افزایش موقعیت حقوقی «تهران » و کاهش در «ریاض»

عربستان در تنگنا

  1. ۲ ماه قبل
  2. ۰
عربستان در تنگنا
نوآوران -

به عنوان مثال، در جریان مذاکرات هستهای به خوبی دیدیم چگونه اضافه کردن یک واژه در قطعنامهٔ 2231، موشکهای بالیستیک ایران را از زیر ضربِ ممنوعیت بینالمللی خارج کرد. متقابلاً، شاهد بودیم چگونه «نامگذاری» حقوقی ایران به عنوان «حامی تروریسم» و تصویب یک قانون برای سلب مصونیت آن در دادگاههای ملی کانادا (سال 2012)، توانست روابط دیپلماتیک میان دو کشور را به انفصال بکشاند؛ حال اینکه سابقاً رابطه میان دو کشور بیش از هر چیز بر اساس ملاحظات ژئوپولیتیک، سیاسی، راهبردی، تاریخی و اقتصادی سامان میگرفت. امروز به وضوح میبینیم چگونه اهرم «حقوق» این ظرفیت را پیدا کرده است که سایر این ملاحظات را تحتالشعاع قرار دهد. با این مقدمه، این واقعیت غیرقابل کتمان است که در سالهای اخیر «موقعیت حقوقی» ایران در عرصهٔ راهبردی با سرعت قابل ملاحظهای در حال ارتقاء بوده است؛ حال اینکه موقعیت حقوقی عربستان سعودی به تدریج تنزل یافته است. در این راستا، شاید بزرگترین ضربهای که از این حیث متوجه عربستان سعودی شد، لایحهٔ «عدالت ضد حامیان تروریسم» است که امروز - پس از فراز و نشیبهای بسیار - در آمریکا به قانون تبدیل شد. تبعات این قانون برای عربستان سعودی بسیار سنگین است: - اول اینکه با تصویب این قانون، کنگرهٔ آمریکا عملاً مهمترین اهرم «نفوذ» عربستان سعودی در نظام سیاسی ایالات متحده را - که همان «پول» است - از دست این کشور خارج کرده است. به عبارت دیگر، از این پس، عربستان سعودی مجبور میشود میلیاردها دلار سرمایهاش را - برای جلوگیری از توقیف - از قلمروی قضایی آمریکا خارج کند؛ و همین امر قدرت مانور و توان تاثیرگذاری لابیهای حامی این رژیم را در واشنگتن به شدت محدود خواهد کرد. - دوم اینکه این قانونِ کنگره، از هماکنون موقعیت «سیاسی» عربستان سعودی را به شدت تضعیف کرده و نشان داده است که رژیم آل سعود - علیرغم ظاهرسازیهای بی وقفهٔ آقای عادل الجبیر - به هیچ عنوان از حمایت جامع و بی قید و شرط بازیگران سیاسی در واشنگتن برخوردار نیست. به واقع، در حالی که بررسی تحرکات پسا-برجامی حاکم میان بازیگران متعدد نظام آمریکا با یکدیگر نشان میدهد اجماع (و Bipartisanship) گذشته در مورد ایران از میان رفته است، تصویب این قانون جدید علیه عربستان سعودی - که با اجماع قریب به کامل در مجلسین کنگره و حتی باطل کردن «وتوی» رئیسجمهور صورت گرفت - نشان میدهد که در واشنگتن، اراده جمعی و عزم پرمخاطرهای علیه عربستان سعودی در حال شکلگیری است. - سوم اینکه تصویب این قانون، یک شکست جدی در عرصهٔ «روابط عمومی» نیز برای عربستان سعودی محسوب میشود؛ و از دست دادن حمایت افکار عمومیِ آمریکا برای آل سعود یک آسیب جدی «امنیتی» است. اگر آقای عادل الجبیر برای «هم ذات پنداری» و اغوا کردن افکار عمومی آمریکا، در هر حضور رسانهای از «رانلد ریگان» تمجید میکند و مدام به صورت اغراقآمیز به جملات قصار بنیانگذاران آمریکا استناد میکند، امروز - علیرغم تلاشهای او - مسئولیت عملیات تروریستی 11 سپتامبر از «القاعده» به دوش «دولت عربستان سعودی» منتقل شده است و این لطمهٔ بسیار سنگینی است که خبرهترین مشاوران و شرکتهای روابط عمومی نیز به راحتی قادر به جبران آن نخواهند بود.