بررسی اوضاع جهان عرب

راهی که تونس رفت

عباس عبدی- اوضاع جهان عرب، قمر در عقرب است. مصر کم‌کم به حاشیه رفته، چنانچه که از روی نیاز یا ناچاری جزایر خود در دریای سرخ را در اختیار عربستان قرار می‌دهد تا پولی نصیبش شود و یا به حمایت از تجاوز سعودی‌ها در یمن می‌پردازد.

  1. ۵ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
راهی که تونس رفت
نوآوران -

در حالی که در گذشته نه چندان دور برای جلوگیری از زیاده‌خواهی‌های سعودی‌ها در یمن و در دفاع از یمن نیروی نظامی به این کشور می‌فرستاد. مرکزیت جهان عرب از قاهره و دمشق و بیروت جابجا شده است. چشم‌انداز روشنی در این منطقه نیست، بهار عربی، به سرعت خزان شده است. ولی در این میان اتفاق به نسبت غیرمنتظره‌ای نیز رخ داده است. آنچه که بیش از هر چیزی موجب تعجب شده، شکست اخوان‌المسلمین در مصر نیست، بلکه انطباق‌پذیری جنبش اسلام‌گرای «النهضه» در تونس با وضعیت موجود این کشور است. این تحول به گونه‌ای است که عجیب نخواهد بود اگر سایر احزاب اسلامی در جهان عرب، از جمله اخوان‌المسلمین نیز در بلندمدت از این گروه تبعیت کنند. اگر امروز اخوان‌المسلمین تحت فشار حکومت مصر است، شاید نتواند به سرعت با تغییرات مناسب هماهنگ شود، ولی دیر یا زود این تحول رخ خواهد داد. کدام تحول؟

حزب النهضه تونس در ادامه خط فکری جریان اخوان‌المسلمین درصدد ایجاد جامعه‌ای اسلامی مبتنی بر شریعت بود و خاستگاه فکری و راهنمای عمل آن اسلام بود. داشتن چنین دیدگاهی برای کنشگر مدنی و البته غیرسیاسی مشکلی نیست، ولی اگر قرار شود که یک حزب سیاسی چنین دیدگاهی داشته باشد، به ناچار باید به چند موضوع نیز تن دهد. بیش از هر چیز پدیده‌ای به نام وطن را نمی‌تواند بپذیرد. منظور از وطن محل تولد نیست که هر کس به آن علاقه‌مند است. بلکه منظور یکجغرافیای مشخص در قالب یک واحد سیاسی است که افراد درون این واحد سیاسی و تابع آن، حقوق متفاوتی نسبت به سایرین دارند. به عبارت دیگر وطن به این مفهوم با شهروند همراه است و نه مسلمان. مهمترین وجه اشتراک افراد در این واحد ملی دین یا قومیت و زبان نیست، بلکه شهروندی و تابعیت است که آنان را به یکدیگر پیوند می‌دهد و در برابر از شهروندان سایر کشورها متمایز می‌کند. از این منظر شکل دادن حکومتی که با همه مسلمانان نسبت یکسانی برقرار کند، بلاموضوع خواهد شد.

از همین منظر پذیرش دموکراسی و حق رأی نیز مشکل خواهد شد. اگر هم به زبان پذیرفته شود، پذیرشی تاکتیکی و از روی ناچاری است و نه اصیل. زیرا ملاک اعتبار شکل‌گیری هر حکومتی با این گرایش، رأی‌گیری از مردم نخواهد بود. در بهترین حالت آرای مردم چیزی در حد زینت است و برای مشروعیت دادن حکومت هیچ اصالتی ندارد.

برای این گروه منبع قانون‌گذاری و حتی مفهوم قانون نیز متفاوت خواهد شد. قانون نمی‌تواند براساس خواست و مصلحت عموم مقرر گردد. بلکه مبنای آن شریعت خواهد بود. بجز این سه تفاوت، می‌توان تفاوت‌های دیگری را نیز برشمرد ولی مهم‌ترین آنها همین‌ها است. این نگاه برای کنشگر سیاسی و احزاب در عمل با تعارضات جدی مواجه می‌شود. تا هنگامی که گروه به پیروزی نرسیده است، این تعارضات خود را نشان نمی‌دهد، ولی هنگامی که پیروز شدند، دچار مشکل و تناقض می‌شوند. زیرا پیروزیبراساس خواست و رأی مردم و قوانین جاری است. بنابراین تداوم بقای در قدرت نیز باید بر همین مبانی باشد، و نادیده گرفتن آن موجب بحران می‌گردد. وقتی پیروز می‌شوند، باید سیاست‌های ملی و نه لزوماً اسلامی را پیشه کنند، و چه بسا میان این دو سیاست تضاد کامل برقرار شود. همین تناقضات است که اخوان‌المسلمین را دچار بحران و ضعف و ناکارآمدی کرد و از طریق کودتای شبه‌مردمی سرنگون شدند.

در این میان تونس و جنبش اسلامی النهضه، عملکرد متفاوتی از خود نشان داد، و به قواعد بازی تن داد، ولی این تن دادن موجب شد که بپذیرد در اصول مصوب قبلی خود تجدیدنظر کند، زیرا با آن اصول فراملی و فراکشوری نمی‌توانستند رقابت درون‌کشوری را بپذیرند و به آن تن دهند. بنابراین در آخرین کنگره خود تصویب کردند که اهداف گذشته خود را در قالب فعالیت‌های مدنی و نه یک حزب سیاسی پیگیری کنند و به عنوان یک حزب در چارچوب قانون، و کشور تونس و به عنوان یک تونسی مقدم بر وجه ممیز اسلامی و عربی خود فعالیت کنند. به این تعبیر یک تونسی عضو النهضه به یک تونسی سکولار نزدیک‌تر است تا به یک مسلمان مصری و لیبیایی و سوری.

چرا این اتفاق ابتدا در تونس رخ داده است؟ شاید بتوان چند علت برای آغاز این فرآیند در تونس برشمرد. اولین علت آن دستیلبی به قدرت و مشاهده تعارضات اندیشه قبلی با واقعیت حکومت کردن در سطح ملی بود. علت دیگر، وضع خاص اقتصاد تونس بود که به شدت وابسته به توریسم است. صنعتی که گردش آن با اندیشه مذکور تطابقی ندارد. صنعتی که در مصر هم عامل مهمی در جهت تضعیف اعتبار و محبوبیت اخوان‌المسلمین شد. علت بعدی، نزدیکی بیشتر به اروپا و نیز بالاتر بودن سطح مراودات و توسعه اقتصادی آن کشور نسبت به مصر و لیبی است. و بالاخره برخورد مناسب‌تر سکولارهای تونس با این حزب است که در مسیر تنش و تضاد با آنان قرار نگرفتند. شاید اگر نظامیان و سکولارهای مصر نیز مسیر مشابهی را در پیش می‌گرفتند، دیر یا زود سرنوشت اخوان‌المسلمین نیز مشابه حزب النهضه رقم می‌خورد، و به عنوان یک نیروی سیاسی مدنی وارد رقابت با سایر نیروهای سیاسی می‌گردید.

تغییرات رخ داده در تونس وجود یک چشم‌انداز را تأیید خواهد کرد و اینکه اسلام به عنوان یک دین و فرهنگ، در تونس با خطری مواجه نخواهد شد و به میزانی که طرفداران آن بتوانند در جامعه نفوذ داشته باشند، در ساختار سیاسی نیز حضور و اثرگذاری خواهند داشت.