بررسی دلایل تنش دوباره میان سازمان ملل و عربستان در گفت‌وگو با یک کارشناس خاورمیانه

ندامت یک دبیر کل از عقب نشینی

بنا بر اخباری که روز گذشته منتشر شد منابع سازمان ملل اعلام کردند که عربستان مدرکی کافی در خصوص جنگ علیه یمن جهت حذف نامش از لیست سیاه ارائه نداده است و مسئولان سازمان ملل قصد دارند به منظور دستیابی به جزئیات بیشتر درباره مسائل عدیده مطرح شده مانند اصول درگیری‌ها به ریاض سفر کنند.

  1. ۴ ماه قبل
  2. ۰
ندامت یک دبیر کل از عقب نشینی
نوآوران -

در گزارش سالیانه سازمان ملل درباره کودکان و درگیریهای مسلحانه آمده بود که ائتلاف سعودی مسئول 60 درصد مرگ و میر و نیز زخمی شدن کودکان در سال گذشته میلادی بوده به طوریکه 510 کودک کشته و 667 تن دیگر زخمی شده بودند. اما در پی اینکه عربستان به عنوان اهداکننده اصلی به سازمان ملل تهدید کرد که حمایت مالیاش را به سازمان ملل کاهش خواهد داد بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل با یک الحاقیه به گزارش مذکور در ششم ژوئن به طور موقت نام ائتلاف عربی را از لیست سیاه خارج کرد و قرار شد به طور مشترک دوباره این گزارش ارزیابی شود. این در حالی است که ریاض استفاده از زبان تهدید را تکذیب کرد. اکنون و در اقدامی نادری بان کی مون آشکارا از سعودیها به دلیل اعمال فشارهای غیرقابل قبول علیه سازمان ملل درباره گزارش مذکور انتقاد کرده است. پیشتر دبیر کل سازمان ملل متحد آماج تندترین انتقادات درباره سکوت در برابر اقدامات عربستان قرار گرفته بود و بسیاری وی را به تبانی با آل سعود متهم کردند. اکنون این پرسش مطرح است که چه تحولی موجب شده تا وی از موضع عقبنشینی در برابر سعودیها دوباره به موضع فشار بر ایشان بازگردد؟

دکتر «مرتضی موسوی خلخالی»، کارشناس مسائل خاورمیانه عربی و آسیای جنوب غربی در گفتوگو با «نوآوران» در این باره میگوید: پاسخ را باید در کودتای ترکیه و تحولات داخلی یمن جست. در ماجرای سکوت و عقب نشینیبانکیمون روشن بود که مسائل اقتصادی و اینکه سعودیها یکی از اصلیترین تأمین کنندههای منابع مالی سازمان ملل است در آن نقش داشته که البته همین هم در تاریخ سازمان ملل و مدیریت دبیرکلهای مختلف بیسابقه بود. حتی در زمان جنگ ایران و عراق و علی رغم نفوذ گسترده سعودیها در آن دوران در شورای امنیت و حمایتهای همهجانبه از عراق و اعراب در برابر ایران، خاویر پرز ناگزیر از محکوم کردن عراق به عنوان متجاوز بود؛ لذا دلیل این عمل بی سابقه را باید در شخصیت و ضعف مدیریتی آقای بان کی مون جست. اما در نهایت و در زمانی کوتاه،معادلات یمن و موضع بالادستی انصارالله و به تبع مردم یمن در جنگ سعودیها علیه این کشور بر مناسبات مالی غلبه کرد. اما مهمتر از این باید به فضای منطقهای در دوره پساکودتا اشاره کرد. کودتای نافرجام در ترکیه و احتمال بالای دست داشتن نیروهای وابسته به سعودیها در آن به تیرگی روابط ترکیه-عربستان منجر شد که این امر تمام حوزههایی که این دو کشور در کنار یکدیگر بودند را تحت تأثیر قرار داد؛ از جمله یمن.  اکنون عربستان سعودی در موضع ضعف قرار گرفته و حتی حامیان فرامنطقهای آن در گذشته به خصوص آمریکا دیگر تمایل چندانی برای حمایت از سیاستهای تهاجمی این کشور در منطقه ندارد.  افکار عمومی در اروپا نیز به شدت نسبت به تأثیر سیاستهای عربستان در منطقه و حمایت این کشور از گروههای تروریستی بر گسترش موج خشونت و افراطگرایی در قاره سبز مشکوک است. از این رو آشکار شدن موضع ضعف عربستان سعودی در منطقه به دبیر کل سازمان ملل این فرصت و جرأت را داده تا در مدت کوتاهی که از دوره مأموریتش باقی مانده تا حدودی به جبران مافات بپردازد. ضمن اینکه به غیر از شخص دبیرکل حیثیت تمامی ارکان این سازمان فراگیر جهانی با این اقدام خدشهدار شده و اعتماد عمومی در دنیا نسبت به نسبت به آن به شدت کاهش یافته است. لذا تلاشهای از سوی بسیاری از اعضا برای اتخاذ موضع مناسب نسبت به عربستان سعودی بر تنش تازه میان این کشور و سازمان ملل متحد تأثیر مثبت داشته است.

این تحلیلگر روابط بین الملل با اشاره به وقایعی که در یمن در جریان است و حمایت انصارالله و شیعیان الحوثی و تمام اقشار ملت یمن از تشکیل شورای عالی سیاسی، معتقد است: این شورا امید به حل بحران یمن و پایان یافتن جنگ در این کشور را افزایش داده و افکار عمومی در دنیا و مقامات سازمان ملل مجبور به تمکین در برابر اراده ملت یمن هستند. ارادهای که علیرغم شدیدترین حملات سعودیها و متحدان آنها به یمن و کشتار گسترده کودکان و غیرنظامیان دچار خلل نشده و به شدت با تجاوزگری مقابله میکند.

موسوی خلخالی در رابطه با حد و حدود و میزان همراهی آمریکا با سیاستهای مخرب عربستان سعودی میگوید: این آمریکا نیست که دنباله روی عربستان است و سعودیها نیاز مبرم به همکاری و همراهی آمریکا برای اجرای منویات خود در منطقه هستند و چنانچه این همراهی صورت نگیرد، علی رغم  هرگونه دلخوری از آمریکا و تحرکات مقطعی ناشی از آن بعید است بتوانند یک تنه همه چیز را به پیش ببرند و در نهایت مجبور خواهد شد خود را با سیاستهای خرد و کلان آمریکا در منطقه تطبیق دهند. عربستان سعودی در منطقه در شرایطی قرار گرفته که نه تنها در مدیریت خصومت خود با رقبایی مانند ایران ناکام مانده است بلکه یکی پس از دیگری دوستان خود را نیز از دست میدهد. مصر، پاکستان و به تازگی ترکیه شواهدی بر این مدعا هستند. جالب آنکه تمام بازیگرانی که در کل منطقه آسیای جنوب غربی حضور دارند در یمن نیز یا حضور مستقیم دارند و یا غیرمستقیم تأثیرگذارند. از این رو اگر یمن را نمونه کوچک شده کل منطقه در نظر بگیریم تحولات آن نیز چون به نوعی بازتاب تحولات کلانتر در کل منطقهاند. از این رو سعودیها به هیچ عنوان نمیتوانند اهداف خود را در یمن محقق کنند و باید به دنبال راه چارهای آبرومندانه برای پایان دادن به این جنگ خانمانسور در یمن باشند.