پرونده« نوآوران» در مورد بزرگترین حادثه تروریستی آمریکا

11سپتامبر ؛آزمایشگاهی برای نو‌محافظه کاران

روز 12 سپتامبر 2001 روزنامه لوموند مهمترین روزنامه فرانسوی زبان با تیتری درشت در صفحه اول روی دکه رفت. «ما همه آمریکایی هستیم» اما چه عاملی باعث شده بود فرانسویانی که همواره در طول تاریخ به فرهنگ خود می نازند و آمریکایی ها راپوپولیست می دانند به یک باره تصمیم بگیرند که آمریکایی شوند؟ حادثه آنچنان سهمگین بود که حتی فرانسویان مغرور را هم به زانو در آورده بود.

  1. ۲ ماه،۳ هفته قبل
  2. ۰
11سپتامبر ؛آزمایشگاهی برای نو‌محافظه کاران
نوآوران -

صبح روز 11 سپتامبر2001، ۱۹ مرد جوان، بر اساس برنامه ای پیچیده، یعنی ربودن چهار هواپیمای تجاری – مسافربری در فاصله‌های زمانی گوناگون به برج‌های دوقلوی مرکز تجارت جهانی در شهر نیویورک کوبیدند. در نتیجه این برخورد، همه مسافران به همراه عده بسیاری که در ساختمان‌ها حضور داشتند، کشته شدند. هر دو ساختمان، پس از دو ساعت به طور کامل ویران شدند و آسیب‌های زیادی به ساختمان‌های پیرامون زدند. گروه هواپیماربایان، هواپیمای سوم را به پنتاگون، واقع در ارلینگتون در ویرجینیا زدند. هواپیمای چهارم اما در زمینی نزدیک شنکسویل، در ایالت پنسیلوانیا، سرنگون شد. این در حالی بود که شماری از مسافران و خدمه پرواز پیش از سرنگونی هواپیما، تلاش کرده‌ بودند تا کنترل هواپیما را که هواپیماربایان آن را به سمت واشینگتن، دی.سی. هدایت می‌کردند، به دست بگیرند. اما هیچ‌کدام از مسافران این پرواز و سه پرواز دیگر زنده نماندند. کشته شدگان این حمله‌ها ۲٬۹۷۴ تن بودند، که با در نظر گرفتن ۱۹ هواپیماربا در کل شمار کشته‌های این حمله‌ها به ۲٬۹۹۳ تن می‌رسد. اینگونه بود پروژه جنگ با تروریسم کلید خورد.

حادثۀ ۱۱ سپتامبر، در تاریخ آمریکا آنچنان مهیب است که می گویند همانند حمله ژاپن به بندر پرل‌هاربر، تاریخ آمریکا را تغییر داده‌ است.

برای نومحافظه کارانی که همزمان متاثر از اندیشه‌های لئواشتراوس، فرانسیس فوکویاما و ساموئل هانتینگتون بودند، حادثه 11 سپتامبر، نظریه برخورد تمدن‌های هانتینگتون و پایان تاریخ فوکویوما و حکومت نخبگان اشتراوش را با هم داشت.

ایده پایان تاریخ فوکویاما به ساخت جهانی نو زیر سایه لیبرال دموکراسی وعده می داد اما دراین میان چند کشور و رژیم در جهان ساز مخالف می زدند و رخداد 11 سپتامبر فرصتی ساخته بود برای تغییر مخالفان و جلوانداختن پایان تاریخ.

درست در اوج ماجرا وقتی که افکار عمومی آمریکا گرفتار احساس ترس و نفرت بود. نومحافظه‌کاران پراگماتیست آمریکایی که مدت ها بود به فکر درانداختن طرحی نو در سیاست جهانی بودند به فکر ساختن فرصتی از این تهدید افتادند.

اعتقاد به سه اصل “حکومت ماکیاولیستی نخبگان”، “مخالفت با سکولاریسم” و “ملی گرایی ستیزه جویانه” اساس تفکرات اشتراوس بود. او بر این اعتقاد بود که نظم سیاسی هنگامی می تواند باثبات باشد که تهدیدات خارجی ای آن را متحد کرده بـاشـد و اگر هیچ تهدید خارجی ای وجود نداشته باشد، باید تهدیدی را ساخته و پرداخته کرد. 11 سپتامبر همان تهدید خارجی بود که از یک روزه راه رسیده بود.

سـاموئل هانتینگتــون فعالیت های سیاسی خود را همراه هنری کیسینجر و زبیگنو برژینسکی در شورای روابط خارجی آمریکا که اصلی ترین نهاد راهبردی سیاست خارجی آمریکاست آغاز کرد و سمت های سیاسی، امنیتی و اطلاعاتی متعددی را از سال 1969 عهده دار بوده است. او معتقد است، سرشت و ساختار قدرت جهانی در جهان تک قطبی چهار سطح دارد که در بالاترین سطح آن ایالات متحده، در همه مؤلفه های قدرت برتری دارد.

اما تأثیرگذارترین فرد در میان نومحافظه کاران آمریکایی که دولت جرج دبلیو بوش را هدایت می‌کردند فرانسیس فوکویاما است. فوکویاما با نگارش کتاب “پایان تاریخ” تئوری جدیدی را مطرح کرد. در این تئوری او با اشاره به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، از پایان تاریخ خبر می دهد و می نویسد با شکست مارکسیسم، جز لیبرالیسم، ایدئولوژی دیگری برای بشریت وجود ندارد و با اتکا بر این ایدئولوژی است که می توان مدل مطلوبی برای اداره بشریت ارائه کرد. او نیز همانند اشتراوس مدل های اداره جامعه را به دو بخش مدرن و غیرمدرن تقسیم می کند. دنیای مدرن از دید او همان “خیر مطلق” و دنیای غیرمدرن همان “شر مطلق” است و در رویارویی میان دنیای مدرن و غیرمدرن نهایتا این دنیای مدرن است که بـه پیروزی می رسد و لیبرال دموکراسی به عنوان آرمانشهر مدرنیته، جایگزین الگوهای اعتقادی سنتی می شود. در این تفکر، ارزش های آمریکایی به هدف نهایی بشریت تبدیل می شوند. 29 ژانویه 2002 میلادی (9 بهمن 1380) بود. جرج بوش، رئیس جمهور جمهوری خواه آمریکا، در گزارش سالانه خود به کنگره و ملت آمریکا برای اولین بار از اصطلاح “محور شرارت” استفاده کرد و سه کشور عراق، ایران و کره شمالی را اجزای اصلی این محور نامید. درواقع جرج بوش دنیای مدرن آمریکایی را در جایگاه خیر مطلقی که فوکویاما ساخته و پرداخته بود، قرار داد و در مقابل، شر مطلق - محور شرارت یا دشمنان اصلی دنیای مدرن- را عراق، ایران و کره شمالی معرفی کرد. این در حالی بود که همانند همه رهبران دنیا، مسئوولان ایران نیز حملات 11 سپتامبر را محکوم کردند. جالب اینکه در میان 19 هواپیماربایی که خود را به ساختمان‌های مرکز تجارت جهانی و پنتاگون کوبیدند، نام هیچ ایرانی ای به چشم نمی خورد. جالب تر اینکه علاوه بر اسامه بن لادن به عنوان آمر اصلی، 15 نفر از عاملان این حملات، تبعه عربستان سعودی، متحد دولت بوش در “جنگ با تروریسم” بودند.

حادثه 11 سپتامبر و تئوری های نومحافظه کارانه ای که پس از آن فرصت ابراز و تحقق پیدا کردند به ایجاد افغانستانی جدید با ساختار‌هایی نسبتا دموکراتیک و عراقی پر آشوب منجر شد. خاورمیانه پس از 11 سپتامبر آزمایشگاه نومحافظه کاران آمریکایی برای اجرا و بررسی تئوری های اندیشمندانش شد. البته نتیجه ای که به‌دست آمد چندان دلچسب نومحافظه کاران نبود. اگر چه نتیجه حوادث 11 سپتامبر افغانستانی در آستانه پیشرفت شد، اما در مقابل عراقی پر آشوب آفرید.