سرمقاله - فیروز نعیم محبوبی

تأثیر نتیجه انتخابات آمریکا بر حاکمیت و جناح‌های سیاسی ایران

مدیر مسوول

  1. ۳ هفته،۶ روز قبل
  2. ۰
نعیم
نوآوران -

از نخستین ساعات سحرگاه  ـ به وقت آمریکا ـ امروز 8 نوامبر 2016 میلادی برابر با 18 آبان 1395 خورشیدی اتباع ایالات متحده آمریکا در سراسر جهان با شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری این کشور، یکی از دو کاندیدای احزاب دموکرات یا جمهوری‌خواه را به سمت شخص اول یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین دولت‌های حال حاضر جهان برخواهند گزید و طی ساعات فردا (چهارشنبه) و با اعلام نتایج؛ تکلیف مستأجر جدید دست‌کم چهارساله کاخ سفید روشن خواهد شد و به این ترتیب روزهای بس پرهزینه و طولانی ـ حدوداً دو ساله ـ موقتاً و تا نیمه سال 2020 پایان خواهد یافت.

شاید مهم‌ترین ویژگی این دور از انتخابات ریاست‌جمهوری ایالات متحده «سرنوشت‌ساز نبودن» آن است. در حالی‌که به لحاظ روند تاریخی، فاصله میان هم عملکرد و هم برنامه‌ها و شعارهای دو حزب عمده آمریکا در انتخابات این کشور، دوره به دوره در حال کاهش بوده و نیز به لحاظ نظری و ایدئولوژیک هر یک از دو حزب و کاندیداهای آن‌ها در حال افول و تهی شدن از هرگونه ترسیم چشم‌انداز آرمانی منسجم برای رأی دهندگان آمریکایی بوده‌اند، در دور اخیر و جاری این انتخابات، این روند به نقطه حضیض خود رسیده و در طول دو سال فرآیند شبانه‌روزی فعالیت‌های انتخاباتی دو نامزد، هیچ فاصله چشم‌گیر و نظری میان آن دو بر سر نگاه به جهان، اقتصاد آمریکا و سایر مسائل مهم داخلی و بین‌المللی دیده نشده است. هر یک از دو کاندیدا، در این دور و بیش از هر دوره دیگری، اساساً کوشیده‌اند ماهیت، هویت و برنامه‌های خود را در ذیل ترسیم مقدار و اندازه فاصله با طرف مقابل تعیین و به مردم آمریکا معرفی کنند تا نگاه استراتژیک خود و حزب متبوع‌شان به آینده ایالات متحده و جهان.

همین فقدان بی‌سابقه نگاه استراتژیک و برنامه مستقل ـ از طرف مقابل ـ است که این دوره از انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده را به کارزار بی‌سابقه‌ای از افشاگری‌های اخلاقی مبتذل و زشت و نیز اعلام مواضعی مانند روابط با ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهوری روسیه و غیره کشانده و با سوق دادن این کارزار به بی‌مایه‌ترین و پایین‌ترین سطح تاریخی آن، مثلاً مهم‌ترین و بارزترین وجه متمایزکننده دو طرف کارزار انتخاباتی را افزایش یا کاهش مداخله نظامی آمریکا در جنگ داخلی سوریه در صورت پیروزی هر یک از دو طرف قرارداد داده است. یکی از عوامل جدی نزدیک بودن آراء هر دو کاندیدا به یک‌دیگر در نظرسنجی‌ها و نیز احتمال سقوط میزان مشارکت به پایین‌ترین سطوح تاریخی و هم‌چنین بلاتکلیفی بسیاری از رأی دهندگان آمریکایی در انتخاب هر یک از دو کاندیدا، همین بوده است.

اهمیت این سقوط اخلاقی و کاهش فاصله میان دو حزب اصلی ایالات متحده و دست‌کم برای ایران خود به خودی و بالذات نیست. این روند، برای ما از آن رو مهم است که اولاً ایالات متحده، روز به روز در حال فاصله گرفتن بیشتر از رهبری ایدئولوژیک، آرمانی و اخلاقی دنیای غرب و به‌ویژه اروپاست؛ ثانیاً نقش تحولات سیاسی بسیار مهم و تعیین کننده در آمریکا در چارچوب انتخابات ریاست‌جمهوری آن کشور، روز به روز و دوره به دوره برای ایران در حال فرعی تر شدن و غیرقابل تعیین‌کننده‌تر شدن است. البته، ایالات متحده همچنان مهم‌ترین کشور جهان برای بیشتر کشورها و از جمله جمهوری اسلامی ایران است و همچنان یک پنجم تولید ثروت جهان و نیمی از هزینه‌های نظامی دنیا را در خود متمرکز کرده است؛ اما از زمانی که این کشور با تحولات داخلی خود می‌توانست سمت و سو یا حتی سرنوشت‌ کشورهایی مانند ایران را تغییر یا حتی تحت تأثیر قرار دهد، سالیان دراز سپری شده است.

صرف‌نظر از برنامه‌ها و شعارهای انتخاباتی هر یک از دو نامزد ریاست ‌جمهوری آمریکا که اینک مانند بسیاری از دیگر کشورها بیش از هر زمان دیگری «جهان سومی» شده و برای جلب مخاطب هر روز تندتر و تندتر می‌شود، اساس تفاوت میان دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات آمریکا ـ تا آن‌جا که به ایران مربوط می‌شود ـ نوع افزایش فشار به تهران برای رسیدن به اهداف سیاسی و اقتصادی ایالات متحده خواهد بود و نه حتی شدت این فشار.

جمهوری‌خواهان، این فشار را معمولاً با سر و صدای بیشتر و با تکیه بالاتر به توان نظامی آمریکا می‌پسندند و دموکرات‌ها، برعکس بر ابزارهای دیپلماتیک و اقتصادی برای پیشبرد منافع ایالات متحده تکیه دارند. به لحاظ ژئوپولیتیک، تفاوتی در کار نخواهد بود. به موازات و به مثابه بازتاب این تفاوت‌ تاکتیکی در اقدام و نه استراتژی، تأثیرگذاری پیروزی هر یک از دو حزب نیز فرعی و عملیاتی و تاکتیکی خواهد بود و در ساختار سیاسی ایران، تحولی تعیین کننده و حتی مهم پدید نخواهد آورد.

تنها رویداد مورد انتظار این خواهد بود که پیروزی جمهوری‌خواهان به ویژه «رادیکال‌نماترین» رئیس‌جمهوری تاریخ ایالات متحده یعنی دونالد ترامپ، در این جا همتایان رادیکال را بیشتر به وجد خواهد آورد و بر تحرک آنان ـ بدون اثر سیاسی تعیین کننده بر ساختار قدرت در ایران ـ خواهد افزود. برخلاف دوره پیشین در به قدرت رسیدن یک جمهور‌ی‌خواه تندرو در کاخ سفید آمریکا یعنی جرج بوش پسر که نهایتاً با محور شرارت خواندن ایران پس از اشغال عراق نقشی مهم در رادیکالیزه شدن فضای سیاسی ایران و نیز ساختار قدرت در آن ایفا کرد و در روی کار آمدن محمود احمدی نژاد تأثیری به غایت عمیق بر جای گذاشت؛ این بار اولاً تجربه محمود احمدی نژاد و رادیکالیسم او با تمام نتایج آن، پیش چشم همه ایرانیان از ساختار قدرت تا توده مردم است و موجب شده تا حتی پیش از تعیین سمت و سوی سیاسی مستأجر آینده کاخ سفید، او از حضور در انتخابات ریاست جمهوری بهار 1396 ایران برکنار بماند و ثانیاً؛ این بار، بر خلاف دوره پیش، منابع نفتی بیکرانی در کار نیست تا خلل و فرج اجتماعی و اقتصادی کشور را بپوشاند و پر کند و به رادیکالیسم تقلبی و ماهیتاً غارتگر داخلی، ظاهر مردم‌گرا، مهرورز و عدالت‌گستر ببخشد.

متقابلاً در صورت پیروزی دموکرات‌ها، مهم‌ترین رویداد محتمل در ایران، افزایش هر چه بیشتر و ژرفتر در سطح هوشیاری امنیتی نظام جمهوری اسلامی ایران اعم از دولت و دیگر ارگان حکومتی و تعمیق این هوشیاری به عالی‌ترین سطوح اجتماعی ـ اقتصادی خواهد بود. برخلاف جمهوری‌خواهان با شعارهای پرطمطراق در شروع حمله نظامی به ایران ظرف امروز و فردا؛ این دموکرات‌ها بودند که در ژرف‌ترین و پیچیده‌ترین و البته موفق‌ترین عملیات محاصره اقتصادی تاریخ تا امروز، عرصه را به تهران نه در حوزه نظامی، بلکه در تحریم های اقتصادی تنگ کردند. از این جنبه، پیروزی دموکرات‌ها دست‌کم برای ایران هم خطرناکتر است ـ و هم به همین علت ـ نظام جمهوری اسلامی ایران را به تعقل و تعمق بیشتر و فاصله گرفتن از شعارهایی صِرف چون «نفوذ» و تمرکز بیشتر بر احیای اقتصاد ملی و افزایش ضریب مقاومت آن در برابر فشارهای بین‌المللی سوق خواهد داد.

نکته پایانى این‌که توفق ترامپ بر کلینتون، مى‌تواند بهترین سورپرایز انتخابات ریاست‌جمهورى ایالات متحده براى تندروهاى دلواپس ایرانى باشد. موهبتى که رفتارها و سخنان ضد جمهورى اسلامى ترامپ در مقام پوپولیست‌ترین رئیس‌جمهور امریکا و شرح و تفسیر و مقابله به مثل با آن‌ها، مى‌تواند بسى بر خرمن تحقق شکست حسن روحانى از کاندیداى جناح مقابل در انتخابات بهار ١٣٩٦ بیافزاید و زمینه ایذاء و رنجش دولت یازدهم را در چند ماه پیش رو توجیه و مهیا سازد. هر چند عدم توفیق روحانى در انتخابات مذکور بعید و ناممکن مى‌نماید، اما این به این نیست که دلواپسان از آزمون بخت گشاده خود توسط ترامپ دست بشویند.

البته پر واضح است در صورت تصاحب کاخ سفید توسط هر یک از دو کاندیداى ریاست جمهورى آمریکا، حسن روحانى سناریوهاى مناسب رفتار با ایشان و نیز جناح ها و جریانات سیاسى داخلى را در دست اقدام خواهد داشت و چه بسا پیروزى ترامپ بر رقیبش، فرصت هاى طلایى بسیارى براى رئیس جمهورى ایران براى مقابله با تندروهاى داخلى فراهم ساخته و بیش از پیش به قطعى تر شدن پیروزى اش در انتخابات ریاست جمهورى بهار سال آینده منجر گردد.

نوشتارهای مرتبط

تازه های بین الملل