سرمقاله مدیرمسوول

مجادلات لفظى یا مراودات عملى

  1. ۲ ماه قبل
  2. ۰
نعیم
نوآوران -
توافق بزرگ نفتى جهان میان اعضاى صادرکنندگان نفت موسوم به اوپک در نشست غیررسمى هفته گذشته در الجزیره، بیش و پیش از آثار اقتصادى آن، رویداد بسیار مهمى بود که به شایستگى در رسانه‌ها و رجال سیاسى داخلى ایران بازتاب نیافت. ما، از جمله این رسانه‌ها و آن رجال، عموماً به درجه‌اى در منازعات سیاسى و جناحى و حفظ منافع مان در این بازى درگیر و غریقیم که شگفتى ندارد از تحولاتى چنان مهم در سطح منطقه‌اى. به طرزى مؤثر با خبر نشویم و به تحلیل آن نپردازیم.


    از جنبه اقتصادى و در وهله نخست، بلافاصله پس از این توافق که به صورتى غیرمنتظره براى بازارهاى بین‌المللى و محافل سیاسى – اقتصادى جهان رخ داد، قیمت جهانى نفت‌خام بین ٢/٥ تا ٣/٥ دلار افزایش یافت. به این ترتیب و تا زمان تداوم این افزایش، عجالتاً روزانه بین ٦ تا ٨ میلیون دلار به درآمد نفتى ایران و ٢٥ تا ٣٠ میلیون دلار به درآمد عربستان سعودى افزوده شده است که در این شرایط مالى بسیار سخت براى هر دو کشور اساساً وابسته به درآمدهاى نفتى، ارقام چشمگیرى به شمار مى‌آید.


    بخش مهم‌تر این رویداد اما، در بُعد سیاسى آن رخ داد. به لحاظ اقتصادى و فنى، در طرف جمهورى اسلامى ایران، افزایش شدید تولید نفت خام به روال یک سال گذشته، دیگر ممکن نیست و ایران دیگر قادر نخواهد بود بدون سرمایه‌گذارى‌هاى مالى و تکنولوژیکى عظیم در مقیاس بین‌المللى به تولید نفت خام خود به صورتى چشمگیر بیافزاید. این را طرف دیگر ماجرا یعنى عربستان سعودى نیز نیک مى‌داند و این بار، با پرهیز از مجادلات سیاسى و دیپلماتیک و لفظى بى‌حاصل و زیانبار به حال هر دو کشور و نیز جهان اسلام، عربستان عملاً بر روى کاغذ مستثنى شدن ایران از طرح توقف افزایش تولید نفت را پذیرفت و متقابلاً خود نیز زیر بار تعهد کاهش تولیدى کمتر از ٣٠٠ تا ٤٠٠ هزار بشکه در روز رفت که در مقیاس تولید روزانه ١٠ تا ١١ میلیون بشکه عربستان سعودى، کاهش ملموسى نیست. به این سان و در عمل، ایران و عربستان بدون آن که جز توافق دیپلماتیک و دست کشیدن از تهدید یکدیگر کارى کرده باشند، از نظر مالى بیش از تداوم درگیرى سود برده‌اند. به عبارتى: افزایش درآمد نفتى ایران از این توافق معادل افزودن روزانه ١٤٠ هزار بشکه نفت به تولید کنونى آن است و سهم مشابه عربستان معادل ٤٠٠ هزار بشکه نفت یعنى دو برابر تهعد آن کشور به کاهش تولید کنونى‌اش شده است. این است معجزه هم‌افزایى گفت‌و‌گو و تعامل در برابر تشدید مجادلات لفظى و دیپلماتیک خسارت بار!


    اهمیت اصلى توافق الجزیره در بُعد سیاسى آن است که این نخستین همراهى و همگرایى عملى دو کشور ظرف سه سال گذشته یعنى از زمان ریاست‌جمهورى حسن روحانى به بعد است. تاریخ سازمان کشور‌هاى صادرکنندگان «نفت اوپک» اساساً جز تاریخ کشمکش‌هاى دیپلماتیک و مجادلات سیاسى ایران و عربستان نبوده و نیست. پیروزى انقلاب اسلامى در بهمن ١٣٥٧ خورشیدى کوچک‌ترین تغییرى در این رابطه پر تخاصم ایجاد نکرد؛ زیرا ماهیت این درگیرى تاریخى و ژئوپولتیک است و بالاخره تغییر حکومت‌ها چه در سمت ایران و چه عربستان، صرفاً تخفیف یا تشدید پیدا مى‌کند و نه بیشتر.


    اما نیز باید گفت سرشت و سرنوشت هر دو سرزمین اصلى جهان اسلام یعنى ایران و عربستان که بخش اعظم جغرافیاى سیاسى و اقتصادى خاورمیانه را به خود اختصاص داده‌اند، این است که باید و تا پایان تاریخ هم زیست هم باشند و در عین تضادها و تفاوت‌هاى بنیادین، به اشتراکات با هم بیاندیشند. هر یک از دو کشور به همراه ترکیه، به تنهایى نقشى تعیین کننده در ثبات بخشى به منطقه خاورمیانه را دارند و در حالى که نادیده انگاشتن هر یک از سه ضلع مثلث تهران. ریاض، آنکارا براى کشورها و قدرت‌هاى جهانى ممکن و حتى سودمند به نظر مى‌رسد؛ در خاورمیانه، همچون مورد سوریه، یمن، عراق و غیره، جز به آتش و دود و جنگ و کشتار و نابودى نمى‌انجامد. هر یک از سه کشور – چنان که همه ٦٠ سال اخیر و به ویژه ١٠ سال اخیر نشان داده است – هر گاه کوشیده اند صرفاً به اتکاى قدرت هاى خارجى و بدون در نظر گرفتن دو طرف دیگر با قدرت هاى جهانى بسازند، عملاً در پیشبرد اهداف خود در منطقه ناکام مانده اند.


    اکنون نیز پس از سه سال تشدید بى‌سابقه جنگ لفظى که جز به افزایش هزینه‌هاى نظامى و تشدید تنش در منطقه و صرفاً به سود ایالات متحده آمریکا و اسرائیل رقم خورده و انجامیده است، توافق ضمنى چهارشنبه گذشته را در هر دو پایتخت یعنى تهران و ریاض باید به فال نیک گرفت و در تقویت آن کوشید. نه ایران و نه عربستان، هیچ یک قادر به حذف یا حتى نادیده انگاشتن یکدیگر نیستند. اگر این واقعیت از پیش بدیهى را بپذیریم؛ آن گاه تشدید مجادلات لفظى جز به افزایش فروش اسلحه ایالات متحده به عربستان ( ١١٥ میلیارد دلار ظرف هشت سال گذشته ) یا آسایش بیشتر تل‌آویو نمى‌انجامد.


    با توجه به تحولات ژئوپولتیک در سطح جهانى شامل کشف تکنولوژى استخراج نفت شنى در آمریکا و کانادا و کاهش قیمت و اهمیت نفت خاورمیانه براى ایالات‌متحده، دو کشور همسایه باید بیاموزند که براى حل مناقشات دو جانبه و منطقه‌اى خود، صرفاً اتکاء به قدرت‌هاى جهانى نمى‌تواند براى هر یک به تنهایى ثبات، امنیت و رشد اقتصادى بیاورد. افزایش بى‌سابقه تنش‌هاى دو جانبه میان ایران و عربستان درست پس از امضا و اجراى توافق هسته‌اى بین تهران و قدرت‌هاى بزرگ و به ویژه ایالات‌متحده مى‌تواند بیانگر این تصور در هر دو کشور باشد که این توافق، به نیرومندتر شدن تهران و تلاش براى برقرارى یا تثبیت تسلط بر منطقه و تلاش عربستان براى جلوگیرى از آن انجامیده است. توافق الجزیره، نشان مى‌دهد که این تصور نادرست بوده است. ایران با اتکاء به ظرفیت‌هاى ذاتى خود از جمله جمعیت، جاذبه ایدئولوژیک، اقتصاد متنوعتر و نیز ساختار سیاسى بازتر – در مقایسه با عربستان – مى‌تواند در جهت محدود کردن رقیب منطقه‌اى خود گام‌هایى بردارد و در مقابل عربستان مى‌تواند با تکیه بر درآمد ٥٠٠ میلیون دلارى خود، همه این تلاش‌ها را خنثى و بلا اثر کند. از این مناقشه، جز دهه‌هاى از دست رفته براى توسعه هر دو کشور و شادکامى اسرائیل چه بر جا مانده است و انتظار مى‌رود در آینده چه بر جا بماند.


    نکته پایانى این‌که برخى دانسته و عامداً بر طبل جنگ دو کشور قدرتمند منطقه مى‌کوبند و با انحاء مختلف از ایجاد اختلافات مذهبى تا تهییج روحیات شووینیستى در دو کشور، به میدان جنگ کشانیدن تهران و ریاض را در سر مى‌پرورانند. به عنوان مثال اخیراً پیامى ( به نقل از فردى موسوم به فرانس ژیرس استاد دانشگاه و مفسر جنگ و رئیس اتاق جنگ ناتو در اتحادیه اروپا ) در شبکه‌هاى اجتماعى به طور گسترده دست به دست مى‌شود که در آن به ضرس قاطع و نکته به نکته اعلام شده است در صورت وقوع جنگ بین ایران و عربستان سعودى: «ظرف سه ساعت ایران تنگه هرمز را مین‌گذارى کرده و کنترل آن را به دست خواهد گرفت و به این ترتیب هر شش ساعت یک کشتى نفت کش عربستانى به همراه خدمه‌اش به غنیمت و اسارت ایران در خواهد آمد، ظرف شش ساعت نیروى دریایى عربستان نابود خواهد شد، ظرف ٨ ساعت و متعاقب شلیک انواع موشک‌هاى نقطه زن ایران؛ مراکز نظامى، فرودگاه‌ها و تأسیسات و سکوهاى نفتى و زیرساختى تمامى کشورهاى عربى حامى عربستان ( قطر، دوبى، ابوظبى، شارجه، بحرین، کویت و... ) نابود شده و برخى از این کشورها براى همیشه از نقشه جغرافیاى جهان محو خواهند شد و بقیه نیز به عصر حجر رجعت خواهند کرد. (جالب این که براى نابودى هر کشور؛ تعداد موشک موردنیاز، نوع موشک و محل پرتاب آن نیز ذکر شده است) و... به این ترتیب و نهایتاً بهاى نفت به بیش از ٤٠٠ دلار براى هر بشکه افزایش خواهد یافت! » پر واضح است چنین پیام هایى پُر غُلو با نوشتارى وارونه یعنى با برجسته‌سازى نیروهاى مسلح عربستان و تجهیزات جنگى این کشور، در میان اتباع آن کشور هم دست به دست مى‌شود. همانگونه که قبلاً و در یادداشت «شهر بدون روزنامه» ذکر شد، شکى نیست این پیام‌ها حاصل یک کار تیمى منسجم و بر آمده از اتاق‌هاى فکر کشورهاى نه چندان نا‌آشنایى‌ست که جهت ارسال آن‌ها به جامعه ما، با گشاده‌دستى مبالغ هنگفتى هزینه مى‌کنند. نا‌گفته پیداست نهایت آرزوى دست‌اندر‌کاران ارسال این پیام‌هاى خوش خط و خال، اضمحلال جامعه ایرانى و در نتیجه تزلزل نظام سیاسى کشورمان و بالاخره ساختن سوریه و عراقى دیگر در منطقه است.

    به هوش باشیم و قدر فرصت‌هاى به دست آمده از رهگذر منافع مشترک با کشورهاى منطقه را غنیمت شمرده و در مسیر پر‌رنگ‌تر ساختن آن‌ها و نیز تعدد بخشى به این مشترکات و منافع دو و چند جانبه، گام برداریم