کارشناس مسائل بین‌الملل در گفت‌و گو با «نوآوران»:

ماندن« اسد» به آمریکا و اسرائیل تحمیل شد

سرویس بین الملل: وزارت امورخارجه روسیه در خبری اعلام کرد واشنگتن دیگر اصراری به بر کنارهگیری بشار اسد نداد. اعلام این خبر در آستانه تلاشهای سازمان ملل در راستای برگزاری نشست تازهای درباره سوریه امیدها برای حل بحران چند ساله در این کشور را افزایش داده است. این موضوع را با «جعفر قنادباشی»، تحلیلگر سیاسی و کارشناس امنیت بینالملل در میان گذاشتیم

  1. ۴ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
ماندن« اسد»   به آمریکا و اسرائیل تحمیل شد
نوآوران -

از  او  درباره میزان جدیت مقامات آمریکایی در اعلام سیاست تازه پرسیدیم: 

 آیا این یک ترفند سیاسی از سوی روسهاست که اعلام کرده اند آمریکا دیگر خواهان برکناری اسد در سوریه نیست، یا سیاست آمریکا در سوریه به واقع دچار یک تحول راهبردی در سوریه شده است؟

ما پیشتر هم از تابستان گذشته نشانههای سیاست امروز آمریکا در سوریه را مشاهده کردیم. اما در کل تجربه نشان داده آمریکاییها هرگز یک سیاست واحد را اعلام و اجرا نمیکنند و همواره بخشی از سیاستگذاران در آمریکا مطلبی را عنوان میکنند و بخشی دیگر سیاستی دیگر. اما این موضوع که اکنون روسها اعلام کردهاند درست است و از زمانی که آموزش نیروهای معارض  اسد در سوریه از سوی آمریکا و متحدانش شکست خورد و منجر به تقویت هرچه بیشتر تروریستها شد، آمریکا در صدد تغییر سیاست خود در سوریه برآمد.

لذا در مذاکرات پیشین در وین شاهد بودیم در مواضع آمریکاییها دیگر تأکیدی بر رفتن بشار اسد نیست. البته انتخابات اخیر در سوریه نیز شرایط را برای اعمال فشار از سوی آنها بر اسد سخت کرد. ضمن اینکه معارضان سوری نیز دیگر اعتبار خود را نزد افکار عمومی جهانی از دست دادند و اکنون همه جا سخن از این است که در نبود اسد بر مسند ریاستجمهوری سوریه در شرایط فعلی و خلأ  قدرت ناشی از آن این جبهه تروریسم است که تقویت شده و تهدیدی برای امنیت جهانی و به خصوص اروپا و آمریکا خواهد شد. کما اینکه اکنون نمودهای این تهدیدها در اروپا مشاهده میشود. اما نکته اینجاست که حتی در این شرایط هم نمیتوان به آمریکاییها 100درصد اعتماد کرد. آنها معمولاً وقتی به دنبال پیاده کردن برنامهای هستند ممکن است تحت فشار واقعیتهای موجود از آن عدول کنند اما در عین حال سعی میکنند تا حد امکان بر روند تحولات اثر بگذارند و دست کم تا حدودی برنامه اعلامی را از مجرایی دیگر پیاده سازند. به خصوص که فشار صهیونیستها همواره در آمریکا چه در اتخاذ و چه در اعلام و ادامه سیاستها نقش بالایی بازی میکند. اسرائیل همچنان به دنبال تضعیف سوریه و محور مقاومت است اما آنها نیز اکنون به این نتیجه رسیدهاند که ناامنی مطلق در سوریه امنیت اسرائیل را هم تهدید میکند. عامل بعدی هم رفتارهای اخیر عربستان سعودی در منطقه است.

 با توجه به شرایطی که برشمرده شد سیاست فعلی آمریکا در سوریه را تا چه میزان میتوان راهبردی ارزیابی کرد؟

این مسئاله را باید ذیل راهبرد اصلی آمریکا در منطقه ارزیابی کرد. یعنی راهبرد اصلی حفظ امنیت اسرائیل است. همین حالا هم آمریکا به دنبال تضعیف نظام کنونی سوریه است اما از راههای دیگر. بالا هم به عربستان سعودی اشاره کردم. هیچ بعید نیست آمریکا دوباره و تحت فشار مالی سعودیها دوباره سیاست دیگری را در قبال سوریه اعلام کند. اما رفتارهای فعلی عربستان سعودی در منطقه که ناشی از شکست در یمن، عراق و به خصوص سوریه است، آمریکا را ناخرسند کرده و این هم عامل دیگری است که این کشور را به تغییر سیاست در مقابل بشار اسد متمایل کرده است.

  انتخابات پیش رو در آمریکا چه از منظر بازی های داخلی پیشاانتخاباتی و چه فراتر از آن چه اثری بر سیاست خارجی ایالات متحده در قبال سوریه دارد؟

 جمهوریخواهان دموکراتها را متهم به ضعف و سستی در قبال تحولات منطقه میکنند. برای همین معمولا شعارهای تند و وعدههای افراطی میدهند. از سویی نیرهای آمریکایی که اکنون در عراق، ترکیه، لیبی و سوریه و ... حضور دارند، از تحت حاکمیت دموکراتها تلاش بیشتری برای حفظ امینت خود و سفارتخانهها و مراکز آمریکایی در منطقه دارند تا دولت دموکرات باراک اوباما ناتوان جلوه نکند.  اما شعارهای انتخاباتی در آمریکا تأثیر چندانی بر روی سیاستهای راهبرد کلان آمریکا در منطقه نخواهد داشت.

        اگر آمریکا رضایت به ماندن اسد دهد آیا این مستلزم نوعی توافق میان رئیس جمهور سوریه و آمریکا و یا حتی دیگر جریانهایی که علیه او در منطقه فعالیت میکردند خواهد بود؟

ماندن بشار اسد محصول فشار ایران، روسیه و متحدان منطقهای آنها مانند حزب الله لبنان است. باید توجه داشت آمریکا تحت فشار به ماندن اسد تن داده و اتفاقاً اسد با توجه به روند فعلی تحولات و تغییر معادله به نفع محور ایران ، روسیه و سوریه، نه تنها نیازی به توافق با آمریکا و یا حتی عربستان سعودی و دیگران ندارد بلکه میتواند با قدرت بیشتری به سیاست کنونی مبنی بر مقابله با تروریسم و اعاده کامل حاکمیت دولت سوریه بر سرزمینهای سوری ادامه دهد.  از این رو نباید نگرانی از این بابت داشت. در عین حال ماندن اسد تقویت هرچه بیشتر محور مقاومت را نیز در پی دارد. لذا بشار اسد به پشتوانه ایران و روسیه پیروز میدان معادلات جدید است و نیازی به توافق با آمریکا ندارد. از سوی دیگر چنین شرایطی میتواند روند سیاسی در سوریه را نیز تغییر داده و به انسجام و همگرایی بیشتر بین دولت بشار اسد و برخی گروههای سیاسی که پیشتر از جمله مخالفان وی محسوب میشدند  بینجامد.

  در این صورت اسرائیل چطور با روند جدید کنار خواهد آمد؟

اسرائیل هم به ناچار باید با واقعیتها کنار آمده و ماندن اسد و سوریه را در محور مقاومت، و حضور حزب الله لبنان را در کنار خود بپذیرد. برای اسرائیل در حال حاضر موقعیتی پیش آمده که باید به انتخاب بین بد و بدتر دست بزند. در مقابل خلأ   قدرت در سوریه و هرکجای منطقه، در شرایطی که دولت کوچکی مانند اسرائیل توان پرکردن آن را ندارد و حامی قدرتمندش یعنی آمریکا نیز به چندین دلیل آشکار و پنهان تمایل چندانی برای برعهده گرفتن چنین نقشی در منطقه ندارد، تمکین به سیاستهای منطقهای ایران در قبال سوریه که همان ماندن بشار اسد است، بهترین راه حل مینماید. البته تمام این موارد مبتنی بر این است که آمریکاییها در آینده نزدیک نیز همین سیاست را دنبال کنند و البته هوشمندی ایران و روسیه نیز از الزامات حفظ این روند مثبت است. اما با توجه به شکست تبلیغات مثبت جهانی برای بخشی از معارضان سوری و رسوایی این گروهها نزد افکار عمومی جهانی، کار برای آمریکا در جهت چرخش دوباره در سوریه بسیار مشکل است. کما اینکه بیم مقامات آمریکایی از عربستان سعودی و تحرکات این کشور در منطقه در پی تغییرات پی در پی در حکومت آل سعود را نیز نباید دست کم گرفت.