سرمقاله - عباس عبدی

کودتای بدون پشتوانه

  1. ۴ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۱
کودتای بدون پشتوانه
نوآوران -

عباس عبدی- نسل ما و نسل پیش از ما که دهه پنجاه و شصت عمر خویش را در حال پشت سر نهادن است با اخبار کودتا مأنوس بود و وقوع کودتا در فلان کشور، خبر غیرمنتظره‌ای برای آنان محسوب نمی‌شد. بجز آمریکای لاتین و آفریقا که معدن کودتا بود، حتی از نوع معادن سطحی و روی زمینی بود! در اطراف خودمان نیز کودتا به وفور دیده می‌شد. عراق و پاکستان و ترکیه و افغانستان بارها و بارها شاهد کودتاهای خونین بودند. ایران نیز از کودتا بی‌نصیب نبود. هم آمدن رضاخان و هم تداوم قدرت محمدرضا نتیجه کودتا بود. با ولی خوشبختانه بیش از یک دهه است که خبر چندانی از کودتا در جهان نیست. در آمریکای لاتین اقدام برای کودتای نظامی تقریباً به تاریخ پیوسته است. در آفریقا نیز مخالفت‌های سازمان وحدت آفریقا و کشورهای اروپایی در به رسمیت شناختن رژیم‌های کودتایی، مانع جدی در شکل‌گیری کودتاست و چند موردی که در سال‌های گذشته رخ داد به همین طریق شکست خورد. البته دخالت نظامیان در سیاست وجود دارد، مثل مصر، ولی در این مورد هم به گونه‌ای عمل کردند که حداقل در ظاهر هم که شده خود را مبرا از اتهام کودتا نمایند، در واقع ارتش پس از تظاهرات بزرگ مردمی وارد ماجرا شد و سعی کرد خود را حامی حرکت مردم نشان دهد و نه مجری یک اقدام کودتایی. با تمام اینها ترکیه به دلیل خاصی در معرض اتفاق کودتایی محسوب می‌شد، زیرا ارتش خود را تنها پاسدار میراث آتاتورک می‌داند، ضمن آنکه نفوذ کافی هم در میان جامعه داشت. از سوی دیگر حزب عدالت و توسعه به صورت ضمنی یا صریح مخالف این میراث بود و از همان ابتدا این نگرانی وجود داشت که در نهایت ارتش ترکیه علیه حزب اردوغان کودتا کند، ولی چندین عامل مهم در ترکیه بوجود آمده بوند که مانع از چنین رخدادی می‌شد یکی از آنها تشکیل اتحادیه اروپا و واحد پولی یورو و کوشش ترکیه برای پیوستن به این اتحادیهبود. مخالفت اروپایی‌ها بااقدامات کودتایی و ترس از انزوای ارتش در صورت اقدام به کودتا، در کنار فروپاشی شوروی و کاسته شدن از اهمیت پیمان ناتو و عضویت و جایگاه ترکیه در آن، موجب گردید که نظامیان ترکیه در موضع انفعال و تاحدی نیز انزوای داخلی قرار گیرند و نتوانند در برابر سیاست‌های حزب اعتدال و توسعه اقدام مخالفت‌آمیزی نمایند. اردوغان و حزب متبوع او نیز از این وضع استفاده کردند و سنگرهای خود را یک به یک مستحکم کردند و سپس فتح سنگر به سنگر را در پیش گرفتند، به طوری که تقریباً بر همه ارکان حکومت ترکیه از جمله ارتش تسلط نسبی یافتند، و خطر کودتا را علیه خود منتفی کردند. مهم‌تر از همه اینکه اقتصاد ترکیه در زمان دولت حزب اعتدال و توسعه جهش مهمی را به جلو برداشت و سیاست منطقه‌ای ترکیه نیز در سال‌های اولیه این حزب رو به جلو و مورد تأییدی جامعه ترکیه بود.

ولی در این میان مجموعه‌ای از اتفاقات موجب گردید که زمینه برای اقدام ناقص نظامیان ترکیه فراهم گردد. مهمترین آن در کنار توقف رشد اقتصادی؛ تناقض سیاست‌های منطقه‌ای ترکیه و سرریز این تناقضات به وضعیت داخلی و امنیتی ترکیه بود که موجب گردید حزب حاکم در موضع ضعف قرار گیرد و حتی در انتخابات گذشته نیز نتواند اکثریت مطلق را برای تشکیل دولت غیرائتلافی به دست آورد. ولی ضربه اصلی را ترکیه از ناامنی خورد. در واقع این ناامنی نیز ریشه در سیاست منطقه‌ای ترکیه در حمایت از مخالفان بشار اسد و نیز همسویی با عربستان و قطر دارد. گرایش عمومی حزب عدالت و توسعه به بسط قدرت منطقه‌ای و حمایت از بهار عربی و نزدیکی با حماس، موجب گردید که پای انواع و اقسام گروه‌های سیاسی جهادی به ترکیه باز شود و به تعبیری در آنجا لانه کنند، و همین کافی بود که امنیت ترکیه را با خطر مواجه نمایند و چنین هم کردند.

از سوی دیگر به نظر می‌رسد که عضویت کامل ترکیه در اتحادیه اروپا تا آینده نامعلومی کان‌لم‌یکن تلقی شده است، کاهش شدید تعداد گردشگران خارجی و رکود این صنعت در کنار درگیری سیاسی و اقتصادی با روسیه، همه و همه موجب شد که ناراضیان اردوغان در ارتش احساس کنند که قادر به انجام کاری علیه وی هستند. شاید تصور می‌کردند که کودتای سیسی در مصر اگر بر موج مخالفت‌های مردم سوار شد، در ترکیه این موج مخالفت با دولت حاکم، پس از کودتا شکل خواهد گرفت و مشروعیت کودتا را تأمین خواهد کرد. می‌توان حدس زد که کودتاگران روی حمایت خارجی نیز حساب کرده بودند، از نحوه برخورد غرب و اظهارات اولیه مقامات آمریکایی، اتحادیه اروپا و انگلیس و روسیه می‌شد فهمید که آنان موضع مخالف کودتاگران اتخاذ نکرده‌اند، در حالی که برطبق قاعده باید بدون قید و شرط کودتاگران محکوم می‌شدند و دولت برآمده از آن را غیرمشروع می‌دانستند. کودتای ترکیه شکست خورد زیرا دلایل گوناگون دیگری هم داشت. تجربه بد نیروهای سیاسی ترکیه و مردم از کودتا یکی از آنها بود به طوری که حتی احزاب مخالف حزب حاکم نیز به مخالفت با کودتا برخاستند و آن را محکوم کردند. ارتش به صورت تمام‌قد وارد میدان نشده بود، نیروی پلیس در اختیار آنان نبود، مردم و رسانه‌های جمعی نیز طرف آنان نبودند و از همه مهم‌تر اینکه جرأت کشتن نداشتند، زیرا می‌دانستند کشتار مترادف نابودی و نامشروعی است و همین برای شکست کودتاگران بدون پشتوانه مردمی کافی بود.

برای موفقیت کودتا، ابتدا لازم است که نیروی نظامی تا حد ممکن به صورت یک‌دست وارد میدان شود و کمابیش همه آنان هم مشارکت جدی در کودتا کنند. در مرحله بعد یا قدرت و اراده شلیک و استفاده از تسلیحات را داشته باشد، یا بتواند حمایت مردمی و سیاسی داخلی یا خارجی را جلب کند. کودتای ترکیه در سطح بالا طراحی و اجرا نشد که همه ارتش را به حمایت خود وادارد. از سوی دیگر اراده لازم برای شلیک را نداشت و شاید نمی‌توانست داشته باشد و آمده بودند که حمایت مردم را جلب کنند، یا حداقل با انفعال آنها همراه شوند. حمایت خارجی هم نداشت، هرچند شواهد نشان می‌دهد که غرب و روسیه مخالف نیستند، ولی منتظر نتایج و گیشرفت آن بودند و به محض شکست آن را محکوم کردند. حمایت مردمی را نیز نتوانستند به دست آورند، در نهایت به شیر بی‌یال و دُم و اشکم ماندند و پرونده انجام هر نوع کودتایی را تا آینده نامعلوم بستند. با این حال این کودتا ضربه سختی به اردوغان و سیاست‌های او وارد کرده است، اینکه تا چه حد بتوانند آن را بازسازی کنند، آینده نشان خواهد داد. فراموش نکنیم صرف این که در یک کشور کودتا شود اعتبار سیاسی آن را بشکل جدی مخدوش می‌کند. زمان زیادی طول خواهد کشید که این چهره ملکوک شده بازسازی شود.