان جهانی دست به‌کارشدند.

کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان (UNHCR) جدا از فراهم کردن پناهگاه عادی برای مهاجران سه راه‌حل پایدار در اختیار دارد؛ بازگشت داوطلبانه، ادغام در کشوری که پناهندگی ارائه می‌دهد و اسکان مجدد در کشوری دیگر، البته معمولا در کشورهای ثروتمند. اکثر پناهندگان از صمیم قلب دوست دارند به خانه برگردند، اما این موضوع مشروط بر این است که مناقشات در وهله اول حل شوند، که در کشورهایی مانند سومالی، سوریه و یا افغانستان بعید به نظر می‌رسد. میزان بازگشت به از سال 1983 در پایین ترین خود به‌سر می‌برد.

اما امروزه اسکان مجدد مهاجرین، که طبق آن پناهندگان آسیب پذیر باید به کشورهای سرمایه‌دار منتقل  شوند، طرفدار چندانی ندارد. یکی از این کشورها استرالیاست که با پس فرستادن مهاجران به عهد خود وفادار نبوده است وعده و وعیدهای ترکیه جامه عمل نپوشیده است و آمریکا نیز با وجود افزایش سهمیه خود مهاجران کمتری را به دلایل نگرانی‌های امنیتی پذیرفته‌است. با وجود اینکه نخست وزیر جدید کانادا، جاستین ترودو، در یک وعده انتخاباتی قول اسکان 25 هزار سوری را داده اما فقط قطره‌ای در اقیانوس بود.

در هر صورت، منتقدان غربی بر این عقیده هستند که پناهنگان سوری در کشورهایی مانند لبنان و اردن از لحاظ اقتصادی و اجتماعی به شکل آسان‌تری می‌توانند خود را وفق دهند. اما نکته قابل توجه این است که اگر این کشورها در برخورد با این بحران با مشکل مواجه شوند، اروپا نیز از عواقب آن مصون نخواهد ماند.

دولت های غربی تصور می‌کردند که مهاجران می‌توانند به نیروی کار جدیدی تبدیل شوند. اما وعده و وعیدهایشان بیشتر باعث ایجاد بی‌اعتمادی شد و پوپولیست‌های ضد مهاجر از فرصت‌های به وجود آمده استفاده بیشتری کردند. در آخر، بحران پناهندگان سوری تا حدی است که سیاستمداران اروپا باید از تمام توان خود برای مدیریت شرایط کنونی استفاده کنند چرا که بعید است این‌بار راه فرار آسانی یافت شود.