داوود هرمیداس باوند درگفت‌وگو با «نوآوران»مطرح کرد

تندروهای آمریکابه‌دنبال لغو برجام نیستند

هرمیداس باوند معتقد است که به صورت سنتی هیلاری کلینتون باید برنده رقابت های انتخابات ریاست جمهوری آمریکا باشد اما به عرصه آمدن فردی چون ترامپ که به راحتی تمامی رقبای‌جمهوری خواه خود را از میدان به در کرده و موجبات شگفتی همگان رافراهم آورده موجب سخت شدن ارزیابی از نتیجه این انتخابات شده است.

  1. ۳ ماه قبل
  2. ۰
تندروهای آمریکابه‌دنبال لغو برجام نیستند
نوآوران -

   برنده انتخابات آمریکا چه نقشی در آینده خاورمیانه و به‌خصوص ایران خواهد داشت؟

هر کشوری منافعی دارد و برخی کشورها منافع محدود ملی دارند؛برخی منافع منطقه ای دارند و برخی دیگر ابعاد منافعشان گسترده است یعنی ابعاد جهانی دارد،لایه بیرونی آمریکا در هر دو حزب منافع جهانی دارد اما در لایه داخلی با یکدیگر اختلاف دارند،حزب دموکرات بیشتر حالا سوسیالیستی برخورد می کندو و از این لحاظ با جمهوری خواهان تضاد دارد آنها بانی دولت رفاهی هستند آما حزب جمهوریخواه به دنبال اقتصاد آزاد است و به دنبال افزایش مالیات است و می‌خواهد اختیارات ایالتی بیشتر شود.پس در لایه خارجی نباید حرف‌هایی که در کمپین های انتخاباتی زده می شود، خیلی جدی گرفت. کاندیداها معمولا ترفندهایی برای جلب رأی مردم دارند و به همین دلیل، حتی طبیعی است که حرف هایشان در حد شعار باشد. نکته معلوم، البته این است که هم هیلاری و هم ترامپ، اگر کاخ سفید نشین شوند، مصالح آمریکا را در نظر خواهند داشت. این درست که رئیس جمهوری در هر کشوری اختیارهای وسیعی دارد، ولی به طور مشخص در ایالات متحده، رئیس دولت باید در موقع تصمیم گیری نظرات کنگره و حتی نهادهای دولتی چون پنتاگون را لحاظ کند.

همچنین قانون نانوشته ای در آن کشور، رئیس جمهوری را مجبور می کند تا با لابی اسراییل که اتفاقا از قدرت و نفوذ بالایی هم برخوردار است، هماهنگ شود. به همین دلیل، خیلی فرق ندارد که هیلاری کلینتون جانشین باراک اوباما شود یا دونالد ترامپ.

دموکرات ها طرفدار طبقات پایین و باطبع جدل مالیاتی بالا و بیمه های اجتماعی هستند و افزایش قدرت فدرال را هدف می دانند. جمهوری خواهان اما طبقات بالای کشورشان را مخاطب قرار داده و بر این باورند که مالیات و بیمه ها باید به بخش خصوصی واگذار شود. اینها اختلاف های سنتی هستند که همچنان هم تداوم خواهند داشت؛ اما در قبال سیاست خارجی، چیزی که برایشان مهم است، غیر از منافع ملی ایالات متحده آمریکا نیست.

    چرا از درون لیبرالیسم آمریکا شخصی مانند دونالد ترامپ به عنوان نماد پوپولیسم آمریکایی بیرون آمده است؟ اگر ترامپ در آمریکا به قدرت برسد چه پیامدهایی برای ایالات متحده آمریکا در عرصه جهانی به همراه خواهد داشت؟

ایالات متحده آمریکا از پانزده سال پیش تاکنون با مشکلات اقتصادی مهمی روبه رو بوده است. اغلب این مشکلات اقتصادی نیز به دلیل جنگ در عراق و افغانستان بود که دولت آمریکا را متحمل صرف هزینه‌های هنگفتی کرد. از سوی دیگر جامعه آمریکا با افزایش شکاف طبقاتی مواجه شده و این مساله مناسبات اجتماعی این کشور را تحت تاثیر قرار داده است. شکاف طبقاتی کنونی آمریکا در تاریخ این کشور بی‌سابقه بوده و روز به روز نیز در حال افزایش است. در شرایط کنونی دونالد ترامپ به خوبی متوجه مطالبات جامعه آمریکا شده و به همین دلیل شعارهای خود را در این راستا قرار داده است. مردم آمریکا نیز به دلیل مشکلاتی که دارند از شعارهای ترامپ استقبال کرده و احساس می‌کنند ترامپ می‌تواند فردایی بهتر برای ایالات متحده آمریکا رقم بزند. نکته دیگر اینکه ترامپ شعارهای خود را از بین شکایت‌های عامه مردم آمریکا نسبت به دولت انتخاب کرده و به زبان عامیانه این شعارها را مطرح می‌کند. در نتیجه وی موفق شده یک رابطه دوطرفه با مردم آمریکا برقرار کند که تاکنون یکی از مهم‌ترین عوامل پیشرفت وی در انتخابات ریاست‌جمهوری به شمار می‌رود. اغلب مردم ایالت‌های مختلف آمریکا به جز شهرهای بزرگی مانند واشنگتن و سانفرانسیسکو بیشتر به مسائل اقتصادی، رفاهی، ورزشی و تفریحی خود اهمیت می‌دهند و مسائل سیاسی و سیاست خارجی برای آنها در اولویت بعدی قرار دارد. به همین دلیل ترامپ «رگ خواب» مردم آمریکا را پیدا کرده و موفق شده دغدغه‌های پنهانی مردم را به صورت آشکار مطرح کند. در نتیجه حرکتی شبه پوپولیستی در جامعه آمریکا به رهبری ترامپ شکل گرفته که روزبه روز شکل قوی‌تری به خود می‌گیرد و هواداران بیشتری پیدا می‌کند. به صورت طبیعی حرکات پوپولیستی یا شبه پوپولیستی خیلی زود فراگیر و به یک جریان تاثیرگذار سیاسی تبدیل می‌شود.

    توجه مردم آمریکا از ترامپ در مبارزات انتخاباتی چه ارتباطی با عملکرد دولت باراک اوباما در هشت سال گذشته دارد؟آیا نارضایتی از عملکرد اوباما سبب استقبال مردم آمریکا از ترامپ شده است؟

در ماه‌های گذشته یکی از حربه‌های تبلیغاتی دونالد ترامپ هجمه و انتقاد به سیاست باراک اوباما در هشت سال گذشته بوده است. این در حالی است که اوباما میراث‌دار دولت جرج بوش است که با نابسامانی‌های زیادی در زمینه اقتصادی و سیاست خارجی روبه رو بود. در سایه سیاست‌های خصمانه جرج بوش بسیاری از اتفاقات ناگوار در منطقه خاورمیانه و مناطق مختلف جهان به وقوع پیوست. ظهور گروه‌های تروریستی مانند داعش، بوکوحرام و القاعده بیشتر به خاطر سیاست‌های جرج بوش بود که سبب کشته شدن بسیاری از مردم بی‌گناه جهان شد. در شرایط کنونی اغلب نامزدهای حزب جمهوریخواه آمریکا نسبت به سیاست‌های اوباما انتقاد دارند و به شکل‌های مختلف سیاست‌های اوباما را زیر سوال می‌برند. به صورت کلی یکی از شگردهای انتخاباتی نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری دراغلب کشورهای جهان زیرسوال بردن عملکرد دولت گذشته است. کاندیداهای انتخابات به دلیل اینکه به حمایت مردم نیازمند هستند تلاش می‌کنند خود را از رئیس‌جمهور گذشته موفق‌تر و با برنامه‌تر جلوه بدهند تا افکار عمومی را تحت تاثیر قرار بدهند. نکته جالب در انتخابات آمریکا این است که برخی کاندیداهای حزب دموکرات مانند برنی سندرز نیز به عملکرد دولت اوباما انتقاد دارند و برای جذب آرای بیشتر از هم حزبی خود انتقاد می‌کنند.

  ترامپ از ابطال احتمالی برجام سخن می گویند و به نظر می رسد، در صورت به قدرت رسیدن، این موضوع را در حد توان عملی کنند.

شما خودتان اشاره کردید که در حد توان. وقتی یک قراردادی با مشارکت 5 عضو دائمی شورای امنیت و آلمان بسته شده و شورای عالی امنیت، کشورها را ملزم به رعایت تعهدات کرده، راحت نیست که دونالد ترامپ یا هر کس دیگری در هر کشوری بخواهد و بتواند قطعنامه شورای امنیت را نادیده بگیرد. پاره کردن برجام و حمله به ایران و ... همه حرف هایی است که برای جمع کردن رأی مطرح می شود و قطع به یقین کارایی چندانی نخواهد داشت.اما نباید نادیده گرفت که تندروها هم در ابعاد جهانی هم در داخل به نه به دنبال لغو برجام بلکه به دنبال خنثی کردن آن هستند هیچ کس به دنبال لغو برجام نیست زیرا از نظر حقوقی نه امر غیر ممکن بلکه بسیار دشوار است برای همین سعی می کنند برجام را از اثر بیندازند.

 باراک اوباما در طول دوران ریاست‌جمهوری تلاش کرد از جنگ مستقیم خودداری کند و با دیپلماسی مشکلات آمریکا یا کشورهای دیگر را مرتفع کند. اوباما دو مساله مهم و تاریخی سیاست خارجی آمریکا یعنی مناقشه اتمی با ایران و همچنین روابط نامساعد تاریخی با کوبا را نیز تا حدود زیادی ترمیم کرد. وی همچنین با سفر تاریخی به هیروشیما گام جدیدی در راستای تنش زدایی از سیاست خارجی آمریکا برداشته است. آیا پیروزی ترامپ در آمریکا تهدیدی برای سیاست‌های مسالمت‌آمیز و آغاز جنگ طلبی نومحافظه‌کاران در آمریکا نخواهد بود؟

جرج بوش در اغلب حوادث مهم دوران ریاست‌جمهوری‌اش مانند جنگ در عراق به صورت مستقل عمل می‌کرد و کمتر روی همکاری هم پیمانان جهانی آمریکا حساب باز کرده بود. در جنگ عراق تنها انگلستان با آمریکا همکاری کرد و کشورهای دیگر اروپایی حاضر نشدند هزینه‌های یک جنگ فرسایشی را متحمل شوند. این در حالی است که باراک اوباما به همکاری با هم پیمانان جهانی آمریکا اهمیت می‌داد و بدون کمک آنها حاضر نبود در مشکلات پیچیده جهانی مانند بحران سوریه دخالت کند. نمونه بارز همکاری دولت اوباما با کشورهای قدرتمند اروپایی در گروه موسوم به ۱+۵ شکل گرفت که توافق تاریخی با ایران را رقم زد. اوباما به صورت زیرکانه‌ای تلاش کرد قدرت‌های دیگر جهان را نیز در توافق با ایران درگیر کند تا پیامدهای منفی این توافق تنها دامن دولت وی را نگیرد و پاسخی قانع‌کننده برای افکار عمومی و تاریخ آمریکا داشته باشد. نکته دیگر اینکه اوباما با وجود تهدیداتی که برای اقدامات تنبیهی مانند حمله نظامی به سوریه عنوان می‌کرد اما در باطن با اقدامات تنبیهی موافق نبود و تمایل داشت مشکلات منطقه‌ای و جهانی به وسیله دیپلماسی و مذاکره حل و فصل شود. با این وجود باید این نکته را بپذیریم که همه مردم افلاطون وسیاستمدار نیستند و ممکن است تحت تاثیر تبلیغات احزاب و شخصیت‌های سیاسی قرار بگیرند. در شرایط کنونی اغلب کاندیداانتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا برعلیه دولت باراک اوباما موضع‌گیری می‌کنند و سیاست‌های وی را زیر سوال می‌برند. به همین دلیل برخی از مردم آمریکا که تحت تاثیر این تبلیغات قرار گرفته‌اند گمان می‌کنند اوباما در سیاست‌های خود شکست خورده و نتوانسته منافع ایالات متحده آمریکا را به خوبی تامین کند. به عنوان مثال برنی سندرز که هم حزبی اوباما در حزب دموکرات آمریکاست به صراحت و با مشی سوسیالیستی نسبت به این مساله که ثروت در جامعه آمریکا تنها در دست عده معدودی است به سیاست‌های اوباما انتقاد می‌کند. به همین دلیل مواضع سندرز که عمدتا مبتنی بر سوسیال دموکراسی است مورد استقبال مردم آمریکا قرار گرفته که از مشکلات اقتصادی و رفاهی رنج می‌برند. با تمام این اوصاف قضاوت تاریخی درباره باراک اوباما در آمریکا مثبت خواهد بود. نکته دیگر اینکه سرنوشت انتخابات آمریکا همواره تحت تاثیر اتفاقاتی بوده که در یک ماه باقی‌مانده تا برگزاری انتخابات رخ می‌دهد. این اتفاقات که در برخی مواقع بسیار مهم و تاثیرگذار است سرنوشت بسیاری از انتخابات آمریکا را تغییر داده است. در نتیجه اتفاقات ماه‌های آینده در سرنوشت انتخابات آمریکا تاثیرگذار خواهد بود. انتخابات در آمریکا همواره تحت‌تاثیر شعارهای کاندیداهای ریاست‌جمهوری بوده به شکلی که۸۰ درصد برنامه‌های انتخاباتی کاندیداها به صورت شعار بوده وبه سختی امکان تحقق پیدا می‌کند. فضای انتخاباتی ایالات متحده به گونه‌ای است که مردم آن، در لحظه تصمیم می‌گیرند و مانند ساکنان اروپا گرایش ایدئولوژیک ندارند؛ بنابراین تابع رویدادها و وقایع روز و به ویژه روزهای نزدیک به انتخابات هستند و دقیقا به همین دلیل باید تاکید کرد در لحظات واپسین امکان دارد رایی که قرار بود به نام جمهوریخواهان نوشته شود، به نفع دموکرات‌ها به صندوق انداخته شود و برعکس. پیش بینی قاطع انتخابات برگزار شده در ایالات متحده آمریکا منطبق بر جغرافیای سیاسی این کشور نیست و مردم خود را پایبند گروه‌ها نمی‌بینند. برای مثال در انتخابات ریاست‌جمهوری و فرمانداری‌ها که به‌طور همزمان برگزار می‌شد، در برخی از مقاطع شهری به رئیس‌جمهوری دموکرات رای داده اما فرماند اری جمهوریخواه را روی کار آورده است.

راجع به خاورمیانه یک اتفاق مهمی افتاد که آمریکا موضع کلی سیاست خارجی اش را از خاورمیانه دور و ترجیحش را به رویارویی با کشورهایی چون چین و ژاپن کرد تا بتواند در رقابت اقتصادی همچنان حرف‌هایی برای گفتن داشته باشد. همچنین این را هم باید در نظر داشت که نیاز آمریکا به نفت خاورمیانه، نه تنها کاهش پیدا کرده، بلکه به واسطه نفت شل صادر کنندهِ نفتی هم شده است. به همین دلیل، طبیعی بود که تغییری کلی در نگاه آمریکا در قبال خاورمیانه به وجود آید. اما باز هم مثلا اگر قرار باشد، نقد حقوق بشر به طور جدی طرح شود، آمریکا بنا را بر تنازع با کشورهای منطقه خواهد گذاشت.

    در رقابت هیلاری کلینتون با دونالد ترامپ، کدام یک شانس بیشتری برای برنده شدن در هشت نوامبر دارند؟

هیلاری کلینتون. موضع گیری های سیاسی ترامپ به حدی غیر منطقی و جنجالی بوده که باعث شده تا فضا به نفع کلینتون تغییر کند، به گونه ای که حتی شخصیت های جمهوری در کنوانسیون حزب شرکت نکردند. او اظهارات ناپخته ای دارد و حتی ممکن است برخی طرفداران تفکر جمهوریخواهی، رأی خود را به نام کاندیدای دموکرات به صندوق بیندازند. البته در انتخابات آمریکا، همیشه اتفاق های ماه های آخر اثر مستقیمی در نتیجه انتخابات می گذارد و باید منتظر نشست و دید روز رأی گیری، چه رویدادهایی رخ خواهد داد.

    اگر هیلاری کلینتون به ریاست‌جمهوری آمریکا برسد برای نخستین‌بار یک «زن» به ریاست‌جمهوری مهم‌ترین قدرت نظامی و اقتصادی جهان دست پیدا کرده است. این مساله ایالات متحده آمریکا را با چه چالش‌ها و فرصت‌هایی مواجه می‌کند؟

در گذشته کشورهای مختلف رهبران زن زیادی مانند ملکه ویکتوریا و خانم تاچر در انگلستان، برزیل، هندوستان، تایلند یا کره جنوبی داشته‌اند. با این وجود این اتفاق تاکنون در تاریخ ایالات متحده آمریکا رخ نداده و درصورتی که خانم کلینتون به این مهم دست پیدا کند به نوعی تابو شکنی کرده و نخستین رئیس‌جمهور زن تاریخ آمریکا خواهد بود. این در حالی است که «برنی سندرز» نیز که یک یهودی است در صورتی که به ریاست‌جمهوری برسد تابو‌شکنی کرده و نخستین رئیس‌جمهور یهودی آمریکا خواهد بود. به نظر من در صورتی که خانم کلینتون به ریاست‌جمهوری آمریکا دست پیدا کند تفاوت زیادی با سایر کاندیداهای دموکرات ریاست‌جمهوری آمریکا نخواهد داشت وسیاست‌های حزب دموکرات را اجرا خواهد کرد. این در حالی است که به نظر می‌رسد مشاور اصلی وی در امور کشورداری همسر وی آقای بیل کلینتون رئیس‌جمهور سابق آمریکا خواهد بود که از پشت پرده وی را حمایت خواهد کرد. خانم کلینتون نسبت به انتقاداتی که در میتینگ‌های انتخاباتی نسبت به وی صورت می‌گیرد حساسیت بیشتری از خود نشان می‌دهد که به نظر من به این مساله باز می‌شود که ایشان یک خانم است که از حساسیت‌های بیشتری در برخی زمینه‌ها برخوردار هستند. با وجود آنکه کلینتون، سابقه کاری پرافتخاری شامل بانوی نخست آمریکا و وزیر خارجه سابق این کشور را در کارنامه دارد و در سطح جهانی شناخته شده است اما این مساله برای مردم عادی آمریکا مهم نیست. آنچه که بیش از همه برای آمریکایی‌ها مهم است مسائل اقتصادی است. مردم آمریکا می‌خواهند کاندیدایی را ببینند که بتواند آنها را متقاعد کند مسائل روزمره طبقه عادی و متوسط آمریکا را درک می‌کند.