یادداشتی از فریدون مجلسی

ترامپ سخنگوی اسرائیل و عربستان شده است

  1. ۲ ماه،۱ هفته قبل
  2. ۰
فریدون مجلسی
نوآوران -

فریدون مجلسی ـ تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل: دونالد ترامپ نامزد این دوره از انتخابات آمریکا، در رفتارها و سخنان و سیاست‌های خود کاملاً تحت‌تأثیر عربستان سعودی است. در آن مناظره زمانی که ترامپ در مورد ایران به کلینتون می‌گوید؛ کشوری که در حال سقوط بود، شما با سیاست‌های خود آن را بلند کردید و اکنون در آستانه تبدیل شدن به کشوری ابرقدتمند است. باید گفت همانگونه که ترامپ دیوانه است، سخنان او نیز دیوانه‌وار است. اساساً او به این مسئله فکر نمی‌کند که ایران با کدام شاخصه‌ها و پتانسیل در آستانه‌ای قرار گرفته است که از آن کشوری قدرتمند بیرون آید. حتی اگر تحریم‌ها هم به صورت همه جانبه و یکجا برداشته شود باز هم این سخن یاوه است. ایران اگر شاهکار کند، تا ده سال آینده می‌تواند به پای ترکیه برسد. با توجه به اینکه توسعه اقتصادی ایران در مقابل همین کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس هم یک دهم درصد است، چگونه می‌تواند به سمت کشوری ابرقدرت پیش برود.

نخستین مناظره تلویزیونی دو نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری در آمریکا نشان داد که به شکلی بی‌سابقه، «ایران» و نحوه برخورد با آن به مهم‌ترین مسئله غیرداخلی این کشور بدل شده است. هیلاری کلینتون، نامزد دموکرات‌ها و دونالد ترامپ، نامزد تندرو جمهوری‌خواهان، مواضع و رویکردی کاملا متفاوت در این خصوص دارند. یک سوی میدان مردی است که با توپ و گلوله مقابل ایران ایستاده، می‌خواهد برجام را پاره و به قایق‌های ایران شلیک کند. سوی دیگر زنی است که اگرچه نرمش اوباما در مقابل ایران را ندارد، اما به مذاکره با ایران افتخار می‌کند. آنها به‌جد درباره ایران بحث می‌کنند و تحلیلگران ایرانی بر این باور‌ هستند که نباید حرف‌های انتخاباتی آنها را چندان جدی گرفت. آنها قرارگرفتن موضوع ایران در مرکز توجه آمریکایی‌ها را بسیار طبیعی می‌دانند چرا که مسئله از یک ‌سو برای آنها حیثیتی شده و از سوی دیگر دستاورد دموکرات‌ها و دستاویز انتقاد از آنهاست.

با توجه به اینکه مواجهه با چین و روسیه در اولویت برنامه‌های دولت کنونی امریکا قرار دارد، اندکی دور از انتظار بود که در آن مناظره مسأله ایران به بحث اصلی سیاست خارجی کلینتون و ترامپ تبدیل شد. در مورد این مسئله باید گفت که منابع مالی ترامپ از کجا تأمین می‌شود. باید گفت که اسرائیل و عربستان با گشاده دستی حاضرند در هر گونه طرح ایران هراسی سرمایه‌گذاری کنند. این موضوع با توجه به خصومت‌های علنی شده و بسیار زشت عربستان نسبت به ایران تشدید شده و ریاض از اینکه با هزینه دلارها فرد تندرویی را وارد درگیری با ایران کند، فروگذار نبوده است. باید گفت که این رویکرد به کدام منبع مالی متصل است و به چه دلیلی ترامپ سخنگوی اسرائیل و عربستان شده است. با وجود این سال‌ها است که سیاست ایران هراسی بشدت در امریکا مورد بهره‌برداری قرار گرفته و بزرگترین برنده و عامل آن هم اسرائیل بوده است.

جمهوریخواهان در کنگره مطرح می‌کنند که ایران با برجام امتیازهای فراوانی به دست می‌آورد. در واقع برجام شرایط دلخواه آنان نیست چرا که با خصومتی که ایران نسبت به امریکا و متحدش اسرائیل می‌ورزد آنها مایل نیستند هیچ گونه گشایشی در این روابط حاصل شود. حزب جمهوریخواه این منطق را حالا به دست کسی سپرده که به اصطلاح لجام گسیخته‌ترین دست راستی امریکا است. ترامپ اصولاً به لیبرال دموکراسی حزب جمهوریخواه هم کاری ندارد و فقط به روش‌های فاشیستی روی آورده است. توده و عوام عاشق قدرت و قدرت نمایی هستند و این فرد هر روز برای آنها قدرت به نمایش می‌گذارد. او همچنین بر گسترش وقایع تروریستی، حضور داعش و مهاجرت‌های غیرقانونی اصرار می‌کند تا توده را مقابل ترس‌های عمومی قرار دهد و از این ترس به نفع خود بهره ببرد.

آنچه در مناظره مشخص بود و نتایج نظرسنجی‌های پس از مناظره نیز نشان داد این است که کفه مثبت به سمت خانم کلینتون بوده است اما باید دید در انتها چه کسانی پای صندوق‌های رأی خواهند آمد. بارها پیش آمده کسانی که متمایل به انتخاب شخصیت مناسب‌تر بودند پای صندوق رأی نیامدند و بعدها افسوس خورده‌اند. شخصیت ترامپ به گونه‌ای است که هر روز وعده و شعاری جدید مطرح می‌کند. او به سادگی هوادارانش را علیه منتقدان می‌شوراند و اصولاً اهمیت نمی‌دهد که این شوراندن چه عواقبی در پی دارد و آیا اصولاً اخلاقی هست یا خیر. او به تأثیر گذارهای آنی توجه دارد. ترامپ از دروغ گفتن ابایی ندارد و این مسأله برای حزب جمهوریخواه هم شکست اخلاقی است که فردی نه‌چندان خوشنام اینگونه در مورد تمام امور بی پروا اظهارنظر کند.

کلینتون سازگاری و ملایمت اوباما را ندارد و اصولاً در سیاست خارجی تندتر است اما درباره ایران خود کلینتون جزو کسانی بود که آغازگر مسیر برقراری دیالوگ بین دو کشور بود. ممکن است او هم شعارهایی را مطرح کند که مورد توجه گروه‌های تندرو قرار بگیرد ولی در عمل حتی ترامپ هم نمی‌تواند به دلخواه و بر اساس شعار عمل کند. بوش پسر هم از نظر عقلانی برتری زیادی نسبت به ترامپ ندارد و او هم شعارهای خشونت‌آمیز می‌داد و دو جنگ را هم آغاز کرد اما واقعیت این است که در زمان لازم اتاق‌های فکری که کاخ سفید و وزارت خارجه را تحت تأثیر می‌گذارند نقش جدی‌تری دارند.