یادداشت

عاقبت جنگ نیابتی ایران و عربستان!

  1. ۲ ماه قبل
  2. ۰
عربستان
نوآوران -

سید محمد حسینی-*سفیر اسبق ایران در عربستان


عربستان دولتی بود که از زمان عبدالعزیز بر اساس یک نانوشته هایی وضعیت مشخصی داشت که من از آن به نوعی زایمان تعبیر می کنم. وضعیت این بود که فرزندان ذکور ملک عبدالعزیز از زمان تاسیس دولت وی بر اساس نظام چرخشی به ترتیب پادشاه می شدند و بقیه برادرها و برادرزاده ها هم سهمی از قدرت داشتند و این سیستم در طی دوران طوفان های منطقه ای، به حفظ و ثبات عربستان کمک بسیاری کرد. از اواخر دوران عبدالله و روی کار آمدن سلمان ، پادشاه فعلی، عربستان دچار دگردیسی در درون رژیم خود شد و برای اولین بار نسل سوم شاهزاده ها در سطوح بالای حاکمیت قرار گرفتند، الان به غیر از سلمان که جز طبقه اول و از فرزندان ملک عبدالعزیز محسوب می شود، ولیعهد، محمد بن نایب و بن سلمان از رده سوم هستند که در طول هشتاد سال گذشته چنین روندی وجود نداشته و یا در اداره سیاست خارجی هیچ وقت رویه به این صورت نبوده است که غیر از شاهزاده ها کسی وزیر خارجه شود در حالی که اکنون جبیر به عنوان یک تکنوکرات این وظیفه را به عهده گرفته است. این تضادهایی که در موضوع حاکمیت وجود داشت موجب شد تا گسل هایی را ایجاد نماید و من از ان گسل ها به عنوان زایمان تعبیر می کنم که تاثیراتی در منطقه گذاشت و بحث یمن نیز یکی از این موارد بود. ما پیش از این نیز می دانستیم که بین ۳۵۰۰ تا ۴۵۰۰ شاهزاده ای که وجود دارد از این نظر درگیری شدیدی بین آنها شکل گرفت.  این باعث شد تا بسیاری از شخصیت های مهم که همیشه در راس حاکمیت بودند به حاشیه بروند. در سطح منطقه ای، روند به گونه ای بوده است که عربستان باخته است. ایفای نقش در سوریه، لبنان و یمن به خوبی نشان دهنده این وضعیت بوده است. از طرف دیگر حادثه ای که برای عربستان اتفاق افتاد و شاید کمتر از آن به عنوان حادثه یاد می شود رابطه ایران و آمریکا بود و این موضوعی بود که سعودی ها بسیار به آن حساس بودند. در واقع این نشان می داد که سعودی ها که به صورت متوالی در  سه دهه از افزایش تنش و اختلافات بین ایران و آمریکا  به نفع خود استفاده  کرده بودند، حالا احساس می کردند که برجام و مذاکرات ماه ها ایران و آمریکا جایگاه آنها را به خطر انداخته است و حس کردند که آمریکا بنابر تحولات ژئوپلتیک و مداخلات گسترده در خاورمیانه از جمله دلیل کاهش نیازهای نفتی به خاطر نفت شل و هم به خاطر اتفاقاتی که در آسیای جنوب شرقی می افتاد، ممکن است بر روی نقش ایران بیشتر حساب کند. این حوادث رخ داد و ملک عبدالله هم از دنیا رفت، معتقد بودم که اگر روزی قرار است بین ایران و  عربستان وجه اشتراکی ایجاد شود، حتما باید در زمان عبدالله اتفاق بیفتد زیرادر مقایسه با برادرانش تعادلی داشت و این تعادل را در رابطه با کشورهای دیگر مانند ایران حفظ می کند اما بعد از وی افرادی مقابل عقاید وی روی کار آمدند و از این جهت گسل هایی که وجود داشت به شدت هولناک شد. از اواخر دوران عبدالله و روی کار آمدن سلمان ، پادشاه فعلی، عربستان دچار دگردیسی در درون رژیم خود شد و برای اولین بار نسل سوم شاهزاده ها در سطوح بالای حاکمیت قرار گرفتند، الان به غیر از سلمان که جز طبقه اول و از فرزندان ملک عبدالعزیز محسوب می شود، ولیعهد، محمد بن نایب و بن سلمان از رده سوم هستند که در طول هشتاد سال گذشته چنین روندی وجود نداشته و یا در اداره سیاست خارجی هیچ وقت رویه به این صورت نبوده است که غیر از شاهزاده ها کسی وزیر خارجه شود در حالی که اکنون جبیر به عنوان یک تکنوکرات این وظیفه را به عهده گرفته است. این تضادهایی که در موضوع حاکمیت وجود داشت موجب شد تا گسل هایی را ایجاد نماید و من از ان گسل ها به عنوان زایمان تعبیر می کنم که تاثیراتی در منطقه گذاشت و بحث یمن نیز یکی از این موارد بود. ما پیش از این نیز می دانستیم که بین ۳۵۰۰ تا ۴۵۰۰ شاهزاده ای که وجود دارد از این نظر درگیری شدیدی بین آنها شکل گرفت.  این باعث شد تا بسیاری از شخصیت های مهم که همیشه در راس حاکمیت بودند به حاشیه بروند. با بررسی رفتار شناسی دو کشور و حکمت و درایتی که از ناحیه جمهوری اسلامی ایران وجود دارد . علی رغم لفاظی هایی که بین دو کشور وجود دارد، من احساس می کنم که هر دو کشور این بازی تنش رو ادامه می دهند اما جنگی صورت نمی گیرد. چه از طرف  ایران و چه  از طرف عربستان چنین تصمیمی وجود ندارد و وقوع جنگ باعث نابودی هر دو کشور می شود چون هر دو کشورهای مطرح شده، قدرت های ضعیفی نیستند و این مورد نیز مانند جنگ عراق و ایران نیست بلکه جنگ ایران و عربستان به نوع دیگری خواهد بود و حتی بعضی از ان به عنوان جنگ جهانی سوم یاد می کنند که تمام قدرت های بزرگ مثل روسیه، آمریکا را درگیر می کند عوامل بازدارنده بین دو کشور که موجب شود جنگی صورت نگیرد بیشتر است اما دو کشور به صورت نیابتی جنگ را گسترده می کنند، و مشاهده می کنیم که قصد دارند تا تمام نیروهای خود را برای مقابله با ایران تجمیع کنند اگرچه قدرت های کمتری هم جانب عربستان را برای مقابله با ایران گرفته اند .عربستان کم کم احساس تنهایی و انزوا می کند به گونه ای که وزیر خارجه این کشور به یک کشور کوچک آفریقایی، سنگال می رود و سعی می کند که از این کشور سرباز بگیرد تا نشان دهد یک کشور از ان حمایت کرده است. از طرف دیگر لازم است گفته شود که عربستان، عراق را بسیار در سیاست های خود مهم می داند و سوریه نیز برای ان بسیار حائز اهمیت است، چرا که اگر وضعیت عراق تثبیت شود که این اتفاق احتمال بسیاری نیز دارد، موازنه ای که در ذهن عربستان شکل گرفته به شدت بهم می خورد.